نگاهی به کتاب جوانی زیباست و داستان‌های دیگر، نوشته‌ی هرمان هسه با ترجمه‌ی سعید فیروزآبادی
«ملت‌های ترسو حماسه‌های شجاعانه دارند و ملت‌های بی‌عاطفه، نمایشنامه‌های عاشقانه.» (ص ۱۷۲)

هرمان هسه به‌عنوان پرخواننده‌ترین نویسنده‌‌ی اروپایی در قرن بیستم شناخته ‌شده‌ و از پرخواننده‌ترین نویسندگان آلمانی زبان در ایران است و برخی از کتاب‌هایش چندین‌بار ترجمه‌ شده است.

هرمان هسه در دوم ژوئیه‌ی سال ۱۸۷۷ میلادی در شهر کالو  زاده شد. پدرش از اهالی استونی در سواحل دریای بالتیک و مادرش، سوییسی بود. پدر هرمان، مدیریت سازمان انتشارات مبلغین پروتستان را به عهده داشت. مادرش دختر هند‌شناس سرشناس، دکتر هرمان گوندرت و مدیر اتحادیه‌ی ناشران کالو بود. به همین دلیل نیز رد فلسفه‌ی مشرق ‌زمین در تمام آثار هسه به چشم می‌خورد.

کتاب «جوانی زیباست و داستان‌های دیگر» شامل ۶ داستان است: ۲ داستان بلند و ۴ داستان کوتاه. دو داستان بلند «دوستان» و «جوانی زیباست» نام دارند. «دوستان» درباره‌ی دو دوست جوان است که هر کدام راه متفاوتی را انتخاب می‌کنند. یکی به راه فلسفه می‌رود و دیگری زندگی دانشجویی و تن دادن به نظام اجتماعی را انتخاب می‌کند.

هرمان هسه در آثارش مبارزه‌ی جاودانه‌ی روح و زندگی را ترسیم نموده و با نگرشی هنرمندانه به دنبال ایجاد تعادل بین این دو پدیده ‌است. وی به طور جدی به مشکلات انسان‌ها و روابط بین آن‌ها و همچنین نقش هنرمند در جامعه، پرداخته است.

پیش‌ترها اروین همچون هر جوان دیگری در لحظه‌های حماقت و ناراحتی این فکر به سراغش می‌آمد که در صورت پایان همه‌ی خوشی‌ها می‌تواند هفت‌تیری بردارد و به زندگی خود پایان دهد. حال که این نیاز وجود داشت، آن حس تسلی‌بخش نیز از بین رفته بود و حتی دیگر به ذهن او نیز خطور نمی‌کرد. وقت آن نبود که دست‌خوش نهایت بزدلی شود، بلکه باید مسئولیت کارهای بد و احمقانه را می‌پذیرفت و کفاره‌ی آن را هم می‌داد. گویی در لحظه‌ی سحرگاهی خواب‌آلود، بی‌مسئولیت و گیج بیدار شده است و دیگر به این موضوع فکر نمی‌کند که دوباره بخوابد. (ص ۱۱۷)

داستان «جوانی زیباست»، که عنوان کتاب از آن گرفته شده، درباره‌ی شخصیتی است که بعد از سال‌ها دور بودن از محیط قبلی زندگی‌اش، دوباره به آن‌جا برمی‌گردد و نوستالژی‌های زیادی برایش رقم می‌خورد. گرایش به رومانتیسم و طبیعت‌گرایی از نمودهای چشم‌گیر آثار قدیمی‌تر هسه است.

خوابم نمی‌برد و به هلنه می‌اندیشیدم. هیچ امیدی جز آن در نظر نمی‌آوردم که سهم من از این دختر، تنها تماشای مشتاقانه‌ی او بود. تماشایی در عین رنج، بس دلنشین؛ چهره و آهنگ بم صدا و شیوه‌ی راه رفتن او را، آن آهنگ مصمم و نیرومند بعدازظهر در گذر خیابان و بازار را به یاد آوردم و احساس گرما و درماندگی کردم. (ص ۳۴)

هسه پس از سال ۱۹۴۳، دیگر رمانی ننوشت، ولی به چاپ نوشتارها، نامه‌ها، سروده‌ها و داستان‌هایش ادامه داد. دیگر داستان‌های این مجموعه در مقطع پیری زندگی هرمان هسه نوشته شده‌اند. عنوان این ۴ داستان به ترتیب: «یادی از دوران کودکی»، «گفت‌وگو با بخاری»، «سه زیزفون» و «مردی با کتاب‌های بسیار» است و برای اولین بار در ایران ترجمه و چاپ می‌شوند.

«گفت‌وگو با بخاری» گفتگویی است با یک بخاری به نام فرانکلین. این داستان که به زبانی طنز و طعنه‌آمیز نوشته شده است، نگاهی است انتقادی به جوامع صنعتی و تأثیر صنعت بر زندگی انسان‌ها. همان‌طور که خود فرانکلین در داستان می‌گوید: بخاری نماد است، یادگار و پیام‌آور.

«درست که من بخاری هستم، ولی می‌توانستم سیاستمدار بشوم. دهان گشاد و کمی گرم هم دارم و از این دهان دود مستقیم به دودکش می‌رود» (ص ۱۷۳)

داستان «مردی با کتاب‌های بسیار» هم داستان مردی است «...که در اوان جوانی از زندگی می‌ترسید و به همین دلیل به کتاب‌ها پناه برده بود. در خانه‌اش اتاق‌هایی داشت پر از کتاب، و با همین کتاب‌ها زندگی می‌کرد و با هیچ‌کس و هیچ چیزی جز همین کتاب‌ها سر و کار نداشت. چون شیفته‌ی حقیقت و زیبایی بود، به‌نظر خودش کار درستی می‌کرد، تنها با پاک‌ترین روح‌های بشری سروکار داشت و این کار بهتر از دل سپردن به رخدادهای اتفاقی و آدم‌هایی بود که از سر حادثه پا به زندگی او می‌گذاشتند.» (ص ۱۸۴)  

هرمان هسه در سال ۱۹۴۵، جایزه‌ی ادبی گوته را دریافت کرد و در سال ۱۹۴۶، آکادمی سوئد، جایزه‌ی ادبی نوبل را به سبب نوشتن کتاب «بازی مهره‌های شیشه‌ای» و به‌خاطر شجاعت در بیان اندیشه‌های انسانی و سبک عالی نگارش به وی اهدا نمود. از کتاب‌هایی که در ایران از این نویسنده ترجمه و منتشر شده است می‌توان به: «سیذارتا»، «بازی مهره شیشه‌ای»، «داستان دوست من»، «از عشق و جدایی»، «گرترود»، «آخرین تابستان کلینگزور»، «اگر جنگ ادامه یابد»، «سفر به سوی شرق»، «گرگ بیایان» و «تیزهوش‌« اشاره کرد.

این کتاب را سعید فیروزآبادی از زبان آلمانی به فارسی برگردانده است. فیروزآبادی دکترای زبان آلمانی دارد و استادیار دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکز است. وی بیشتر به‌عنوان مترجم آثار نیچه شناخته شده است. برخی از ترجمه‌های فیروزآبادی عبارتند از: زنگبار یا آخرین دلیل (آلفرد آندرش،۱۳۷۰)/ تاریخ نگارش‌های عربی جلد چهارم (فواد سزگین، ۱۳۸۰)/ زندگی غربی‌ـ‌شرقی من (آنه ماری شیمل، ۱۳۸۲)/ گل و ستاره دنیای تصویرها در شعر فارسی (آنه ماری شیمل، ۱۳۸۳)/ انسانی، بسیار انسانی (نیچه، ۱۳۸۴)/ این است انسان (نیچه، ۱۳۸۵)/ دجال (نیچه، ۱۳۸۶)/ اعتراف من (لئو تولستوی، ۱۳۸۶)/ نسل برباد رفته (یوزف روت، ۱۳۸۶).


* جوانی زیباست و داستان‌های دیگر، هرمان هسه، سعید فیروزآبادی، جامی، ۱۳۹۲، ۷۵۰۰ تومان.

روزبه رحیمی 

» نظرات
نام کاربر:
ایمیل کاربر:
وب سایت کاربر:
کد امنیتی:
متن :