صادقی: داستان ضحاک ماردوش دروغ سیاسی هخامنشیان است
قطب‌الدین صادقی، محقق و پژوهشگر نمایش و تئاتر در نشست آخر همایش «هنرهای آیینی در ایران» گفت که با استفاده از منابع و کتاب‌های تاریخی، می‌توان فهمید که شخصیت ضحاک ماردوش دروغ سیاسی هخامنشیان به ویژه کوروش هخامنشی، برای نابودی دین و آیین مهری و میتراییسم است. جهان‌بینی کوروش بین‌النهرینی و ضد ایرانی است و این نظر با استفاده از تمام متون تاریخی قابل اثبات است.

به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، نشست پایانی همایش ملی هنرهای آیینی در ایران عصر دیروز سه‌شنبه 8 اسفند با حضور قطب الدین صادقی، محمد مهدی ناصح، شاهپور قجقی‌نژاد و جلال الدین رفیع‌فر به عنوان دبیر نشست در فرهنگستان هنر برگزار شد.

موضوع سخنرانی قطب‌الدین صادقی، محقق، مترجم و پژوهشگر آیین‌های نمایشی در این نشست «ضحاک، از اسطوره تا تاریخ» بود. صادقی درباره پیشینه شخصیت ضحاک گفت: درباره پیشینه اسطوره ضحاک نظریات بسیار متفاوتی وجود دارد. در برخی از منابع او به عنوان یک «شمن» معرفی شده و در برخی منابع دیگر یک «شاه – خدا» که پایتختش شهر بیت‌المقدس است.

وی افزود: بنا به متون زرتشتی ضحاک یک دشمن خارجی است که کشتن او نمایانگر رفتن خشکسالی و آغاز بهار است. در برخی پژوهش‌های جدید نیز ضحاک را به عنوان یک پادشاه معرفی کرده‌اند.

صادقی در ادامه با اشاره به این نکته که فرضیه‌اش درباره اسطوره ضحاک با دیگر نظریات متفاوت است، گفت: من بدون تاریخ هیچ چیز حتی ضرورت اسطوره را هم نمی‌فهمم. آن‌چه از اسطوره ضحاک طی دو هزار و 500 سال به زور به مردم باورانده‌اند، تماما دروغ و حقه سیاسی بزرگان و پادشاهان هخامنشی بوده است. من این نکته را با استفاده از منابع تاریخی اثبات خواهم کرد.

این پزوهشگر در ادامه با اشاره به کتاب «تاریخ ماد» نوشته ایگور دیاکونوف گفت: دیاکونوف در کتاب خود بیان کرده که هیچ قومی در طول تاریخ بشریت، مانند مادها برای آزادی خود قیام نکرده است. حال مگر می‌شود این قوم با این عظمت فکری نقشی تاریخی در ساختن اساطیر نداشته باشند؟

صادقی گفت: فرضیه من این است که ضحاک اسطوره‌ها همان «اژی دهاک» یا «آستیاک» آخرین پادشاه قوم ماد است. پادشاهان هخامنشی برای مبارزه سیاسی با مادها و نابودی تفکر و دین «مهری» یا «میتراییسم» شخصیت ضحاک را به یک «مار مغز انسان خوار» تحریف و سرزمین مادها را به عنوان یک مکان نجس معرفی کردند. مغان زرتشتی نیز با خیانت به مادها به این مبارزه کمک شایانی کردند. منابع زرتشتی در اثبات این امر کمک شایانی می‌کنند.

این مدرس و مترجم حوزه تئاتر و نمایش در ادامه با نقل یک باور قوم ماد از کتاب «تاریخ ماد» دیاکونوف گفت: بر اساس این کتاب، مادها به توده‌های آزاد مردم متکی بودند. به عنوان مثال انتخاب «دیاکو» به عنوان نخستین پادشاه حکومت مادها بر اساس رای و پیمان مردم بوده و من در هیچ منبعی «فره» یا عامل غیرزمینی در انتخاب او به این پست ندیده‌ام.

وی افزود: هیچ منبعی اشاره به طبقه‌بندی جامعه در فرهنگ مهری نکرده است. در این فرهنگ خدمت به مردم اهمیت بسیار دارد، به گونه‌ای که سنت جوانمردی و فتیان در جامعه اسلامی، ملهم از این فرهنگ است. حال پیروزی کوروش هخامنشی با قتل و غارت هگمتانه و خیانت مغان زرتشتی همراه اژی‌دهاک ممکن شد. جالب است که بعدها زمانی که «گئومات» مادی در زمان هخامنشیان به پادشاهی رسید، تا سه سال مالیات‌ها را بخشید و زندانیان سیاسی را آزاد کرد و همین مساله باعث محبوبیت او شده بود.

صادقی در ادامه با اشاره به این نکته که هخامنشیان با خلق شخصیت ضحاک ماردوش توانستند تیشه به ریشه مادها و فرهنگ مهری بزنند، گفت: نخستین بار با شخصیت کوروش است که ما با پدیده‌ای به نام «فره ایزدی» یا « شاه – خدا» روبه‌رو می‌شویم. کوروش این نمادها را از شاهان بین‌النهرین گرفته است. هخامنشیان به هیچ عنوان حکومتی مردمی نبوده و آیین‌های پلیدی را برجای گذاشتند. پادشاهان این قوم حتی ماسک به چهره می‌زدند تا مردم عادی صورت آن‌ها و فره دروغینشان را نبینند.

این نمایشنامه‌نویس در ادامه با اشاره به منشور کوروش گفت: منشو کوروش کپی‌بداری عین به عین از «قانون‌نامه حمورابی» است. او در این منشور 12 بار می‌گوید که خدایش «مردوخ» است. کوروش به هیچ عنوان تفکر ایرانی ندارد و من نمی‌دانم چرا در باور ایرانیان او چهره موجه و نیکی دارد؟ این پادشاه اصلا ایرانی نیست.

وی همچنین با اشاره به تفکر ضدایرانی کوروش گفت: در فرهنگ ماد، شیر و همچنین مار تقدیس شده و گاو نفرین می‌شد، اما کوروش دقیقا بر عکس این جریان عمل کرد. معماری تخت‌جمشید هم دقیقا کپی‌برداری از معماری آشوری است. به طور کل جهان‌بینی و تفکر کوروش بین‌النهرینی و ضد ایرانی است.

صادقی در ادامه با اشاره به این نکته که با فعالیت کوروش فرهنگ طبقاتی – آیینی هخامنشی به جای فرهنگ مردی ماد قرار می‌گیرد گفت: هخامنشیان در هرجایی که نمادی از مادها می‌بینند، به نابودی آن اقدام می‌کنند، این کار باعث شده تا امروز آثار اندکی از فرهنگ مادی باقی بماند.

وی افزود: در فرهنگ طبقاتی و اشرافی هخامنشی کشتن گاو نخستین و کیومرث به ضحاک نسبت داده می‌شود. مار در فرهنگ مهری که نماد «خرد» و «زمین» بود در باور هخامنشی به نماد اهریمن و دشمن اندیشه و مغزخوار تبدیل می‌شود. این مسایل همه جعلیات هخامنشیان است. یکی از دلایل جعلی بودن این جریان این است که تا همین حالا نیز در کردستان باورهای مهری پر قدرت و زنده است و مار تقدیس می‌‌شود.

صادقی در ادامه با نشان دادن تصویری از یک مجسمه کشف شده در ایلام گفت: مار نخستین ایزد است و قداست بزرگی دارد. مجسمه اخیرا در ایلام کشف شد که نمادی از ایزد مهر با دو مار و ماسکی از شیر است. این اثر البته به دست قاچاقیان از ایران خارج شد و به پاریس و موزه لوور فروخته شد.

وی در ادامه به ذکر یک نشانه دیگر از زنده بودن فرهنگ مهری پرداخت و گفت: در کرمانشاه، صحنه و برخی شهرستان‌های دیگر، در موقع زیادی باران به اطراف چاه یا چشمه‌ای رفته و جشن «شاه‌ماران» را برگزار می‌کنند. هنوز هم البته نام‌های بسیاری مقتبس از مار مورد استفاده کردهای ایران، عراق و ترکیه است.

صادقی در پایان گفت: در فرهنگی که هنوز پس از دو هزار و 500 سال تا این میزان نماد «مار»برایش مقدس است، مگر می‌شود که در سرآغاز تاریخ اساطیری‌اش شخصیت اهریمنی ضحاک ماردوش وجود داشته باشد؟ این تبلیغ و جعلیات هخامنشیان برای تبلیغ فرهنگ رسمی خودشان است. 
» نظرات
نام کاربر:
ایمیل کاربر:
وب سایت کاربر:
کد امنیتی:
متن :