«رمان ابریشم» الساندرو باریکو منتشر شد
رمان ابریشم نوشته الساندرو باریکو و ترجمه‌ شهلا حائری با همکاری انتشارات قطره منتشر شد.

این رمان عارفانه و پر رمز و راز که روایت گر زندگی مردی است که هر ساله در تاریخ مشخصی به سفر می‌رود و در تاریخی معین باز می‌گردد(۱۱ اکتبر تا اولین یکشنبه ماه آوریل) دارای ۶۸ بخش کوتاه است.

باریکو درباره رمان ابریشم گفته:

این رمان نیست. حتی حکایت هم نیست. یک قصه است. قصه با مردی که دنیا را درنوردید و با یک دریاچه که معلوم نیست چرا آنجاست آغاز می‌شود، و در یک روز پرباد پایان می‌پذیرد. شاید بشود گفت که یک قصه عشق است. ولی اگر فقط همین بود به زحمت تعریفش نمی‌ارزید. در این قصه تمنا و رنج هم هست. از آن گونه که خوب می‌شناسیم، ولی هیچ‌گاه واژه درستی برای بیانش نمی‌یابیم. و به هرحال این واژه «عشق» نیست.

بخشی از رمان ابریشم:

شب، هروه ژنکور چمدان‌هایش را بست. سپس برای آیین شستشو به تالار سنگفرش شده رفت. دراز کشید، چشمانش را بست و در اندیشه قفس بزرگ فرو رفت، این پیمان شگرف دلباختگی. بر روی چشمانش حوله مرطوبی گذاشتند. پیش از آن هرگز چنین کاری نکرده بودند. ناخودآگاه خواست آن را بردارد ولی دستی دستش را گرفت و بی‌حرکت نگه داشت. دست فرسوده زنی سالخورده نبود.

هروه ژنکور تماس آب روان را روی تنش حس کرد، روی پاها، بازوان و سینه‌اش. آبی بسان روغن. و در اطرافش، سکوتی غریب. سبکی پارچه ابریشمی که روی تنش قرار می‌گرفت. و دستان زنی – یک زن – که با نوازش تمام بدنش را خشک می‌کرد: این دست‌ها و این پارچه بافته شده از هیچ.

» نظرات
نام کاربر:
ایمیل کاربر:
وب سایت کاربر:
کد امنیتی:
متن :