توماس مان و ˝بودنبروک‏‌ها˝ / صد رمانی که باید خواند
به گزارش شهر کتاب اینترنتی به نقل از هنرآنلاین ؛ سال 1897 توماس مان بیست و دو ساله با بهره‏‌گیری از سرگذشت خانواده و پدران خود شروع به نوشتن "بودنبروک‏‌ها" کرد. نوشتن رمان سه سال طول کشید، و سرانجام این رمان در سال 1901 منتشر شد.

توماس جوان شاید هیچ‏وقت فکر نمی‌‏کرد که به‌خاطر نوشتن این اثر، جایزه ادبی نوبل را از آن خود کند. مان در این اثر یک زوال را به درازای چهار نسل شرح می‏‌دهد. او خود عقیده دارد که این زوال با زندگی از یک سو و تلطیف روح و اندیشه از سوی دیگر در ارتباط است.

توماس مان این اثرش را تنها رمان ناتورالیستی مهمی می‏‌داند که تا آن موقع به زبان آلمانی نوشته شده بود و عمیق‏‌ترین محتوای اثر را وجه "روان‏شناسی" آن می‏‌داند، روان‏شناسی زندگی‌‏ای که توان خود را از دست داده است.

پس از مرگ بزرگ خاندان بودنبروک در سال 1855، توماس پسر بودنبروک بزرگ، سرپرستی تجارتخانه قدیمی را برعهده می‏‌گیرد و با دختر یکی از تجار ثروتمند ازدواج می‏‌کند و کمی بعد به نمایندگی مجلس سنا انتخاب می‏‌شود. اما او نسبت به سرنوشت پسرش هانو، که فاقد سلامت لازم و دچار عقب ماندگی است، در رنج است. او که اعتماد به نفس خود را از دست داده روزی در وسط خیابان بر زمین می‏‌افتد و می‏‌میرد. با مرگ توماس، تجارتخانه برچیده و خانه‏‌اش فروخته می‏‌شود. هانو نیز از تب می‏‌میرد و مادرش شهر را ترک می‏‌کند...

توماس مان را نویسنده‌‏ای رئالیست می‏‌دانند، که در نوشته‌‏هایش به تحلیل وضعیت اجتماعی و روانی شخصیت‏‌هایش می‏‌پرداخته است. بعضی از منتقدان بر این‌ باورند که‌ پس‌ از لوتر، گوته‌ و نیچه‌ هیچ‌ نثرنویس‌ دیگری‌ به‌ توانایی‌ توماس‌ مان‌ در ادبیات‌ آلمانی‌ به‌وجود نیامده‌ است.

خاندان‌ بودنبروک‌ او، علی‏رغم اینکه اولین رمان مان است، نخستین‌ رمان‌ خانوادگی‌ آلمانی‌ نیز به حساب می‏‌آید. همین‌ اثر در آلمان‌ صدها بار تجدید چاپ‌ شده‌ و میلیون‏‌ها نسخه‌ از آن‌ به‌ فروش‌ رفته‌ است. توماس‌ مان‌ را باید یکی‌ از اصیل‏‌ترین‌ نویسندگان‌ آلمانی‌ دانست، زیرا هرگز از سنت‌های‌ فرهنگی‌ کشورش‌ غافل‌ نماند.

والتر ینس درباره "بودنبروک‏‌ها" گفته است: "بی‌‏نیاز به زمینه‌‏چینی و آزمایش، بدون لرزش دست و دل، فارغ از کندوکاو تردیدآمیز در خزانه امکانات خویش: نوماس مان در نخستین رمان خود، همه اسباب بزرگی را فراهم آورده است."

یکی از ترجمه‏‌های خوبی که در ایران از این کتاب موجود است را علی اصغر حداد انجام داده است که توسط انتشارات ماهی از سال 1383 در دسترس فارسی زبانان قرار گرفته است.
» نظرات
نام کاربر:
ایمیل کاربر:
وب سایت کاربر:
کد امنیتی:
متن :