˝بیگانه˝ از آلبر کامو  جزو 100 رمانی است که باید خواند
آلبر کامو  رمان «بیگانه» را در سن 29 سالگی نوشت و انتشارات گالیمار آن را سال 1942 منتشر کرد.

به گزارش فروشگاه اینترنتی شهرکتاب به نقل از هنرآنلاین، "بیگانه" را یکی از اصلی‌ترین آثار فلسفه اگزیستانسیالیسم قلمداد می‌کنند. این کتاب زمانی نوشته شد که الجزایر مستعمره فرانسه بود.


این کتاب داستان یک مرد درونگرا به نام مرسو را تعریف می‌کند که مرتکب قتلی می‌شود و در سلول زندان در انتظار اعدام خویش است. داستان در دهه ۳۰ در الجزایر اتفاق می‌افتد.


داستان به دو قسمت تقسیم می‌‌شود. در قسمت اول مرسو در مراسم تدفین مادرش شرکت می‌‌کند و در عین حال هیچ تأثر و احساس خاصی از خود نشان نمی‌دهد. همسایه مرسو که ریمون سنته نام دارد و متهم به فراهم آوردن شغل برای روسپیان است با او رفیق می‌شود. مرسو به سنته کمک می‌‌کند، دوست او را که سنته ادعا می‌ کند دوست قبلی اوست به سمت خود بکشد. سنته به آن زن فشار می‌آورد و او را تحقیر می‌کند. مدتی بعد مرسو و سنته کنار ساحل به برادر آن زن و دوستانش برمی‌خورند. اوضاع از کنترل خارج می‌شود و کار به کتک کاری می‌کشد.


پس از آن مرسو بار دیگر مرد عرب را در ساحل می‌بیند و این بار کس دیگری جز آن‌ها در اطراف نیست. بدون دلیل مشخص مرسو به سمت مرد عرب تیراندازی می‌کند.


در قسمت دوم کتاب محاکمه مرسو آغاز می‌شود. در این جا شخصیت اول داستان برای اولین بار با تأثیری که بی‌اعتنایی و بی تفاوتی برخورد او بر دیگران می‌گذارد روبرو می‌‌شود.


کامو
در مقدمه‌ای بر این رمان می‌نویسد: دیرگاهی است که من رمان بیگانه را در یک جمله که گمان نمی‌کنم زیاد خلاف عرف باشد، خلاصه کرده‌ام: "در جامعه ما هر کس که در تدفین مادر نگرید، خطر اعدام تهدیدش می‌کند."


قهرمان این داستان از آن رو محکوم به اعدام شد که در بازی معهود مشارکت نداشت. در این معنی از جامعه خود بیگانه است و از متن برکنار.


هر نویسنده‌ای در متنی که می‌نویسد قصد دارد در جایی از داستانش مخاطب را به یک معنا غافلگیر کند و پتک را بر سرش فرود آرد. مرسو بعد از شنیدن خبر مرگ مادرش دچار بهت می‌شود. اما بهت او متفاوت است، او از این جهت تعجب می‌کند که چرا با شنیدن این خبر ناراحت نشده؟


کامو
معتقد است دیگر قلابی به آسمان نیست تا معنایی از آن بگیریم. زندگی تکراری پوچ و تلاشی بیهوده است و معنایی جز جریان یافتن ندارد. اما باید همچنان استوار ایستاد و این تلاش بیهوده را انجام داد.

» نظرات
نام کاربر:
ایمیل کاربر:
وب سایت کاربر:
کد امنیتی:
متن :