بیان تحریفات علیه شریعتی
محمود درگاهی با انتقاد از کسانی که شریعتی را طراح حکومت اسلامی می‌دانند گفت: از دیدگاه شریعتی حکومت ایده‌آل «دموکراسی متعهد» است که آن هم یک دوره گذار برای رسیدن به دموکراسی است؛ در نگاه شریعتی دموکراسی اسلامی‌ترین و انسانی‌ترین نوع حکومت است.

به گزارش فروشگاه اینترنتی شهرکتاب به نقل از ایبنا، محمود درگاهی استاد گروه ادبیات فارسی دانشگاه زنجان است. وی دکترای ادبیات فارسی را در سال ۱۳۷۱ با ارائه رساله‌ای تحت عنوان «دیدگاه‌های نقد ادبی در ایران» به راهنمایی عبدالحسین زرین‌کوب از دانشگاه تهران دریافت کرد. درگاهی از جمله کسانی است که درباره دکتر علی شریعتی مطالعات فراوانی داشته و در سال جدید نیز کتابی با عنوان «شریعتی آشنای ناشناخته: تأملاتی در آراء برخی از منتقدان شریعتی» از وی منتشر شده است.

وی در پیشگفتار این کتاب می‌نویسد: «شریعتی همچنان که در یک تعبیر آشناترین چهره روشنفکری ایران معاصر است، در تعبیری دیگر نیز ناشناخته‌ترین روشنفکر زمان ماست. چهره آشنا و مشهور او را منتقدان و مخالفان او ترسیم کرده‌اند و چهره ناشناخته او  آن چیزی است که از خلال آثار و اندیشه‌های او بیرون می‌زند.»

شریعتی همچنان که در یک تعبیر آشناترین چهره روشنفکری ایران معاصر است، در تعبیری دیگر نیز ناشناخته‌ترین روشنفکر زمان ماست. چهره آشنا و مشهور او را منتقدان و مخالفان او ترسیم کرده‌اند و چهره ناشناخته او آن چیزی است که از خلال آثار و اندیشه‌های او بیرون می‌زند.

به گزارش فروشگاه اینترنتی شهرکتاب به نقل از خبرگزاری کتاب ایران به بهانه انتشار کتاب «شریعتی آشنای ناشناخته»، دکتر محمود درگاهی گفته است:

- در کتاب اخیر شما که تمرکزش بر منتقدان شریعتی است، اثرگذارترین منتقد چه کسی معرفی شده است؟

هر کدام از منتقدان شریعتی از زاویه‌های متفاوتی از وی سخن گفته‌اند؛ برخی بر اساس تخصصی که داشتند او را نقد کردند و عده‌ای دیگر نیز حرف‌های چهره‌های دیگر را تکرار کردند. در این میان انتقاداتی که دکتر سروش به شریعتی وارد کرد بیشتر به چشم می‌آید. سروش تفسیر شریعتی از ایدئولوژی را نقد کرد و به همین جهت نقد وی از سایر نقدها اثرگذارتر بود. در واقع نقد سروش مبدأ آغاز انتقادها به شریعتی بود و زمینه را فراهم کرد تا سایر منتقدان شریعتی هم پا به میدان بگذارند.

زمانی که سروش نقد شریعتی را آغاز کرد هنوز از ایدئولوژی قداست‌زدایی نشده بود و در واقع با تحریف‌هایی که در نقد ایدئولوژی شریعتی صورت گرفت این ماجرا شروع شد. جامعه نیز در آن زمان به دنبال تشخیص راست از دروغ نبود. بنابراین سخنان سروش موجب شد که ایدئولوژی از اعتبار بیافتد. از سوی دیگر باید در نظر داشته باشید که در دهه 70 سروش اثرگذارترین و مشهورترین چهره روشنفکری ایران بود و آرای او نیز در میان مخاطبانش اثرگذار بود.

- ولی این کتاب آرای تمامی منتقدان شریعتی  را در بر نمی‌گیرد.

من در این کتاب آرای تمامی منتقدان شریعتی را نیاورده‌ام. برای نمونه، آرای افرادی که پیش‌تر در مطبوعات نقدشان کرده بودم در کتاب آورده نشده است.

 هر کدام از منتقدان شریعتی از زاویه‌های متفاوتی از وی سخن گفته‌اند؛ برخی بر اساس تخصصی که داشتند او را نقد کردند و عده‌ای دیگر نیز حرف‌های چهره‌های دیگر را تکرار کردند. در این میان انتقاداتی که دکتر سروش به شریعتی وارد کرد بیشتر به چشم می‌آید. 

کدام یک از این آرا را مهم‌تر یا منصفانه‌تر می دانید؟

در میان آرای مطرح شده در کتاب می‌توان به دیدگاه‌های محمد قائد، احمد میرسپاسی، داریوش شایگان، اکبر گنجی، حاتم قادری، حسن قاضی‌مرادی و منصور هاشمی اشاره کرد که در این میان نظرات حاتم قادری معتدل‌تر و منصفانه‌تر است.

- به نظر شما چه چیزی از شریعتی شخصیتی اینچنین بحث‌ساز ساخته است به گونه‌ای که پس از سال‌ها همواره از او سخنی شنیده می‌شود؟

شریعتی ابعاد مختلف شخصیتی دارد؛ او یک روشنفکر تک‌بعدی نیست و چند بعد دارد. برخی از منتقدانی که به نقد شریعتی دست زدند در نهایت کار تنها به نقد یک بعد از شخصیت او بسنده کردند. به طور مثال سروش، معنویت شریعتی را تحریف کرده و می‌گوید شریعتی از پنجره ابوذر به اسلام می‌نگریسته در حالی که این یک حرف بی‌اساس است.

تاثیر شریعتی بر لایه‌های روشنفکری بسیار بیشتر است. او کمتر با عامه مردم پیوند خورده، چون جامعه آن زمان شناخت درستی از شریعتی نداشت. با این وجود من موفقیت شریعتی را در شناخت درست او از وضعیت جامعه‌اش می‌دانم. او با شناخت درست توانست تصمیم درست بگیرد و دچارخطای استراتژیک نشد البته در راه درستی که او نشان داد خطاهایی نیز وجود داشت.

شریعتی ابعاد مختلف شخصیتی دارد؛ او یک روشنفکر تک‌بعدی نیست و چند بعد دارد. برخی از منتقدانی که به نقد شریعتی دست زدند در نهایت کار تنها به نقد یک بعد از شخصیت او بسنده کردند.

- برخی معتقدند شریعتی از نظریه‌پردازان حکومت اسلامی بوده است. نظر شما در این باره چیست؟

شریعتی طراح حکومت اسلامی ایران نبوده و این تنها حرف منتقدان شریعتی است. من در کتاب خود به این موضوع در آثار شریعتی ارجاع داده‌ام.

از دیدگاه شریعتی حکومت ایده‌آل «دموکراسی متعهد» است که آن هم یک دوره گذار برای رسیدن به دموکراسی است. در نگاه شریعتی دموکراسی اسلامی‌ترین و انسانی‌ترین نوع حکومت است. از دید او اکنون که زمان استقرار چنین حکومتی ناممکن است بنابراین جایگزینی برای آن انتخاب می‌شود که آن دموکراسی متعهد است.

- در میان انتقادها به شریعتی آیا انتقادهای درستی هم وجود داشتند که شما در اثرتان به آن اشاره کرده و آن را پذیرفته باشید؟

در میان انتقادها به شریعتی برخی از چهره‌ها نیز نقدهایی درست داشتند اما من در این اثر به آن نپرداختم چون هدفم از تالیف این کتاب نشان دادن تحریفاتی بوده که علیه شریعتی صورت گرفته است.

به هر حال هر متفکر بزرگی را می‌توان نقد کرد و نقاط قوت و ضعف او را نشان داد. اما متاسفانه بسیاری از نقدها به شریعتی برای تسویه حساب با او بوده است. برخی برای این موضوع از

پیش از انقلاب انگیزه داشتند. بنابراین بسیاری از انتقادهایی که به شریعتی شد به شخصیت وی ارتباطی ندارد و ما باید ریشه‌ها را در جایی دیگر دنبال کنیم.

هر متفکر بزرگی را می‌توان نقد کرد و نقاط قوت و ضعف او را نشان داد.

کتاب «شریعتی آشنای ناشناخته: تأملاتی در آراء برخی از منتقدان شریعتی» اثر محمود درگاهی با شمارگان هزار و 100 نسخه در 328 صفحه به بهای 14 هزار و 500 از سوی نشر «کویر» منتشر شده است.

پیش از این از محمود درگاهی آثاری مانند «حافظ و الهیات رندی»، «در بیشه اندیشه‌ها (گلبرگها)»، «آیات مثنوی»، «رسول آفتاب (درباره اندیشه و شعر مولوی)»، «سرود بیداری (درباره ناصرخسرو و آثارش)»، «طلایه دار طریقت (راجع به سنایی و آثارش)»، «نقد شعر در ایران (تاریخ نقد ادبی تا سده نهم)»، «هرمنوتیک و حافظ»، «مزاج دهر تبه شد: شعر و اندیشه حافظ با نگاهی به حافظ‌شناسی معاصر» و «گلبرگها: برگهایی از متون نظم و نثر کهن و معاصر» منتشر شده بود.
» نظرات
نام کاربر:
ایمیل کاربر:
وب سایت کاربر:
کد امنیتی:
متن :