آلن رُب گریه نویسنده و فیلمساز فرانسوی، به‌عنوان یکی از مهمترین چهره‌های جنبش «رمان نو» در دهه‌ی ۱۹۶۰ شناخته می‌شود. «رمان نو» یکی از جنبش‌های ادبی معاصر غرب است که هم‌گام با تحولات سیاسی و اجتماعی نیمه‌ی دوم قرن بیستم میلادی، در فرانسه شکل‌گرفته و به انتقاد از عناصر سنتی روایت داستانی مثل شخصیت، حادثه و طرح و همچنین شیوه‌های بیان کلاسیک و واقع‌گرایانه در ادبیات داستانی پرداخت و برآن‌بود که گونه‌ای نوین از روایت داستانی را ابداع و معرفی نماید که با اوضاع اجتماعی و زندگی انسان معاصر، مطابقت بیشتری داشته‌باشد. این شیوه از داستان‌نویسی در میان انگلیسی‌زبانان، بیشتر به‌عنوان «ضد رمان» شهرت‌دارد.

  بسیاری از نویسندگان رمان نو، همچون آلن رب گریه، ارتباط تنگاتنگی با سینما داشته‌اند، خود فیلمنامه نوشته و حتی در مواردی خودشان کارگردانی کرده‌اند. از مشهورترین این‌ دست آثار، می‌توان به فیلم «سال گذشته در مارین‌باد» اشاره‌کرد که به قلم رب گریه و کارگردانی آلن رنه‌ی فرانسوی به‌تصویر درآمد.

  شاید سه کلید مفید که برای درک آثار او وجود داشته‌باشد: درک چگونگی برخورد او با جهان، ذهن، و داستان. اما در هر سه مورد باز تمایل داریم که با فرم و معنا روبرو شویم و باز در هر سه‌، ما هرچقدر هم که تلاش کنیم، غالبا از رسیدن به ادراک ناتوان هستیم. ابژه‌های واقعی در دنیای این کتاب‌ها وجود دارند، اما نه کمکی به ما می‌کنند و نه نقشی در موجودیت انسانی ما دارند. روان های مبتلا به اختلال، رویاهای درهم و برهم، خاطرات و احساس به طریقی عارض می‌شوند که ما هرگز نمی‌توانیم به حقیقت موضوع اطمینان داشته باشیم و داستان ها می‌توانند از نظر زمانی سیال باشند و به دنیای تخیل واردشوند.

آلن رب گریه نخستین کتابش با نام «جوانی» را در بیست‌و دو سالگی نوشت، اما هرگز آن‌را منتشر نکرد. او رمان «شاه‌کُشی» را در سال۱۹۴۹ به‌پایان‌رساند اما تا ۳۰سال بعدش هیچ انتشاراتی حاضر به چاپ آن نشد. او سال‌های ۱۹۴۵ تا ۱۹۴۸ را در انستیتوی ملی آمار پاریس کار کرد و پس از آن به مدت سه سال، در زمینه‌ی تحصیلاتش، در نقاط گرمسیری مختلفی مانند مراکش، مارتینیک، گوادلوپ و گویان، به‌ اشتغال پرداخت و پس از گذراندن این دوره، به موطنش بازگشت و در مسیر حرکت کشتی به فرانسه در سال۱۹۵۱ نوشتن رمان «پاک‌کن‌ها» را با مضمونی پلیسی آغاز نمود و مدتی بعد با کاترین راستاکیان ـ‌هنرمند نامدار ارمنی‌تبار فرانسوی‌ـ ازدواج کرد.

  پاک‌کن‌ها اولین اثر رب گریه بود که در سال۱۹۵۳ توسط انتشارات مینویی به‌چاپ‌رسید و در همان سال برنده‌ی جایزه‌ی فنئون شد و به شدت مورد توجه منتقدین مطرحی چون رولان بارت قرارگرفت. او در سال۱۹۵۵ به مقام مدیر ادبی انتشارات مینویی رسیده و رمان «چشم‌چران» را نیز منتشر نمود که موفقیت بیش‌ازپیش او را در پی‌داشت و پس از آن همکاری آلن با گاهنامه‌ی اکسپرس آغازشد و مقالاتی که از او در این مجله به‌چاپ رسید، سال‌ها بعد در کتاب مستقلی با عنوان «درباره‌ی رمانِ نو» گرد ‌هم آمده و منتشر شد.

  رمانی که موفقیت اصلی رب گریه را رقم‌زد، «حسادت» نام داشت که زمان‌های گذشته، حال و آینده را درکنارهم عرضه می‌کرد و انتشار آن در سال۱۹۵۷ برای نویسنده‌اش شهرت و اعتبار فراوانی را به‌همراه داشت.

  آلن رب گریه به‌شدت از توصیفات رئالیستی مبتنی بر راوی دانای کل پرهیز می‌کرد و توصیف عینی جزئیات و خودداری از به‌کارگیری صفت، از ویژگی‌های بارز آثارش است. روش او در بهره‌گیری از تلفیق رویا با واقعیت و درهم‌آمیزی خط طولی زمان، به داستان‌های مارسل پروست می‌ماند.

  فیلمنامه‌ی «سال گذشته در مارین‌باد» برای رب گریه جایزه‌ی شیر طلایی جشنواره ونیز را به‌ارمغان آورد و کارگردانی فیلم‌های «قطار سریع‌السیر اروپا»، «لغزش تدریجی لذت» و «بازی با آتش» از دیگر فعالیت‌های سینمایی او به شمار می‌آید.

 

این بنیانگذار جنبش رمان نو در هجدهم فوریه‌ی سال ۲۰۰۸ در سن ۸۵سالگی بر اثر مشکلات قلبی، دارفانی را وداع‌گفت.


مطرح‌ترین کتب نوشته شده توسط رب گریه عبارت‌اند از: «پاک‌کن‌ها»، «وعده‌گاه»، «خاطرات مثلث طلایی»، «شاهد»، «حسادت»، «طرحی برای انقلاب در نیویورک»، «جن»، «جام شکسته»، «چشم‌چران» و ‌«در هزارتو»

 

آلن رب گریه کوشیده است که کارآمد بودن توصیف خلاق را درآثار خود نشان‌دهد.

 

  در کتاب «پاک‌کن‌ها» هرچند که نویسنده به نوعی به طرح رمان پلیسی وفادار مانده است اما از سمبول‌گرایی و تمثیل نیز بی‌بهره نیست و از همان ابتدا لحنی نو و غیرمعمول پیدا کرده که خواننده را وادار می‌سازد تا وارد عرصه ادراکی شود که به دقت ترسیم شده‌است. این رمان، کلیشه های قدیمی را کنار گذاشته است و آن هیچ خط زمانی ثابتی رعایت نمی‌شود و بارها از حال به آینده رفته و به گذشته بازمی‌گردیم. راوی داستان بی‌طرفانه به اوضاع نگاه می‌کند، داستان قهرمان ندارد و به توصیف حالات روحی افراد نمی‌پردازد و درعوض توصیفات بسیار زیبایی از فضای تو در تو و پیچیده‌ی شهری که هرگز از آن نامی برده نمی‌شود بیان می‌دارد.

 

  از همه معروف تر، رمان «حسادت» است که درک آن ممکن نیست مگر اینکه مخاطب دریابد که این داستان درحال روایت ماجرای سه شخصیت است و نه دو شخصیت. داستان از یک مزرعه کشت موز آغاز شده و شرحی جزیی‌نگر از رویدادهای کاملاً عادی زندگی یک زن به نام «الف» است که در مزرعه زندگی می‌کند و مرد به نام «فرانک» که در همسایگی او اقامت دارد. ما آن‌ها را هنگام شام خوردن با یکدیگر می‌بینیم، بعد در ایوان باهم نوشیدنی می‌خورند و سوار اتومبیل «فرانک» شده و به شهر سفر می‌کنند. چیزی که به مخاطب گفته نمی شود، این است که چه کسی شاهد این ماجراها را است و داستان از دریچه‌ی ذهن چه کسی روایت می‌شود و وقتی که خواننده دریافت که داستان را از نگاه شوهر حسود «الف» -که نسبت به رابطه عاشقانه همسرش با فرانک ظنین شده- می‌خواند، ناگهان مسائل را واضح‌تر می‌یابد.

 

در «چشم چران» تنها وقتی می‌توانیم به درک درستی از اثر برسیم که بفهمیم صفحه سفید میان نیمه اول و نیمه دوم رمان احتمالاً دربرگیرنده لحظه‌هایی است که شخصیت اصلی مرتکب قتل می‌شود. به ناگاه تنش مفرط نیمه‌ی اول و کابوس‌های سرشار از عذاب وجدان و تشویش نیمه‌ی دوم، قابل توجیه می شوند.

 

 رمان «جام شکسته»یا«بازیافتن»، دو راوی دارد. یکی راوی اصلی و دیگری راوی دومی که درحال مطالعه و تصحیح نوشته‌های راوی اول و یا اظهار نظر درمورد صحت اطلاعات ارائه شده از طرف راوی اول است و یکی از علل پیچیدگی آن، این است که در این داستان تعیین نمی‌شود که کدام شخص در هر بخش درحال انجام کارهای ذکر شده است و خود مخاطب در حین مطالعه باید این تصمیم را بگیرد و برداشت هر مخاطب از این متن بستگی به پیچیدگی ذهن خود او دارد و لزوما همه چیز در یک خط و منطقی پیش نمی‌رود. رب گری یه این کتاب را در آستانه‌ی ۸۰سالگی و پس از ۸ سال سکوت منتشرکرد و به همین خاطر انتشارش سروصدای زیادی به‌پاکرد.

 

  رمان‌ «خاطرات مثلث طلایی» پیرامون قتل‌ها و خشونت‌های آیینی و «وعده‌گاه» نیز در فضای جنایت و قتل و تجارت مواد مخدر و جاسوسی و مجدداً به همان سبک و سیاق خاص رب گریه نوشته‌شده است.

 

  داستان کتاب «جن» (حفره‌ای قرمز میان سنگ‌فرش های ازهم جداشده)» روایت مردی است که با خواندن یک آگهی استخدام به یک انبار متروکه می‌رود و در آنجا با زنی عجیب ملاقات می‌کند که مأموریتی به او می‌دهد تا به ایستگاه قطار برود. مرد در میان راه با دو بچه به نام‌های ژان و ماری برخورد می‌کند که عکسی از پدر متوفایشان دارند و کمی عجیب به نظر می‌آیند. کمی بعد مرد در فضای دیگری بیدار می‌شود که خاطراتی کمرنگ از تجربیات قبلی خود دارد و باز دوباره در جایی‌دیگر و به شیوه‌های مشابهی با همین افراد ملاقات می کند. در یکی از این ملاقات ها کسی برای او توضیح می‌دهد که تو دارای نوعی اختلال روانی هستی و زمان ها را با هم اشتباه می‌گیری و...

 

  در مجموع کتاب‌های آلن رب گریه را می‌توان آمیخته با فضایی پارانوییک و پر از ابهام توصیف کرد. خواندن بعضی از این آثار به راستی پر از پیچیدگی و دشواری است؛ اما به عنوان تجربه‌ای نو و هیجان‌انگیز و رازآلود برای بسیاری از خوانندگان آگاه به جریان سیال ذهن جذاب است و محبوب‌ترین آن‌ها رمان‌های «حسادت» و «پاک‌کن‌ها» هستند

منبع: سایت نوار