ارنستو دارای مدرک PhD فیزیک بوده است.نویسندگی را از سی سالگی اغاز کرده و نخستین رمانی که از این نویسنده به فارسی ترجمه شده است کتاب قهرمانان و گورها است.این داستان در متن خیزش پرتلاطم اجتماعی و سیاسی سال‌های ۱۹۵۰ آرژانتین رخ می‌دهد. «قهرمانان و گورها»؛ قصه انسان است، انسان اسیر سرنوشت، محکوم به جبر واقعیت‌های سرسخت گریزناپذیر، که از خود اختیاری ندارد؛ نمی‌توان او را محکوم کرد، نمی‌توان بر او حکم کرد. نمی‌توان در او داوری کرد، بلکه باید بر او رحمت آورد و گریست.«تونل» هم قصه انسان است. : انسانی که باز هم باید او را قربانی دانست و اسیر سرنوشت یا شرایط اجتماعی‌ای شمرد که او را از آن‌ها گریزی نیست. «تونل» دومین رمان منتشرشده به فارسی (۱۳۸۶) از ساباتو است که در اصل نخستین رمان او است، که هم‌زمان با انتشارش به انگلیسی مورد تحسین قرار گرفت: آلبر کامو «تلخی و تندی، شور و حرارات» آن را ستود، و توماس مان آن را «گیر و جذاب» خواند و گراهام گرین آن را به خاطر تحلیل روانشناختی‌اش ستایش کرد.«فرشته ظلمت» سومین و آخرین رمان ساباتو است که بعد از سال‌ها توقف در ارشاد، سرانجام در نیمه دوم سال ۱۳۹۴ منتشر شد تا سه‌گانه رمان‌های ساباتو کامل شود.ارنستو ساباتو در «فرشته ظلمت»، هم خالق است هم مخلوق، متمایزکردن این دو از هم دشوار است. چون هر دو زندگی و رویاهای مشابهی داشتند. نویسنده داستان را از مجرای هزارتویی روانی که ساخته خودش است روایت می‌کند. ساباتو، بوئنس‌آیرس را هم‌چون هزارتویی ظلمانی تصویر می‌کند که تمامش از ذهن او برمی‌آید. «فرشته ظلمت» حاصل جست‌وجوی نویسنده است برای یافتن جایگاه خود در این جهان و رسیدن به آرامش، جست‌جویی که کاملا موفقیت‌آمیز بوده است.میتوان گفت آثار ساباتو از افرادی مانند :داستایوسکی،تولستوی ، کافکا و دیگر نویسنده های اگزیستانسیالیست تاثیر پذیرفته است.او در سال ۱۹۸۴ موفق به کسب جایزه ادبی سروانتس و در سال ۲۰۰۷ نامزد جایزه ی ادبی نوبل شد.او در ۱۱ اوریل ۲۰۱۱ در ۹۹ سالگی درگذشت.

آثار

  • فرشته ی ظلمت
  • تونل
  • قهرمانان و گورها

مروری بر آثار و اندیشه ها

ساباتو  را به جد باید یکی از ساحران نویسندگی در عرصه ی رمان نویسی لقب داد. او یکی از معدود نوسیندگانی است که در عین حال که بسیار آثارش به لحاظ محتوا غنی است ، سبک نگارش بسیار گیرا و جذابی را نیز در آثارش به همراه دارد.آنچه در دل رمان های ساباتو می توان مشاهده کرد ، روایت انسان هایی است که دست تقدیر آنان را از تمامی تمایلات دنیایی محروم کرده است و آنان در یک جنون بی منتتهی درگیر هستند. آثار ساباتو هر چند بسیار محدود است و او به نسبت دیگر نیوسندگان آنچنان که باید و شاید اثر های زیادی را خلق نکرده است. اما همین چند اثر از او این آنچنان مستند و قوی و جذاب است که می توان به او لقب یک نویسنده ی تمام عیار را داد. او با همین چند کتاب خود که به تعداد انگشتان دست هم نمی رسد ، برنده ی جایزه ی ادبی نوبل شده است و افتخارات بسیاری را نصیب خود کرده است.اگر بخواهیم به شناختی جامع از ارنستو ساباتو برسیم ، خوانش رمان ” تونل” بر ما واجب است.این رمان یکی از بهترین رمان های ساباتو و جز برترین کتاب هایی است که هر کسی باید در حوزه ی رمان  آن را خوانده باشد و از آن علاوه بر لذت های فراوان مطالعه ، درس های فراوانی نیز دریافت کند. مفهوم تونل در تمام رمان ، درون انسان است. منطقه ای محصور و شخصی. نگاه ساباتو به انسان در تمامی کتاب هایش برگرفته از تفکر اگزیستانسیالیستی وی است و او بشر را منهای هر گونه دلسوزی ها و دلرحمی ها ، تند و خشن و خودخواه معرفی می کند. در واقع نمی توان گفت که او خوی تند بشر را به ما ارائه میدهد ، بلکه او تنها یک نویسنده است که روی واقعی جهانی که در آن زندگی می کند را برای مخاطبانش باز کرده و شرح میدهد. دیدگاه های فلسفی او هر چند پنهان اما بسیار چند لایه است. او به دلیل تاثیر پذیری از افرادی نظیر تولستوی ، کافکا و سایرین ،  دیدگاه های بسیار بدیع و نویی را با الهام از خوانش آثار نویسندگان بزرگ باب بشریت و جهان هستی دارد. ارتباط او با نوشته هایش حکم یک خالق با مخلوق را دارد. او نوشته هایی گیرا و جذاب را به ثبت رسانده است که هر یک به تنهایی توانسته اند ، بخش عظیمی از توجه منتقدین و حتی نویسندگان بزرگ را جلب کنند. آنچه باید در باب ساباتو دانست ، دیدگاه های جهان شناسانه ی او و همچنین سبک نگارش او در آثارش است. از این رو نیاز است که ساباتو را بخوانیم و او را در زمره ی بهترین نویسندگان جهان به بررسی بپردازیم.ساباتو جهانی دارد خالی از هر گونه ترحم و انسانی را می شناسند که در او تمام رذایل به فراوانی یافت شده و پایدار است. اگر شما نیز به این دست از اندیشه های فلسفی که در آثاری چون کافکا و … وجود دارد ، علاقمند هستید ، می توانید آثار ساباتو را مطالعه کنید.

بخش هایی از کتاب تونل را با یکدیگر مطالعه می کنیم :

  • برای ما بسیار موجه‌تر است که از چیزهایی که به آنها آشنایی کامل داریم بیزار باشیم.
  • بعضی وقت‌ها احساس می‌کنم که هیچ چیز معنی ندارد. در سیاره‌ای که میلیون‌ها سال است با شتاب به سوی فراموشی می‌رود، ما در میان غم زاده شده‌ایم، بزرگ می،شویم، تلاش و تقلا می‌کنیم، بیمار می‌شویم، رنج می‌بریم، سبب رنج دیگران می‌شویم، گریه و مویه می‌کنیم، می‌میریم، دیگران هم می‌میرند و موجودات دیگری به دنیا می‌آیند تا این کمدی بی‌معنی را از سر گیرند.واقعا اینطور بود؟ همانطور که نشسته بودم درباره مساله بی‌مفهوم بودن همه چیز تعمق می‌کردم. آیا زندگی ما چیزی جز یک سلسه زوزه‌های بی‌معنی در بیابانی از ستارگان بی اعتنا نبود؟”
  • من از خودم می‌پرسم چرا حقیقت باید ساده باشد. تجربه من کاملا خلاف این را به من یاد داده است، حقیقت تقریبا هیچ وقت ساده نیست، و اگر چیزی بیش از حد واضح و آشکار به نظر می‌رسد، اگر عملی به ظاهر از منطق ساده‌ای پیروی می‌کند، معمولا انگیزه‌های پیچیده‌ای پشت سر آن هست.
  • معمولا احساس تنها بودن در جهان با حس نخوت آمیز تکبر و برتری جویی همراه است. من انسانیت را یکسره تحقیر می‌کنم، افراد دور و برم به نظرم پست، زبون، کودن، آزمند، خشن، تنگ نظر می‌رسند. از تنهایی نمی‌ترسم! آن را خدای گونه می‌بینم.

    منیع: وب سایت محمدرضا تیموری