ابوتراب خسروی در سال ۱۳۳۵ در شهر فسا متولد شد. پدرش نظامی بود؛ به همین دلیل سال‌های جوانی او در شهرهای مختلف ایران گذشت. در سال‌های ۱۳۴۸ و ۱۳۴۹ در دبیرستانی در اصفهان درس می‌خواند و شاگرد هوشنگ گلشیری، نویسنده ایرانی بوده‌است.

او لیسانس آموزش ابتدایی دارد و سال‌ها در شیراز به کودکان عقب‌ماندهٔ ذهنی آموزش می‌داده است. در حال حاضر بازنشسته شده و در شهر شیراز زندگی می‌کند. خسروی متأهل است و سه فرزند دارد.

آثار ابوتراب خسروی از مضامین سوررئال با تکیه بر ویژگی‌های رمان پست مدرن مایه‌ ور است. او با احاطهٔ نسبی بر ادبیات کهن، دارای نثری پخته و قوی است. در آثار خسروی زبان ویژه‌ای را می‌بینیم که تمایل به باستان‌گرایی، کهن‌الگویی و بازگشت به زبان متون مقدس دارد. گفتگوی متن‌های گوناگون و بینامتنیت در آثار خسروی دیده می‌شود. نوشته‌های او بوی رؤیا و اسطوره می‌دهند و به همین دلیل «همه‌زمانی» و «همه مکانی» است؛ زمان در آثارش می‌شکند؛ آثار خسروی انسان را به درنگ، اندیشیدن و استغراق در واژه‌ها دعوت می‌کند. موضوعاتی مثل هستی، مرگ، عشق و انسان که با استحاله‌های پی در پی در آثار وی وجود دارند از موضوعات اصلی کارهای اوست.

کلمه، کلیدواژهٔ اصلی آثار ابوتراب خسروی است. «کلمه» در آثار خسروی اصالت دارد.

خسروی حق نشر رمان‌های سه‌گانه‌اش «اسفار کاتبان»، «رود راوی» و «ملکان عذاب» و همچنین «مبانی داستان‌نویسی» را در سال ۱۳۹۳ به نشر گمان واگذار کرد.

بی‌شک خسروی با ویژگی‌های خاص داستا‌ن‌هایش، یکی از برجسته‌ترین نویسندگان معاصر ایران به حساب می‌آید. زبان در آثار او ماهیتی خاص دارد که از یک منبع اثیری که معتقد به جنبه جادویی است، بر می‌آید. این ویژگی در لایه ساختار زبانی محدود نمی‌ماند و به سطحی از محتوا می‌رسد که آمیخته‌ای از رؤیا، اسطوره و واقعیت در فضای نامتناهی‌ست که تسلسل عادی زمان- مکان را می‌شکند و در مجموعه‌ای از نماد، معنا و گزاره‌‌ رها می‌شود.