سید محمدرضا مهدوی
سید محمدرضا مهدوی
مدیر IT
دیوار شهر کتاب
06 آذر 1399
quote ترجمه دیگری از این نمایشنامه به نام پیگمالیون هم وجود دارد که ترجمه خیلی خوبی نیست ولی متن آن کامل است این ترجمه خلاصه تر است
04 آذر 1399
quote در پشت جلد این تک بیت نوشته شده : بوی تاراج قجر می آید از کرمان شعر دلبر من باز میل از سرمه دان برداشته ولی داخل کتاب این تک بیت در شعر اینگونه چاپ شده: بوی تارج غزل می آید از کرمان شعر دلبر من باز میل از سرمه دان برداشته به نظر کدام بیت درست است؟ من چاپ نهم کتاب رو دارم و تعجب می کنم که چرا این عیب تصحیح نشده
سید محمدرضا مهدوی درباره تیفوس نوشته است:
01 شهریور 1399
quote می دانی، حتی ازتیفوس هم می شود پول درآورد...
09 مرداد 1399
quote به نظرم در ترجمه، هر کلمه ای را نباید ترجمه کرد. توی کتاب حتی وِردهای جادویی هم به فارسی ترجمه شده که اصلا نیازی به اون نبوده. چون کلمات استفاده شده در زبان اصلی هم معنی لغوی ندارند و تنها بر اساس نتیجه به مخاطب معنی شون را الغا می کنند. تازه این برای زمانی است که شما 7 جلد کتاب سری هری پاتر را قبلا نخوانده باشید که در مورد این کتاب و مخاطبینش حتما صدق نمی کنه. اما در کل کتاب اصلا کیفیت 7 کتاب قبلی را نداشت و خیلی سطحی نوشته شده بود و فقط نکته متفاوتش نوشتنش به صورت نمایشنامه است.
17 خرداد 1399
quote به غیر از یکی دو تا از خاطراتش، بقیه خیلی معمولی بود . به نظرم با این کیفیت همه بتوانند کتاب خاطرات چاپ کنند
10 خرداد 1399
quote در پشت جلد می خوانید : آرزو: به چی می خندی مامان؟ طاهره: هیچی یاد بچگی هام افتادم. خونه مون پنج تا اتاق تو در تو داشت، وقتی مهمون می اومد لحاف تشک ها را از پستو می آوردن دایی رضا بدبخت می شد. بعد ردیف کنار هم پهن می کردن. من و خواهرم قبل از اینکه مهمون ها بیان تو اتاق می رفتیم، یکی یکی توی رختخواب ها دراز می کشیدیم آن قدر خنک بود، تازه بود و نرم بود که نگو... بعد مامان می اومد، باهامون دعوا می کرد و می گفت: اوت پار چاسی.
20 اردیبهشت 1399
quote در پشت جلد می خوانید: استنلی کوبریک اولین فیلم جنگی اش، راه های افتخار را که رویکردی نامتعارف و تقریبا ضد جنگ داشت در سال 1957 عرضه کرد: فیلمی که نشان دهنده تلقی خاص کوبریک از جنگ و سیستم های نظامی و منطق مبارزات سیاسی دنیای امروز بود. همین نگاه تلخ و تمسخرآمیز بود که موجب شد او در سال های بعد نیز ابعاد دیگر موضوع را در دو فیلم با رویکردی مشابه نشان دهد: دکتر استرنج لاو و غلاف تمام فلزی. دکتر استرنج لاو که بامزه ترین عنوان فرعی را میان فیلم های تاریخ سینما به خود اختصاص داده (چگونه آموختم دست از نگرانی بردارم و به بمب اتم عشق بورزم) یک کمدی دیوانه وار درباره تنازع بقا در دنیای کاریکاتور گونه ای است که همه عناصر و اجزایش را مقامات سیاسی و ژنرال ها و سرهنگ ها و هواپیماهای بمب افکن و تسلیحات هسته ای تشکیل داده است و مفاهیمی از قبیل جنگ و صلح و حمله و دفاع، معانی مبهمی یافته اند که بسته به حال و حوصله افراد باید دوباره تعریف شوند: یک گروتسک جذاب کوبریکی!
16 اردیبهشت 1399
quote در پشت جلد می خوانید: فیلم ایوان مخوف بنا بود یک تریلوژی بر اساس زندگی ایوان چهارم، تزار مستبد روسیه در قرن پانزدهم میلادی باشد اما تولید بخش سوم آن به کلی متوقف گردید و قسمت دوم ساخته شده در سال 1946 با توجیهات و رفع و رجوع های آیزنشتاین در ملاقات حضوری با شخص استالین و مشروط بر اصلاح فیلم، امکان دریافت مجوز پیدا کرد. نمایش این فیلم تا سال 1958 یعنی پس از مرگ آیزنشتاین و استالین به تعویق افتاد. با این وجود این اثر همچنان به عنوان نقدی استادانه و تمام عیار بر سیستم استبدادی تفکر استالینیسم و کینه جویی و جنون قدرت او در پس استعاره های حکومت تزاری در جهان مطرح می شود. فیلم رزمناو پوتمکین ساخته شده در سال 1925 مشهورترین فیلم جنبش مونتاژ و نخستین فیلم شوروی است که در خارج از کشور موفقیت های بزرگی کسب کرد. داستان فیلم به حوادث انقلاب 1905 روسیه می پردازد که در جریان آن ملوانان کشتی نظامی پوتمکین در بندر اودسا کنترل رزمناو را به دست گرفتند و بعد به مردم انقلابی پیوستند. از آنجا که بسیاری از عناصر ثابت و اساسی سینمای امروز به نوعی مدیون نوع نگاه و سبک فیلمسازی آیزنشتاین هستند بررسی و تحلیل فیلم نامه های او نگاهی شفاف تر به ماهیت سینمای جهان را در پی خواهد داشت.
14 اردیبهشت 1399
quote در پشت جلد می خوانید: آریل دورفمن یکی از روایتگران اصلی دوره وحشت و سرکوب سیاسی در آمریکای لاتین است. او پس از کودتای 1973 ژنرال آگوستو پینوشه در شیلی، مجبور به فرار و ترک میهن شد و سال های تبعیدش را صرف نوشتن از این فاجعه و آثار آن بر جامعه شیلی کرد. محاکمه ژنرال پینوشه، به عنوان آمر اصلی کشتار، شکنجه و سر به نیستی مبارزان سیاسی و حتی مردم عادی شیلی، برای دورفمن و هموطنان او به رویایی محال شبیه بود، اما بازداشت ناگهانی و جنجالی ژنرال در سال 1998 در لندن گویی دریچه ای رو به امید و عدالت گشود. دورفمن در این کتاب، ضمن پیگیری روند بازداشت و محاکمه ژنرال پینوشه، از آثار کودتای 1973 بر شیلی و نسل های آینده این کشور سخن می گوید و ما را با ترس ها و امیدهای مردمی که تحت سرکوب زیسته اند آشنا می کند.
13 اردیبهشت 1399
quote درست است که این کتاب برای نوجوانان باز نوشته شده (دینا مک فادن) و قطعا نمی توان پختگی کتاب اصلی یا فیلنامه و فیلم ساخته شده از آن را انتظار داشت ولی به نظر من حتی برای نوجوانان هم کتاب، خیلی سطحی است.