خشایار  صائمیان
خشایار صائمیان
دیوار شهر کتاب
30 شهریور 1399
quote معرفی کتاب : پاییز فصل آخر سال است نویسنده : نسیم مرعشی ناشر : نشر چشمه قطع : رقعی تعداد صفحه : 189 اولین سال انتشار : 1393 موضوع : داستان فارسی ژانر : داستانی تاریخ شروع مطالعه : شامگاه چهارشنبه 5 شهریور 1399 ساعت 19:05 تاریخ پایان مطالعه : بامداد شنبه 29 شهریور 1399 ساعت 00:10 نمره : 5 از 10 .............................. *هشدار : این متن حاوی اسپویل می باشد* در یک جمله بخواهم توصیف کنم ، با توجه به جایزه ادبی جلال آل احمد ، کتاب خوبی اصلا نبود. رمان پاییز فصل آخر سال است ، اولین اثر خانم نسیم مرعشی ، یکی از پر فروش ترین رمان های 10 سال اخیر بوده است. با توجه به اینکه این کتاب برنده جوایز متعدد شده و امروز از چاپ چهل و پنجم هم گذشته و کتاب صوتی آن نیز روانه بازار شده است ، ابدا نتوانست انتظارات من را به عنوان یک خواننده داستان فارسی برآورده کند. داستان در 2 فصل تابستان و پاییز تقسیم شده و هر فصل از 3 تکه تشکیل شده است که هر تکه روایت یک روز تابستانی و پاییزی را توسط 3 راوی اصلی داستان بیان می کند. شخصیت های لیلا ، شبانه و روجا ، پرسوناژ های اصلی این رمان بوده که هر کدام در تکه خود راوی اول شخص داستان هستند. ولی هر کدام در رخداد های اطراف همدیگر کاملا تاثیر داشته و حضورشان دیده می شود. داستان کتاب ، مختص به اتفاقات این 3 دختر دهه شصتی است که در سنین 27 تا28 سالگی به سر می برند و دغدغه ها و درگیری های کل دختران دهه شصتی را به خوبی به تصویر کشیده است. نویسنده در اولین اثر خود ، در به کارگیری توصیفات و تشبیهات ، و همچنین استفاده از آرایه های ادبی ، بسیار قابل تامل و پخته کار کرده است. و با اینکه این رمان یک رمان دخترانه هست اما نگاه کاملا فمنیستی و ضد مرد را به هیچ وجه در آن نمی بینیم و به همین دلیل با توصیفات و تشبیهاتی که راوی داستان از اتفاقات پیرامون خود بیان میدارد ، به خوبی می توان فضا را ترسیم و تصویر سازی کرد. ولی کلیت کتاب بسیار تم سردی دارد. داستان دختران جوان این مملکت که تکلیفشان با خودشان مشخص نیست . هیچ کدام از پرسوناژ های کتاب ابدا انسان های پخته و کاملی نبوده و دائما به وضعیتشان معترضند. دخترانی که انتخاب نمی کنند چه باید باشند ، بلکه انتخاب شده اند که چه باید باشند. داستان در درونمایه خود سه فرم کلی دارد . طلاق ، ازدواج و مهاجرت. داستان اول طلاق لیلا ست . لیلایی که مستاصل هست و همه تقصیرات را به گردن همسر سابقش میثاق که به کانادا مهاجرت کرده می اندازد و به دلیل آنکه سقف آرزوهای لیلا از کار و زندگی بسیار پایین هست ، با میثاق نمی رود و دائم خود و او را سرزنش کرده و این بدل به یک مازوخیسم مزمن شده است. در تکه اول میخوانیم که میخواهد در یک ظهر تابستان به شغل جدیدش مشغول شود و می گوید خوب خواهم شد. اما در تکه دوم که وارد پاییز شده ایم او حتی لیلایی غمگین تر است . همه او را سرزنش می کنند که فراموش کن. ولی نمی کند و حتی جایی خواننده کتاب هم از او دلزده میشود. داستان دوم حکایت شروع روابط عاشقانه شبانه با دوست پسرش ارسلان هست که همکار او هم هست. شبانه ، دختری چاق که عدم ثباتش در پذیرش ارسلان و بیماری ذهنی برادرش ماهان و رفتار های غلط پدر و مادرش با این برادر ؛ او را مستاصل کرده. او نسبت به علاقه ارسلان به خودش مردد هست و در جایی ابراز می کند ارسلان را دوست نداشته و از روی ناچاری به او پناه برده است. حتی نمی داند از این عشق راستین یا دروغین چه می خواهد و تکلیفش با خودش مشخص نیست. کاملا یک دختر مستاصل است . مطلقا اعتماد بنفس ندارد و همواره خود را از بقیه کمتر ، زشت تر و بی سواد تر می پندارد و حسرت عشق لیلا با میثاق را می خورد و اسیر اتفاقاتی شده که هیچ کدامشان را نمی خواهد و البته حضور مادری سنگ دل که خواننده کتاب دائم از خود خواهد پرسید مگر می شود چنین مادری عاری از عشق به فرزندانش ، اصلا وجود داشته باشد. داستان سوم ، حکایت مهاجرت روجا ست (که البته روجا عقل کل داستان هست و از بقیه پرسوناژ ها عاقل تر بوده و اتفاقا برخلاف لیلا و شبانه می داند چه میخواهد اما نمی تواند به ان دست پیدا کند). او درخواست ویزای تحصیلی اش را در همان ظهر تابستان به سفارت فرانسه می دهد ، اما در تکه دوم روز پاییزی درخواستش رد می شود و همین باعث شده افسرده شود و زندگی اش رو به زوال برود. اما حضور او در تنهایی های لیلا و از هم پاشیدگی های شبانه کاملا محسوس هست و بین این 3 نفر ؛ تنها پروسناژی است که می توان او را درک کرد. اما جا داشت نویسنده ، به پرسوناژ های میثاق ، ارسلان و حتی ماهان هم این فرصت را بدهد که در کتاب روایت خود را در همان تکه های تابستان و پاییز از زاویه دید خود بازگو کنند . این نکته منفی رمان هست. شاید این باعث زیباتر شدن داستان میشد. در واقع فضای کلی کتاب کاملا دخترانه هست و حتی از نقد های ادبی این کتاب هم میتوان فهمید مخاطب های اصلی آن خانوم ها هستند . اما خواندن آن برای آقایان خالی از لطف نیست . بهتر می توانند با فضای ذهنی جنس مقابل خود آشنا شوند. همچنین یکی دیگر از ضعف های این کتاب ؛ روایت های منقطع و چند پرده ای از اتفاقات حال و گذشته پرسوناژ ها حین روایت اصلی داستان از جمله ای به جمله دیگر هست. این شاید یک تکنیک نویسندگی باشد ، اما استفاده نا به جا از آن باعث می شود خواننده ذهنش درگیر این پرش ها و بازگشت ها شود و خسته اش کند و نفهمد چه شد ، چه گذشت و چه خواهد شد. تم داستان بسیار سرد هست و کشش ندارد. هرچند برای همه ما اتفاقات داخل کتاب حداقل یکبار رخ داده است اما به عنوان یک خواننده ، برای یک کتاب 189 صفحه ای ، 3 هفته وقت گذاشتن آن هم در حالی که آنرا با شک و تردید به پایان برسانی و بعد از خود بپرسی آیا واقعا ارزش خواندن داشت ؟! بسیار زمان زیادی هست. نکته منفی دیگر این هست که کتاب هیچ پیام خاصی را به مخاطب نمی دهد ، صرفا به بیان اتفاقات روزمره 3 دختر می پردازد که اتفاقات چندان جذابی هم نیستند. و از همه مهم تر ، شاید مهم ترین نکته منفی کتاب ، قصه است. اصولا قصه بسیار نقص دارد و پر است از سوالات بی پاسخ ، شخصیت هایی که کامل به آنها توجه نشده و نویسنده به تکامل آنها نپرداخته است و جا داشته تا به آنها بیشتر اشاره کند. شخصیت میثاق در طول داستان حضور ندارد و فقط روایان داستان از او به نیکی یا گاها به بدی یاد می کنند و فقط در فینال قصه ما شاهد یک مکالمه کوتاه تلفنی بین او و روجا هستیم. قصه ، اصلا قصه جذابی نیست و پر است از روایت های منقطع و شلخته وار که البته این ضعف را ظاهرا نویسنده در کتاب دوم خود ، هرس ، سعی کرده تا بهبود بخشد. در کل نمره خوبی به این رمان نمی دهم. چرا که پس از اتمام آن حس خوبی نسبت به آغاز ، فرم و شکل ، شخصیت پردازی ، اصل قصه و پایان آن نداشتم. تنها نکته مثبت این کتاب هنر نویسنده در تمثیلات ، تشبیهات و آرایه های ادبی بوده که به غنای کتاب افزوده است. اگر نخواندید هم چیز مهمی را از دست نداده اید. اما ارزش یکبار مطالعه را دارد. با ارفاق از 10 نمره 5 را می دهم.
07 شهریور 1399
quote معرفی کتاب : فیل در تاریکی نویسنده : قاسم هاشمی نژاد ناشر : نشر هرمس قطع : رقعی تعداد صفحه : 178 اولین سال انتشار : 1358 موضوع : داستان فارسی ژانر : جنایی تاریخ شروع مطالعه : شامگاه یکشنبه 2 شهریور 1399 ساعت 23:50 تاریخ پایان مطالعه : شامگاه پنج شنبه 6 شهریور 1399 ساعت 19 نمره : 6.5 از 10 .............................. فیل در تاریکی در حوزه ادبیات داستانی ایران ، در ژانر خود کتاب بسیار مهمی است. در واقع مرحوم قاسم هاشمی نژاد با نگارش این کتاب ، برای نخستین بار ژانر جنایی را با یک اصول و چارچوب مناسب وارد ادبیات داستاتی کرد. خود مرحوم قاسم نژاد در دیباچه کتاب که به چاپ سال 1392 باز می گردد ، به این نکته اشاره کرده بودند که سالها بود این کتاب را از دایره آثار ادبی خود به طور کل حذف شده می پنداشتند و به ورطه فراموشی سپرده شده بود اما پس از مطالعه مجدد آن بر این شدند تا این کتاب را از نو چاپ کنند. نگارش این کتاب به سال 1355 خورشیدی باز می گردد و طبق ادعای نویسنده ، در دورانی این رمان نوشته شده است که در میانه دهه پنجاه و جو و تفکر حاکم بر روشنفکران و نویسندگان آن عصر ، نوعی ضد ادبیات در جامعه روشنفکر ایران چه در منش و چه در قلم ایشان حکم فرما بود و ایشان بدون هیچ گونه جانب داری سیاسی بر این شدند تا با تولید یک ژانر جنایی ، آن آب از مسیر خارج شده را مجددا به جریان اصلی برگردانند. حال اینکه نویسنده چه قدر توانسته رسالت خویش را اجرا کند سخنی است که بزرگان ادبیات باید به تحلیل آن بپردازند. اما ایشان به جد خواسته تا خواننده امروزی کتاب فیل در تاریکی را با چارچوب همان آیینه دوران که در مکان و زمان کتاب نگاریده شده بنگرد و مطالعه کند. اما در خود کتاب روایت داستان و فضایی که اتفاقات در آن افتاده به طرز شگفت آوری خوب خلق شده اند. مرحوم هاشم نژاد به عنوان یک پژوهشگر ادبیات فولکلوریک فارسی ، به درستی توانسته گویش ها و لهجه های زبان شیرین فارسی را در موقعیت ها و پرسوناژ های کتاب ایجاد کند. داستان کتاب طهران دهه پنجاه شمسی رخ می دهد . همه اتفاقاتی که ما می خوانیم حد فاصل شنبه 11 بهمن 1354 تا یکشنبه 19 بهمن 1354 در حال و هوای طهران آن دوران در یک گاراژ در چهار راه سیروس و خیابان بوذر جمهری رخ می دهد. نویسنده به درستی تصویری از زمستان طهران در آن دوران را توصیف کرده و اسامی خیابان ها و محله ها همگی با نام های آن دوره ذکر شده اند. پرسوناژ ها ی رمان اندک شمارند و هر کدام ویژگی بارزی دارند. در لحن وگویش شان تا زنگ صدایشان کاملا به درستی توصیف و تصویر سازی شده اند. نویسنده به درستی لهجه و گویش طهرونی ، شیرازی ، ارمنی و کوچه بازاری را برای پرسوناژها ایجاد کرده که در نوع خود بسیار ستودنی است و نشان دهنده سالها تحقیق ایشان در گویش های زبان فارسی هست. از نظر ادبی ، توصیفات و استعاره ها کاملا به جا و دارای غنای کامل هستند و زیاده روی در آن مشاهده نمی شود. روایت منقطع داستان هم به جالب تر شدن آن کمک کرده است. این نوع ژانر جنایی برای اولین بار به این شیوه در ادبیات داستانی ایران پدید آمد و بعد ها بدل به یک مرجع ادبیات جنایی شد. داستان گروه خلافکاری که در آن سال ها با قاچاق هروئین از اروپا به ایران ، کارتل های مواد مخدر را تشکیل داده بودند و حال پایشان اتفاقی سر از زندگی شخصیت اصلی داستان جلال امین باز شده بود. شخصیت اصلی کتاب جلال امین صاحب گاراژ ماشین در چهار راه سیروس طهران هست و منتظر برادر کوچک تر خود حسین امین هست که سالها قبل برای تحصیل به هامبورگ رفته و حال با دریافت نامه از او فهمیده که پس از پایان دوران تحصیلش دارد با یک مرسدس بنز 280 اس سبز رنگ به صورت زمینی از راه ترکیه به طهران باز میگردد تا آن ماشین را به برادر بزرگ تر خود پیشکش کند. ورود حسین با آن اتومبیل روز آن دوران به ایران آغاز گر اتفاقات داستان جنایی فیل در تاریکی هست. راوی داستان ، سوم شخصی است که انگار همواره با پرسوناژ اصلی داستان همراه بوده و از منظر او داستان را برای ما شرح می دهد. راوی اگرچه دانای کل هست اما خواننده در هیچ کجای کتاب از جلال امین جلوتر نمی زند و گام به گام با او شاهد اتفاقات داستان هست. همین به معما گونه تر شدن کتاب کمک ویژه کرده و از اینجاست که ورود شخصیت های مهم دیگر به داستان در حالیکه نه خواننده و نه پرسوناژ اول داستان از هویت اصلی آنان بی اطلاعند به زیبا تر شدن داستان و کشش آن کمک ویژه میکند. حتی جاهایی که راوی از نگاه جلال امین که با خود شروع به حرف زدن می کند به بیان قصه می پردازد گاه شاهد پارادوکس های طنازانه هم هستیم. هم روایت ساده داستان هم شاه قلم شخص مرحوم قاسم هاشم نژاد در توصیف اتفاقات و به کار گیری واژه ها و گویش ها در کل نمره قابل قبولی به این کتاب می دهد. اگرچه پایان داستان فرجامی تلخ و دردناک دارد اما در کل پیشنهاد می کنم برای یک آخر هفته اگر وقت آزاد دارید با خواندن این رمان خوب ، از مطالعه آن لذت ببرید چرا که ارزش یکبار خواندن را حداقل دارد.
22 فروردین 1399
quote معرفی کتاب : جز از کل نویسنده : استیو تولتز (استرالیا) مترجم : پیمان خاکسار ناشر : نشر چشمه قطع : رقعی تعداد صفحه : 656 اولین سال انتشار : 2008 موضوع : داستان استرالیایی - فلسفی ژانر : داستانی تاریخ شروع مطالعه : شامگاه یکشنبه 10 آذر 1398 ساعت 22:03 تاریخ پایان مطالعه : بامداد جمعه 22 فروردین 1399 ساعت 02:02 نمره : 8.8 از 10 ........................................................................................... بالاخره پس از 18 هفته تمامش کردم رمان جز از کل اثر نویسنده جوان استرالیایی استیو تولتز ، یکی از معدود کتاب های موجود هست که می توان با مطالعه آن دریچه های جدیدی را به سوی فلسفه حیات تمدن انسانی باز کرد. او این کتاب را در 27 سالگی و پس از 5 سال نگارش به ثبت رساند و مورد استقبال و تجلیل همه انجمن های ادبی در زمان خود شد. رمان نه صرفا یک اثر داستانی است ، که پر است از نکات پر نغز و فیلسوفانه از نویسنده ای به غایت جوان . راوی اول شخص داستان سعی بر این دارد علاوه بر روایت بکر خود ، مسائل مختلف زندگانی را به طرزی خارق العاده همراه با استعارات بی بدیل نقد کند و نگاهی فلسفی مابانه داشته باشد. نویسنده در راستای این کار در لا به لای گفتمان های داخل کتاب ؛ به درستی از بسیاری از نویسندگان و فلاسفه قبل خود مانند نیچه ، شوپنهاور ، داروین ،ویرجینیا وولف ، ارسطو و ... وام هم گرفته است . داستان در یک زندان شروع شده و در یک فرودگاه تمام می شود اما 95 درصد کتاب حول زندگی شخصیت اصلی داستان و قصه پر درد تقابل با پدرش ، و همچنین تقابل آن پدر در گذشته خود با برادر و معشوقه اش می پردازد و روایتی به غایت تلخ و سیاه را برایمان بازگو میکند. اتفاقات کتاب در ادامه با فلش بکی به گذشته از سال 1956 شروع شده و در سال 2001 به پایان خود می رسد. کتاب اصولا پرسوناژ های متعدد ندارد. استیو تولتز برخلاف نویسندگانی چون فئودور داستایوفسکی ، گابریل گارسیا مارکز ، جورج اورول و محمود دولت آبادی ، شخصیت های متعددی را درون داستان خود جای نداده و فضای کتاب را شلوغ نکرده است. یعنی نیازی نیست به مانند خواندن کتاب های دولت آبادی ، ساعدی و مارکز ، قلم و کاغذ در دستمان باشد و دونه دونه پرسوناژ ها را جهت به یاد ماندن و خارج نشدن از خط اصلی داستان یادداشت کنیم. رمان با اینکه نزدیک 700 صفحه هست ، اما به تعداد انگشتان دو دست ، شخصیت اصلی تا پایان داستان، بیشتر ندارد و از همان ابتدا تا انتها سیر زندگی آنها را مطالعه میکنیم. اما پر کشش بودن داستان ، نثر بسیار هنرمندانه و فیلسوفانه تولتز درون کتاب ، خلق جملاتی قصار و فلسفی در بند بند پاراگراف های رمان ؛ آدم را به فکر وا می دارد. و همین باعث شد 18 هفته طول بکشد تا من این کتاب را به اتمام برسانم. ترجمه پیمان خاکسار هم کاملا امانت داری متن اصلی را حفظ کرده و ترجمه روانی هم هست. پیشنهاد میکنم حتما این کتاب را بخوانید. علی رغم اینکه با داستان بسیار تلخی مواجه خواهید شد ، اما جز - جز این کتاب به کل وجود انسان و حیات انسان و ترس از مرگ در روزگار مدرن امروزی ما اشاره دارد و میتواند تجربه بسیار گرانبهایی برای همه افرادی باشد که قصد خواندن یک کتاب خوب دارند.