پارمیدا  پرمهر
پارمیدا پرمهر
دیوار شهر کتاب
پارمیدا پرمهر درباره بریدا نوشته است:
02 بهمن 1399
quote جوهره آفرینش مفرد است و این جوهره، عشق نام دارد. عشق نیرویی است که ما را بار دیگر به یکدیگر پیوند میدهد تا تجربه ای را که در زندگی های متعدد و مکان های متعدد جهان پراکنده شده است، بار دیگر متراکم سازد
20 تیر 1399
quote فرهنگ مردم را نمی سازد، این مردم هستند که فرهنگ را می سازند
20 تیر 1399
quote انسان همیشه یا زود میمیرد... یا دیر!
19 تیر 1399
quote در سکوت شبانه، سکوت مطلق شبانه، وقتی که حواس انسان آرام گرفته است، روحی جاودان با زبانی بی نام با انسان از چیزهایی، از اندیشه هایی سخن میگوید که میفهمی، ولی نمیتوانی وصف کنی...
20 اردیبهشت 1399
quote مرگ یک پدیده طبیعی است.هیولایی که ما آدم ها از مرگ میسازیم ، همش به خاطر این است که خودمان را به صورت عنصری از چرخه طبیعت نگاه نمیکنیم. فکر میکنیم چون انسان هستیم، پدیده ای فراطبیعی هستیم.اما ما فراطبیعی نیستیم!هر عنصری که متولد شود، میمیرد
20 اردیبهشت 1399
quote ما در هستی یک مکان نداریم بلکه در آن به همان اندازه ای جا داریم که برای خود تعیین میکنیم.
18 اسفند 1398
quote فرصتی نمانده است بیا همدیگر را بغل کنیم فردا یا من تو را میکشم یا تو چاقو را در آب خواهی شست... همین چند سطر دنیا به همین چند سطر رسیده است به این که انسان کوچک بماند بهتر است به دنیا نیاید بهتر است... اصلا این فیلم را به عقب برگردان! آنقدر که پالتوی پوست پشت ویترین پلنگی شود که میدود در دشت های دور آنقدر که عصا ها پیاده به جنگل بازگردند...
03 اسفند 1398
quote موضوع و تصویر کتاب با نام نویسنده و عنوان کتاب و انتشارات همخوانی ندارد. لطفا تصحیح نمایید شهر کتاب عزیز ♡
21 بهمن 1398
quote و این منم زنی تنها در آستانه ی فصلی سرد در ابتدای درک هستی آلوده زمین و یاس ساده و غمناک آسمان و ناتوانی این دست های سیمانی... -فروغ فرخزاد-
05 دی 1398
quote به نظر من اگه فردی قصد خوندن این کتاب رو داره، بهتره ترجمه شریف لنکرانی رو انتخاب کنه. چون که معتقدم ترجمه ایشون بیشترین وفاداری رو به متن اصلی داره و ترجمه قوی ای دارن