آیا کتاب را خوانده‌اید؟
آیا کتاب را خوانده‌اید؟
می‌خواهم بخوانم
می‌خواهم بخوانم
در حال خواندن
در حال خواندن
خواندم
خواندم
می‌خواهم بخوانم می‌خواهم بخوانم
در حال خواندن در حال خواندن
خواندم خواندم
آیا کتاب را دوست داشتید؟
آیا کتاب را دوست داشتید؟
دوست داشتم
دوست داشتم
دوست نداشتم
دوست نداشتم
دوست داشتم دوست داشتم
دوست نداشتم دوست نداشتم
می‌خواهم بخوانم 1
در حال خواندن 0
خواندم 0
دوست داشتم 3
دوست نداشتم 0

کور سرخی (روایت هایی از جان و جنگ)

امتیاز محصول:
(1 نفر امتیاز داده است)
دسته بندی:
داستان ایران
ویژگی‌های محصول:
کد کالا:
339846
شابک:
9786220107699
نویسنده:
انتشارات:
موضوع:
ناداستان های فارسی قرن 14
زبان:
فارسی
سال انتشار:
1400
جلد:
نرم
قطع:
رقعی
تعداد صفحه:
131
شماره چاپ:
3
طول:
21.5
عرض:
13.5
ارتفاع:
1
وزن:
114 گرم
قیمت محصول:
320,000 ریال
افزودن به سبد خرید
افزودن
درباره کور سرخی (روایت هایی از جان و جنگ):

کورسرخی روایت‌هایی‌ست از جان و جنگ. قصه‌هایی که عالیه عطایی از سال 1365 زمانی که دختربچه‌ای کم سن و سال بوده و در دنیای کودکانه‌، اما به مثابه زنی شجاع می‌نموده روایت می‌کند. تا به سال‌ 1395 می‌رسد، زمانی که عالیه زنی بالغ است.

در این کتاب کور سرخی عالیه نُه روایت برای ما دارد. روایت‌هایی درمورد افغانستان ، مردمان مهاجر و مردمان مرزنشینی که وقایعی دردناک ، جان و روحشان را آزرد. روایت‌هایی تلخ از پدری که صرع حمله به وجودش انداخت. روایت مادری که سر نداشت اما پا داشت و دویده بود که کمک بطلبد اما کینه‌ی جنگی در خاک دیگر به تنش امان نداده بود.

روایت عاشقی که جنگ تن معشوقش را روانه‌ی خاک می‌کند و گلوله‌ای که تا ابد به قلب عاشقان شلیک می‌شود. انار لب شکری که زندگی‌اش به مانند اسمش انار ، ترش و شیرین و ملس بود . اناری که خاموشش کردند و باز هم چشمانش می‌خندید. چشمان انار تا ابد خواهد خندید.

اما این روایت‌ها فقط قصه نیست.مشاهداتی‌ست تلخ از جنس جنگ،از جنس دشمنی، از جنس خون، از جنس درد و از جنس واقعیت! مشاهداتی که عالیه در کنار و آغوش این مردمان لحظه به لحظه را درد کشیده و سرانجام در کورسرخی به زبان آورده.

 

 

معرفی کتاب کورسرخی از زبان نویسنده

شب‌های طولانی بیماری از به یادآوری و بازسازی برخی اتفاقات تا پروسه تحقیقی‌اش که من را واداشت به سفری که از کودکی طی کرده بودم و حالا باید می‌نوشتمش. کورسرخی فقط من نیستم که مای جمع است و برای ما نوشته شده.

یکباری در مصاحبه‌ای گفته بودم «من نویسنده‌ام، نه سرباز» اما در تمام مدت نوشتن این روایت‌ها سرباز شکست‌خورده‌ای بودم که دلش برای اینکه نتوانسته خاکی را تسکین دهد و جز کلمه چیزی برای گفتن ندارد، تپیده.

و اووووه که چه پروسه‌ای…و حالا دارم میبینمش که به تعداد تک به تک کسانی که بخوانندش تکثیر خواهد شد و بلکه قراری، تابی، تحملی….

زیاده عرضی نیست که هر چه هست در این کتاب است. سپاس از نشر محترم چشمه و دنیایی آرزوی نیک برای مردم خاورمیانه که هیچ قلمی به نوشتن درنیامده مگر از سر امید بلکه روزی روزگاری این رنگ سرخ از خاکمان پاک شود.