آیا کتاب را خوانده‌اید؟
آیا کتاب را خوانده‌اید؟
می‌خواهم بخوانم
می‌خواهم بخوانم
در حال خواندن
در حال خواندن
خواندم
خواندم
می‌خواهم بخوانم می‌خواهم بخوانم
در حال خواندن در حال خواندن
خواندم خواندم
آیا کتاب را دوست داشتید؟
آیا کتاب را دوست داشتید؟
دوست داشتم
دوست داشتم
دوست نداشتم
دوست نداشتم
دوست داشتم دوست داشتم
دوست نداشتم دوست نداشتم
می‌خواهم بخوانم 0
در حال خواندن 0
خواندم 0
دوست داشتم 14
دوست نداشتم 0

اقتصاد ایران در تنگنای توسعه

امتیاز محصول:
(1 نفر امتیاز داده است)
دسته بندی:
اقتصاد
ویژگی‌های محصول:
کد کالا:
166786
شابک:
9789642131662
انتشارات:
موضوع:
داستان
زبان:
فارسی
سال انتشار:
1391
جلد:
شمیز
قطع:
وزیری
تعداد صفحه:
338
وزن:
360 گرم
برچسب‌ها:
FastDelivery
ارسال فوری
مخصوص شهر تهران
قیمت محصول:
995,000 ریال
افزودن به سبد خرید
افزودن
درباره اقتصاد ایران در تنگنای توسعه:
به اعتقاد غنی‌نژاد این کتاب، تنها یک اثر در حوزه تاریخ توسعه نیست؛ این کتاب با اتکا به نظریات جدید اقتصاد سیاسی به طرح یک چارچوب تحلیلی مبتنی بر نهادگرایی جدید همت می‌گمارد.

 «اقتصاد ایران در تنگنای توسعه» نوشته حمید زمان زاده و صادق الحسینی و با مقدمه ای از دکتر موسی غنی نژاد منتشر شد. کتاب «اقتصاد ایران در تنگنای توسعه»، جدیدترین کتاب در زمینه توسعه اقتصادی در ایران است که در مدت کوتاهی به چاپ دوم رسیده است. در این کتاب به پرسش هایی نظیر این که چرا در کشاکش تاریخ، ایرانیان عقب ماندند و چه عواملی در این عقب ماندگی دخیل بودند پاسخ داده می شود. اما این کتاب، تنها یک کتاب در حوزه تاریخ توسعه نیست. این کتاب با اتکا به نظریات جدید اقتصاد سیاسی به طرح یک چارچوب تحلیلی مبتنی بر نهادگرایی جدید همت می گمارد. با این چارچوب تحلیلی، نویسندگان سعی می کنند تا به توضیح چگونگی گذار از وضعیت فعلی به سوی توسعه، که بیش از 100 سال است برای ایرانیان به آرزو تبدیل شده است، را بدهند.
 
در مقدمه این کتاب که به قلم دکتر موسی غنی نژاد نگاشته شده است می خوانیم:

«کتاب های جدی و مفید درباره اقتصاد ایران اندک شمارند. اغلب نوشته ها در این خصوص، در بهترین حالت، صرفا توصیفی اند و در بدترین حالت، بیانیه های سیاسی بی محتوا و فاقد استدلال ... در این آشفته بازار تحلیل های اقتصادی تاریخ ایران، انتشار کتاب حاضر غنیمت است. فضیلت بزرگ نویسندگان جوان و خوشفکر این کتاب، پرهیز از داوری های احساساتی سیاست زده، و توجه دقیق وهوشمندانه به اهمیت نهادها است. آنها از همان آغاز، به روشنی رویکرد نظری خود را بیان می کنند و به خوانندگان هشدار می دهند که با ابزار تحلیلی متفاوتی از آنچه رایج است، به تبیین اقتصاد ایران اهتمام خواهند ورزید. در این کتاب ارزشمند، اقتصاد ایران از منظر نهاد گرایی جدید مورد بررسی قرار گرفته است. اتخاذ چنین رویکردی موجب شده که نویسندگان از داوری های شتابزده وساده انگارانه رایج درخصوص معضلات بنیادی اقتصاد ایران بپرهیزند.»

بطور کلی کتاب اقتصاد ایران در تنگنای توسعه را می توان کتابی دانست که با رویکرد نهادگرایی جدید به اقتصاد ایران می نگرد و با نظریات جدید توسعه اقتصادی و اقتصاد سیاسی سعی در توضیح و ارایه راه حل دارد. در این کتاب، تحلیل اقتصاد ایران بصورت کلی به دو سطح ساختاری و عملکردی تقسیم می شود. در سطح ساختاری به بحث های تاریخی، توسعه ای و نهادی پرداخته می شود و در بحث عملکردی بحث ها بیشتر مبتنی بر چگونگی عملکرد اقتصاد ایران و ارایه راهکارهایی جهت بهبود این عملکرد از وضعیت حداقلی به وضعیت حداکثری است.

در پشت جلد این کتاب آمده:

«از جایی که در تحلیل هر اقتصادی و در هر تحلیل اقتصادی از سطوح کلان یک اقتصاد تا سطوح خرد، تحلیلگر با یک دوگانه تحلیلی تحت عنوان ساختار – عملکرد روبروست، در تحلیل اقتصاد ایران نیز با این دوگانه تحلیلی مواجه هستیم. پس ناگزیریم به دو سطح متفاوت از تحلیل بپردازیم. در سطح اول، وقتی سخن از سطح ساختاری به میان می آید، یک نظام اقتصادی شکل یافته در مسیر تاریخ مدنظر است که روابط و تعاملات میان دولت، بازار و چهار چوب نهادی را شکل می دهد و حدود و ثغور عملکرد اقتصادی نظام را روشن می کند. در واقع درک ساز و کار عملکرد هر اقتصادی مانند اقتصاد ایران، نیازمند درک ساختاری نظام اقتصادی است.

در سطح دوم، با تحلیل عملکردی اقتصاد ایران تحت ساختارهای موجود رو به رو هستیم. در این بخش قصد بر آن است تا آینه ای در برابر اقتصاد ایران گذاشته شود و مزایا و معایب، نقاط قوت و ضعف، تهدیدها و فرصت ها و خلاصه هر آنچه که اقتصاد امروز ایران، بواسطه آنها «اقتصاد ایران» خوانده می شود، در بیانی ساده و قابل فهم، عیان شود. سطح عملکردی در واقع به چگونگی عملکرد اقتصاد ایران در سطح اقتصاد کلان، تحلیل و برای متغییرهای کلان اقتصادی مانند تولید و رشد اقتصادی، تورم، بیکاری، توزیع درآمد و فقر می پردازد که به عنوان شاخص های عمکردی اقتصاد معرفی می شوند...»

در بخش هایی از این کتاب می خوانیم:

در بیش از صد سال گذشته، خصوصا پس از انقلاب مشروطه، پرسش های بسیاری در خصوص کیفیت و چگونگی فرآیندی که به پیشرفت و توسعه می انجامد و رفاه را به ارمغان می آورد، مطرح شده است.

پرسش هایی از قبیل این که چرا ما عقب ماندیم و غرب پیش رفت؛ ریشه ها و علل عقب ماندگی ایرانیان کدام است؛ ما چگونه ما شدیم؛ چگونه از قافله پیشرفت جا ماندیم؛ چرا برخی کشورها مسیر توسعه اقتصادی را در پیش گرفتند و برخی دیگر مسیر رکود و زوال اقتصادی را.

چرا روندهای به غایت متفاوتی در تاریخ کشورها و جوامع مختلف طی می شود و برخی از این کشورها اکنون توسعه یافته خوانده میشوند، برخی در حال توسعه و بعضی دیگر عقب مانده؛ شکاف میان ملل فقیر و ثروتمند، توسعه‌یافته و توسعه‌نیافته، پیشرفته و عقب مانده در تاریخ معاصر چگونه بوجود آمده است؛ و الی آخر.
همه این آتش هایی که از سودای پیشرفت به جان ها ریخته بود از یک منبع تغذیه می شد؛ از یک مشاهده؛ از دیدن وضعیت پیشرفته غرب و مقایسه با وضعیت عقب مانده خویش. اما پیش از پاسخ به این سوالات نیاز بود تا به پرسش هایی دیگر پاسخ داده شود.

پرسش هایی نظیر این که چه عناصری عوامل اساسی فقر و ثروت ملل را در سیر تاریخ تعیین می‌کنند؛ چرا این عناصر و عوامل در یک کشور ظاهر می شوند و در کشوری دیگر نه؛ کدام یک از این عناصر و عوامل شروط لازم و کدام یک شروط کافی رسیدن به پیشرفت و توسعه هستند؛ و امثالهم.

پاسخ هایی که به این پرسش ها داده شد هم کم نبود. به این منظور، نظریه پردازان، اندیشه ورزان، روشنفکران، جامعه شناسان و اقتصاددانان پاسخ هایی متفاوت به این پرسش های یکسان دادند.

درباره عقب ماندن کشورمان از قافله توسعه، و به منظور پاسخ گویی به پرسش های فوق، انواع و اقسام نظریات مطرح شد. از نظریه کم آبی و استبداد شرقی گرفته تا نظریه جامعه کم آب و پراکنده و استعمار و نظریه امکان و امتناع اندیشه و دسته ای از نظریات فرهنگی و جامعه شناسانه و تاریخی. هریک از این نظریات به زعم خود سعی در توضیح چگونگی فرآیند توسعه و چرایی عقب ماندگی کشورهایی نظیر کشور ما داشتند.
 
حمید زمانزاده در حال حاضر دانشجوی دکترای اقتصاد در دانشگاه تهران و از محققان اقتصادی پژوهشکده پولی بانک مرکزی، و نویسنده مقالات بسیاری در روزنامه ها و مجلات گوناگون است.

صادق الحسینی کارشناسی ارشد اقتصاد خود را از دانشگاه تهران دریافت کرد و در حوزه روابط بین الملل و مدیریت توسعه از دانشگاه سیراکیوز در آمریکا فارغ التحصیل شد. وی پس از مدتی کار در بانک جهانی هم اکنون معاون مرکز تحقیقات معاصر و مشاور اقتصادی و سرمایه گذاری در شرکت های مختلف است.