می خواهم بخوانم
می‌خواهم بخوانم
علاقه مندی
علاقه‌مندی
دختری با گوشواره مروارید (چشمه)
امتیاز محصول:
(36 نفر نظر داده‌اند)
دسته بندی:
داستان جهان
ویژگی‌های محصول:
کد کالا:
100963
شابک:
9789643620400
طول:
21.5
عرض:
15
ارتفاع:
1
وزن:
360
انتشارات:
موضوع:
داستان های انگلیسی قرن 20
زبان:
فارسي
جلد:
نرم
قطع:
رقعی
تعداد صفحه:
237
برچسب‌ها:
قیمت محصول:
380,000 ریال
افزودن به سبد خرید
افزودن
درباره کتاب:
درباره کتاب:

نویسنده در این اثر خواننده را نرم و آهسته، اما شگفت زده به دیار و دورانى مى برد که هر دو واقعیتى هستند که با تخیل نویسنده درآمیخته اند. او حوادثى را از زندگى یان ورمیر، نقاش دوره ی باروک بهانه قرار داده و بااستادى و نفوذ تیزبینانه به کنه ریزه کارى ها، توانسته دنیایى خاص را براى ما عینى و حسى نماید.

پدر گریت بر اثر حادثه اى بینایى خود را از دست مى دهد. در نتیجه نمى تواند مخارج خانواده را تأمین کند. به همین دلیل گریت ۱۶ساله براى کمک به تأمین معاش خود و نزدیکانش، در خانه ی ورمیر نقاش، به کلفتى مى پردازد.

شروع این حادثه در زندگى دختر به شکلى کاملاً ساده است. نویسنده در مسیر حرکت دختر از کنار کانال به سوى خانه ی ورمیرها، با بهره گیرى از جزئى ترین عوامل طبیعى تصویرهاى عمیقى مى سازد که ریشه در گذشته و ضمیر کودکى او دارد. با تداعى خاطرات خواهر و برادر کوچک ترش، بازى ها و تفریحات ساده شان کنار این کانال، فضاى عاطفى خاصى ایجاد مى کند که بیانگر وجوه هستى شناسانه اى از ژرف ساخت شخصیت محورى داستان است. وجهى مانند ترس، بیم، امید و...

نویسنده رفتن دختر را به سوى مسیرى ناشناخته که همراه با ترس و اضطراب و تحقیر است، با زبانى نرم و داستانى به کمک ریزه کارى هاى دقیق، چنان صحنه آرایى مى کند که خواننده ی امروزى از این سر دنیا خودش را در فضاى قرن هفدهم هلند مى بیند.

کنش هاى عاطفى در این صحنه آرایى ها ساده و درخور سن وسال و جایگاه آدم ها تصویر شده است، هر کنش بازتاب روانى خاص یک شخصیت است، در نتیجه فضاى گسترده اى از موقعیت داستانى تجسم مى یابد.

دختر وارد یک خانواده ی ثروتمند شده، اما به کلفتى و نه به دلخواه. «احساس موشى را داشتم که وارد خانه ی مرد پول دارى مى شود.»

نویسنده با بهره گیرى از بن مایه ی رئالیستى منبعث از شرایط عینى محور داستان به نوعى درگیر اختلاف طبقاتى و رنج هاى ناشى از آن شده است. «هر روز باید رخت شویى مى کردم، دست هایم از شدت ماندن در آب و صابون ترک خورده، صورتم از بخار آب جوش سرخ مى شد، پشتم از حمل ونقل رخت هاى سنگین و خیس درد مى گرفت و بازوانم، دائم از حرکت اتو کوفته مى شد.»

این دختر در عین حال خانواده اى پشت سر دارد که از شدت فقر ماه ها در آرزوى خوردن گوشت به سر مى برند، اما خواننده با ژرف شدن در مضامین درون متنى درمى یابد که خالق اثر با بیان این رنج ها و چالش ها، بسترى ساخته است براى پروردن یک عشق، عشقى که دختر بهاى سنگینى بابت آن مى پردازد، و به نوعى نقاش هم. اما این عشق دختر را مى سازد، خمیر وجودش درگیرودار چالش هاى لفظى و درونى با خود و اطرافیان چنان ورز داده مى شود که به درجه اى از تعالى و زیبایى شناسى هنرى مى رسد و تبدیل به دستیار نقاش مى شود.