مشاهده همه نتایج

دسته‌بندی‌های موبایل

مارکسیسم بدون مارکسیسم (درباره اشباح مارکس دریدا)

0.0
(۰ نقد و بررسی)

کد کالا: 200224

تومان 122,000

موجود

مارکسیسم بدون مارکسیسم

(درباره اشباح مارکس دریدا)

کتاب مارکسیسم بدون مارکسیسم (درباره اشباح مارکس دریدا) مجموعه‌ای از مقالات فلسفی از پنج متفکر برجسته‌ی معاصر است که در واکنش به اثر معروف ژاک دریدا با عنوان اشباح مارکس (Specters of Marx) نوشته شده‌اند.

این کتاب، کوششی است برای بازاندیشی در باب این پرسش که در جهانی که ایدئولوژی‌ها فروپاشیده‌اند، آیا هنوز می‌توان از مارکسیسم سخن گفت؟

نویسندگان در این مجموعه هر یک از زاویه‌ای خاص — از نظریه‌ی گفتمان تا فلسفه‌ی تفاوت و نظریه‌ی قدرت — به سراغ میراث فکری مارکس و تأثیر آن بر قرائت دریدا از عدالت، تاریخ و سیاست می‌روند. این مقالات هر کدام در توضیح نسبت میان واسازی و مارکسیسم سهمی به سزا ایفا می‌کنند. در ادامه بخشی از مقدمه‌ی مترجم را در معرفی این مقالات می‌خوانید.

محور این کتاب تفسیر و ارزیابی اشباح مارکس دریدا است. مقاله استوارت سیم («دریدا و پایان تاریخ») را می‌توان درآمدی جامع بر مجموعه پیش رو در نظر گرفت. او با تمرکز بر انتقاد پسا‌ساختارگرایانه، انسان‌گرایانه، از پایداری لیبرالی فوکویاما، زمینه نظری و سیاسی – تاریخی اشباح مارکس را روشن می‌کند. مقاله بعدی مواجهه فلسفی موشکافانه‌تری دارد. مقاله سایمون کریچلی («درباره اشباح مارکس دریدا») پس از شرحی مختصر در باب فرضیه و زمینه اشباح مارکس، جنبه‌های موعودباورانه و دلالت‌های سیاسی، اقتصادی و تکنولوژیک کتاب دریدا را به تفصیل بررسی می‌کند. ارنستو لاکلائو در مقاله («زمان ناساز است») با بررسی شباهت منطق شبح‌وارگی و منطق پسامدرن و استنباط نتایج سیاسی مارکسیسم انسان‌گرایانه دریدا، مبنایی برای پروژه دموکراسی مهیا می‌کند. اگر منطق شبح‌وارگی را مترا‌دف پسامدرنی بودن امور در نظر بگیریم، می‌توان از بازاندیشی دائمی در نظم سیاسی – از طریق گشودگی – به روی امکان‌های جدید سخن گفت. آنتونیو نگری در مقاله («لبخند شبح») از زاویه انتقادی‌تری به بررسی اشباح مارکس می‌پردازد و تأکید فرا‌لیبرال دریدا بر جنبه‌های شبح‌وار شیوه تولید سرمایه‌داری را علت بی‌توجهی به مکانیزم‌های واقعی بازتولید سرمایه قلمداد می‌کند. در نتیجه، خوانش دریدایی از مارکس را در پیشبرد پروژه نقد و دگرگونی جامعه سرمایه‌داری ناتوان ارزیابی می‌کند. در خاتمه، مقاله تری ایگلتون («مارکسیسم بدون مارکسیسم») در خصوص تأثیرگذاری عملی خوانش پساساختارگرایانه، انسان‌گرایانه دریدا از مارکس موضع خوش‌بینانه‌ای ندارد، زیرا از نظر او دریدا به شیوه تحلیل مارکسیستی اعتقادی ندارد و مارکسیسم را صرفا نام و ابزاری برای مخالفت با وضع موجود می‌یابد.