«اگر پرسیده شود که منظور عمر خیام از سرودن این رباعیات چیست، باید گفت که اشعار او بیانکننده احساسات و باور خواننده است، به عبارتی او آینه ذهن خواننده است.یک شخص مذهبی، خیام را با وجود سرگردانی و حیرتی که بشر را رنج میدهد، شدیدا تحتتاثیر عظمت جهان و مومن به وجود قدرتی میبیند که از حدود درک و فهم او خارج است.از دید یک ظاهرپسند، عمر خیام فردی مقیم شرابخانه است.از دید یک غربی متعصب، عمر خیام نگهبان اسلام است و ...حال این اشعار به هر گونه که تعبیر و تفسیر شوند، باید یک نکته را پذیرفت که خیام در گفتار خویش نهایت سادگی را برگزیده است.وقتی با عقاید گوناگونی که درباره خیام بیان شده، موجه میشویم، به این نتیجه میرسیم که اگر خیام میتوانست از پس پرده به این همه گفتارها گوش فرادهد، بنا به گفته خویش میبایست ”هم بخندد و هم بگرید“. اما زمانی که پرده فرو افتد، آنگاه خواهند دید که همه چقدر از حقیقت به دور بودهاند، خیلی دور...» (مقدمه دیوان خیام، دیوید یوجین اسمیت.)در این مجموعه با چهرههایی از خیام آشنا خواهیم شد که شاید هیچیک از آنها «خیام» نباشد!