خطاب به عشق (دفتر اول) (نامههای عاشقانه آلبر کامو و ماریا کاسارس)
کد کالا: 157280
کتاب خطاب به عشق
نامههای عاشقانه آلبر کامو و ماریا کاسارس
گوستاو فلوبر در یکی از نامههایش به ژرژ ساند مینویسد نامهها دارند او را برملا میکنند و با نگرانی مینویسد آنها افشاگر فقدان هماهنگی میان احساسات و عقایدش هستند. صد سال پس از نامههای فلوبر به ساند، آلبر کامو دیگر نویسندهی فرانسوی الجزایریتبار که متأثر از اندیشههای فلوبر بود، در نامهنگاری با معشوقهاش همان حس و حال را دارد. در آن زمان کامو در متروپل تنها زندگی میکرد و فرانسیس فور، همسرش، نتوانست به او بپیوندد چرا که جنوب فرانسه در اشغال نازیها بود. معشوقهاش دختر جوانی است به نام ماریا کاسارس. کتاب خطاب به عشق نامههای این دو است به یکدیگر.
خطاب به عشق: ملاقات نویسنده و بازیگر
کامو و کاسارس هنگام دورخوانی نمایشنامهای از پابلو پیکاسو با هم آشنا شدند، کامو به دختر جوان بازیگر پیشنهاد میکند نقش مارتا را در سوءتفاهم بازی کند، تمرین آغاز میشود و آلبر کامو شیفتهی بازیگر میشود؛ در شب ششم ژوئن ۱۹۴۴ مصادف با پیاده شدن نیروهای متفقین در ساحل نرماندی، این دو عاشق هم میشوند. عشقی پرشور که حیات کامو را وابستهی ماریا میکند، آنچنان که در کتاب خطاب به عشق آمده برایش مینویسد «من خستهام، به تو احتیاج دارم».
اهمیت کتاب خطاب به عشق
نویسندهای گفته انسان در سختیهایی نظیر تبعید و زندان، در برابر دیگران لخت و عریان میشود، طبایع و خصایل او برای دیگران دیدنی میشود و دست از پنهانکاری برمیدارد. نامه و نامهنگاری نیز چنین ویژگیای دارد.
نویسندهی نامه در برابر چشم خوانندگان و دیدگان آیندگان، بیحفاظ میشود. همچنان که با انتشار خطاب به عشق، لایههای پنهان دو زندگی برملا شده است: زندگیِ یکی از تأثیرگذارترین نویسندهها و روشنفکران عصر پس از جنگ و زندگیِ یک هنرپیشهی بزرگ. نامهها افشاگر جسارتها و ضعفهایشان است.
کامو مردی است گرفتار در تناقضات که همهچیز را همزمان با هم میخواست؛ شمال و جنوب، فرهنگ فرانسوی و شیوهی زندگی مدیترانهای، ریاضت و عیش و عشق را، در این نامهها، مردی است مستأصل، و دلدادهی کامل به ماریا:
تو تنها کسی هستی که اشک مرا درآورده. دیگر هیچچیز نمیتواند در من علاقهای ایجاد کند!
کتاب خطاب به عشق نشانمان میدهد که عشق به ماریا، کامو را چون کودکی زودرنج کرده بود. کامو در یادداشتهایش در همان ایام مینویسد: «مردی که میتوانستم باشم اگر که بچهای نمیبودم که بودم!»
در نتیجه...
خوانندگان فارسیزبان از دهههای سی و چهل پیشتر به واسطهی رمانها و مقالات و آثار فلسفی با کامو مواجه شدهاند اما انتشار این نامهها پردهای دیگر از زندگی کامو را کنار میزند و چهرهی تازهای از او به نمایش میگذارد: چهرهی کاموی عاشق.
با این حال، این نامهها پرسشهایی را دربارهی آلبر کامو برمیانگیزاند؛ پرسشهایی دربارهی نسبت آنچه مینوشت و آنگونه که زندگی میکرد؛ اینکه نویسندهای که از تعهد در ادبیات مینوشت و تمام عمر از وفاداری سخن میگفت، او که میگفت «با آگاهی بر ضعفم با همهی قوایم کوشیدهام که آدمی اخلاقی باشم»، در زندگی شخصیاش چه اندازه مقید به آن تعهد و وفاداری بود؟
شاید پاسخ را باید در نوشتههای خود کامو جست، آنجا که در یادداشتهایش گفته: «آدم نمیتواند تمام چیزهایی را که مینویسد زندگی کند.»
| نویسنده | آلبر کامو |
| مترجم | زهرا خانلو |
| کد موضوع | نامهها نویسندگان فرانسوی |
| نوبت چاپ | 16 |
| تاریخ چاپ | 1403 |
| تعداد صفحات | 263 |
| نوع جلد | سخت |
| قطع | رقعی |
| طول | 20.6 |
| عرض | 15 |
| قطر | 2 |
| زبان | فارسی |
نقد و بررسیها
از 0 نقد و بررسی
کتابهای دیگر این نویسنده
اینها را هم بخوانیم
کتابهای دیگر این مترجم
اینها را هم بخوانیم
کتابهای دیگر این ناشر
اینها را هم بخوانیم