پیش از انقلاب مشروطه، زمینههای خاصی در حوزه تفکر ایرانیان گشوده شد، روشنفکران ایرانی با سفر به خارج از کشور و به سبب سلطه حاکمان جبار بر کشور و ظلم و ستم آنان بر ایرانیان از وطن، آزادی و ملیت سخن گفتند. اعتراضها و نظریهپردازیهای روشنفکران و تجددطلبان به دامنه شعر و چهارچوبهای سنتی آن نیز کشیده شده و با انقلابی که در فکر مردم آن روزگار ایجاد شد، رفته رفته از شعر سنتی و کهن ایرانی فاصله گرفتند و به سوی شعر نو پیش رفتند و آن را پایهگذاری کردند. بزرگترین اعتراضی که بر آن شعر داشتند این بود که شعر سنتی خیالی و غیرواقعگرا است و با اوضاع اجتماعی - سیاسی آشوبزده ایران آن روزگار فاصله بسیار عمیقی دارد. باید شاعران به زبانی شعر سرایند که از آمال، خواستهها، مبارزهها، وطن و ملیت واقعی آنان و مشکلات روز سخن بگوید نه در باب توصیف و مغازله با معشوق خیالی.با مطالعه بسیار گذرای شعر فارسی و علل رویکرد شاعران ایرانی به شعر نو، ملاحظه میشود که آزادی و وطن و مشکلاتی که در آن روزگار بر کشور ایران حاکم بود یکی از مهمترین و موثرترین دلایل برای ورود به شعر نو بود. روشنفکران، آزادیخواهان، مبارزان و تجددطلبان ابعاد گوناگون هویت ملی را - براساس موقعیت و تفکر خود- درک میکردند و در سخنرانیهای خود که سهم زیادی در بیداری فکری ایرانیان داشت، بیان میکردند. پس از آنکه شعر نو به صورت بنیادی به وسیله نیما یوشیج پایهگذاری شد، تا روزگار ما جریانهای شعری متعددی به وجود آمده و هر یک از این جریانها، سهمی در بیان ابعادی از ادبیات ملی ایرانی داشتهاند.کتاب حاضر تلاشی است برای بررسی جریانهای شعر معاصر از نیما تا روزگار ما.