توجهات
دیوار شهر کتاب، دیواری‌است برای گفت‌وگوی علاقمندان به کتاب و کتابخوانی و نوشتن درباره علاقه‌مندی های مشترک
برای نوشتن و فعالیت در دیوار شهر کتاب به سیستم وارد شوید
سلام وقتتون بخیر

اگه کسی از دوستان در زمینه عرفان و ادب کتابیو میشناسه که به زبان ساده نوشته شده باشه معرفی کنه؟ ممنون میشم.
۵ روز پیش، چهارشنبه
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
به برایت فالز، شهری کوچک در شمال غرب اقیانوس آرام خوش آمدید.

بهترین مکان برای آلن ویک، رمان نویس پرطرفدار سبک جنایی و همسرش برای لمس چند هفته آرامش. شاید تکرار ماه عسل و هوای آزاد بتواند ویک را از بن‌بست نویسندگی اش خارج کند.
اما ... دیدن ادامه » آلیس در شرایطی مرموز مفقود می‌شود و جستجوی ناچارانه ویک، او را گرفتار جهنمی که فقط خودش توانایی خلق آن را دارد می کند.
از اعماق دریاچه کالدرون، محضر تاریکی خبیثی از خواب طولانی مدت بیدار می‌شود. قدرت می گیرد و مردم شهر را به قاتلانی بی فکر تبدیل می‌کند. آن تسخیر شدگان با تاریکی پوشیده شده اند و تنها از نور آسیب پذیر هستند. سرنوشت ویک او را به نهایت دیوانگی و در اعماق جنگل تاریک می‌برد و با داستانی رو به رو می‌کند که او هیچ خاطره ای از نوشتن آن ندارد.
۵ روز پیش، چهارشنبه
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
آدم اگر عزت نفس داشته باشد ، بی برو و برگرد در مهرض بد و بیراه قرار می گیرد و محتمل انواع و اقسام تهمت ها میشود.
.
#قمار_باز
#فیودور_داستایفسکی
۵ روز پیش، چهارشنبه
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
اینکه احساس کنی بعد از یه غم بزرگ و یا اتفاقی که در زندگیت میفته میتونی جاتو,محل زندگیت رو تغییر بدی خیلی مهم و تاثیر گذاره اکثر ادمهایی که در ایران زندگی می کنند معمولا بعد از اتفاق غم انگیزی که براشون میفته انقدر خودشونو از دست میدن و در اون شرایط نگه میدارن تا کم کم خودشونو فراموش میکنن و تبدیل به یک ادم سرد و تنها میشن ,البته برای ... دیدن ادامه » دایان هم یکسال تمام این اتفاق افتاد و در تنهایی و غم خودش فرو رفت اما ابعد تصمیم گرفت به جایی بره که کالین همیشه دوست داشته اونجا باشه و یه تصمیم بزرگ گرفت .درسی که من از خوندن این کتاب گرفتم این بود که زندگی ادامه داره و تا زمانی که من هستم میتونم اون رو زندگی کنم با غمها و شادیهایش و فقط لازمه گاهی جایم رو عقایدم رو و حتی دیدگاهم رو عوض کنم تا بتونم با زندگی راحت باشم .
۵ روز پیش، چهارشنبه
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
زن جوانی تصمیم می‌گیرد برای اینکه از هزینه‌های زندگی‌اش بکاهد برای یافتن همخانه در روزنامه یک آگهی چاپ کند. او آرزوهای بزرگی در سر دارد و بالاخره هم‌خانه خود را پیدا می‌کند و همراه او در خانه‌ای مرموز مستقر می‌شوند. در اولین روز زندگی در این خانه آن‌ها هشدارها و نشانه‌هایی می‌بینند که همه علایمی است برای نجات از خطری که در کمین ... دیدن ادامه » آن‌هاست. ماجراها و اتفاق‌هایی که رخ می‌دهد همه حکایت از آن دارد که نشان دهد به راستی چرا این خانه پلاک ندارد؟
۵ روز پیش، چهارشنبه
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
هاناآرنت می گوید تاماس جفرسن ازتجربه ی تاریخ انقلاب که تدوین قانون اساسی را هم در بر میگرفت درسهایی آموخت . این تجربه اورا به این نتیجه رساند که "قانون اساسی باید در فواصل معینی مورد تجدیدنظر قرار گیرد" .
زیرا هر نسلی حق دارد که شکل مطلوب خودش را برای حکومت بر گزیند . آرنت میگوید جفرسن متوجه بود که فعالیت برای تأسیس حکومت از طریق تدوین قانون اساسی فعالیتی است که "فضای آزادی را شکل میدهد".

فلسفه ... دیدن ادامه » ی هانا آرنت
پاتریشیا آلتنبرند جانسون
۶ روز پیش، سه شنبه
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
_من چطور به اینجا آمدم؟
_تشریح آن ، کار یک نفر زمینی دیگر است . زمینی ها مفسران بزرگی هستند ؛ تشریح می کنند چرا کیفیت این واقعه چنین است ؛ چگونه می توان به وقایع دیگری دست یافت یا از وقایع دیگری اجتناب کرد. من یک ترالفامادوری هستم و نحوه ی نگرش من به زمان مثل نحوه ی نگرش ما به پهنه ای از کوههای راکی است . تمامی زمان ،تمامی زمان است . تغییر نمیکند . به اختصار یا تفسیر تن نمیدهد . زمان وجود دارد همین .
113ص

سلاخ ... دیدن ادامه » خانه ی شماره پنج
ونه گات
۶ روز پیش، سه شنبه
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
من تقریبا تمام آثار داستانی جلال آل احمد رو خوندم و باید بگم از نظر من بهترین اثر داستانی آل احمد همین کتابه...شیوه ی روایی داستان با بقیه ی آثارش متفاوته و فوق العاده صمیمی و جذابه...بعد از این کتاب داستان (( نفرین زمین )) رو هم از همین نویسنده پیشنهاد میکنم.
وافعا از خوندن این کتاب لذت بردم و از جهاتی برای من موضوع و حرفش شبیه مزرعه ی حیوانات ... دیدن ادامه » بود که بعد از خوندنش متوجه این شباهت میشید
۶ روز پیش، سه شنبه
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
کتاب در اون حدی که تعریف میکردن نبود واقعا‌...فقط در حد جملاتی که به عنوان نمونه جاهای مختلف خواندم خوب بود.انقدر خسته کننده بود که بیش از ۱۵۰ صفحه نخواندم و بستم کتاب رو...اصلا هیچ رغبتی برای خواندن مجددش نیست.به جزئیات بیش از اندازه پرداخته شده!!!!
۶ روز پیش، سه شنبه
با نظر شما کاملا موافقم
۵ روز پیش، چهارشنبه
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
نگاهی به رمان جاده اثر #کورمک_مک‌کارتی

کورمک مک کارتی ازسرشناس ‌ترین نویسندگان زنده آمریکا است.تعدادی از آثار او به فیلم نیز تبدیل شده‌اند،که جاده یکی از آنها است. مک کارتی به خاطر نوشتن این کتاب جایزۀ پولیتزرسال۲۰۰۷ را برنده شد.جاده به دلایل مختلف کتابی در خور توجه است. داستان این رمان در آخرالزمان اتفاق می افتد. وقتی که حیات در زمین به دلیل رعد و برقهای شدید و تغییرات عظیم و مخرب جوّی، به تدریج از صحنه حیات محو می‌شود.تمام موجودات زنده نابود شده‌اند و تنها تعداد اندکی انسان زنده مانده‌اند که آنها نیز چیزی نمانده بر اثر گرسنگی، بیماری یا کشته شدن به دست همنوعان خود نیست و نابود شوند.کتاب روایتگر سفر پدر و پسری به جنوب است که ظاهراً هوایی گرمتردارد. پدر وپسر در میان تمام بی رحمی ‌ها و پلیدی ‌های جهان پیرامون خود،به یکدیگرعشق می ورزند و با امید رسیدن به جنوب انگیزه‌ای برای زنده ماندن می یابند.پسرک،که بعد از آن حوادث ویرانگرچشم به جهان گشوده، شناختی از چگونگی زندگی در جهان پیش از این حوادث ندارد و تنها زندگی را از رهگذر چیزهای باقی‌مانده بر زمین و داستانهای پدرش،در ذهن مجسم می‌کند.جاده روایتگر جهانی است که خود عقیم است و نشانه‌های انسانیت را هم کمرنگ و کمرنگ ترمی‌کند. در رویکرد دینی و مذهبی٬آخرالزمان دوره‌ای است که بدی بر خوبی پیروز می‌شود و شر همه جا را فرا می‌گیرد.از منظر کتاب٬آخرالزمان دورانی است که اختلاف و تفاوت میان خوبی و بدی از میان می‌رود.زندگی و مرگ یکسان می‌شوندد؛ نه اینکه یکی بر دیگری غلبه کند، بلکه هردو همزمان وجود دارند و در نقطه‌ای غیر قابل شناخت و پیش‌بینی بریکدیگر اثر می‌گذارند. انسان میان دو مفهوم خیر و شر، مرگ و زندگی، که مدام به هم تبدیل می‌شوند، سرگردان است. بی تفاوتی او نسبت به هرکدام از این دو وجه،امید جدیدِ زندگی اوست. بدون این بی تفاوتی زندگی امکان پذیر نیست. انسان رمان جاده، که همزمان هم نیک است و هم بد؛هم مرده و هم زنده. مواجهۀ انسان با مرگ و زندگی، موجب برتری یکی بر دیگری نمی‌شود. جاییکه مرگ غریب الوقوع است به یکباره زندگی پیدا می‌شود و بلعکس. انسان همواره میان نشانه‌های متضاد در نوسان است. در میانۀ حضور و غیاب زندگی به سرمی‌برد. حضور زندگی به معنای غیاب مرگ نیست و حضور نیکی به معنی خوب بودن. بلکه این قبیل مفاهیم که تا پیش از این آشتی ناپذیر و کاملاً مجزا به نظر می‌رسیدند، در این اثر مدام در حال تبدیل شدن به یکدیگرند و یکی جای دیگری را می‌گیرد. به همین دلیل این رمان با مضمون« تفاوت» دریدا، فیلسوف ساختارشکن فرانسوی، نزدیک می‌شود. از نظر دریدا تفاوت داشتن به معنی به تعویق افتادن و متفاوت بودن از سایر چیزها است. بدین معنی که معنای یک واژه برای ما همواره با رجوع به واژه‌ای جدید  پیدا می‌شود و لذا این معنا هیچ وقت محقق نمی شود و در سلسه‌ای از دال‌ها سرگردان می‌ماند. از طرف دیگر یک واژه تنها زمانی برای ما یک دال مجزا و قابل تشخیص است که با سایر دال‌ها متفاوت باشد... در این اثر، زندگی همواره اینجا- نه که آنجاست، جایی در جنوب در انتهای جاده و حضورش همواره به تعویق می‌افتد. از طرف دیگر انسا‌ن‌ها زمانی متوجه زندگی می شوند که مرگ را در دیگران می‌بینند. چون همانند سایرین اجسادی بی‌جان نیستند و با آنها تفاوت دارند، پی‌می‌برند که زنده‌اند. زندگی دیگر مفهومی نیست که بلافاصله به آن آگاه شوند، بلکه در طول جاده یا همان سلسۀ دال‌ها همواره به تعویق می‌افتد و تنها از روی تفاوتش قابل شناسایی است. نکتۀ دیگر این است که همزمان با ویرانی و بی بار شدن زمین، انسانیت رو به زوال گذاشته است. گویی انسان این مفهوم را از مکان و از جایی بیرون از خود کسب کرده است. چون زمین جایی برای زندگی بود، انسانها انسانی رفتار می کردند. اکنون که زمین از نقش بخشنده و مادرانۀ خود خارج شده انسانها مجازند برای بقای خود همه چیز را زیر پا بگذارند. به عبارت دیگر تمدن هزارسالۀ بشر نتوانسته است مفهوم نیکی و انسانیت را درونی سازد. با پیدایش نیاز و عدم حضور قانون و نیروهای بازدارنده، اغلب انسانها از مبانی اخلاقی روگردان شده‌اند. رمان در کنار لحن ناامیدکننده و تأسف برانگیزی که دارد،باشخصیت پسرک،پنجره‌ای روبه مفهوم نیکی و انسانیت می‌گشاید. پسرک کسی است که بدون دیدن تمدن و پس از وقوع حادثه متولد شده است.امااو به عنوان «پاس دارندۀ آتش»بدون اینکه لذت نیکی راچشیده باشد، به این مفهوم پایبند است.دروجودپسرک نیکی امری فطری است.پسرک برای انسانهای مانده درراه دل می‌سوزاند،پدرش راازکشتن دیگران بازمی‌دارد و مفهوم زندگی رادرعشق می‌یابدونه امکانات.او عشق به پدرش را به تمام مردم تعمیم می‌دهد.رمان نوید زندگی‌ای بهتررا نمی‌دهداماهمین که امکان پیدایی انسانیت رادرجهانی تهی ازاخلاق،منتفی نمی‌داندودروجودپسرکی آنرا خلاصه می‌کند،خوددستاوردی بزرگ برای بشریت است.

منبع: ... دیدن ادامه » کتاب پارسی
۶ روز پیش، سه شنبه
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
آرزوی خوندنش رو دارم اما پولی برای تهیه ندارم
۶ روز پیش، سه شنبه
از موضوعش اطلاعی دارید ؟
۶ روز پیش، سه شنبه
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
اولین کتابی که من در 11 سالگی خواندم . با گذشت تمام این سالها هنوز بر این باورم که این کتاب بهترین کتابیست که میتوانستم در آن سن مطالعه کنم چراکه داستان جذاب و فراز و نشیب های زندگی مردمی را به تصویر کشیده که ما هر روز آنها را در کنار خود میبینیم ولی بی تفاوت از کنارش میگذریم و بی رحمانه قضاوتشان میکنیم .

#بادبادک_باز
۶ روز پیش، سه شنبه
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
اولین کتابی که من در 11 سالگی خواندم . با گذشت تمام این سالها هنوز بر این باورم که این کتاب بهترین کتابیست که میتوانستم در آن سن مطالعه کنم چراکه داستان جذاب و فراز و نشیب های زندگی مردمی را به تصویر کشیده که ما هر روز آنها را در کنار خود میبینیم ولی بی تفاوت از کنارش میگذریم و بی رحمانه قضاوتشان میکنیم .

#بادبادک_باز
۶ روز پیش، سه شنبه
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
هیچ چیز مثل گرایش اسرار آمیزی که موجودی را بطرف دیگری سوق می دهد-مثلا مردی را به طرف زنی،و زنی رابه طرف مردی- آزادی انسان را تهدید نمی کند.
۶ روز پیش، سه شنبه
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
فقط باید بگم متأسفم برای نشر چشمه که این کتابهای دست چندم را منتشر می کند.
وقتی این کتاب که چه عرض کنم - آش شله قلمکار- را به پایان رساندم، درباره خانم مریم حسینیان در اینترنت بدنبال اطلاعات گشتم. دیدم مهندس خاک شناس هستند و همسر "مهدی یزدانی خرم" و تازه دوزاری افتاد که چرا چنین کتابی را انتشارات چشمه با این همه سخت گیری و وسواس منتشر کرده است.
ساختار این رمان بشدت ضعیف بود. ملغمه ای از انواع و اقسام نظریات خاله زنکی و عامیانه، آن هم از طرف کسی که به آثار عامه پسند پوزخند می زند! حمایت آشکار و گلدرشت از "حسن روحانی" و تقبیح هر آن که او را قبول ندارد.
اثری ... دیدن ادامه » ضعیف و غیرقابل درک برای من. بخش های سوررئال کار را کلاً هضم نکردم و بهتر بود حذف شوند.
کاش نشرهای شاخص در انتخاب آثار خود دقت و وسواس به خرج دهند، چه برای آشنا و خودی، چه برای غیرخودی و غریبه
۶ روز پیش، سه شنبه
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
صفحه 3 از 334