دیوار شهر کتاب، دیواری‌است برای گفت‌وگوی علاقمندان به کتاب و کتابخوانی و نوشتن درباره علاقه‌مندی های مشترک
برای نوشتن و فعالیت در دیوار شهر کتاب به سیستم وارد شوید
چه کسی بر ما شهادت خواهد داد ؟ آثارمان .افسوس ! چه کسی؟ هیچ کس. هیچ کس . مگر آن دوستانی که ما را در لحظه ی لطف و عطا دیده اند ، لحظه ای که قلب به طور کامل خودش را وقف دیگری می کند. یعنی آن هایی که ما را دوست می دارند. ولی عشق ، ساکت است : هر انسانی ناشناخته از این جهان می رود.
یادداشت ها / آلبر کامو / جلد سوم / صفحه 59
روزبه جعفری این را خواند
میم امیری این را دوست دارد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
کسی را نمیشناسم که به اندازه ی من برای دیگران احساسی بیش از آنچه برای خود دارد ، داشته باشد ، زیرا که ترحم راحتم نمی گذارد
یادداشت ها / آلبر کامو / جلد سوم / صفحه 69
روزبه جعفری این را خواند
میم امیری این را دوست دارد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
نسلی که درد پول دارد و ملال دل .
یادداشت ها / آلبر کامو / جلد سوم / صفحه 62
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
هر جامعه ای ، خصوصا ادبیات آن جامعه ، می خواهد که اعضایش را به خاطر فضیلت های افراطی شان شرمنده کند.
یادداشت ها / آلبر کامو / جلد سوم / صفحه 62
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
چه کسی بر ما شهادت خواهد داد ؟ آثارمان .افسوس ! چه کسی؟ هیچ کس. هیچ کس . مگر آن دوستانی که ما را در لحظه ی لطف و عطا دیده اند ، لحظه ای که قلب به طور کامل خودش را وقف دیگری می کند. یعنی آن هایی که ما را دوست می دارند. ولی عشق ، ساکت است : هر انسانی ناشناخته از این جهان می رود.
یادداشت ها / آلبر کامو / جلد سوم / صفحه 59
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
نشریه ای که انقلابی است لزوما حقیقت را نمی گوید ، اما نشریه ای که حقیقت را می گوید لزوما انقلابی است.
یادداشت ها / آلبر کامو / جلد سوم / صفحه 41
روزبه جعفری این را خواند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
اوربک احساس می کرد که جنون نیچه تظاهر است . احساسی که من همواره در مورد هر دیوانه داشتم . عشق هم شاید همین طور باشد . نیمی از آن تظاهر است.
یادداشت ها / آلبر کامو / جلد سوم / صفحه 29
روزبه جعفری این را خواند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
عشق وجود ندارد. آنچه وجود دارد نیاز جسمانی پیوستن به دیگری است و نیاز منطقی داشتن یک همراه در زندگی.
یادداشت ها / آلبر کامو / جلد سوم / صفحه 22
زهرا امینی این را خواند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
زیر درخت توس نقره ای رنگی به خاک سپرده شده،پایین خط آهن قدیمی. نشان گورش،سنگ قبری است؛سنگ قبری که در واقع چیزی جز تخته سنگی قائم نیست. نمیخواستم حواسم را معطوف جایی کنم که در آن به خواب رفته است، اما بی یادش قادر به ترک او نیستم. او در این جا در آرامش می خوابد، بدون مزاحمت کسی، بی مزاحمت هیچ صدایی،جز آواز پرندگان و صدای ریز و سنگین قطارها.

دختری ... دیدن ادامه » در قطار - پائولا هاوکینز
من مشاور املاک بودم، نه جراحِ مغز. شغلم از آن شغل‌هایی نبود که از بچگی آرزویش را داشته باشم. اما خوشم می‌آمد توی خانه‌های واقعا گران بچرخم که صاحبانشان نیستند.و انگشتم را روی پیشخوانِ مرمریِ آشپزخانه‌ها بکشم و یواشکی توی گنجه‌های بزرگ‌شان دید بزنم. قبلا مدام با خودم فکر و خیال می‌کردم که زندگی در چنین جاهایی چطور است و اگر چنین ... دیدن ادامه » جاهایی زندگی می‌کردم چه نوع آدمی می‌بودم. خوب خبر دارم که هیچ شغلی مهم‌تر از تربیت بچه نیست، اما مشکل این است که ارزشی برایش قایل نیستند؛ دست کم از آن لحاظی که الان برای من مهم است، یعنی مالی، ارزشی قایل نمی‌شوند.

دختری در قطار - پائولا هاوکینز
وقتی می‌فهمی که عقیم هستی بهترین کار این است که از این موضوع فرار نکنی؛ اما نه در سی سالگی. دوست هایم بچه داشتند. دوست دوست هایم نیز... دو چیز زن ها مهم است، ظاهرشان و مادر بودنشان؛ نه زیبا هستم. نه بچه ای دارم. خب پس چی هستم؟ آدمی بی مصرف و بی ارزش.

دختری در قطار - پائولا هاوکینز
مرد زود به رختخواب می رود، اما خوابش نمی برد. غلت می زند. ملحفه ها را می اندازد. کمی مطالعه می کند. چراغ را خاموش می کند اما باز نمی تواند بخوابد. ساعت سه صبح بلند می شود. در خانه دوست و همسایه اش را می زند، پیش او درددل می کند و به او می گوید که خوابش نمی برد. از او راهنمایی می خواهد. دوستش پیشنهاد می کند که قدمی بزند. شاید خسته شود. بعد باید فنجانی جوشانده برگ زیرفون بنوشد و چراغ را خاموش کند. همه این کارها را می کند اما باز خوابش نمی برد. بلند می شود این بار به سراغ پزشک می رود. پزشک هم طبق معمول حرف هایی می زند و مرد باز هم نمی تواند بخوابد. ساعت شش صبح تپانچه ای را پر می کند و مغزش را متلاشی می کند. مرد مرده است اما هنوز خوابش نمی برد. بی خوابی خیلی بدپیله است...!


بی ... دیدن ادامه » خوابی | ویرخیلیو پینی یرا
برگرفته از کتاب گلوله (مجموعه داستان های مینی مال)، ترجمه : اسداللّه امرایی‏، نشر مشکی
حمید نقی زاده و مشتاق حسین غوردروازی این را خواندند
فاطمه حبیبی این را دوست دارد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
من در هر چه شک کنم، در این شک نمی توانم کرد که شک می کنم و چون شک می کنم، می اندیشم؛ می اندیشم، پس هستم.

گفتار در روش درست راه بردن عقل - رنه دکارت
وقتی طرف آدم یک دختر ِ خوشگل باشد ، کار آسان‌تر است. زشت ها همیشه ناز می‌کنند تا نشان دهند که خیلی هواخواه دارند.

خداحافظ گاری کوپر| رومن گاری
اولی:اصلا تو با چه معیار و ملاکی این جوان را انتخاب کردی؟
عروس:دوستش داشتم
دومی:دوست داشتن ک نمیشود دلیل.
عروس:ولی ... دیدن ادامه » دلایل زیادی برای دوست داشتن داشتم
سومی:مثلا؟
عروس:ایمان صداقت پاکی مهربانی مردانگی...
چهارمی:اینها ک هیچکدام آب و نان نمیشود
عروس:
زندگی هم ک همه اش آب و نان نیست

سید مهدی شجاعی - آیینه زار
ساهره مشکین قلم این را خواند
داریوش ولیپور این را دوست دارد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
"هیچ گاه به خدا ایمان نداشتم "این را می فهمم . ولی این را نه : " هیچ گاه واقعا به او ایمان نداشته ام ."

لودویگ ویتگنشتاین / درباره ی اخلاق و دین
هنگامیکه یک زن سعى میکند خود را تعریف کند با عبارت « من یک زن هستم » شروع می کند. هیچ مردى این کار را نمى کند. این واقعیت ، عدم تقارب بنیادین بین اصطلاحات « مردانه » و« زنانه » را نشان میدهد. در تعریف انسان از واژه « مرد» استفاده مى شود نه از واژه « زن». « زنان در میان مردان پراکنده شده اند، نه تاریخ دارند و نه انسجام طبیعى . آنها برخلاف سایر ... دیدن ادامه » گروه هاى تحت ستم ، در کنار یکدیگر هم جمع نشده اند. زن در رابطه نامتوازن با مرد قرارگرفته است. مرد همان « شخص » است و زن همان « دیگرى ». سلطه مرد، نوعى فضاى پذیرش ایدولوژیک را تأمین کرده است، قانون گذاران ، کشیشان ، فلاسفه ، نویسندگان و دانشمندان سعى کرده اند نشان دهند که منزلت تحت سلطۀ زن در آسمان مقدرشده ودر زمین سودمند است. »
موجودیت زنان برخلاف مردان دوپاره است . موقعیت مرد به هیچ وجه با سرنوشت او در مقام یک مذکر تضادى ندارد. ولى از زنان انتطار مى رود که براى اثبات زنانگى خویش ، خود را به شیئى و طعمه ای مبدل سازند.

سیمون دوبوار - جنس دوم
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
دیگرانی همیشه هستند که بار کینه را به کنایه بر زبان می آورند.
این دیگران به گمان خود زیرکند!
غافل از اینکه نه زیرک، دو رویه اند،
جرأت ... دیدن ادامه » یکرویگی شان نیست!


"محمود دولت آبادی"
جای خالی سلوچ
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
من رمز خوشبخی واقعی را یافته ام. باید حال را دریابی، نه اینکه همیشه افسوس گذشته را بخوری و فکر آینده باشی. باید قدر لحظاتی را که در اختیار داری بدانی. مثل کشاورزی: آدم، هم می تواند در یک زمین پهناور بذر بپاشد، هم می تواند کشاورزی خود را به یک قطعه زمین کوچک محدود کند و از همان نقطهء کوچک نهایت استفاده را ببرد. میخواهم از لحظه لحظهء عمرم ... دیدن ادامه » لذت ببرم و بدانم که دارم لذت می برم.

بابا لنگ دراز - جین وبستر
ساهره مشکین قلم این را خواند
parisa zendebudi و علیرضا دشتی نژاد این را دوست دارند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
کارهای کثیف دیگران را انجام می دهم.توی این دنیا به امثال من هم احتیاج است.مگر خداوند متعال،هنگام برپایی نظام مقدسش،عزراییل را در کار جان گرفتن نایب خویش نکرده است؟این طوری انسان ها هر بلایی سرشان بیاید تقصیر عزراییل می دانند.می توانید بگویید عزراییل عادل است؟اما راستش این دنیا چندان هم محل عدالت نیست،مگر نه؟
ملت عشق - الیف شافاک
عشق، فقط رشد روح می خواهد...

حکومت هایی که معنی دوست داشتن را نمی فهمند٬ نفرت انگیزند٬ و نفرت انگیزترین چیزی که خداوند خدا رخصت داد تا ابلیس به انسان هدیه کند حکومتی ست که عشق را نمی فهمد.

یک ... دیدن ادامه » عاشقانه آرام - نادر ابراهیمی
ساهره مشکین قلم و مهدی قاسمی این را خواندند
علیرضا پورنعمت و پروین اربابی این را دوست دارند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
زندگی شادغیرممکن است...

بهترین زندگی که بشر می تواند به دست اورد
... دیدن ادامه »
زندگی شجاعانه است...

درمان شوپنهاور
دکتراروین یالوم
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
ساهره مشکین قلم این را خواند
پروین اربابی این را دوست دارد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
معصوم بودن دو احساس متضاد به تو می‌دهد، گاه احساس پوچی و ناتوانی می‌کنی، درست مثل خرگوش تنها در میان یک عالم گرگ، اما گاهی هم احساس می‌کنی با همه ی تفاوت‌ها چقدر خوب که پاک مانده ای و بعد از خودت راضی می‌شوی که به زیبایی جهان افزوده ای.

#آخرین_انار_دنیا
#بختیار_علی
مریم .... ، ریحانه معظمی و پروین اربابی این را دوست دارند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
همیشه چاله هایی توی ذهن مان هست که چیزهایی را که دوست نداریم به آنجا پرتاب می کنیم ، خودمان را گول می زنیم که مثلا" متوجه نیستیم یا فراموش کرده ایم ، فراموشی ای که فراموشی نیست . به خودمان دروغ می گوییم تا بتوانیم زندگی کنیم...زمان را هم نباید از یاد ببریم. زمان معجزه میکند . زمان راه حل هایی به وجود می آورد که در این لحظه به ذهن ما نمی ... دیدن ادامه » رسد.
ماه در حلقه انگشتر - مسعود کریم خانی
پروین اربابی این را خواند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
گفت: ببین! نباید ناراحت بشوی...زن های چهل ساله بالاخره یک کار عجیب و غریبی ازشان سر میزند ، برای اینکه ثابت کنند هنوز پیر نشده اند یا دوست پسر میگیرند یا لباس های عجیب و غریب می پوشند و موهای شان را بنفش میکنند یا رژیم لاغری میگیرند یا دوباره بچه دار می شوند یا می روند کلاس زبان یا... چه می دانم...اما مطمئن باش همۀ اینها فقط یک مدت کوتاه است ... دیدن ادامه » ، خیلی زود به پیری عادت میکنند.

چهل سالگی - ناهید طباطبایی
ایرج پوراردشیر این را خواند
مینا فیاضی ، رعنا جمالی و پروین اربابی این را دوست دارند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
«حالا به من نگاه کن»
سرم را برگردانم و از روی شانه چپم به او نگاه کردم.
نگاهش با نگاه من گره خورد. نمی‌توانستم به چیزی جز این که خاکستری چشمانش به رنگ درون یک صدف است، فکر کنم.
به ... دیدن ادامه » نظر می‌رسید منتظر چیزی است. چهره ام از ترس این که نتوانم آنچه که او می‌خواست ارائه کنم در هم رفت.
به نرمی گفت: «گرت» تنها چیزی که لازم بود بگوید همین بود. چشمانم از اشکهایی که فرو نریخت، پر شد. حالا می‌دانستم.
«بله، حرکت نکن.»
او می‌خواست تابلویی از من بکشد.

دختری با گوشواره مروارید - تریسی شوالیه
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
حالا، اگر فقط جای دیگران خالی بود، غصه‌ای نداشتم، آدم هرجور بتواند با جای خالی دیگران کنار می‌آید، اما جای خود من خالی است و این جای خالی دیگر شوخی بردار نیست.

دن کاسمورو - ماشادو دآسیس
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
به یاد بیاور که در این لحظه نیاز من به تو ،نیاز من به تمامی ذرات زندگی ست.
به من باز گرد!

ار دیگر شهری که دوست میداشتم - نادر ابراهیمی
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
صفحه 1 از 6