دیوار شهر کتاب، دیواری‌است برای گفت‌وگوی علاقمندان به کتاب و کتابخوانی و نوشتن درباره علاقه‌مندی های مشترک
برای نوشتن و فعالیت در دیوار شهر کتاب به سیستم وارد شوید
هیت کلیف وارد اتاق شد،با دو گام بلند خودش را به کتی رساند و او را در آغوش فشرد. مدتی طولانی در سکوت کتی را در آغوش گرفت و او را غرق در بوسه کرد.
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
ماکسیم بازویش را دورم حلقه کرد و هر دو برخاستیم. شروع به بوسیدن یکدیگر کردیم، مثل عاشقان گناهکاری بودیم که قبلا یکدیگر را نبوسیده بودند.
یاسمن عقلی این را خواند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید