دیوار شهر کتاب، دیواری‌است برای گفت‌وگوی علاقمندان به کتاب و کتابخوانی و نوشتن درباره علاقه‌مندی های مشترک
برای نوشتن و فعالیت در دیوار شهر کتاب به سیستم وارد شوید
هنوز نمرده بودم، ولی داشتم به سرعت می گندیدم.
کی تو این وضعیت نبود؟
همه مان مسافر این کشتی سوراخ هستیم و دلمان هم خوش است که زنده ایم.
پریسا پسندیده و ناصر یُلمه این را خواندند
علیرضا اعرابی و امیرحسین آل عوض این را دوست دارند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید


به یاد می‌آورم که مادرم پرستو را از هر پرنده‌ای بیش‌تر دوست دارد.
زمین‌گیر ... دیدن ادامه » نیست،مهاجر است و در فصل‌های سال سفر می‌کند،با زمان همراه و مثل آب در آن روان است ولی آشیانه را از یاد نمی‌برد و هر بهار سوار بر بالِ فصل بازمی‌گردد.
رضا سمنانی و امیرحسین آل عوض این را خواندند
محمدرضا نجفیان این را دوست دارد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
درست یا نادرست، من زمان ازدواجم را با مرگ پدرم مرتبط می‌دانم. شاید در کرات دیگر روابط دیگری حاکم باشد. پیش از این، مشکل بود آن‌چه را که فکر می‌کردم می‌دانم، به زبان بیاورم. تا جایی که می‌دانم، چند وقتی از مرگ پدرم نگذشته بود که سر قبرش رفتم و آن روز، تاریخ مرگش را یادداشت کردم. فقط تاریخ مرگش را، چون آن روز تاریخ تولدش برایم اهمیتی ... دیدن ادامه » نداشت. من صبح به قبرستان رفتم، همان‌جا غذای مختصری خوردم و غروب برگشتم. اما چند روز بعد خواستم بدانم چند ساله بود که مرد. برای یادداشت تاریخ تولدش، بایستی به قبرستان برمی‌گشتم.
امیرحسین آل عوض این را خواند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید

فیلسوفان حوصله ام را سر می برند.
زبانشان تلخ است ،
امیال ... دیدن ادامه » آنها آنقدر بی تابانه است که هیچ گاه أرضا نمی شود

وقتی کسی عاشق است ، نمیتواند فکر کند .
سودای آن دارد که خانمان خویش بر باد دهد
هیچ فکری را پیش خودش نگه نمی دارد
همه را به سوی دلدارِ می فرستد
وقتی کسی عاشق است
انگار مست است ،
رها از خویشتن ، آزاد از هفت دولت
جیب خود را خالی و نامش را گم می کند ...
Majid Abouzar این را دوست دارد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
می ترسم از زنان زیبا
بیشتر
از زن های زیبایی
که ... دیدن ادامه » نام هایی زیبا دارند

می ترسم از زندان
بیشتر
از زندان هایی
که نام هایی زیبا
بر آن ها گذاشته باشند

مثلا همین دریا
که زندانی ست
با میله هایی از آب

می ترسم این خشکی
ادامه ی همان دریا باشد
و ما سال ها
در زندانی زندگی کرده باشیم
که تنها
وقتی باران می آید
میله هایش را می بینیم
علیرضا اعرابی این را خواند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
اصرار در اندوه، چون از مدت معین بگذرد، دلیل بر خامی فکر است
و کم ظرفی و بی تجربگی
و ضعف نفس را نشان می‌دهد.
علیرضا اعرابی این را دوست دارد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
با ثبت اولین سفارش خود از ارسال رایگان بهره‌مند شوید!
مونا سلیمیان این را دوست دارد
یا سلام
الا این اولین خرید من هستش ولی بازم از من پول برای پیک میخواهد
۰۴ اسفند
سلام
برا اولین سفارش منم هزینه پستی میخواد چرا اینجوریه.
۱۰ اسفند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
جشنواره تخفیف 15 درصدی کتاب‌های "نشر نی" از دوم تا یازدهم بهمن ماه 95 در شهرکتاب آنلاین.
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
جشنواره تخفیف 30درصدی از تاریخ 14 الی 21 دی ماه در شهر کتاب آنلاین برگزار می شود.
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
جشن امضای اینترنتی کتاب‌های «بزرگمهر حسین‌پور» از یکم تا دهم دی ماه 1395 در شهر کتاب آنلاین برگزار می‌شود.


http://yon.ir/4AL8
فرزاد تاران این را دوست دارد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
- بخشی از کتاب:

نیمه ای شب از بانه راه افتادیم. از سرمای شدید، شیشه های اتوبوس یخ زده و تصاویر بیرون مات و مبهم بود. بدون اینکه متوجه سرمای شیشه باشم سرم را به آن تیکه دادم و خوابم برد. کریم حبیبی دست گرم و نرمش را از پشت سر، بین شیشه و صورتم قرار داد و خوابم عمیق شد. با رسیدن به مقصد فهمیدم دست او به شیشه چسبده و جدا نمی شود. برای اینکه بیدار ... دیدن ادامه » نشوم حتی دستش را جابجا نکرده بود. پس از مقدار تلاش، تکه ای از پوست نازک روی دستش کنده شد و روی شیشه یخ زده ماند...
فرشته حسین پور و parisa zendebudi این را دوست دارند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
نشریه ماه نامه شهرکتاب 13 در شهر کتاب آنلاین:

http://shahreketabonline.com/products/51/166406
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
کاربران گرامی شهر کتاب آنلاین، از شما دعوت می شود از غرفه شهر کتاب آنلاین در نمایشگاه الکامپ بازدید فرمایید.

زمان: ۲۵ الی ۲۸ آذر ماه
مکان:سالن ۳۸
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
کاربر گرامی جناب آقای «حسین شایگان» با خرید ۱۵ جلد کتاب در تاریخ ۱۳ آذر ۹۵ با شماره‌ی سفارش ۶۹۷۹۶ برنده‌ی جایزه‌ی یک میلیون تومانی شهرکتاب آنلاین می‌باشند.
حسین توکلی این را دوست دارد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
- همراهان گرامی شهر کتاب آنلاین

کاربران محترم شهرستان از ۲۳ام آذر ماه ۹۵ به مدت یک هفته با خرید بالای ۲۰ هزار تومان، از ارسال «رایگان» بهره‌مند خواهند شد.
نیلوفر ثانی این را دوست دارد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
- بخشی از کتاب:

ایگنیشس با بلندترین صدایی که در توانش بود ادامه داد «لحظه ی تصمیم گیری است. آیا می خواهید تنها استعدادتان را برای نجات جهان به کار ببرید یا به اعضای جامعه ی جهانی پشت خواهید کرد؟»...
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
- برشی از کتاب:

خوشا به حال آنها که میتوانند به خود بگویند : میخواهم راه بروم،نمیخواهم به جایی برسم. و بدا به حال آنها که به خود تحمیل میکنند که، میخواهم به آنجا برسم...
- برشی از کتاب:

مهر ورزیدن یک توانایی انسانی است. ما هر کس را به خاطر آنی که هست دوست می داریم. از او تجلیل می کنیم و نسبت به او احساس خویشاوندی و نزدیکی داریم. از سوی دیگر ، عشق رمانتیک در واقع نوعی عشق الهی است. ما شخص دیگر را به مقام خدایی می رسانیم. بی آنکه بدانیم از آن عشق می خواهیم که تجسم خدا برای پا باشد. عاشق بودن تجربه ی عمیق مذهبی ... دیدن ادامه » است و برای بسیاری از افراد تنها تجربه ی مذهبی است که در تمام عمر خود داشته اند ، آخرین فرصتی که خدا در اختیار آنها قرار داده تا او را به درستی بشناسند...
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
- برشی از کتاب:

بزرگ بود
و ... دیدن ادامه » از اهالی امروز بود
و با تمام افق‌های باز نسبت داشت
و لحن آب و زمین را چه خوب می‌فهمید.

صداش
به شکل حزن پریشان واقعیت بود
و پلک‌هاش
مسیر نبض عناصر را
به ما نشان داد.
و دست‌هاش
هوای صاف سخاوت را
ورق زد
و مهربانی را
به سمت ما کوچاند.

به شکل خلوت خود بود
و عاشقانه‌ترین انحنای وقت خودش را
برای آینه تفسیر کرد.

و او به شیوه‌ی باران پر از طراوت تکرار بود.
محمدرضا نجفیان این را دوست دارد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
برشی از کتاب:

"آن شب روی تختم دراز کشیده بودم و درباره مرگ و رفتن به بهشت، نزد مادرم، فکر می‌کردم. اگر او را می‌دیدم، می‌گفتم: «مادر، من رو ببخش. خواهش می‌کنم» و او آنقدر مرا می‌بوسید تا پوسته پوسته شوم و به من می‌گفت که تقصیری نداشته‌ام. او در ده هزار سال اول این را به من می‌گفت.

در ... دیدن ادامه » ده هزار سال بعدی، مادرم موهایم را مرتب می‌کرد. با شانه کردن موهایم چنان زیبایم می‌کرد که با دیدن من چنگ از دست نوازندگان بهشتی به زمین بیفتد و فقط زیبایی مرا تحسین کنند. با نگاه کردن به موهای یک دختر می‌توانید بفهمید که مادر دارد یا نه....."

سومانک کید اولین و مشهورترین رمانش #زندگی_اسرارآمیز را در سال ۲۰۰۲ توسط انتشارات وایکینگ منتشر کرد. این رمان به یکی پدیده در ادبیات آمریکا تبدیل شد. دو سال و نیم در فهرست پرفروش‌ترین کتاب‌های نیویورک تایمز قرار داشت.
لیلی وقتی چهارساله بود مادرش مرد. او با پدرش و زنی سیاه پوست زندگی می‌کند. پدر لیلی مردی سخت‌گیر و بداخلاق است. لیلی از وسایل مادرش عکسی از حضرت مریم در قابی کوچک پیدا می کند که رنگ پوستش تیره است و...
مریم توفیقی و فرشته حسین پور این را دوست دارند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
- برشی از کتاب:

هوش اجتماعی که دانیل گلمن آن را برتر از ضریب هوشی و‌ هوش هیجانی می‌شمارد، روابط انسان را با جامعه پیرامون خود شکل می‌دهد و دنیای بیرونی و درونی و‌موفقیت و شکست او را رقم می‌زند.

آیا ... دیدن ادامه » هوش اجتماعی ارثی و ژنتیکی است و یا اکتسابی و قابل پرورش و تعلیم است؟ چگونه می‌توان این نیروی شگفت‌انگیز باطنی را در هنگامه بحران‌های سهمگین زندگی و تندبادهای مشکلات و سختی‌ها به کار گرفت و با عقل و تدبیر از توفان‌ها گذر کرد و راه‌حل‌های در خور و آسان یافت؟

چرا بسیاری از مردم با هوش اجتماعی بیگانه هستند و معمولا گوشه‌گیر، انسان‌گریز، غمگین، هراسان و افسرده‌حال می‌شوند و کنج تنهایی را بهتر دوست دارند و با هم‌نوعان خود نمی‌جوشند و روحیه همدلی و همدردی و مهربانی ندارند؟ آیا ذاتا چنین خلق و خویی دارند و یا اجتماع برای‌شان تحمیل کرده‌است؟
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
- برشی از کتاب:

شاید نیم‌ساعتی در افکار تلخ و شیرین وداع و بازگشت سیر کرده بودم که صدای پای او را بر سر ایوان شنیدم. به طرفشان دویدم و با هراسی در دل دست لوته را گرفتم و بوسه‌ای بر آن زدم. هنوز درست سر ایوان نیامده بودیم که ماه از پشت درخت‌های تپه بالا آمد. کمی از اینجا و آن‌جا گفتیم و بی‌آنکه متوجه شویم در پای اتاقک تاریک بودیم. لوته ... دیدن ادامه » داخل رفت و نشست، آلبرت در کنار او، و من هم. ولی بی‌قراری من دوباره بر سر پا بلندم کرد. کمی مقابل او ایستادم، بالا و پایین رفتم و یک بار دیگر نشستم. ترس دلگیری داشتم. لوته شروع کرد از دلنشینی نور ماه گفتن، چرا که از پرتو آن پهنه‌ی ایوان روشنی گرفته و چشم‌اندازی شگفت آفریده بود، خاصه آنکه جز این پهنه، همه چیز در حلقه‌ی درختان اطراف در تاریکی غلیظ پنهان بود...
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
- برشی از کتاب:

«مهمترین عامل در تأثیر شعر متنبّی و جاودانگی آن توجه او به عنصر انسانی است که برآمده از شناخت او از عوالم درون و نشان دادن عمق احساسات گوناگون و تأمّل در مسائل فراگیر بشری است. عامل دیگر اوج هنر شاعری و سخنوری او و عناصر متنّوع چندگانه‌ای است که در شعر او نهفته و سبب تمایل و شیفتگی لایه‌ها و طیف‌های مختلفی از مردم و ... دیدن ادامه » اصحاب ذوق در ادوار گوناگون شده است. شعر او همواره از حیث پایبندی به شیوه‌های متعارف و استقلال ابیات و اِتقان ساختار و بافتار مورد پسند کهن‌گرایان، از نظر بی‌پروایی در شکستنِ برخی از سنت‌های قدیم و خلاقیت در آفرینش صور و معانی نو و هماهنگی میان ساخت‌ها و مضامین و نیز به حیث پویایی و طراوت مورد تحسین نوگرایان، به لحاظ شناخت ژرف شاعر از رموز لغت و بلاغت مورد توجه لغت‌شناسان و اربابِ معانی و بیان و از جهت اطلاعات و داده‌های تاریخی و فرهنگی آن روزگار مورد عنایت دانشوران بوده است.
در ایران نیز از دیرباز اشعار متنّبی مدارِ اهتمام بوده است. جز خاندان حاکم آل بویه و وزرای فاضل آنان، غالب سخنوران پارسی‌گوی یا ایرانی‌تبار یا به تحقیق درباره شعر او پرداخته‌اند یا با شعر او انس و الفته داشته، از آن اثر و مضمون پذیرفته و بدان استناد یا تمثل کرده‌اند.»
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
- برشی از کتاب:

لابد می‌دونید که هر چیزی به حد افراط یا تفریط برسه مضر و گاهی خطرناکه. خیال‌پرستی هم از اون مرض‌های غیر‌قابل علاجه که عواقب وخیمی داره. بیشتر آدم‌های خیال‌پرست یا دیوونه می‌شن یا اگه اعصاب قوی داشته باشند، کلاه‌بردار خطرناکی از آب در‌میان.
البته ... دیدن ادامه » خیال‌پرست‌ها اولش نظر سوئی ندارند، ولی راه‌شون خواهی نخواهی به این بن‌بست می‌رسه. من خودم از اون‌هایی بودم که خیال می‌کردم هر کس با صداقت و درستی زندگی کنه موفق می‌شه. من اون موقع از وضع کارها، فساد اجتماع، مردم گرگ‌صفت و هزار بلا و درد دیگه خبر نداشتم. مطمئن بودم که بالاخره یه روزی نتیجه‌ی درستی و راستی خودم را می‌گیرم.
فرشته حسین پور این را دوست دارد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
- برشی از کتاب:

ایران طی نیم ‌قرن گذشته تحولات سیاسی عجیبی را تجربه کرده است؛ انقلاب، جنگ، کودتا، جنگ داخلی، اصلاحات، پوپولیسم و ... . متاسفانه اقتصاد ایران مصون از این تحولات نبوده و به تبع این تحولات اقتصاد ایران نیز نوسانات شدیدی را تجربه کرده است. شاید یکی از مهم‌ترین نقاط افتراق اقتصاد ایران از اقتصادهای پیشرفته بی‌ثباتی شدید باشد. در کشورهای پیشرفته سیاست‌گذاران اقتصادی تلاش می‌کنند تا محیط باثباتی در عرصه کلان ایجاد کنند و در سطح خرد رقابت را تشدید کنند.
در ... دیدن ادامه » چنین شرایطی تخصص‌هایی که تلاش می‌کنند فرآیند تولید و اداره یک بنگاه را بهینه کنند بی‌معنی و بدون توجیه می‌شوند چرا که دغدغه اصلی مدیران بنگاه نه بهینه کردن فرآیند تولید بلکه مدیریت ریسک بازار و تلاش برای دستیابی به رانت‌های موجود در اقتصاد است.
حال این سوال پیش می‌آید که آیا این نوسانات اقتصاد صرفا ناشی از شوک‌های بیرونی بوده که به اقتصاد وارد شده است؟
سپس این سوال مطرح می‌شود که چرا وضعیت به این صورت است؟ چرا سیاست‌های اقتصادی مناسبی اتخاذ نمی‌شود؟ پاسخ به این سوال مجالی وسیع به اندازه خود این کتاب می‌طلبد.
خسرو شاملو این را خواند
فرشته حسین پور این را دوست دارد
آیا برای کتابها دانلود pdfبا قیمت کمتر امکان دارد؟
۰۷ فروردين
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
- برشی از کتاب:

مرگ در قاموس ما از بی‌وفایی بهتر است
در ... دیدن ادامه » قفس با دوست مردن از رهایی بهتر است
قصه‌ی فرهاد دنیا را گرفت ای پادشاه
دل به‌دست آوردن از کشورگشایی بهتر است
تشنگان مهر محتاج ترحم نیستند
کوشش بیهوده در عشق از گدایی بهتر است
باشد ای عقل معاش‌اندیش، با معنای عشق
آشنایم کن ولی ناآشنایی بهتر است
فهم این رندی برای اهل معنا سخت نیست
دلبری خوب است، اما دلربایی بهتر است
هر کسی را تاب دیدار سر زلف تو نیست
اینکه در آیینه گیسو می‌گشایی بهتر است
کاش دست دوستی هرگز نمی‌دادی به من
آرزوی وصل از بیم جدایی بهتر است ...
ز. مرادی و فرشته حسین پور این را دوست دارند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
- برشی از کتاب:

این خانه‌های حاشیه‌ی بیابان انگار چنان است که قومی سال‌ها پیش می‌خواست اینجا مستقر شود، اما از این کار دست شست و به عجله راه سفر در پیش گرفت. چیزهایی اینجا شروع می‌شود و چیزهایی تمام می‌شود. در اوج گرمای بیابان نفخه‌ی نرم و نازکی از نسیم خنک از جانب رود می‌وزد و به تریشه‌ای از حقیقت در دنیای مالامال از دورغ می‌ماند. ... دیدن ادامه » صدای آدم‌ها، پرندگان و چارپایان چون نجوای آهسته‌ای دم گوش است و پت‌پت مدام موتور آب حساس محال را تقویت می‌کند. و رود، رودی که اگر نبود نه آغازی بود و نه انجامی، بی‌اعتنا به دنیا و مافیها به سوی شمال روان است؛ اگر کوهی سرراهش قرار گیرد به سوی شرق می‌پیچد؛ اگر به دره‌ی عمیقی برسد به سمت غرب می‌رود؛ اما دیر یا زود در مسیر سفر بی‌بازگشت خود به سوی دریا در شمال روانه می‌شود...
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
- برشی از کتاب:

کافه‌ای تاریک
بیست ... دیدن ادامه » و چهار دقیقه رو‌به‌روی هم
بیست و چهار دقیقه سکوت
رنگ‌های رفته را مجسم کن
رویاهای گم شده در مه را
راست می‌گفت
نبودن
بیشتر از بودن بود

بلند شدم
قهوه را حساب کردم
و بیرون آمدم
از دنیا
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
**هشتم آبان ماه سالروز درگذشت شاعر و ترانه‌سرای معاصر قیصر امین‌پور؛ یادش مانا!**

-برشی از کتاب«آوازهای عاشقانه ما در گلو شکست»:

آواز ... دیدن ادامه » عاشقانه ما در گلو شکست
حق با سکوت بود، صدا در گلو شکست
دیگر دلم هوای سرودن نمی‌کند
تنها بهانه‌ی دل ما در گلو شکست
سربسته ماند بغض گره خورده در دلم
آن گریه‌های عقده گشا در گلو شکست
آن روز‌های خوب که دیدیم، خواب بود
خوابم پرید و خاطره‌ها در گلو شکست
«بادا» مباد گشت و «مبادا» به باد رفت
«آیا» ز یاد رفت و «چرا» در گلو شکست
تا آمدم که با تو خداحافظی کنم
بغض امان نداد و خدا... درگلو شکست

شاعر: قیصر امین‌پور

https://goo.gl/zW6tN4
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
- برشی از کتاب:

متضاد زنده. مثل باغی در یک تابلوی نقاشی که گل‌ها و میوه‌هایش را در واقعیت چیده باشیم و رنگ و زیبایی‌شان دیگر فقط در بوم نقاشی باقی مانده باشند. مثل عکس‌های همسرش که او در آلبوم مرتب کرده بود و جایی میان کتاب‌های کتابخانه گذاشته بود. مثل طبیعت بی‌جانی که به یکی از دیوارهای زندگی یک پزشک روستا آویخته شده باشد. او از عذاب ... دیدن ادامه » کوبیدن میخ آن تابلو به دیوار، رنج می‌برد. میخ عمیقا در گوشتش فرو رفته و تبدیل به زخمی عمیق و تا ابد آزاردهنده شده بود...
فرشته حسین پور و فاطمه قربانزاده این را دوست دارند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
صفحه 1 از 3