دیوار شهر کتاب، دیواری‌است برای گفت‌وگوی علاقمندان به کتاب و کتابخوانی و نوشتن درباره علاقه‌مندی های مشترک
برای نوشتن و فعالیت در دیوار شهر کتاب به سیستم وارد شوید
بیست و هفتم شهریور
روز شعر و ادب پارسی
روز بزرگداشت استاد سید محمد حسین بهجت تبریزی، متخلص به #شهریار
گرامی ... دیدن ادامه » باد


ای چشم خمارین تو و افسانه نازت
وی زلف کمندین من و شبهای درازت
شبها منم و چشمک محزون ثریا
با اشک غم و زمزمه راز و نیازت
بازآمدی ای شمع که با جمع نسازی
بنشین و به پروانه بده سوز و گدازت
گنجینه رازی است به هر مویت و زان موی
هر چنبره ماری است به گنجینه رازت
در خویش زنیم آتش و خلقی به سرآریم
باشد که ببینیم بدین شعبده بازت
صد دشت و دمن صاف و تراز آمد و یک بار
ای جاده انصاف ندیدیم ترازت
شهری به تو یار است و غریب این همه محروم
ای شاه به نازم دل درویش نوازت
علیرضا اعرابی و Mehdiboronloo Boronloo این را خواندند
امیرحسین آل عوض این را دوست دارد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
تو مثل یکی از اون سگایی. سگای ناخواسته ای که همه ی عمر باهاشون بدرفتاری شده. آدم میتونه مدام بهشون لگد بزنه و لگد بزنه. اما اونا بازم برمیگردن ، گریه و زاری می کنن و دم تکون میدن. شروع کن! امیدوارم کارت اینبار متفاوت باشه.« تو یه سگی ».

وضعیت تو عین گه بود....

بوی ... دیدن ادامه » بد شراب.....
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
آلفرد هیچکاک شاید همه چیز را در مورد خطاهای ممکن در حدس و گمان هایمان در مورد آنچه از پنجره ای می بینیم گفته باشد. پائولا هاوکینز روزنامه نگار لندنی در اولین رمان پرفروش و مهیجش ، با عنوان دختری در قطار با به کارگیری محدودیت هایی که قاب پنجره ایجاد می کند، نقاطی تاریک و مبهم را خلق کرده است. راشل قهرمان داستان هر روز با قطار مسیری را رفت و آمد می کند، از پنجره قطار به بیرون نگاه می کند و معمولا با خود یک بطری مشروب دارد. شخصیتی به هم ریخته، آشفته، افسرده است که از کار بیکار شده و هنوز در سوگ پایان زندگی مشترکش به سر می برد. اعتیاد شدید به مصرف الکل باعث ایجاد اختلال فراموشی حوادث هنگام مستی او شده است، این مساله همزمان می شود با اتفاقات مهمی در داستان در رابطه با گم شدن زنی که بعدا جسدش بیرون از شهر پیدا می شود. وضعیت روحی روانی راشل به عنوان راوی اصلی داستان، به گونه ای است که نمی توان به آنچه روایت می کند به راحتی اعتماد کرد و این مساله به ابهام داستان بیشتر می افزاید.

او به خاطر مستی و مصرف الکل از کار اخراج شده است، با این وجود هنوز هر روز مسیر بین آشبری، شهری جدید در حومه ی لندن را به سوی ایستگاه اوستن با قطار رفت و آمد می کند و این رفت و آمد روزانه با قطار به بخش اصلی زندگی اش تبدیل شده است. البته بیشتر از خود سفر منظره ی خیابانی که در مسیر هر روزش است است که برایش اهمیت دارد. زمانی راشل با همسرش تام در این خیابان سکونت داشتند، و حال تام با همسرش جدیدش آنا و دخترشان در آنجا زندگی می کنند. نگاه کردن به خانه ای که قبلا خودش در آن زندگی می کرده است برایش زجرآور است. راشل برای تسکین این درد به تماشا و تصور زندگی زوجی ناشناس می پردازد که چند خانه آن طرف تر از خانه ی تام هستند. با آنچه هر روز از از دور از زندگی آن ها می بیند به تصور کردن زندگی این زوج می پردازد و برای آن ها اسم انتخاب می کند، جیسن و جس، و شغل های پر زرق و برق (پزشک همراه جهانگردان برای جیسن، و شغلی در صنعت پوشاک برای جس) و زندگی پر از عشق و فداکاری را در ذهنش برای آن ها تصور می کند.

بروز ... دیدن ادامه » اختلالات در حافظه اش و ناتوانی اش در به یاد آوردن آنچه به هنگام مستی اش رخ داده است باعث آزار و سردرگمی اش می شود و مسایلی همچون خشونت و حس شرمندگی به این مشکل می افزاید. شبی در زیر گذر خیابانی که شخصی او را به شدت کتک می زند، او زخمی و خونین به خانه بر می گردد و می خوابد، بیدار که می شود چیزی از آن چه اتفاق افتاده به یاد نمی آورد. تنها پیامی از شوهر سابقش دریافت کرده است که او را به خاطر پرسه زدنش حول خانه شان و ترساندن آنا نکوهش می کند، این همان شبی است که مگان در آن گم می شود و این ابهام در ذهنش به وجود می آید که آیا او مسول گم شدن جس، شخصیتی است که در ذهنش ساخته بود یا خیر (که بعدا مشخص می شود اسم واقعی اش مگان است).

برخلاف شخصیت خیالی که راشل از مگان در ذهن خود ساخته،‌ مگان زنی است تنها و دارای مشکلات روحی فراوان که مرتکب اعمال نادرستی شده است. رابطه ای خشک و وخیم با جیسن (اسم واقعی اش اسکات است و متخصص آی تی است) دارد. اسکات در پرونده گم شدن مگان یکی از مظنون های پلیس می شود و بعدا ارتباطی بین راشل و اسکات شکل می گیرد.
راشل مکررا با شوهر قبلی اش تماس گرفته و پیام می فرستد و حتی یک بار حین مستی وارد خانه شان شده و کودک آن ها را با خود بیرون می آورد. پس از گم شدن مگان، خودش را قاطی بررسی های پلیس می کند و ریسک های زیادی به خاطر رسیدن خودش به آرامش انجام می دهد. بر اساس آنچه از پنجره ی قطار دیده است به پلیس پیشنهاداتی برای حل پرونده می دهد، ریسک هایی همچون ارتباط نامتعارف با اسکات و گرفتن وقت مشاوره با روان درمان مگان از او سر می زند.

تصور اینکه همه این اتفاقات چگونه ممکن است به شیوه ای باور پذیر روایت شود مشکل است اما دختری در قطار با ساختار روایی اش توانسته داستان را به خوبی پیش ببرد و خواننده را با خود به درون داستان بکشد. از زبان راشل و به ترتیب تاریخ وقوع حوادث نویسنده شروع می کند به روایت داستان پر از اندوه مگان که اکنون گم شده و کسی از او خبر ندارد و تیتر اول اخبار شده است، روایت تغییر مسیر می دهد به داستان آنا که نگرانی هایش از جانب زن قبلی همسرش که تعادل روانی ندارد روز به روز رو به افزایش است. نوع بیان شخص اول روایتگر داستان دیوانه کننده، دقیق است و صورتی اخبار گونه دارد. “کابوسی که امروز دیدم متفاوت بود. در آن من کار اشتباهی مرتکب شدم که نمی دانم چه کاری است، تنها چیزی که می دانم این است که نمی توانم آن را بفهمم، می دانم که اکنون تام از من متنفر شده و دیگر با من صحبت نمی کند و با همه در مورد کارهایی که کرده ام صحبت کرده است و حال همه بر ضد من هستند، همکلاسی هایم ، دوستانم حتی مادرم. آن ها با انزجار به من نگاه می کنند، کسی به من گوش نمی دهد و کسی نیست که اجازه دهد بگویم که تا چه حد متاسفم. حال بسیار بدی دارم، نا امیدم و احساس گناه می کنم، نمی دانم و نمی توانم فکرش را بکنم که ممکن است مرتکب چه عملی شده باشم.”

خواننده رمان گاهی با توجه به تصورات و افکار خودش، ارتباط عاطفی اش با شخصیت های داستان را در هم می آمیزد، راشل با رفتارهای غیر منطقی و آسیب هایی که به زندگی اش وارد کرده است گاهی خواننده را به همدردی با خود وا می دارد و گاهی به خاطر اشتباهاتش به سختی می شود از او حمایت کرد. آشنایی راشل با زندگی مگان و در نهایت رسیدن به قاتل مگان، از یک پنجره و دیدن زندگی آنان از دور و از داخل قطاری در حال حرکت آغاز می شود، قطاری که هر روز مسیری تکراری را با آن می رفت و برمی گشت.

منتقد: جین هانف کورلتیز
امیرحسین آل عوض این را دوست دارد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
خم شدم تا اتاق زیر پایم را ببینم، آنگاه توانستم مستی و از خودبی خودیِ شونِدی را حس کنم. غرابت دنیایی که از ورای سوراخ زیر شیروانی دیده می شود فراتر از تصور است. شیزوکو درست زیر پایم قرار داشت و سرش پایین بود؛ هرگز تصور نکرده بودم زاویه ای که از آن به فرد نگاه می کنیم تا این حد بتواند روی نظرمان اثر بگذارد.
علیرضا اعرابی این را خواند
فرشته حسین پور و امیرحسین آل عوض این را دوست دارند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید

عشق یک گِن است. برای این‌که بدانی چرا این‌قدر باارزش است، باید بیش‌ازاندازه چاق باشی. چربی‌هایی را که سال‌به‌سال زیاد شده، لایه‌لایه اضافه شده و بر روی هم انباشته شده، نظم و نظام می‌بخشد و بعد روبه‌رویش می‌ایستد و به اثری که خلق کرده نگاه می‌کند. عشق تاجر خیال است. خیالاتی را که در گوشه و کنار مانده‌اند بیرون می‌آورد، می‌شوید، ... دیدن ادامه » پاک می‌کند، آراسته می‌کند و آن را با سر رویی آراسته و تمیز به صاحب خیال می‌بخشد. عشق انسان را زیبا می‌کند؛ بی پروا با تصاویر بازی می‌کند؛ یعنی با چهره‌ها، یعنی با آینه‌ها. آدم‌های قهرکرده را با آینه‌ها آشتی می‌دهد؛ تنهایان را در آینه‌ها تکثیر می‌کند.
عشق یک گن است. روزی می‌آید که در مکان و زمانی غیرمنتظره بندهایش پاره می‌شود. بدون آن‌که فرصتی برای بررسی اتفاقات بماند، چربی‌هایی که از دست فشار گن خلاص شده‌اند، از درزهای گن بیرون می‌زنند. در آن کشمکش، در یک چشم به‌هم زدن، بدن به حالت اولیه‌اش برمی‌گردد. عشق یک گن است. برای این‌که بدانی چرا این ‌قدر کوتاه و گذرا است، باید بیش‌ازاندازه چاق باشی.
امیرحسین آل عوض این را خواند
آرش رخش این را دوست دارد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
هنوز نمرده بودم، ولی داشتم به سرعت می گندیدم.
کی تو این وضعیت نبود؟
همه مان مسافر این کشتی سوراخ هستیم و دلمان هم خوش است که زنده ایم.
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید


به یاد می‌آورم که مادرم پرستو را از هر پرنده‌ای بیش‌تر دوست دارد.
زمین‌گیر ... دیدن ادامه » نیست،مهاجر است و در فصل‌های سال سفر می‌کند،با زمان همراه و مثل آب در آن روان است ولی آشیانه را از یاد نمی‌برد و هر بهار سوار بر بالِ فصل بازمی‌گردد.
رضا سمنانی و امیرحسین آل عوض این را خواندند
محمدرضا نجفیان این را دوست دارد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
درست یا نادرست، من زمان ازدواجم را با مرگ پدرم مرتبط می‌دانم. شاید در کرات دیگر روابط دیگری حاکم باشد. پیش از این، مشکل بود آن‌چه را که فکر می‌کردم می‌دانم، به زبان بیاورم. تا جایی که می‌دانم، چند وقتی از مرگ پدرم نگذشته بود که سر قبرش رفتم و آن روز، تاریخ مرگش را یادداشت کردم. فقط تاریخ مرگش را، چون آن روز تاریخ تولدش برایم اهمیتی ... دیدن ادامه » نداشت. من صبح به قبرستان رفتم، همان‌جا غذای مختصری خوردم و غروب برگشتم. اما چند روز بعد خواستم بدانم چند ساله بود که مرد. برای یادداشت تاریخ تولدش، بایستی به قبرستان برمی‌گشتم.
امیرحسین آل عوض این را خواند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید

فیلسوفان حوصله ام را سر می برند.
زبانشان تلخ است ،
امیال ... دیدن ادامه » آنها آنقدر بی تابانه است که هیچ گاه أرضا نمی شود

وقتی کسی عاشق است ، نمیتواند فکر کند .
سودای آن دارد که خانمان خویش بر باد دهد
هیچ فکری را پیش خودش نگه نمی دارد
همه را به سوی دلدارِ می فرستد
وقتی کسی عاشق است
انگار مست است ،
رها از خویشتن ، آزاد از هفت دولت
جیب خود را خالی و نامش را گم می کند ...
Majid Abouzar این را دوست دارد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
می ترسم از زنان زیبا
بیشتر
از زن های زیبایی
که ... دیدن ادامه » نام هایی زیبا دارند

می ترسم از زندان
بیشتر
از زندان هایی
که نام هایی زیبا
بر آن ها گذاشته باشند

مثلا همین دریا
که زندانی ست
با میله هایی از آب

می ترسم این خشکی
ادامه ی همان دریا باشد
و ما سال ها
در زندانی زندگی کرده باشیم
که تنها
وقتی باران می آید
میله هایش را می بینیم
علیرضا اعرابی این را خواند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
اصرار در اندوه، چون از مدت معین بگذرد، دلیل بر خامی فکر است
و کم ظرفی و بی تجربگی
و ضعف نفس را نشان می‌دهد.
علیرضا اعرابی این را دوست دارد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
با ثبت اولین سفارش خود از ارسال رایگان بهره‌مند شوید!
مونا سلیمیان این را دوست دارد
یا سلام
الا این اولین خرید من هستش ولی بازم از من پول برای پیک میخواهد
۰۴ اسفند
سلام
برا اولین سفارش منم هزینه پستی میخواد چرا اینجوریه.
۱۰ اسفند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
جشنواره تخفیف 15 درصدی کتاب‌های "نشر نی" از دوم تا یازدهم بهمن ماه 95 در شهرکتاب آنلاین.
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
جشنواره تخفیف 30درصدی از تاریخ 14 الی 21 دی ماه در شهر کتاب آنلاین برگزار می شود.
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
جشن امضای اینترنتی کتاب‌های «بزرگمهر حسین‌پور» از یکم تا دهم دی ماه 1395 در شهر کتاب آنلاین برگزار می‌شود.


http://yon.ir/4AL8
فرزاد تاران این را دوست دارد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
- بخشی از کتاب:

نیمه ای شب از بانه راه افتادیم. از سرمای شدید، شیشه های اتوبوس یخ زده و تصاویر بیرون مات و مبهم بود. بدون اینکه متوجه سرمای شیشه باشم سرم را به آن تیکه دادم و خوابم برد. کریم حبیبی دست گرم و نرمش را از پشت سر، بین شیشه و صورتم قرار داد و خوابم عمیق شد. با رسیدن به مقصد فهمیدم دست او به شیشه چسبده و جدا نمی شود. برای اینکه بیدار ... دیدن ادامه » نشوم حتی دستش را جابجا نکرده بود. پس از مقدار تلاش، تکه ای از پوست نازک روی دستش کنده شد و روی شیشه یخ زده ماند...
فرشته حسین پور و parisa zendebudi این را دوست دارند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
نشریه ماه نامه شهرکتاب 13 در شهر کتاب آنلاین:

http://shahreketabonline.com/products/51/166406
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
کاربران گرامی شهر کتاب آنلاین، از شما دعوت می شود از غرفه شهر کتاب آنلاین در نمایشگاه الکامپ بازدید فرمایید.

زمان: ۲۵ الی ۲۸ آذر ماه
مکان:سالن ۳۸
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
کاربر گرامی جناب آقای «حسین شایگان» با خرید ۱۵ جلد کتاب در تاریخ ۱۳ آذر ۹۵ با شماره‌ی سفارش ۶۹۷۹۶ برنده‌ی جایزه‌ی یک میلیون تومانی شهرکتاب آنلاین می‌باشند.
حسین توکلی این را دوست دارد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
- همراهان گرامی شهر کتاب آنلاین

کاربران محترم شهرستان از ۲۳ام آذر ماه ۹۵ به مدت یک هفته با خرید بالای ۲۰ هزار تومان، از ارسال «رایگان» بهره‌مند خواهند شد.
نیلوفر ثانی این را دوست دارد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
- بخشی از کتاب:

ایگنیشس با بلندترین صدایی که در توانش بود ادامه داد «لحظه ی تصمیم گیری است. آیا می خواهید تنها استعدادتان را برای نجات جهان به کار ببرید یا به اعضای جامعه ی جهانی پشت خواهید کرد؟»...
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
- برشی از کتاب:

خوشا به حال آنها که میتوانند به خود بگویند : میخواهم راه بروم،نمیخواهم به جایی برسم. و بدا به حال آنها که به خود تحمیل میکنند که، میخواهم به آنجا برسم...
- برشی از کتاب:

مهر ورزیدن یک توانایی انسانی است. ما هر کس را به خاطر آنی که هست دوست می داریم. از او تجلیل می کنیم و نسبت به او احساس خویشاوندی و نزدیکی داریم. از سوی دیگر ، عشق رمانتیک در واقع نوعی عشق الهی است. ما شخص دیگر را به مقام خدایی می رسانیم. بی آنکه بدانیم از آن عشق می خواهیم که تجسم خدا برای پا باشد. عاشق بودن تجربه ی عمیق مذهبی ... دیدن ادامه » است و برای بسیاری از افراد تنها تجربه ی مذهبی است که در تمام عمر خود داشته اند ، آخرین فرصتی که خدا در اختیار آنها قرار داده تا او را به درستی بشناسند...
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
- برشی از کتاب:

بزرگ بود
و ... دیدن ادامه » از اهالی امروز بود
و با تمام افق‌های باز نسبت داشت
و لحن آب و زمین را چه خوب می‌فهمید.

صداش
به شکل حزن پریشان واقعیت بود
و پلک‌هاش
مسیر نبض عناصر را
به ما نشان داد.
و دست‌هاش
هوای صاف سخاوت را
ورق زد
و مهربانی را
به سمت ما کوچاند.

به شکل خلوت خود بود
و عاشقانه‌ترین انحنای وقت خودش را
برای آینه تفسیر کرد.

و او به شیوه‌ی باران پر از طراوت تکرار بود.
محمدرضا نجفیان این را دوست دارد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
برشی از کتاب:

"آن شب روی تختم دراز کشیده بودم و درباره مرگ و رفتن به بهشت، نزد مادرم، فکر می‌کردم. اگر او را می‌دیدم، می‌گفتم: «مادر، من رو ببخش. خواهش می‌کنم» و او آنقدر مرا می‌بوسید تا پوسته پوسته شوم و به من می‌گفت که تقصیری نداشته‌ام. او در ده هزار سال اول این را به من می‌گفت.

در ... دیدن ادامه » ده هزار سال بعدی، مادرم موهایم را مرتب می‌کرد. با شانه کردن موهایم چنان زیبایم می‌کرد که با دیدن من چنگ از دست نوازندگان بهشتی به زمین بیفتد و فقط زیبایی مرا تحسین کنند. با نگاه کردن به موهای یک دختر می‌توانید بفهمید که مادر دارد یا نه....."

سومانک کید اولین و مشهورترین رمانش #زندگی_اسرارآمیز را در سال ۲۰۰۲ توسط انتشارات وایکینگ منتشر کرد. این رمان به یکی پدیده در ادبیات آمریکا تبدیل شد. دو سال و نیم در فهرست پرفروش‌ترین کتاب‌های نیویورک تایمز قرار داشت.
لیلی وقتی چهارساله بود مادرش مرد. او با پدرش و زنی سیاه پوست زندگی می‌کند. پدر لیلی مردی سخت‌گیر و بداخلاق است. لیلی از وسایل مادرش عکسی از حضرت مریم در قابی کوچک پیدا می کند که رنگ پوستش تیره است و...
مریم توفیقی و فرشته حسین پور این را دوست دارند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
- برشی از کتاب:

هوش اجتماعی که دانیل گلمن آن را برتر از ضریب هوشی و‌ هوش هیجانی می‌شمارد، روابط انسان را با جامعه پیرامون خود شکل می‌دهد و دنیای بیرونی و درونی و‌موفقیت و شکست او را رقم می‌زند.

آیا ... دیدن ادامه » هوش اجتماعی ارثی و ژنتیکی است و یا اکتسابی و قابل پرورش و تعلیم است؟ چگونه می‌توان این نیروی شگفت‌انگیز باطنی را در هنگامه بحران‌های سهمگین زندگی و تندبادهای مشکلات و سختی‌ها به کار گرفت و با عقل و تدبیر از توفان‌ها گذر کرد و راه‌حل‌های در خور و آسان یافت؟

چرا بسیاری از مردم با هوش اجتماعی بیگانه هستند و معمولا گوشه‌گیر، انسان‌گریز، غمگین، هراسان و افسرده‌حال می‌شوند و کنج تنهایی را بهتر دوست دارند و با هم‌نوعان خود نمی‌جوشند و روحیه همدلی و همدردی و مهربانی ندارند؟ آیا ذاتا چنین خلق و خویی دارند و یا اجتماع برای‌شان تحمیل کرده‌است؟
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
- برشی از کتاب:

شاید نیم‌ساعتی در افکار تلخ و شیرین وداع و بازگشت سیر کرده بودم که صدای پای او را بر سر ایوان شنیدم. به طرفشان دویدم و با هراسی در دل دست لوته را گرفتم و بوسه‌ای بر آن زدم. هنوز درست سر ایوان نیامده بودیم که ماه از پشت درخت‌های تپه بالا آمد. کمی از اینجا و آن‌جا گفتیم و بی‌آنکه متوجه شویم در پای اتاقک تاریک بودیم. لوته ... دیدن ادامه » داخل رفت و نشست، آلبرت در کنار او، و من هم. ولی بی‌قراری من دوباره بر سر پا بلندم کرد. کمی مقابل او ایستادم، بالا و پایین رفتم و یک بار دیگر نشستم. ترس دلگیری داشتم. لوته شروع کرد از دلنشینی نور ماه گفتن، چرا که از پرتو آن پهنه‌ی ایوان روشنی گرفته و چشم‌اندازی شگفت آفریده بود، خاصه آنکه جز این پهنه، همه چیز در حلقه‌ی درختان اطراف در تاریکی غلیظ پنهان بود...
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
- برشی از کتاب:

«مهمترین عامل در تأثیر شعر متنبّی و جاودانگی آن توجه او به عنصر انسانی است که برآمده از شناخت او از عوالم درون و نشان دادن عمق احساسات گوناگون و تأمّل در مسائل فراگیر بشری است. عامل دیگر اوج هنر شاعری و سخنوری او و عناصر متنّوع چندگانه‌ای است که در شعر او نهفته و سبب تمایل و شیفتگی لایه‌ها و طیف‌های مختلفی از مردم و ... دیدن ادامه » اصحاب ذوق در ادوار گوناگون شده است. شعر او همواره از حیث پایبندی به شیوه‌های متعارف و استقلال ابیات و اِتقان ساختار و بافتار مورد پسند کهن‌گرایان، از نظر بی‌پروایی در شکستنِ برخی از سنت‌های قدیم و خلاقیت در آفرینش صور و معانی نو و هماهنگی میان ساخت‌ها و مضامین و نیز به حیث پویایی و طراوت مورد تحسین نوگرایان، به لحاظ شناخت ژرف شاعر از رموز لغت و بلاغت مورد توجه لغت‌شناسان و اربابِ معانی و بیان و از جهت اطلاعات و داده‌های تاریخی و فرهنگی آن روزگار مورد عنایت دانشوران بوده است.
در ایران نیز از دیرباز اشعار متنّبی مدارِ اهتمام بوده است. جز خاندان حاکم آل بویه و وزرای فاضل آنان، غالب سخنوران پارسی‌گوی یا ایرانی‌تبار یا به تحقیق درباره شعر او پرداخته‌اند یا با شعر او انس و الفته داشته، از آن اثر و مضمون پذیرفته و بدان استناد یا تمثل کرده‌اند.»
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
- برشی از کتاب:

لابد می‌دونید که هر چیزی به حد افراط یا تفریط برسه مضر و گاهی خطرناکه. خیال‌پرستی هم از اون مرض‌های غیر‌قابل علاجه که عواقب وخیمی داره. بیشتر آدم‌های خیال‌پرست یا دیوونه می‌شن یا اگه اعصاب قوی داشته باشند، کلاه‌بردار خطرناکی از آب در‌میان.
البته ... دیدن ادامه » خیال‌پرست‌ها اولش نظر سوئی ندارند، ولی راه‌شون خواهی نخواهی به این بن‌بست می‌رسه. من خودم از اون‌هایی بودم که خیال می‌کردم هر کس با صداقت و درستی زندگی کنه موفق می‌شه. من اون موقع از وضع کارها، فساد اجتماع، مردم گرگ‌صفت و هزار بلا و درد دیگه خبر نداشتم. مطمئن بودم که بالاخره یه روزی نتیجه‌ی درستی و راستی خودم را می‌گیرم.
یوسف حبیبی سوها و فرشته حسین پور این را دوست دارند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
- برشی از کتاب:

ایران طی نیم ‌قرن گذشته تحولات سیاسی عجیبی را تجربه کرده است؛ انقلاب، جنگ، کودتا، جنگ داخلی، اصلاحات، پوپولیسم و ... . متاسفانه اقتصاد ایران مصون از این تحولات نبوده و به تبع این تحولات اقتصاد ایران نیز نوسانات شدیدی را تجربه کرده است. شاید یکی از مهم‌ترین نقاط افتراق اقتصاد ایران از اقتصادهای پیشرفته بی‌ثباتی شدید باشد. در کشورهای پیشرفته سیاست‌گذاران اقتصادی تلاش می‌کنند تا محیط باثباتی در عرصه کلان ایجاد کنند و در سطح خرد رقابت را تشدید کنند.
در ... دیدن ادامه » چنین شرایطی تخصص‌هایی که تلاش می‌کنند فرآیند تولید و اداره یک بنگاه را بهینه کنند بی‌معنی و بدون توجیه می‌شوند چرا که دغدغه اصلی مدیران بنگاه نه بهینه کردن فرآیند تولید بلکه مدیریت ریسک بازار و تلاش برای دستیابی به رانت‌های موجود در اقتصاد است.
حال این سوال پیش می‌آید که آیا این نوسانات اقتصاد صرفا ناشی از شوک‌های بیرونی بوده که به اقتصاد وارد شده است؟
سپس این سوال مطرح می‌شود که چرا وضعیت به این صورت است؟ چرا سیاست‌های اقتصادی مناسبی اتخاذ نمی‌شود؟ پاسخ به این سوال مجالی وسیع به اندازه خود این کتاب می‌طلبد.
خسرو شاملو این را خواند
فرشته حسین پور این را دوست دارد
آیا برای کتابها دانلود pdfبا قیمت کمتر امکان دارد؟
۰۷ فروردين
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
صفحه 1 از 3