دیوار شهر کتاب، دیواری‌است برای گفت‌وگوی علاقمندان به کتاب و کتابخوانی و نوشتن درباره علاقه‌مندی های مشترک
برای نوشتن و فعالیت در دیوار شهر کتاب به سیستم وارد شوید
سؤالم اینه که آیا امروز هم موافقید که دیوار یه چیز انسانی و کشتن آدم‌ها در مرز اقدام صلح‌آمیزی بوده؟
دست خالی‌اش را بلند می‌کند، نفسی تو می‌دهد و فریاد می‌کشد: «بیشتر... از... همیشه...» مشتش را پایین می‌آورد.
برای لحظه‌ای میخکوب شده‌ام. بعد نگران می‌شوم که نکند خانم فون شنیتسلر مانع ادامه‌ی مصاحبه شود. به سرعت می‌پرسم: «به نظرتون ضروری بوده؟»
«من ... دیدن ادامه » اون رو ضروری نمی‌دونستم. بلکه بیش از حد ضروری بود! یه ضرورت تاریخی بود. اون دیوار مفیدترین سازه تو کل تاریخ آلمان بود! تو کل تاریخ اروپا!»
- چرا؟
- چون مانع می‌شد امپریالیسم شرق رو آلوده کنه. جلوشو می‌گرفت.
——
اشتازی، ارتشی داخلی بود که تحت نظر دولت کار می‌کرد. وظیفه‌اش دانستن همه‌چیز راجع‌به همه‌کس و با استفاده از هر ابزاری که می‌خواست بود. می‌دانست مهمانانتان کیستند، می‌دانست به چه کسی تلفن می‌کنید و می‌دانست آیا سر و گوش همسرتان می‌جنبد یا نه. بوروکراسی‌ای بود که در تمام جامعه‌ی آلمان شرقی پخش شده بود؛ آشکارا یا مخفیانه، یک نفر در هر مدرسه، هر کارخانه، هر بار و هر ساختمان مسکونی بود که گزارش همکاران و دوستان خود را به اشتازی می‌داد. اشتازی چنان به جزئیات وسواس پیدا کرده بود که از پیش‌بینی پایان کمونیسم و همراه با آن پایان کشور غافل مانده بود.
سید محمدرضا مهدوی و رامین نصر این را دوست دارند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
داستانی زیبا و جذاب
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید