دیوار شهر کتاب، دیواری‌است برای گفت‌وگوی علاقمندان به کتاب و کتابخوانی و نوشتن درباره علاقه‌مندی های مشترک
برای نوشتن و فعالیت در دیوار شهر کتاب به سیستم وارد شوید

در مقام مقایسه(هرچند اشتباه )این کتاب و این مولف راوی مستند تری هست نسبت به بانوی بلاروسی و برنده نوبل ،نثر روان و طرز گفتار کتاب هم خیلی جذابه آقای کاپوشچینسکی هم از درون به زندگی شاهنشاهی نگاه می اندازه هم از دید اطرافیان و نزدیکان و هم از دید خودش!(و البته گفتگوها و نمایشنامه انتهایی کتاب )

۲ روز پیش، شنبه
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
یک رمان آمریکای لاتینی پر از سکس و خشونت و بازی های سیاسی اما با طنزی سیاه نوشته رومن گاری
۲۳ ارديبهشت
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
یک داستان جنگی مینیمال برای لمحه ای کوتاه
۱۹ ارديبهشت
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
مربع عشقی ادبیات!
۱۳ ارديبهشت
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
شام‌شان را اغلب سحر در پرتو شمع می‌خوردند که خیل گربه‌ها را به اتاق غذاخوری می‌کشاند. از راه اعتراض علیه آدابی که در گذشته به اجبار سر میز رعایت می‌کردند اکنون رفتاری شبیه به رفتار وحشیان پیش گرفته بودند. گوشت‌شان را به عمد به زشت‌ترین شکل می‌بریدند، یا لقمه‌ها را از دهان یکدیگر می‌ربودند و استخوان جناق پیش‌رو، از آینده خبر می‌دادند ... دیدن ادامه » و از زیر میز سیب‌زمینی به‌هم پرت می‌کردند یا ناگهان شمع را فوت می‌کردند تا شیرینی‌ای از بشقاب دیگری بربایند یا لم می‌دادند و آرنج بر میز می‌نهادند و یک‌بر روی آن می‌افتادند. هریک که اشتهایی به خوردن نداشت ضمن غذا فال ورق می‌گرفت یا قلعه با ورق می‌ساخت یا اگر سردماغ نبود رمانی را که با خود سر میز آورده بود ضمن خوردن می‌خواند.
قرن روشنفکری
آلخو کارپانتیه
سروش حبیبی
۳۱ فروردين
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
داستان انقلاب دیگر به پایان 
رسیده، حالا ما باید تاریخ آن 
را بنویسیم و اصول آن را اجرا 
کنیم. ... دیدن ادامه » فقط چیزهایی را در نظر 
داشته باشیم که واقعی و 
عملیست! 
سوفیا گفت:چه غم انگیز 
است که تاریخ انقلاب را با
استقرار مجدد نظام برده داری
شروع می کنید!
قرن روشنفکری
آلخو کارپانتیه
سروش حبیبی
۳۱ فروردين
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
این بار انقلاب با شکست رو به رو شد. شاید انقلاب بعدى اصیل و عاقبت به خیر باشد. باید از سخن پردازى بیش از حد پرهیز کنیم و از جهان هاى بهترى که با حرف ساخته مى شوند بر حذر باشیم. عصر ما از تورم کلمات تباه مى شود. تنها ارض موعود آن است که انسان در درون خود پیدا مى کند.
قرن روشنفکری
آلخوکارپانتیه
سروش حبیبی
۳۱ فروردين
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
کارلوس به سوگوارى خود مى‌اندیشید و یک سال محرومى از نواختن فلوت نویى، که از بهترین فلوت ساز شهر خریده بود و اکنون در جلدش که آسترى از مشمع داشت محبوس مى‌ماند، زیرا نواختن موسیقى در خانه‌ى سوگوار بى‌حرمتى به مرده شمرده مى‌شد و او مى‌بایست به این رسم مضحک تسلیم شود. مرگ پدرش او را از هر آن‌چه دوست مى‌داشت محروم مى‌کرد و از اجراى نقشه‌هایش ... دیدن ادامه » بازمى‌داشت و تحقق رؤیاهایش را بر او حرام مى‌ساخت. او که از ارقام و محاسبات هیچ نمى‌دانست مجبور بودبه اداره امور تجارتخانه بپردازد و با لباس سیاه پشت میزى پر لکه‌ى جوهر بنشیند و پیوسته حسابدارانى را در اطراف خود ببیند که به قدرى از سیر تا پیاز هم خبر داشتند که چیزى براى گفتن نداشتند. از سرنوشت خود مى‌نالید و دل به این امید خوش داشت که در آینده‌اى نزدیک، همین که کشتى مناسبى پیدا شودکه او را به مقصد دلخواهش برساند بى‌هیچ ملاحظه و حتى بى خداحافظى از آن جا بگریزد.
قرن روشنفکری
آلخوکارپانتیه
سروش حبیبی
۳۱ فروردين
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
‏اگر ذهن زندانی آن اندازه توانا باشد که بتواند در سلول زندان فلسفه‌ای اخلاقی بسازد این فلسفه، اگر فلسفه‌ی تسلیم نباشد، فلسفه‌ی استیلاجویی خواهد بود.
هر اصل اخلاقی بافته در تنهایی، خواستار قدرت خواهد بود.
آلبر کامو
انسان طاغی
۰۶ اسفند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید

‏هیچ کس نباید به دلیل دلبستگیهای ملی((اشتباهش))یا رنگ((عوضی))چشم هایش کشته شود،اما تراژدی بزرگتری است اگر آدم ها را صرفا به خاطر آن چیزی که نیستند قتل عام کنند.
اسلاونکا دراکولیچ
کافه ... دیدن ادامه » اروپا
نازنین دیهیمی
۰۳ اسفند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
فراموشی...وقتی غبار بر ویرانه های تازه ی تراژدی های بزرگ جمعی می نشیند، آن را با لایه ای از خاکستر فراموشی می پوشانند. آن وقت حکومت ها دستشان باز می شود تا هر طور که می خواهند عمل کنند، چون در حفاظ فراموشی هستند، فراموشی قدرت های بزرگ که در ظاهر از این حکومت ها انتقاد می کنند اما پای خودشان هم توی آن تراژدی ها گیر است. بعد، تراژدی های دیگری سر ... دیدن ادامه » می رسد، انقلاب های دیگر در جاهای دیگر و جنگ های دیگر کم کم صفحه اول روزنامه ها را می گیرند و آن تراژدی ها را که ما «تراژدی ما» می خوانیم کنار می زنند و دیگر هیچ کس درباره آنها نمی خواند.
باغ همسایه
خوسه دونوسو
عبدالله کوثری
۱۲ بهمن
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
آیا شکنجه توجیه‌شدنی است؟ این پرسش ناخوشایندی است برجا مانده از طوفان خشم و نفرت و اعتراض و شرم که بعد از افشای عکس‌های سربازان انگلیسی و آمریکایی در حال شکنجهٔ زندانیان عراقی به پا خاست.
این همان پرسشی است که صد سال پیش داستایفسکی به گونه‌ای فراموش‌ناشدنی در «برادران کارامازوف» مطرح کرد. در این رمان ایوان کارامازوف، برادر آلیوشای فرشته‌خو، گزینشی بس دشوار پیش روی آلیوشا می‌نهد. ایوان می‌گوید، فرض کنیم برای آنکه بشر به سعادت جاودانی برسد لازم باشد کودک خردسالی را تا حد مرگ شکنجه بدهیم. توحاضری این کار را بکنی؟
آخرین وسوسهٔ ایوان کارامازوف

۰۹ بهمن
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
بیگانه
بگو ای مرد معمایی، کدام را بیشتردوست داری
پدرت، مادرت، خواهرت یا برادرت؟
-نه ... دیدن ادامه » پدر دارم نه مادر، نه خواهر و نه برادر.
دوستانت؟
سخنی می‌گویید که معنایش تا کنون در نظرم ناشناخته مانده.
وطنت؟
نمی‌دانم در کدام سرزمین جای دارد.
زیبایی؟
او را دوست می‌داشتم اگر به کمال رسیده و جاودانی بود.
زر؟
از آن بیزارم همانگونه که شما از خدا بیزارید.
هان، پس چه دوست داری، ای بیگانهٔ عجیب؟
ابرها را دوست دارم، ابرهایی که در آنجا می‌گذرند... در آنجا... آن ابرهای شگفت انگیز.

شارل بودلر
۰۹ بهمن
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
ر رمان «سال خرگوش» که آن را رمانی به سبک مدرن می‌دانند، روزنامه‌نگار شغلش را رها می‌کند و در جستجوی زندگی واقعی و ارزش‌های راستین و برای مقابله با پوچی و بی‌معنایی زندگی مدرن، رهسپار جنگل‌های فنلاند می‌شود. نارضایتی کارلو واتانن، قهرمان داستان، روز به روز از زندگی قبلی‌اش بیشتر می‌شود و دست کشیدن او از زندگی مدرن و پناه بردن به جنگل، به معنای فرار از اجتماع است.

در قسمتی از این رمان می‌خوانیم: «سونا و کلبه سرپرست حوزه فقط چند متر از دریاچه فاصله داشت و در جنگل بود. کنده‌های قدیمی درختان را روی گل‌آلود و مرطوب چیده بودند و به این ترتیب راهی باریک از کلبه‌ی ماهیگیری به دریاچه درست شده بود.

یار ... دیدن ادامه » شفیقم توی کلبه است. شخصیت جالبی داره، اخلاقش نسبتاً خاصه و تازگی‌ها بازنشسته شده. سرپرست حوزه انتظامی کیورووسی بود. اسمش هانیکاینن است.
۲۰ دى
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید

«در جامعه ای که حکومتش "توتالیتر" است، آدم "ناچار است" با قدرت ارتباط مستقیم داشته باشد، راه گریزی وجود ندارد. به همین دلیل سیاست هرگز انتزاعی نمی شود - به صورت نیرویی خشن، بی رحم و آشکار باقی می ماند که تمام چند و چون زندگی ما را تعیین می کند: چه بخوریم، چطور زندگی کنیم و کجا کار کنیم. چنین حکومتی مثل یک مرض، مثل طاعون، مثل یک بیماری همه گیر، هیچ کس را مستثنی نمی کند. تناقض در این جاست که این دقیقاً همان روشی است که دولت توتالیتر با آن برای خود دشمن می پرورد: شهروندان سیاسی شده. "انقلاب مخملی" فقط حاصل کار سیاست مداران سطح بالا نیست، بیش از آن حاصل آگاهی شهروندان معمولی است که آلوده سیاست شده اند.»

اسلاونکا ... دیدن ادامه » دراکویچ (متولد ۱۹۴۹) روزنامه نگار و رمان نویس اهل کرواسی است که در دانشگاه زاگرب ادبیات تطبیقی و جامعه شناسی خوانده است.
دراکویچ در ۱۹۹۲ این کتاب را نوشته است و این کتاب حاصل سفری است که در ژانویه و فوریه ۱۹۹۰ به کشورهای بلوک شرق اروپا داشته است. این زمان آغاز فروپاشی حکومت های تک حزبی در اروپای شرقی است و دراکویچ به این بهانه به مرور زندگی مردم در اروپای شرقی تحت حاکمیت توتالیتاریسم می پردازد. توتالیتاریسم یا تمامیّت خواهی اصطلاحی در علوم سیاسی است که توصیف گر نوعی حکومت است که دارای این خصوصیت ها می باشد: یک ایدئولوژی، محور حکومت است و یک سیستم تک حزبی متعهد به آن ایدئولوژی است که معمولأ توسط یک نفر رهبری می شود، یک پلیس مخفی وجود دارد و انحصار در رسانه های فراگیر و انحصار اقتصادی محدود کننده زندگی فرهنگی و اقتصادی در این نوع حکومت ها هستند. 
نظام حاکم تقریبا بر تمام شئون زندگی شهروندان نظارت و کنترل دارد. حکومت تمامیت خواه می کوشد تا همهٔ جمعیت را برای تحقق بخشیدن به اهداف اقلیّتِ حاکم بسیج کند و فعالیت هایی که همسو با این اهداف نباشند تحمل نمی شوند. 
ژوزف استالین که در دههٔ ۱۹۲۰ در اتحاد جماهیر شوروی به قدرت رسید و تا زمان مرگش در ۱۹۵۳ قدرت را در دست داشت در شوروی یک حکومت توتالیتاریست تشکیل داد. پس از پایان جنگ جهانی دوم و تقسیم شدن اروپا بین متّفقین، در بلوک شرق احزاب کمونیستی متحد با شوروی بر سر کار آمدند و همچون شوروی حکومت های توتالیتاریست تشکیل دادند. یوگسلاوی سابق، چکسلواکی سابق، آلمان شرقی سابق، لهستان، مجارستان، رومانی، بلغارستان و آلبانی چنین سرنوشتی پیدا کردند. کنترل شدید آموزش و پرورش و رسانه ها در این کشورها، سرکوبی منتقدان و دگراندیشان و گفتمان مبتنی بر ایدئولوژی به جای گفتمان مبتنی بر حقایق و آمار منجر به فضای یأس و رکود در این کشورها شد و از آنجا که حاکمان این نظام ها، خود نیز در بند همان گفتمانی بودند که به مردم تحمیل کرده بودند خودشان هم از درک واقعیت ها عاجز بودند بنابراین این کشورها دچار یک سیکل معیوب ناکارآمدی سیاسی اقتصادی و "گفتمان انکار" شدند و در دهه ۱۹۹۰ یک به یک دچار فروپاشی شدند.
دراکویچ با زبان ساده به مرور پیش پا افتاده ترین امور زندگی روزمره در زمان حکومت های توتالیتر پرداخته است:
تهیه غذا، استخدام، تامین وسایل اولیه زندگی همچون پودر رختشویی، نوار بهداشتی و میوه جات، دسترسی به حقوق اولیه شهروندی و مهاجرت و پناهندگی.
روزمرگی تجاربی که دراکویچ در این کتاب توصیف کرده است باعث می شود زندگی در این نظام های ناکارآمد برایمان ملموس و مفهوم شوند. چیزی که دراکویچ بر آن تاکید دارد این است که چنین نظام هایی افراد را مایوس، ناامید و ناتوان می سازند چنان که پس از فروپاشی بحران های بزرگی در انتظار چنین جوامعی است چرا که مردم همفکری، تصمیم گیری و کار جمعی را نیاموخته اند. در نظام های توتالیتر رهبران به جای همه فکر می کنند، تصمیم می گیرند و دستورات خود را ابلاغ می کنند:
«قدرت سیاسی ممکن است یک شبه دست به دست شود، زندگی اجتماعی و اقتصادی ممکن است به سرعت از آن تبعیت کند اما شخصیت آدم ها که تحت تأثیر حکومت رژیم های توتالیتر شکل گرفته به این سرعت تغییر نخواهد کرد. ارزش های خاص و شیوه بخصوصی از تفکر و درک جهان چنان در عمق وجود و شخصیت مردم رسوخ کرده که معلوم نیست خلاصی از آن ها چقدر زمان می برد.»
ایرج پوراردشیر این را خواند
صدیقه متقی ، معین محبی و الهام قاسمی این را دوست دارند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید

در فهرست اسامی تلفات جنگ، همواره به نام کشته ها و زخمی ها برمی خوریم: کشته های خودی و بیگانه، زخمی های نظامی و غیرنظامی، اسرای آزاد شده یا در انتظار آزادی. اما کمتر کسی به زندگی های تباه شده، آرزوهای بر باد رفته و خانواده های بی پناه مانده توجهی نشان می دهد، گویی آنان جزء تلفات جنگ نیستند... .
خانه بی حفاظ
هاینریش ... دیدن ادامه » بل
ناتالی چوبینه
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
صفحه 1 از 16