دیوار شهر کتاب، دیواری‌است برای گفت‌وگوی علاقمندان به کتاب و کتابخوانی و نوشتن درباره علاقه‌مندی های مشترک
برای نوشتن و فعالیت در دیوار شهر کتاب به سیستم وارد شوید
نیندیشیدن. نیدنیشیدن. دیوار را نگریستن. وقت را نگاه‌کنان به دیوار گذراندن. بی‌اندیشیدن. نباید فکر کنی، چون فکر کردنت هیچ دردی دوا نمی‌کند. این جا کز کرده‌ای، آرامی. تو آدم بدی نیستی، تو خواسته‌ای خوبی بکنی. هرکاری کرده‌ای به نیت خوبی کردن بوده است. هرکاری کرده‌ای خوبی کردن بوده است. تو هیچ نیت بدی نداشتی و هر کاری کردی به بهترین صورتی ... دیدن ادامه » بوده که می توانستی. اگر دو مرتبه مجبور می‌شدی آن کار را بکنی ...
علیرضا اعرابی این را خواند
مژگان خراسانیان این را دوست دارد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
بزرگترین اشتباه در تاریخ بشر، کشف حقیقت بود. کشف حقیقت، ما را آزاد نکرد مگر از پندارهایی که تسلی‌مان می‌دادند و از قیدهایی که ما را حفظ می‌کردند. کشف حقیقت ما را خوشبخت نکرد، چون حقیقت زیبا نیست، و شایستگی آن را ندارد که با این همه شور و اشتیاق دنبال شود...

بخشی از نامه ویل دورانت
مجتبی نوروزی این را خواند
بیژن امامی‌پور و علیرضا اعرابی این را دوست دارند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
عالیهههه این کتاب . شاهکار ادبیات امروز .
اسفندیار گفت : « آدما سعی می‌کنن برای آینده آماده شن ولی همیشه وقتی آینده می‌رسه ناآماده‌ان. آینده وجود نداره. تنها چیزی که واقعا وجود داره گذشته است. آدمی که تو گذشته‌اش یه گندی زده تا ابد به زندگیش گند زده.»
علیرضا اعرابی این را دوست دارد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
«تخیل مهم‌ترین امتیاز انسان است و مثل تصادف، که محرک آن است، توضیح‌ناپذیر باقی می‌ماند. من در زندگی تلاش کرده‌ام تصاویری را که به مخیله‌ام هجوم می‌آورند بپذیرم بی‌آنکه در پی فهم و درک آن‌ها باشم.»
سعید علی پور و فرزانه توکلی این را دوست دارند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید

این قطعه‌ای است از آخرین نوشته آیدین بزرگی پیش از صعود نهایی: «داستان رسیدن ما تا این‌جا گفتنی نیست. حس کردنی است. چشیدنی است. اگر روی کاغذ بیاید خیانت به آن روزهاست. خیانت به آن ساعت‌هاست. کلمه نمی‌تواند آن‌چه را لایق آن لحظات است ادا کند. روی کاغذ آوردنش فقط کاستن از ارزش آن پایمردی‌هاست که به خرج دادیم. پس بهتر است در خاطر خودمان ... دیدن ادامه » بماند. بهتر که در سینه حبس شود. بهتر که تجربه‌ای باشد برای آینده‌ی ما. چرا که از این دست تجربه‌ها نیست که قابل انتقال باشد. تحمل صدها مشکل که پشت سر هم بر تو فرود می‌آیند، فقط لمس کردنی است، چشیدنی است. فقط آرزوی ما این است که کسی مانند آن‌چه بر ما آمد را تجربه نکند. همین. ...آخرین جملاتم را پیش از عازم شدن می‌نویسم. رفتن رسیدن است. هدف قله نیست، هدف جرئت کردن است.»
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
«آنک نام گل» روایتی است از زبان یک جوان راهب که به همراه استادش وارد یکی از بزرگترین صومعه‌های جهان مسیحیت می‌شود. صومعه‌یی که به گفته‌ی راوی یکی از بزرگترین مجموعه‌‌های کتاب‌ را در خود جای داده است. صومعه‌یی که قرار است محل مذاکره‌ی دو گروه از فرقه‌های مسیحیت باشد، گروهی که حامی فقر مسیح هستند و گروه دیگری که معتقدند کلیسا می‌تواند درآمدزایی و ثروت اندوزی کند و... . از گذشته و تاریخ مسیحیت اطلاع چندانی ندارم تا بگویم که اکو از یک ماجرای تاریخی الهام گرفته است و داستانش را نوشته است؛ ولی روایت به گونه‌ای است که می‌توان وجود چنین رخدادهایی در تاریخ را گمان برد. به هر حال این داستانی‌ است در دل داستان‌های دیگر. داستانی پر از گفتگوهای مختلف در رابطه با عشق و شهوت، مرز مومن بودن و مرتد شدن، و اینکه آیا فقر عامل ارتداد می‌شود؟! یا اصلا مهم است جواب این سوال را بدانیم که مسیح فقیر بوده یا خیر ؟! ... . امّا تمام داستان این نیست...

پیش از شروع مذاکرات، اتفاقات ناگواری در صومعه افتاده است. راهب جوان و استادش، به دنبال کشف معمای قتل‌های زنجیره‌ای هستند، نشانه‌ها می‌گویند، پایان هزاره است و آخر الزمان و ظهور دجال نزدیک است. نشانه‌ها این را می‌گویند! جواب معمای قتل‌ها در پایان آفریقاست. پایان آفریقا کجاست؟!

... دیدن ادامه »

اومبرتو اکو، استاد نشانه‌شناسی است. خواننده را با نشانه‌ها درگیر می‌کند و عقیده‌ی خود را درباره‌ی موضوعات مطرح شده در طول داستان را به خوبی بیان می‌کند. بی شک اکو، خود، نقش اول این داستان است که «ویلیام» نام دارد. از نکات بارز این کتاب، آشنایی اکو با رساله‌ها و کتاب‌های متفکران و دانشمندان ایران، جهان عرب، یونان باستان و ... است که در طول داستان به آن‌ها اشاره می‌کند و داستان را پیش می‌برد.



این کتاب تقریبا ۸۰۰ صفحه‌ای را در اوقات فراغت خود بخوانید.



***

- ... خیلی کتاب‌های دیگر است که در موردِ کُمدی نوشته‌اند، خیلی کتاب‌های دیگر هست که خنده را ستایش می‌کنند. چرا این یکی، این همه، تو را وحشت زده کرد؟

- چون این کتاب به قلم فیلسوف است...

- از متن کتاب



مجتبا

مشتاق حسین این را خواند
مجید حاج حسینی این را دوست دارد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
عالی و شاید گفت شاهکار ...
آنک نام گل، امبرتو اکو فقط یک روایتی از حوادثی که در صومعه اتفاق می‌افتد نیست. بلکه اندیشه‌هایی است درباره‌ی عشق و شهوت ، حق و شیطان، مرز ارتداد و قداست ...
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
«من و کامینسکی» داستان یک ژورنالیستی که تصمیم میگیرد کاری بزرگ چاپ کند. کامینسکی را می‌یابد. فکر می‌کند نوشتن زندگی‌نامه‌ی او می‌تواند زندگی او را زیر و رو کند. روایتی از ملاقات با کامینسکی و حوادثی که بین این دو می‌گذرد...

بخوانید.
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
درباره‌ی کتاب‌های پرفروش و مورد علاقه مردم حرف زدن کمی سخت است. این متن نظر شخصی من است و ممکن است مورد موافقت خیلی از شماها نباشد.

«من پیش از تو» دارای فضاسازی‌ها و تصویرسازی‌های زیبایی است که به راحتی خواننده را با خود در داستان همراه می‌کند و همچنین ترجمه‌ی روان خانم مفتاحی هم به خوبی از پس این کار برآمده است. به عنوان یک داستان، و حتی اگر یک داستان واقعی هم باشد، که نیست !، این روایت جذابیت آنچنانی نمی‌توانست داشته باشد به قولی پیام خاصی را من از این داستان دریافت نکردم. پایان داستان را حتی برای خودم عوض کردم و تقریبا رسیدم به داستان تکراری The Intouchables .

اصرار ... دیدن ادامه » و تلاش برای دادن امید به زندگی به یک بیمار ضایع ِ نخاعی و تمام این کارها باعث می‌شود تا خودت شکل جدیدی از زندگی را درک کنی؛ و تمام این‌ها در پی یک اتفاق، از دست دادن یک شغل و یک ملاقات رخ می‌دهد.

این کتاب خواننده را می‌تواند درگیر کند و با خود همراه کند. داستان، داستانِ عشق و سماجت و تقابل این دو حس است. با توجه به امتیاز بندی خاص خودم این کتاب و داستان را در دسته‌ی کتاب‌های متوسط دسته بندی می‌کنم و به نظرم اگر این کتاب را نخوانید چیزی از دست نخواهید داد و تعریف‌ها را جدی نگیرید (لبخند).

http://mojenarenji.ir/post-239.aspx
داستان از یک فیلم برداشت شده به نام دریای درون
۳۰ آذر
نظر کامل و جامعی بود.
۲۳ تير
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
جزء از کل اولین رمان استیو تولتز نویسنده ی استرالیایی است که در سال 2008 به چاپ رسید.

«... هیچ وقت نمی شنوید ورزگاری در حادثه ای فجیع حس بویایی اش را از دست بدهد. اگر کائنات تصمیم بگیرد درسی دردناک به ما انسان ها بدهد، که البته این درس هم به هیچ درد زندگی آینده مان نخورد، مثل روز روشن است که ورزشکار باید پایش را از دست بدهد، فیلسوف عقلش، نقاش چشمش، آهنگساز گوشش و آشپز زبانش. درسِ من؟ من آزادی ام را از دست دادم... » از متن کتاب-

... دیدن ادامه »

مرگ حادثه ای غیر قابل انکار است. آدمی دوست دارد زنده بماند. حداقل یادش و یا نامش بر زبان ها باقی بماند، «جز از کل» شرحی بر این ماجراست. داستان پدر و پسری که انگار تارک دنیا شده اندو در دنیای دیگری سیر می کنند. کتابی با این حجم واقعا حوصله می خواهد خواندنش و این دست نویسنده است که داستانش را چگونه جذاب کند. اگر از من بپرسید می گویم تولتز داستانش را جذاب نوشته و پیمان خاکسار از پس ترجمه ی آن به خوبی بر آمده است. داستان با شروعی حیرت انگیز و پایانی زیبا نوشته شده است. درطول داستان به دلیل حجم داستان در بعضی نقاط احساس می کنید که می شد دست از این حاشیه ها کشید. داستان کاملا غیرقابل پیش بینی جلو می رود و این مساله مهمی است. نویسنده در طول متن به پیامهایی اجتماعی و سیاسی چون قانون ها بیمار و فساد های دولتی و قدرت رسانه ها اشاره می کند و در کنار آن از مسأله مهمی به نام مرگ حرف می زند که به نظرم موضوع اصلی این داستان است. اینکه اگر در طول زندگی کار ماندگاری نکردید حداقل یک مرگ ماندگار داشته باشد. کتاب را در داستان تان بگیرید و ببینید مارتین و جسپر چگونه عشق و نفرت، حسادت، اخلاق و جنایت!‌و ... را در زندگی تجربه می کنند. از نکات بارز این کتاب اشاره به رفتارهای انسانی است. این کتاب دفتر خاطرات یا زندگی نامه ی مارتین و جسپر می باشد.

خواندن این کتاب در اوقات فراغت توصیه می شود.

http://mojenarenji.ir/post-218.aspx
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
نوشتن از داستان گود، مسیری که طی می‌کند و حوادثی که در آن به وقوع می‌پیوندد آسان نیست. گودِ افشار نیک به دلم نشست. یک مجموعه‌ی تمام عیار از سال چهلُ دو تا همین چند سال پیش... . داستان شلوغ و کمی گنگ شروع می‌شود امّا با لطافت خاصی به باز کردن معماها و روایت داستان می‌پردازد. در طول داستان از شخصیت‌های تاریخی و مهم هر دوره به خوبی استفاده شده است(حتی اگر اشاره به یک نام خاص باشد). به مهدی افشار نیک نمی توان ایراد چندانی وارد کرد. نوع نگاره ی خط (فونت) در طول داستان بسیاری جاها عوض شده و خواننده را از تغییر فضای داستان و موضوع آگاه می‌کند امّا در بسیاری از بخش ها و مخصوصاً در ابتدای امر این جداسازی صورت نگرفته بود و خودِ من را گیج می‌کرد. اما خطِ داستان مرا بر آن داشت که با دقت داستان را دنبال کنم.

امیدوارم افشار نیک در ادامه‌ی راه، ادبیات معاصر ما را از آثار خوب خالی نگذارد و موفق عمل کند. این کتاب می‌تواند همانند مّنِ اوی امیرخانی بدرخشد.

... دیدن ادامه » - دویدیم. شنبه‌ی بدی شد. شنبه‌ی نحس برای هردومون. اون روز ... از متن کتاب.

روایت، روایتِ مستانه است، مستانه که نه! فرزانه، دختر آمیز محمود؛ داستان دوستی‌ها و اتفاق‌های نوجوانی و جوانی و میان سالی‌اش... داستان یک بازار و یک انقلاب و حوادث قبل و بعد از آن. رشد کردن آدم ها و بالا و پایین شدن منسب ها.

این روایت به دلم نشست و به شدت خواندن آن را در این تابستان گرم توصیه می کنم چرا که «آن روز آفتاب داغ بود... »
http://mojenarenji.ir/post-221.aspx
فرشته حسین پور این را دوست دارد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
این کتاب با استفاده از منطق فازی به شرح موضوع موفقیت نسبی در بازار بورس می‌پردازد. با راهکارهای موجود در این کتاب در پایان مطالعه‌ی آن می‌توانید با اعتماد بیشتری نسبت به قبل وارد بازار سرمایه شوید.
فرشته حسین پور این را خواند
سیدامین قریشی این را دوست دارد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید