دیوار شهر کتاب، دیواری‌است برای گفت‌وگوی علاقمندان به کتاب و کتابخوانی و نوشتن درباره علاقه‌مندی های مشترک
برای نوشتن و فعالیت در دیوار شهر کتاب به سیستم وارد شوید
بِسْمِ اللّٰهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِیمِ

۱. بررسی کتاب از نظر محتوی
۲. ... دیدن ادامه » بررسی کتاب از نظر چاپ

۱)
کتاب «بدون شوهرم هرگز» شامل خاطرات نویسنده‌ی کتاب که یک زن آلمانی با شوهری ایرانی است -و هر دو از مخالفان نظام جمهوری اسلامی هستند- می‌باشد.
مطالب کتاب، ترکیبی از مسائل سیاسی و تاریخی ، برخی مطالب کلیشه‌ای و شعاری، خاطرات نویسنده و برداشت‌های شخصی نویسنده از ایران و مسائل مربوط به آن است که با توجه به بیان برخی حقایق از زبان یک خارجی ، قابل تأمل است.
نویسنده خاطراتش را از زمان آشنایی با شوهرش و سپس ازدواج، سفر به ایران(۱۱سال قبل از انقلاب) و زندگی در ایران، دستگیری شوهرش در حکومت شاهنشاهی و خروج از ایران به دلیل انقلاب و... بیان می‌کند.
در واقع نویسنده به بیان خاطرات خود و شوهرش می‌پردازد که شوهرش ، شخص اول خاطرات و همچنین قهرمان آن است و در کنار آن به بیان سایر مسائل می‌پردازد.
همسر نویسنده (مسعود) در حکومت شاهنشاهی دارای مسئولیتهای متعددی بوده که شامل مدیریت هنرستان فنی کرمان، شهرداری مشهد در دو دوره؛ و به صورت همزمان: سمت بازرسی عالی وزیر، ریاست دانشسرای عالی تربیت معلم متعلق به فرح پهلوی و مسئول فدراسیون هندبال که همزمان شهردار مشهد هم بوده است و در نهایت شهردار یکی از مناطق می‌شود.
نویسنده‌ی کتاب و همسرش از مخالفین نظام جمهوری‌اسلامی و با توجه به متن کتاب از علاقمندان به شاه هستند و از شاه با احترام یاد می‌کند(فصل ۸ و در صفحات ۶۵، ۱۴۸، ۲۹۵و۲۹۶، ۴۰۵، ۴۰۸و...) و شاید به همین دلیل است که قصد تطهیر چهره شاه را در ذهن خوانندگانش دارد و علت مشکلات کشور در زمان شاه را، به گردن اطرافیان شاه می‌اندازد و او را بی‌خبر نشان می‌دهد؛ اگرچه گاهی از این بی‌خبرے و بی‌توجهے شاه انتقاد می‌کند. اما واقعیت این‌است که وقتی فردی کاری را قبول می‌کند تمام مسئولیت آن بر عهده‌ی آن شخص است و انداختن مشکلات به گردن دیگران چیزی را حل نمی‌کند. البته نویسنده یک طنز بی‌مزه را هم در لابلای خاطراتش آورده است و آن این است که به خواننده تلقین می‌کند که این اواخر(یعنی قبل از پیروزی انقلاب) کارها در حال درست شدن بوده است و اگر انقلاب نمی‌شد مسائل کشور با وجود همسرش (مسعود) و افرادی امثال او حل می‌شد؛انگار که همسر ایشان اولین شخصی هستند که در خارج تحصیل کرده و به کشور بازگشته‌اند!....
نویسنده ، انقلاب اسلامی را ماجرای تأسف برانگیز(ص۴۰۳) و آنرا پایان فرهنگ ایران و... می‌داند(۴۰۸) و همچنین از انقلابیون با نفرت(۲۳۸) و تازه رسیده‌ها(۳۸۵) و اهریمنان (۴۳۵) یاد می‌کند؛ انگار خانم نویسنده فراموش کرده که خودش تازه به ایران رسیده و مردم ایران و مذهبی‌ها از چند قرن قبل ساکن و مالک این آب و خاک بوده‌اند و خودشان باید سرنوشت ملک و مملکتشان را مشخص کنند نه خارجی‌های تازه رسیده!

... نویسنده در فصل ۱۳ کتاب (بازی سرنوشت) در تعریف ماجرایی گنگ و نامعلوم ، علت خروج خود و فرزندانش(و بعد شوهرش) را بعد از انقلاب از ایران بیان می‌کند.
جالب در این فصل این است که مسعود(همسر نویسنده) بی هیچ دلیل منطقی، تصمیم به خروج خانواده از ایران می‌گیرد و بر خلاف فصل‌های قبل که نویسنده از او یک قهرمان که در مقابل مشکلات می‌ایستاد، ساخته بود در اینجا بدون مقاومتی تصمیم به خروج از ایران می‌گیرد .... وقتی بعد از مدتی بر می‌گردد دائم دچار توهم دستگیری و در خطر بودن است، در حالیکه راحت از فرودگاه که دارای گیت بازرسی است داخل و راحت هم از کشور خارج می‌شود.
نویسنده در فصل های بعدی هم بیان می‌کند که خودش و فرزندانش، در بعد از انقلاب در دو یا سه نوبت (با تفاوت زمانی) به ایران می‌آیند و هر بار دچار توهم «خطر» هستند؛ اما هر بار بدون خطری وارد کشور شده و خارج می‌شوند اما باز نویسنده از توهم خطرناک بودن سفر به ایران دست برنمی‌دارد.
در فصل های پایانی، نویسنده ژست جهان وطنی به خود می‌گیرد و برای ملت‌های خاورمیانه و افریقا و... آرزوی صلح و آرامش دارد!

*** برخی نکات قابل توجه:

» نویسنده شوهرش را مسلمان معرفی می‌کند اما می‌گوید که شوهرش هرگز از عقایدش حرف نمی‌زند! و جالب اینکه پسرشان را به مهدکودک مسیحی‌ها و مدرسه‌ای با رئیس یهودی و سپس با حساسیت خاصی به دبیرستان یهودیان مے فرستند!و در آخر کتاب ، نویسنده از هدایت خلق‌های بلوک شرق توسط پاپ ژ.پ.دوم و از آرزوی رسیدن خاورمیانه و... به آزادی با انتخاب پاپ ب.شانزدهم حرف می‌زند و از کناره‌گیری او متأسف است اما آقا مسعود مسلمان ما به احتمال زیاد همچنان ساکت است و از عقایدش حرف نمی‌زند!
» معرفی هویدا به عنوان یک خدمتگزار مملکت!
» اشتباه گرفتن عید نوروز به عنوان عید مذهبی در مقابل عید کریسمس (ص۲۶۱)؛ در حالیکه عید نوروز آغاز بهار و رویش زمین است اما عید کریسمس تولد حضرت عیسی علیه‌السلام است.
» ایراد به فرهنگ قربانی کردن و ذبح گوسفند در اسلام
» ایراد به حکومت مسیحیان و مسلمانان در برخورد با مخالفانشان ،بدون اشاره به حکومت یهودیان(اسرائیل)
» و...

۲)
» ناشر در معرفی کتاب بر روی جلد آن از عنوان(... اقامت در شهرهای مختلف ایران) استفاده کرده که با توجه به متن کتاب ، نویسنده ساکن تهران، کرمان و مشهد بوده و شهرهای دیگر را مثل ساری و اصفهان و... به صورت تفریحی ، مسافرت کرده است، که اقامت محسوب نمی‌شود! و از نظر بنده نوعی فریب برای فروش کتاب است.
» علامت ویرگول و نقطه در قسمت های از متن که لازم است وجود ندارد و ویرگول در بعضی جاها اضافی است.
» در یکجا از متن مطلب جابجا شده و در اواخر کتاب هم یکی از سال‌ها اشتباه است.
» علامت سه ستاره در قسمت هایی از متن که به گذشته یا آینده رجوع می‌کند لازم است که رعایت نشده است.
____________________________
چهارشنبه ۱۵ آذر ۱۳۹۶
۲۲:۵۳
* https://telegram.me/habibsohrabi

* https://instagram.com/Habib.sohrabi_bijar
امـیـرحسـین آل عوض این را خواند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
بِسْمِ اللّٰهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِیمِ
این کتاب ۲۲ هزار تومن نمی‌ارزه.
قویترین قسمت کتاب خاطرات ایرانیان قدیمی در شوروی هستش که هم عبرت آموز و هم ناراحت کننده است. البته عاقبت دشمنان خدا و دین خدا هم غیر از این نبوده و نیست و نخواهد بود. به عبارت دیگر ظالمی گرفتار ظلم شده.
قسمت ... دیدن ادامه » هایی از کتاب از نظر بنده گنگ است و فهم برخی مطالب در بار اول کمی سخت است. نویسنده در بعضی پاراگراف‌ها از افرادی اسم می‌برد بدون اینکه آن‌ها را معرفی کند و یا جایگاه آن‌ها را در سازمان بگوید، در واقع کتاب در این پاراگراف‌ها جنبه خصوصی و شخصی و درون سازمانی پیدا می کند.
قسمت هایی از کتاب نظریه و تئوری و تفکرات نویسنده و یا افراد دیگر است و بیشتر به درد افراد همفکر و اعضای سازمان و افراد مطلع می‌خورد و باز جنبه‌ی خصوصی دارد و فقط باعث افزایش صفحات کتاب شده است.
کتاب خط سیر زمانی ندارد یعنی به ترتیب زمان نیست و سخن از هرجا و هر زمان می‌باشدو از این لحاظ که خط سیر زمانی رعایت نشده ، خسته کننده و برای خواننده‌ای که به تاریخ و ماجراهای سیاسی آشنا نیست ، گیج کننده است.
* بهترین کتابی که (تا الان ۲۰آبان۹۶) در مورد زندگی در شوروی و حزب توده خوانده‌ام کتاب جدال زندگی، چاپ شیرازه، نوشته فریدون پیشواپور است.
هم خط سیر زمانی خوبی دارد و هم فضا و محیط را خوب شرح میدهد طوریکه خواننده کاملا با محیط زندگی در شوروی آشنا میشود و از این نظر بسیار قوی است اگرچه کتاب و چاپ آن مقداری غلط دستوری دارد.
حبیب سهرابی
* https://telegram.me/habibsohrabi


* https://instagram.com/Habib.sohrabi_bijar
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
بِسْمِ اللّٰهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِیمِ
این کتاب در مورد خاطرات نویسنده از گروه ۵۳ نفر، حزب توده و فرقه دمکرات آذربایجان هستش. کتابی که رازهای زیادی را فاش می‌کند‌. وابستگی و سرسپردگی حزب توده و فرقه دمکرات به شوروی در این کتاب آشکار می‌شود. نویسنده خود از اعضای ارشد حزب توده و فرقه دمکرات بود و همچنین جزو ۵۳ نفر بوده و واقعا خاطراتش ... دیدن ادامه » خواندیست‌. اگر علاقمند به خواندن خاطرات اعضای حزب توده هستید پیشنهاد می‌کنم اول این کتاب را بخوانید و بعد سایر کتابهای درخصوص حزب توده و فرقه دمکرات و خاطرات اعضای آن را بخوانید.
t.me/habibsohrabi
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
سلامٌ‌علیکم ، خواهشمندم این کتاب را موجود کنید. لازم به ذکر است خاطرات آقای خلخالی دو جلد است. بی‌زحمت جلد دوم را هم موجود کنید. باتشکر
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
به نام خدا
این کتاب شامل خاطرات تعدادی از طرفداران شوروی سابق است، یعنی همان سرسپردگان شوروی که هیچ زبانی را نمی فهمیدند جز اینکه شوروی بهشت است !؛ درست مثل علاقمندان و سرسپردگان فعلی آمریکا و غرب در ایران.
برای اینکه وضعیت فکری این افراد را درک کنید فقط کافی است به این جماعت عاشق آمریکا در زمان خودمان نگاه کنید، آنوقت درک اینکه چرا این جماعت نسبت به شوروی اینقدر ساده ، خوشبین و متعصب بودند برایتان راحت تر می‌شود.
آقای ... دیدن ادامه » فتح‌الله‌زاده در قسمت پایانی کتاب(مصاحبه) دقیقا به این مطلب اشاره می‌کنند و از خوشبینی به غرب و امریکا در زمان خودمان انتقاد می‌کنند.
خوب شوروی که به ملت خودش رحم نمی‌کرد با این همه فدایی و علاقمند خارجی چکار می‌کرد؟ فکر کنم «بهره کشی اقتصادی» بهترین روش بود تا اینکه این افراد را مسلح می‌کرد و برای آزادی ایران می‌فرستاد، به هرحال، مبارزه خرج دارد.
سرگذشت آخر کتاب، غم‌انگیزترین ماجراست چراکه فرد گوینده، سرسپردگی و علاقه‌ای به مهاجرت نداشته و فریب می‌خورد... اما سایر سرگذشت ها شامل این جمله می‌شود «« خود کرده را تدبیر نیست »» و از تعجبات است که بیشتر گویندگان، خود را از همکاری با کا.گ.ب در دوران مهاجرت مبری می‌کنند!
و البته در سرگذشت اول، مظلوم نمایی برای بهاییان جز از چنین افرادی بر نمی‌آید که هم خود را بر باد دادند و هم خانواده خود و دوستانشان را.
https://telegram.me/habibsohrabi
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید