دیوار شهر کتاب، دیواری‌است برای گفت‌وگوی علاقمندان به کتاب و کتابخوانی و نوشتن درباره علاقه‌مندی های مشترک
برای نوشتن و فعالیت در دیوار شهر کتاب به سیستم وارد شوید
این کتاب به نوعی "اطلس ابر" نوجوانان شناخته شده، نظر شخصی من اینه که از نظر ساختاری شباهتهایی وجود داره ولی محتوی خیلی تفاوت های عمیقی دارن.
وقتی کتابی میخونیم، زمانی که صرف اون کتاب کردیم و وقتی که باش گذروندیم، رفاقتی بین خواننده و داستان برقرار میشه به شکلی که خودت رو جزئی از داستان میدونی. در این شرایط با دید بد به کتاب نگاه کردن سخت میشه.
این داستان از منظر یک باستان شناس، خلبان، نقاش، ارواح، خون آشام، یک وایکینگ و یک پادشاه در دورانهای مختلف بیان شده
این ... دیدن ادامه » کتاب در دسته کودک و نوجوان قرار گرفته اما عناصر وحشت مانند قربانی شدن جز موارد کلیدی کتاب هست و هر داستان رمز و رازی در خود دارد
و در نهایت در میابیم که همه داستانها ریشه در فانتزی عشقی دارند و اینکه چگونه شور و شوق چنان عمیق می تواند از مرزهای زمان و مرگ عبور کند.
به دوستانی که علاقه به کتابهای فانتزی و کمی وحشت دارند توصیه میشه، اما شخصا محتوی خاصی توش ندیدم و بیشتر شبیه داستانهای هالیوودیه.
فراموش نکنیم که کتاب زبان انگلیسی 272 صفحه است و این کتاب 288 صفحه احتمالا خیلی خلاصه شده.
حمید رضایی این را خواند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
کتابی بسیار جذاب و دلنشین، با خوندن این کتاب هنر داستان گویی الیف شافاک رو به چشم میبینید. شافاک داستان رو شروع میکنه و شما نمیتونید گوش ندید گاهی اونقدر تکان دهنده و گاهی اونقدر شیرین و گاهی اشک از گوشه چشم جاری میشه و گاهی نیز قلب به شدت میتپه
این استاد داستان گویی حرف های بسیاری رو کاملا غیر مستقیم بیان میکنه که در قسمتی از وجودت میشینه و ماندگار میشه، خوندن این کتاب رو توصیه میکنم البته من با ترجمه دیگری خواندم، توضیح زیر در ویکیپدیا به نظرم خوب بود.
"این کتاب به بررسی معانی واژه‌هایی چون شرافت، ناموس، و غیرت در فرهنگ شرق و پیچیدگی‌های سازگاری مهاجر شرقی با فرهنگ غرب می‌پردازد"این کتاب با سه ترجمه و دو نام (اسکندر)و(مادرم دوبار مرد)منتشر شده.
اینکه ... دیدن ادامه » نام کتاب رو عوض میکنن نمیدونم چه دلیلی داره یه کتاب به این خوبی و با اسم (مادرم دوبار مرد)که به جرات میگم هیچ حسنی که نداشته هیچ، بزرگترین لطمه رو به کتاب زده. نام انگلیسی کتاب "شرافت" خیلی به کتاب نزدیکتره.

- مادارن بعد از مرگ به بهشت نمیروند از خدا اجازه میگیرند تا در کره خاکی مراقب فرزندانشان باشند.
- جهان تا زمانی که میلی به کشف آن نباشد همیشه ثابت است
- مصیبت هیچ گاه سر راه شغال ها ظاهر نمیشود اما اگر کسی بخواهد ادای شغال ها را دربیاورد به راحتی به دردسر میافتد
- روزنامه نگاران واقعیت برایشان مهم نیست همه تلاششان این است که تو را در داستانی که خودشان از پیش تعیین کرده اند قرار دهند
- هر چه در این جهان هست هر چند کوچک و بی ارزش هدف از خلقتش پاسخ به معماهاست .....پاسخ ها معمولا در نزدیکی سوالات قرار میگیرند، تمام مساله در نگاه نهفته است
شهرکتاب آنلاین و آیدا گرامی این را دوست دارند
من بعد از ملت عشق دو کتاب دیگه از خانم شافاک خوندم که اصلا برام جذاب نبود.(شیر سیاه و اینه های شهر)
اما این رو حتما خواهم خوند.
ممنون از توضیحاتتون
۲۵ شهريور
امیدوارم حرفهام خیلی توقع رو از کتاب بالا نبرده باشه، چون وقتی توقع بالا میره ضعف ها هم بزرگ جلوه میکنن
ابتدای کتاب شبیه کتاب صد سال تنهایی با کلی اسم و رسم و عقب جلو شدن ها مواجه میشیم، روش کتاب اینه که اتفاق رو بیان میکنه و بعد به سراغ چگونگی رخدادن ... دیدن ادامه » اتفاق میره، به نوعی مسیر از هدف مهمتره، تقابل فرهنگی که در کتاب به چشم میاد چیزیه که شافاک درکش کرده بنابراین به دل من نشست.
بعد از خوندن نظرتون رو بیان کنید ممنون
۲۵ شهريور
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
از خوندن این کتاب خیلی لذت بردم
تقابل عشق و ازدواج و همینطور حقیقت و دروغ در این کتاب به منصه ظهور رسیده، از خوندن این کتاب لذت می‌برید، سرعت خوب، ضربه های به جا و مباحث روانشناختی که جایی ندیدم صحبتی ازش بشه.

_ ... دیدن ادامه » از کجا بدونم راست میگید؟
_ از بی‌قوارگیش، دروغ ظرافت داره هنرمندانه است، اون چیزی رو بیان میکنه که باید می‌بود، در حالی که حقیقت محدود میشه به چیزی که هست. یک دانشمند و یک کلاهبردار رو با هم مقایسه کنید: فقط کلاهبردار دنبال آرمانشه.
مهنّا صحافی این را دوست دارد
همه آثار اریک امانویل اشمیت بسیار لطیف و زیبا و دارای تم عرفانی هستند.
سوژه های بسیار خاصی رو انتخاب میکنن.
ایشون بیشتر با نمایشنامه هاشون معروفن اما من شخصا داستان هاشونو بیشتر می پسندم.
۱۳ شهريور
خیلی ممنون
دو اثر آخری رو حتما میخونم
۱۵ شهريور
امیدوارم از خوندشون لذت ببرین
۱۵ شهريور
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
نوشتن در خصوص این کتاب سخته و به نوعی بحث برانگیز
کتاب در مورد افراد مختلفی با رویکردهای مختلف و با شخصیت محوری شمس تبریزی که نمادی از مسلمان عاشقه صحبت میکنه، اگر با دید مسلمان منطقی به کتاب نگاه کنیم ، کتابی پر از کفر میبینیم و شمس را ملحد میشناسیم همانطور که اطرافیان مولوی در قونیه و عالمان آن عصر شناختند، بهمین دلیل صحبت در مورد ... دیدن ادامه » این کتاب سخته، توصیه من به خوندن کتاب پله پله تا ملاقات خدا از دکتر زرین کوب قبل از خوندن این کتابه، دکتر زرین کوب خیلی علمی تر و دقیق تر برخورد شمس و مولانا را تفسیر کرده و بهتر به سوال شمس از مولانا که زندگی مولانا رو زیر و رو میکنه میپردازه، اما الیف شافاک کتابی شیرین و دلچسب ارائه داده که به طور ضمنی انسان دور از اسلام رو بطرف اسلام میکشونه و دیدی مثبت از اسلام ارائه میده، که شاید حقیقت باشه من نمیدونم چون اونقدر در عشق خدا هضم نشدم شاید دست و بال همه ما بسته است شاید نمیدونیم شاید هم هزار دلیل داریم.
- خدا هر لحظه در حال کامل کردن ماست چه از درون چه از بیرون هر کدام ما اثر هنری ناتمامی است هر حادثه ای که تجربه میکنیم هر مخاطره ای که پشت سر میگذاریم برای رفع نواقصمان طرح ریزی شده پروردگار به کمبودهایمان جداگانه میپردازد زیرا اثری که انسان نام دارد در پی کمال است.
ناصر یُلمه این را خواند
ساغر سربی ، Mhrnshhh Gh و بیژن امامی‌پور این را دوست دارند
همتنطور که دوست فرهیخته‌مان اشاره کردند، کتاب پله پله تا ملاقات خدا و اصولا کتابهای مرحوم دکتر عبدالحسین زرین کوب کتب بسیار خوبی هستند. کتاب نقد ادبی ایشان نیز خواندنی است. درباره کتاب ملت عشق نظری نیست.
۰۹ شهريور
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
حین خوندن کتاب سوالی پیش میاد که این نمایش نامه تخیلیه یا واقعی، منظورم جملاتیه که انیشتین میگه، یعنی واقعا گفته یا فقط تصورات نویسنده است.
در این کتاب جملات تفکر بر انگیز زیادی به چشمتون میخوره که بعضا توی فضای مجازی به عنوان گفته اینشتین پخش شده و همین برای من سوال شده.
برای صلح جهانی چه باید کرد؟ ... اول احساسات ملی گرایی رو از بین برد،چون این مثلا عشق به خودی منجر به نفرت از سایرین میشه. دوم اینکه باید جوانها رو متقاعد کرد که سربازی نرن، بهتر نیست که از این وقت و پول استفاده کنیم برای تربیت مغزهایی که زندگی براشون محترم و با ارزشه؟ سوم این که باید صنعتی که مخفیانه از ملی گرایی حمایت میکنه ، نابودشه
_ ... دیدن ادامه » اعمال غیر انسانی آن چنان آدم رو برآشفته میکنه که ترجیح میدیم بگیم "اشتباهه"
ولگرد: پس کلیمی بودن چیه؟ یک سرنوشت . به ته فکرتون میچسبه، اخلاقتون رو میسازه ، ذهنتون رو پ میکنه. تا متوجه میشی که کلیمی هستی دیگه کار از کار گذشته.
-ماجراهای عاشقانه خطرناکتر از جنگه، در جنگ یه بار کشته میشین، در عشق چندین بار
چند تا دیگه از جملات رو هم در فرصتی دیگه مینویسم
روژیتا احمدی این را دوست دارد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
به واقع موراکامی داستان گوی فوق العاده ایست
اسم کتاب رغبتی برای خوندنش ایجاد نمیکنه و حتی مقدمه هم پیشتر بهت میگه "ای بابا این هم یه داستان معمولیه"
اما کیه که تو زندگیش اتفاقی افتاده باشه و هیچوقت نفهمه دلیلش چی بوده؟ شاید برای هر کس به نوعی
طرد ... دیدن ادامه » شدن در دوران جوانی سوکورو باعث تغییر احساسات و عواطفش میشه و سوکوروی جدیدی از دل خاکستر سوکورو متولد میشه، کسی که نمیتونه دوست داشته باشه و احساس تعلق کنه.
این احساس تعلق چقدر مهمه؟ آیا یکی از ارکان ازدواجه که سکورو نمیتونه ازدواج کنه؟
و اانسان خودشو چطور میبینه خالی بودن پوچی از کجا میاد؟ چطور میشه رنگارنگ بود شاد بود بی رنگ نبود؟ وقتی نه میشنوی چه اتفاقی میافته و چرا باید بلند شی و دوباره و دوباره بایستی و خرد شدن زیر بار نه شنیدن یعنی چه؟
موراکامی یه داستان ساده تعریف میکنه و اونقدر عمیق و شاید روانشناختی با جوان، پیر و نوجوان حرف میزنه که باورش میکنی به سمتش میری و شاید تغییی درونی احساس کنی.
موراکامی میگه میخوام جوان ژاپنی رو به دنیا نشون بدم از درونیاتش باورهاش حرف بزنم
این جوان ژاپنی از ما دور نیست محیطی متفاوت داره دین متفاوتی داره اما باور انسان بودن و درونیات و احساسات انسان و معصومیتش و مظلومیت جوان در هیچ جا ی دنیا تفاوتی نداره هر کدوم دنیایی داریم برای خودمون شکلش میدیم و رنگش میکنیم دیگرانی رو بهش دعوت میکنیم اونطور که خودمون میفهمیمشون، اجازه میدیم اونها هم رنگ کنند خلق کنند و دنیای درونی ما رو شکل تازه ای بخشند و گاهی هم ویران کنند و برای همیشه در جایی گوشه ای درون ما نظاره گر باشند
Samira Akrami و ناصر یُلمه این را خواندند
مژگان خراسانیان و بیژن امامی‌پور این را دوست دارند
به نظر کارشناسان و اهل فن و حتی مطابقت ترجمه و اصل انگلیسی توسط بنده حقیر، یکی از مهمترین مشکلات چاپ کتب موراکامی در داخل، آن است که نمی‌توان آنها را با رعایت امانت ترجمه و چاپ کرد. در واقع کتب چاپ شده موراکامی (بویژه رمان مشهور جنگل نروژی)، حذفیات بسیار بسیار ... دیدن ادامه » زیاد و بنیادین دارند که این می‌تواند به متن آسیب اساسی برساند.
توصیه آن است که علاقه‌مندان به سبک و کتب موراکامی، آنها را به زبانی غیر از فارسی بخوانند.
۱۳ مرداد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
این کتاب رو سیاسی ترین کتاب ژوزه ساراماگو میدونن، البته خیلی هم سیاسی نیست.
ساراماگو توی این کتاب اعتقاد راسخ به اخبار و رسانه ها رو زیر سوال میبره و تلاشهای دولت رو برای حفظ خودش نشون میده،‌ این تلاشها که چندان هم پاک نیستند در برابر مردمی آگاه قرار میگیره و واکنشهای مردم رو نشون میده، نشون دادن اینکه دولتها مردم آگاه رو دوست ندارند ... دیدن ادامه » و حفظ خودشون رو در کوری مردم میبینند و بجای تغییر درونی به تغییر بیرون اقدام میکنند.
با خوندن حداقل میفهمید کا هر چیزی رو باور نکنید و اگر باور کردید گسترش ندید، کور نباشیم و دید باز ببینیم.
اگر کتاب کوری رو نخوندید و قصد خوندن این کتاب رو دارید باید بگم برای اصلاح یک جامعه ابتدا باید از خودمان شروع کنیم، باید کوری رو بشناسیم و دردش رو بفهیم و درک کنیم چقدر کور هستیم و بعد به سراغ جامعه بریم و ببینیم چند درصد دچار کوری اجتماعی هستیم و چه باید کرد. برعکس این جریان هیچوقت اتفاق نمیافته
روژیتا احمدی این را دوست دارد
به نظر من بینایی اصلا یارای رقابت با کوری رو نداره و اگه جسارت به اقای ساراماگو نباشه فقط خواسته یه کتاب بنویسه که با یدک کشیدن پیشینه کوری پرفروش بشه.
۰۹ مرداد
تا حدودی موافقم کتاب کوری یه چیز دیگه است خیلی ملموس و دلهره آور و مهمتر از همه اینکه به راحتی خودتو جای یکی از قهرمانهای داستان میذاری و باش زندگی میکنی اما بینایی یه کتاب متفاوته خوندنش خیلی جذب کننده نیست به دولتها تلنگر میزنه و دغدغه اجتماعی خودشو ... دیدن ادامه » برای بیداری جامعه ش نشون میده مدام میگه گول نخورید متحد بشید و هیچ کار عجیبی نکنید.
۱۰ مرداد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
در کوتاهترین جمله میتونم بگم: پنج داستان نفس گیر در این کتاب جمع آوری شده.
داستانهایی که هر کدوم به بخشی از روح انسان تلنگر میزنه و در عین حال که نمی‌تونید کتاب رو زمین بذارید گذر زمان رو هم فراموش می‌کنید.
چند تا از جملات کتاب
- ... دیدن ادامه » این کاریه که همه ی ما میکنیم همیشه لفتش میدیم همیشه عوض خط مستقیم از یه مسیر طولانی دور میزنیم
- با گذر زمان، انگار حافظه، به شکلی اجتناب ناپذیر خاطرات را از نو می‌آفریند.
- موسیقی چنان قدرتی در زنده کردن خاطره ها دارد و گاهی با چنان شدتی خاطره ها را زنده میکند که آدم را می‌آزارند.
- خواب از اون چیزاییه که میشه قرض داد و قرض گرفت

داستانهای کتاب شامل شهر گربه ها و شهرزاد و کینو و سامسای عاشق و دیروز هستند که بعضا به عنوان کتابی مجزا هم چاپ شده اند
بیژن امامی‌پور این را خواند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
کتابی زیبا و شیرین و روان و لذتبخش شاید بهترین برای فرار از خستگی .
یه دوستی میگفت بهترین برنامه ای که تلویزیون داره برنامه کودکه دلایلش اینا بود برنامه ای بدون استرس و نگرانی و با نمک، میگفت با برنامه کودک میتونی زمانی هر چند کوتاه ساده باشی و ساده فکر کنی، مینونی به خودت آرامش بدی لحظه ای بری به افکار کودک بودن و با آرامش و انرژی مضاعف ... دیدن ادامه » برگردی
این کتاب برای خواندن در این روزمره گی توصیه میشه
پریسا پسندیده این را خواند
شهرکتاب آنلاین این را دوست دارد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
دنبال مفهوم گشتن تو این کتاب کار اشتباهیه
نویسندهً این کتاب رو به عنوان یکی از بهترین نویسندگان ادبیات عامه پسند عنوان میکنن، عامه پسند نه به معنای اینکه اقشار مختلف رو راضی کنه بلکه به این معنی که هر کس داستان رو بخونه درکش میکنه.
به نظرم این کتاب نوجوان پسنده و همچنین برای کسانی که دوست دارن با کتاب صرفا وقت بگذرونن بسیار مناسبه یه روایت رو پیش میگیره و داستان وار و بدور از هر گونه پیچیدگی جلو میره و تموم میشه
دو ... دیدن ادامه » تا از تنها جمله هایی که توجه مو جلب کرد
- زندگی واقعی هم همینطوره، کسایی که هیچی نمیدونن برای اونهایی که خیلی میدونن تصمیم گیری میکنن.
- آدمهای ساکت اطلاعات میگیرند و آدم های ابله که دهان باز میکنند خودشان را لو میدهند.
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
اکثر داستانها در عین سادگی مفاهیم بزرگی رو انتقال میدن و مخاطب رو با دنیای که ما در ایران کمتر ازشون باخبریم آشنا میکنه
نکته دیگر تنوع مکانی نویسنده هاست، بطوریکه با نویسنده گان مطرحی از کشورهای مختلف با سبک و سیاق متفاوت اندکی زمان گذروندن میتونه شیرین باشه.
و در آخر، بعضی داستانها آنقدر غنی هستند که براحتی میتونن شالوده یک فیلمنامه ... دیدن ادامه » باشن
روژیتا احمدی و یوسف نیک نژاد این را خواندند
مژگان خراسانیان این را دوست دارد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
به نظرم نویسنده در این رمان سعی کرده تجربه بسیار موفق "پیرمرد صد ساله ای که از پنجره فرار کرد و ناپدید شد" رو تکرار کنه ، اما اصلا موفق نبوده ، اوایل داستان جذاب شروع میشه و به اواسط که میرسی دچار تکرار میشه در حدی که دو فصل از کتاب تقریبا مشابه هم اند ، کسانی که قصد خوندن این کتاب رو دارند بهتره پیرمرد صد ساله .. رو بخونن . البته این ... دیدن ادامه » کتاب برای نوجوانان عالیه.
من متاسفانه کتاب پیرمرد رو پیدا نکردم و این کتابو خوندم. طنز بسیار گزنده سیاسی داره که جالب توجهه
۲۶ ارديبهشت
اگر از این کتاب خوشتون اومده حتما پیرمرد صد ساله رو بخونین در اون کتاب شخصیت اصلی از کشورهای متعددی از جمله ایران عبور میکنه و مسائل سیاسی اون زمانه رو با طنز بیان میکنه و اونقدر اتفاق توی این کتاب هست که حوصله سربر نیست. و توصیه دیگه اینکه فیلمشو نبینید ... دیدن ادامه » چرا که نیمی از اتفاقات حذف شده و تقریبا سرگیجه آوره و فیلم خوش ساختی نیست
من کتاب رو با ترجمه فرزانه طاهری خوندم و لذت بردم
اخیرا کتاب دیگری از یوناسون چاپ شده به نام قاتلی که در آرزوی بهشت بود که به مسائل کلیسا پرداخته
۲۶ ارديبهشت
از راهنماییتون سپاسگزارم. حتما هر دو کتابو می خونم.
۲۶ ارديبهشت
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
کسانی معتقدند که مسئله این نیست که تعداد افراد بیشتری را بدنیا بیاوریم، بلکه باید کاری کنیم که تا حد امکان آنهایی که قبلا بدنیا آمده اند کمتر بدبخت باشند.

این کتاب که در دستان شما قرار میگیرد شما مواجه میشوید با بسیار بسیار جملات زیبا و تاثیر گذار جملاتی که برای هریک باید وقت گذاشت درستی اش را سنجید باورش کرد یا بدورش انداخت، فالاچی ... دیدن ادامه » در این کتاب سوالات فراوان میکند و پاسخ فراوان میدهد و قیاس میکند و افراد را به دادگاه میکشاند و قضاوت میکند.
این کتاب بدرد افراد متحجر نمیخورد، خواندن این کتاب در دل آشوب بپا میکند، باید خود را نقد کنید و دوباره بازسازی اش کنید.
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
هیچ وقت نتوانستم به نمایش این مردهایی که بدون اینکه تو را ببینند، نگاهت میکنند، عادت کنم.

خیابان مثل جنگل است . برای ضعیف ها ، بزدل ها و ترسوها فردایی وجود ندارد . اگر مقاومت نکنی و نشان ندهی که آماده ی کتک کاری هستی ، تازه کارها برای کوبیدنت و کش رفتن پس اندازت شک نمیکنند. آن زمان برای ناله کردن خیلی دیر است.

من ... دیدن ادامه » یک گدای حرفه ای هستم . بلاخره این هم شغلی مثل بقیه کارها نیست؟ این حقیقتی است که گاهی سخت تر از بعضی شاغل است. ولی با مردم سر و کار داریم، دوست پیدا میکنیم ،در این شغل میتوانیم ملاقات های دلچسبی داشته باشیم. در یک دفتر کار زندانی نیستیم و زمان مان دست خودمان است.

هیچ وقت جلوی کلیسا گدایی نکردم روش من نیست آدم معتقدی هستم ولی خب ، مرتب کلیسا نمیروم.

من موقع انتخابات رای میدهم و کمی هم به روزنامه های سیاسی علاقه مندم.

گدایی وقتی همه چیز خوب باشد با روزی ده تا سیزده ساعت کار کردن به علاوه ی یک شنبه ها ، تقریبا ماهی هزار یورو برایم درآمد دارد .... موقع سال نو درآمد روزانه ام به سیصد یورو هم میرسد.

خیابان دیگر مثل قبل نیست، همه چیز هیجان زده و عصبی و آشفته است. به آدمهایی برمیخورید که تلفن بدست یا به گوش، دیگر ما را نمیبینند. ما را نادیده میگیرند نه به خاطر اینکه نمیخواهند نگاهمان کنند، چون در دنیای دیگری هستند.
سیدمحمدحسین طباطبایی بالا این را خواند
فرشته حسین پور این را دوست دارد
احساسم این بود که این جملات گویاتر از نظرات بنده خواهد بود، برداشتم این بود که واقعا گدایی شغل سختی است همت بلند میخواهد و روحیه بالا
این کتاب از دنیای دیگری است شاید شنیدنش خالی از لطف نباشد
۰۶ ارديبهشت
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
کتابی است که با شروعش دلتون نمیخواد کتاب رو زمین بذارید، با کتاب اشک میریزید و لبخند میزنید و قهقهه سر میدهید و هر که ازتون پرسید چه خبرته؟ جوری که انگار یه امر کاملا طبیعی رو دارید توضیح میدین بگین که: دارم کتاب مردی به نام اوه رو میخونم.

و اینکه یکی از شخصیتهای رمان ایرانی باشه و برای خواننده ایرانی باور پذیر، مهمترین دلیلش میتونه ... دیدن ادامه » این باشه که همسر فردریک بکمن ایرانیه،
در مقایسه کوتاهی که بین این ترجمه و ترجمه آقای تهرانی انجام دادم به نظرم ترجمه خانم تیمورازف صمیمی تر و دلنشین تر بود
ممنون. واقعا خوشحالم که هم کتاب را پسندیدید و هم ترجمه ام را...
۰۷ ارديبهشت
درسته که هر کتاب دنیایی رو ساخته اما برای من هر کتاب شخصیتی داره
مسلما هر خواننده ای طالب اینه که این شخصیت رو هر چه نزدیکتر به واقعیت بشناسه با همه زوایا و ترجمه ذاتا خواننده رو از این خواسته دور میکنه و این همون فاصله ایه که به کار یک مترجم ارزش میده.

وقتی ... دیدن ادامه » اوه وارد مغازه میشه و جعبه آی پد رو دستش میگیره و میگه "ببینم این یکی از همون اوپد هاست " در صفحه اول کتاب به من خواننده یک شمای کلی با کلی اطلاعات درباره شخصیت اوه میده اگه مترجم این اشتباه اوه رو اصلاح کنه تموم اطلاعاتی رو که قرار بوده من بفهمم از دست میره

من خواننده از مترجم انتظار ندارم یک اثر هنری خلق کنه، انتظار دارم یک اثر هنری رو به من نشون بده
زیاده گویی کردم، باشد به حساب علاقه ام به ترجمه.
۱۰ ارديبهشت
ضمن احترام به نظر شما من فکر میکنم مترجم واقعا باید هنرمند باشه تا بتونه یک فرهنگ بیگانه رو انقدر جذاب و پر کشش به خواننده ارایه کنه
۱۱ ارديبهشت
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
"یک روز صبح بیدار میشوید و میبینید روزهای رفته تان بیشتر از روزهای پیش رویتان است و نمیدانید چطور به اینجا رسیده اید."
سوال مهم کتاب اینه که برای چه کسی زندگی میکنید؟
بریت ماری مثل تمام شخصیتهای فردریک بکمن بسیار دوست داشتنی و شفاف و باور پذیره همین دلایل کافیه که همیشه از خودتون بپرسید راستی بریت ماری الان کجاست و داره چی کار ... دیدن ادامه » میکنه؟
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام
پیشنهاد میکنم بخشی به عنوان تازه های نشر در وب سایتتون قرار بدین
سیدمحمدحسین طباطبایی بالا این را خواند
حسین آقازاده این را دوست دارد
پیشنهاد بسیار خوبی است
۰۳ اسفند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
زندگی قدم زدن در دشت و دمن نیست.روح میتوانست به یکی از این سه راه نابود شود:
باکاری که بقیه با تو می کردند
با کاری که بقیه باعث میشدند با خودت بکنی
و ... دیدن ادامه » با کاری که به میل شخصی با خودت میکردی . یکی از این سه تا کافی بود ، هر چند اگر هر سه همراه هم بودند نتیجه اش مقاومت ناپذیر بود.

این کتاب کتاب ساده ای نیست، نیاز به تفکر و تصویر سازی ها و تحلیل های زیاد داره، وقتی شروع به خوندن کتاب میکنید اگر با قلم جولین بارنز نا آشنا باشید، شاید کمی گیج شوید و از خوندن کتاب دل زده شوید به مرور موقعیت رو درک میکنید و زبان نویسنده رو میشناسید اونموقعه از خوندن لذت میبرید،
چیزی که از خوندن کتاب نصیبتون میشه : درک واقعی خفقان روسیه و زندگی مردمش ، شناخت یک زندگی و افکار یک انسان ، احساس نزدیکی با موقعیت ها، تجربه گرفتن ،
وقتی کتاب 1984 جورج اورول رو میخونی همه اش این تو ذهنت میچرخه که نویسنده عجب قدرت تفکری داشته و چه پیش بینی هایی و ... در این کتاب دنیایی را میبینید که شاید اورول بر اساس آن دنیا 1984 را نوشت.
محمد علیمردانیان این را خواند
شهاب فخار و عادل خالدی کلهر این را دوست دارند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
این کتاب طوفانیست که پس از خوندنش دیگه اون آدم سابق نیستید.
سه سال از زمانی که کتاب رو خوندم میگذره و هنوز به محض شنیدن نام کتاب یا هر یک از شخصیتها ، موجی از احساسات درونم رو پر میکنه.
کتاب رو که شروع میکنید دلهره ای تو وجودتون شکل میگیره و داستان شروع به باز شدن میکنه و هر لحظه مرموز تر شدن و در عین حال همگرایی شخصیتهای داستان ، نوعی ترس در وجود خواننده شکل گرفته که احساس میکنه با خوندن تمام کتاب و فهمیدن ماجرا ازش رها میشه ، پس زمین گذاشتن کتاب سخت میشه. مشکل اصلی زمانی آغاز میشه که کتاب خونده شده و به بعضی سوالات جواب داده شده اما شما با حجم عظیمی سوال بی پاسخ روبرو میشید و احساس میکنید جوابی براش ندارید، مدام صفحات آخر رو میخونید که بفهمید چی شد، واقعا چه اتفاقی افتاد؟
موراکامی ... دیدن ادامه » در جواب این سوال میگه : این کتابیست که باید بارها خونده بشه. و از این جمله بر میاد که پاسخ تمام سوالات درون کتاب نهفته است و قبل از اینکه شما به پایان کتاب برسید به سوالات پاسخ داده شده.
بعد از خوندن کتاب حتما نقد های مختلف در خصوص کتاب رو بخونید بسیار در فهم داستان کمک میکنه.
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
رمان کوری رو که شروع میکنی، اولین سوال در ذهنت شکل میگیره، چرا کور شدند؟ و بعد به دنبال دلیل کوری هر یک از شخصیتها هستی ، سوال بزرگ دوم اینه که چرا زن دکتر کور نشد؟ و رفتارهای زن دکتر رو بررسی میکنی، مهمترین سوال و آخرین سوال اینه که آیا من کورم؟
نمیدونم شما چه جوابی خواهید داد.
این کتاب اگر باعث نشه به خودتون فکر کنید و به رفتارهاتون و باورهاتون، حداقل باعث میشه یه رمان هولناک با تصویر سازیهای اعجاز گونه از برابر چشمهاتون عبور کنه

بخش ... دیدن ادامه » کوتاهی از سخنان ژوزه ساراماگو در خصوص این کتاب که در مراسم دریافت جایزه نوبل ادبیات بیان شده:
من شاگرد و کارآموز شخصیتهای رمانم هستم. شاگرد فکر کرد، ما کور هستیم و نشست نوشت، کوری را ، تا به آخر. تا به آنها که میخوانند یادآوری کندکه وقتی زندگی را تحقیر میکنیم فرد را از بین میبریم، که کرامت انسانی را قدرتهای بزرگ هر روز لگد مال میکنند و دروغ جهانی جای حقیقت جمعی را میگیرد و انسان عزت خود را پاس نمیدارد و احترام و تکریم هم نوع را از یاد میبرد. آنگاه شاگرد گویی به احضار ارواح و شیاطین حاصل از کوری فرد مشغول می شود و به روایت ساده ترین داستان می پردازد.

کوری را بخوانیم شاید به بینایی بیاندیشیم.
ترجمه استاد امرایی ترجمه بسیار روان و خوبیست ، با در نظر گرفتن نوع نثر خاص ساراماگو ترجمه خوب تاثیر بسزایی در درک بهتر داستان داره.
میم امیری و ایرج پوراردشیر این را خواندند
حسین دهقان و مژگان خراسانیان این را دوست دارند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
جایزه نوبل ادبیات به یک کتاب داده نمیشه و به نویسنده به خاطر مجموعه آثارش تا اون زمان اهدا میشه
و اینکه روی کتاب نوشته شده برنده جایزه نوبل 1998 ، احتمالا منظورشون ژوزه ساراماگو بوده و نه این کتاب خاص

علاقه ... دیدن ادامه » مندان میتونن روش دریافت جایزه نوبل رو جستجو کنن
محمد علی بیک و فاطمه حبیبی این را خواندند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
جملات آغازین کتاب
«آقای معیری آدم محترم و البته پیری بود. به شدت پیر! از آن دسته آدم­‌هایی بود که انگار زندگی مدت­‌هاست با آن­ها رودربایستی دارد و ایضا انگار هیچ­کس حتی ملک­‌الموت هم رویش نمی­‌شود به آن­ها بگوید موعد زندگی‌کردن شما تمام شده، لطفا تشریف ببرید آن دنیا! آقای معیری در طول زندگی به دو چیز علاقه داشت؛ یکی پیاده‌روی و ... دیدن ادامه » دیگری دکتر مصدق. بزرگ‌ترین سوالش هم حتا بیش و پیش از بودن یا نبودن، این بود که مردم همیشه در صحنه (احتمالا مردم آن زمان لقب دیگری داشته‌اند، ما همین از دست‌مان برمی‌آمد!) چرا طی چهل و هشت ساعت از زنده‌باد مصدق به جاویدشاه تغییر موضع داده بودند. اساسا با تمام کسانی که یا در کودتای ۲۸ مرداد نقش داشتند یا آن را تبریک گفتند یا از رخ‌دادنش شادمان بودند، میانه‌ی خوبی نداشت و ازشان خوشش هم نمی‌آمد. از شعبان بی‌مخ گرفته تا زاهدی و تا یکی دو نفر دیگر که آوردن اسم‌شان هم اعطای مجوز به این کتاب را با خطر روبه‌رو می‌کند هم... همان اعطای مجوز را با خطر روبه‌رو می‌سازد.»
سید محمدرضا مهدوی این را خواند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
نقد خوبی از خانم ترانه جوانبخت .
رمان شازده احتجاب نوشته هوشنگ گلشیری یک رمان غیر خطی ست که نویسنده در آن به شرح وقایع آخریندوران قاجاریه می پردازد. ا ین رمان از این جهت غیر خطی ست که زمان گذشته بعد از زمان حال در داستانروایت می شود.

شخصیت ... دیدن ادامه » های مهم رمان عبارت ند از: شازده احتجاب همسرش فخرالنساء مستخدمش فخری شازده بزرگپدربزرگ شازده احتجاب پدر و مادر شازده احتجاب مراد پیشکارسابق شازده و همسرش حسنی. شخصیت اصلیرمان یعنی شازده احتجاب مبتلا به بیماری سل است. او مردی با ذهنیتی سنتی ست که از اداره کردن عماراتارث اجدادی اش سرباز زده و اموالش را صرف قمار می کند.

داستان چند روایت کننده دارد: یک روایت کننده گلشیری به عنوان نویسنده داستان است. دیگری شازده احتجاب وسومی فخری. بخش های مختلف داستان از زبان این راویان نقل می شود.

زندگی شازده احتجاب با همسر و مستخدمش یک زندگی تکراری و بدون تغییر است. همسرش فخرالنساء دائم درخانه می ماند. این انزوا که برخلاف میل باطنی اوست و از طرف شازده احتجاب به او تحمیل شده باعث می شودکه شازده احتجاب بتواند مردسالاری را در خانه حاکم کند.

شازده احتجاب در آخر ین شب زندگی اش خاطرات خانوادگی خود را به یاد می آورد و نویسنده در بطن این خاطرات به شرح خون ریزی و ستم اجداد شازده می پردازد. در این بخش از داستان گلشیری روایت می کند که پدربزرگ شازده احتجاب چگونه با ریختن خون رعیت های معترض آنها را سرکوب کرده است. از آن جایی که شازده از اداره کردن عمارات اجدادی اش سرباز زده مورد خشم پدربزرگ و سرزنش دیگر اعضای فامیل است و آنها وی را موجب سرافکندگی خاندان خود می دانند.

فخری مستخدم شازده تنها کسی ست که در آخر داستان با اوست و شاهد مرگ فخرالنساء همسر شازده نیز هست. شخصیت فخری یک شخصیت تقسیم شده است زیرا از زمان مرگ فخرالنساء به بعد شازده همسرش را در فخری جستجو می کند و وی را واردار می کند که شبیه فخرالنساء ظاهرش را بیاراید. اگرچه فخری با تکرار این جمله که "من فخری هستم نه فخرالنساء" به شازده اعتراض می کند اما این اعتراض فایده ای ندارد و تا آخر داستان این تقسیم شخصیت ادامه می یابد و وی ناچار است با این توهم شازده کنار بیاید.

شازده احتجاب چندان به همسرش فخرالنساء وابستگی روحی ندارد به طوری که برای نشنیدن صدای سرفه های مکرر فخرالنساء از مستخدمش فخری می خواهد که با صدای بلند بخندد. در آن قسمت از رمان که شازده در جریان مرگ فخرالنساء قرار می گیرد می بینیم که وی چندان از این حادثه متاثر نمی شود. او با جایگزین کردن فخری به جای فخرالنساء خیلی زود به مرگ همسرش عادت می کند.

دو مفهوم که در رمان شازده احتجاب جالب است یکی مفهوم خیانت و دیگری مفهوم قربانی ست. در قسمت های مختلف این رمان می بینیم که خیانت به دیگران به تدریج به صورت خیانت به خود در می آید. شازده نه تنها به زن خود خیانت می کند و او را در خانه اسیر زندگی روزمره می کند و مستخدمش را جای زنش می گذارد بلکه به اجداد خود نیز به دلیل لابالی بودن و عدم احساس مسئولیت نسبت به به اداره کردن املک اجدادی اش خیانت می کند. او حتی به خودش هم خیانت می کند و عمر خود را در پوچی می گذراند.

مفهوم قربانی نیز در این رمان قابل بحث است. اصل قربانی کیست و اگر بیش از یک نفر است چه کسانی هستند؟ اولین قربانی که از دیگران نقشش پررنگ تر است فخرالنساء زن شازده است. دومین قربانی فخری مستخدم اوست که جسما توسط وی استثمار شده و در عین حال باید نقش زنش را در ذهن این مرد لابالی برای وی بازی کند. سومین قربانی خانواده پدری شازده است که عمرشان با او تلف شده اما قربانی اصلی به نظر من خود شازده است چون حتی از مفهوم اصلی زندگی که تنوع و تکاپویی ست گریزان است و روزمرگی و پوسیدگی روح را تجربه می کند و حتی تفریح با زنان روح او را نمی تواند از روزمرگی که دچارش شده نجات دهد.

زبان شخصیت ها در این رمان با یکدیگر فرق دارد: زبان فخرالنساء طنز است ولی شازده احتجاب از زبان تحکم استفاده می کند و سعی دارد با این زبان هر دو زن را تحت رای و نظر خود قرار دهد.

مراد پیشکار سابق شازده دائم به او خبر مرگ نزدیکانش را می دهد و در پایان داستان خبر مرگ خود شازده را برایش می آورد. در این قسمت از داستان راوی خود گلشیری ست و داستان پس از تعریف شدن از زبان شازده و فخری دوباره از زبان خود نویسنده نقل می شود.

مورد جالب دیگری که در این رمان قابل بحث است تعبیری ست که از بخش پایانی رمان می توان داشت. چرا گلشیری از مرگ افراد مختلفی در این رمان نوشته که توسط پیشکار شازده خبر مرگشان به شازده داده می شود؟ و چرا خبر آخر خبر مرگ خود شازده است؟ به نظر من می توان از دو جنبه به این قضیه نگاه کرد. اول تکرار و یکنواختی در زندگی این مرد باعث بی تفاوتی اش نسبت به زندگی خودش و دیگران شده به گونه ای که حتی خبر مرگ اطرافیان تغییری در روند زندگی اش نمی دهد. اما مورد دیگر که می توان در عمق این روزمرگی دید این است که مرگ شازده تعبیرش همان مرگ درونی اوست. چطور ممکن است یک پیشکار بتواند مرگ شازده را پیش گویی کند؟ تعبیر من از بخش پایانی داستان گلشیری این است که نویسنده می خواهد مرگ درونی شازده را از سوی زیردست وی به او یادآوری کند و صرفا مرگ جسمانی شازده مورد نظر گلشیری نبوده است.

در این داستان پلی فونی یا چند صدایی وجود ندارد. تصویر هیچ یک از شخصیت های داستان در افراد مختلف پراکنده نمی شود و ساختارشکنی نیز در متن داستان دیده نمی شود. بنابراین این داستان یک داستان مدرن است که گلشیری در آن با زبان مدرن به حکایت زندگی سنتی آخرین دوران قاجار پرداخته است.
مهدی نیازی این را خواند
بیژن امامی‌پور این را دوست دارد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
وقتی شروع به خوندن کتاب کنید نمیتونید اونو زمین بذارید، اما خواهشا این کتاب رو کم کم بخونید، دوستی میگفت چای رو نباید هورت کشید باید مزمزه کرد و خورد. دنیای مارتین دین از ما جدا نیست، تفکراتش حرفهاش و احساساتش همونهاییه که در وجودمون گاهی شعله ور میشه اما توان بیان کردنشون رو نداریم، با خوندن این کتاب مارتین دین ذهن شما خودشو نشون میده ... دیدن ادامه » و میتونید سالها باهاش زندگی کنید، مارتین دینی که همیشه وجود داشته اما شما از اون بیخبر بودید، بنظرم بزرگترین معجزه این کتاب همینه و اعجاز دیگرش اینه که بعد از خوندنش دیگه نمیتونید براحتی کتابی برای خوندن پیدا کنید، و اونوقت تنها منتظر ریگ بیابان (اثر بعدی استیو تولتز که جناب خاکسار قول دادن ترجمه اش تا چند ماه آینده تموم میشه)خواهید بود.
این کتاب رو هرگز از دست ندین چرا که همه چیز داره
حسین دهقان این را خواند
امید امینی و هومن احمدزاده این را دوست دارند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
ایگنیشس (اتحادیه ابلهان) و مارتین دین(جز از کل) دو شخصیتی که در زندگی فراموش شدنی نیستند فوق العاده اند
شاید دنیاهای متفاوتی دارن ، اما برای لحظه ای فکر کنید این دو نفر با هم راجع به دنیا بحث کنن، دیواننه کننده اس
ایندو کتاب رو هرگز از دست ندید.
سعید علی پور این را خواند
فریبا مروتی ، parisa zendebudi ، سهیل میراحمد و لیلا جعفری این را دوست دارند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
اگر کمی صبور هستید ، این کتاب برای شما عالیست
فصل دوم کتاب که بخش اعضم کتاب رو به خودش اختصاص داده سیر کندی داره و با حرفهای تکراری شاید خسته کننده هم باشه اما همین فصل اعجاز داستانه بطوریکه اگر این فصل رو از کتاب حذف کنید با یه داستان سطحی مواجه میشید اما در این فصل شخصیت اصلی داستان همونطور که هست آرام آرام برای خواننده خلق میشه و زمانی ... دیدن ادامه » که خواننده زوایای مختلفش رو شناخت اونوقت جنایت خودشو نشون میده
پیشنهادم به خوانندگان این اثر اینه که فیلمش رو نبینید، البته اگر در درون کسی احساسی که آتش ایجاد میکنه و دکمه delete یکی باشه، احتمالا از دیدن فیلم لذت خواهد برد
شیدا بخشی این را خواند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
این کتاب جز دسته ای از کتابهاست که بعد از خوندن رهاتون نمیکنه و مدام تصاویری از کتاب تو ذهنتون روشن و خاموش میشه
کتاب بسیار تاثیر گذاری است و مطمئنا پس از خواندن نگاهتون به اتباع افغانی تغییر خواهد کرد
موضوع کتاب واقعا تکان دهنده است، نه اینکه ندانیم بلکه دوست نداریم باور کنیم . برای افغانها اتفاق افتاد شاید روزی گریبانگیر ما هم شود
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
کتاب قصه شکست ها و موفقیتها و تلاشها و بی احترامیهایی ست که قهرمان داستان با اون مواجه میشه ، قصه تلاشهایی که بتونه خودشو از محیطی که توش زندگی میکنه بیرون بکشه و باعث بشه به دیده احترام بهش نگاه کنن
کتاب شیرین و جذابیست
لحن کتاب صمیمی و دلنشین است و شما رو به خود نزدیک میکند، بطوریکه در آخر کتاب دلتنگ جونیور خواهید بود
به کسانی که ... دیدن ادامه » کمتر کتاب میخونن و نوجوانان بیشتر توصیه میشه
سپیده شوهانی این را دوست دارد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
با اینکه مدتها منتظر این کتاب بودم و اشتیاقم بدلیل ترجمه استاد خاکسار و نویسنده برجسته بود .

اما با دیدن کتاب و چاپ به شدت بدی که از این اثر شده بود ترجیح دادم منتظر بشم شاید در چاپهای آتی نشر چشمه به خودش بیاد و این بلا رو سر کتابها نیاره

کاغذی ... دیدن ادامه » بسیار نازک در حدی که نوشته پشت برگه از روی برگه قابل خواندن بود و این به این معنی است که خواندنش برای من حتما با سر درد همراه خواهد بود
سهیل میراحمد و مهنّا حسین زاده این را خواندند
آرمان حیدری ارجلو این را دوست دارد
خیلی هم چاپ بدی نیست
در ضمن در نظر بگیرید که قیمت کتاب در این نوع چاپ پایین میاد و این به نفع خواننده است و در ضمن به علت مصرف کمتر کاغذ برای محیط زیست هم سودمند است
۱۳ مرداد ۱۳۹۵
سلام
قیمت کتابهای هر نشر را با خود آن نشر میشه سنجید و نه با نشر دیگه
۱۶ مرداد ۱۳۹۵
موافقم باهاتون.کیفیت کاغذ جالب نیست. البته من خریدم!
۱۰ بهمن
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
کتابی فوق العاده و عجیب و چند بعدی و چند لایه
در خصوص این کتاب نقد و بررسی دکتر روزبه در انجمن ادبی دانوش بسیار شنیدنی است
این نقد رو میتونید از لینک زیر دانلود کنید
http://www.adanoosh.ir/news.php?id=22

به ... دیدن ادامه » جرات میگم وقتی میخوندم باورم نمیشد رمانی ایرانی دارم میخونم

جلمه آخر کتاب
کدامیک از ما آیدینی پیش رو نداشته است، روح هنرمندی که به کسوت دیوانه اش درآورده ایم و به قتلگاهش برده ایم و با این همه او را جسته ایم و تنها و تنها در ذهن او زنده مانده ایم . کدام یک از ما ؟؟

خوندن این کتاب بیفایده و فقط برای سرگرمی نیست، کتابیست عمیق که بعد از خوندنش به خیلی مسائل زندگیتون فکر خواهید کرد.
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
صفحه 1 از 2