:  ثالث
:  ۸۳۵
دیوار این ناشر | کل دیوار
دیوار شهر کتاب، دیواری‌است برای گفت‌وگوی علاقمندان به کتاب و کتابخوانی و نوشتن درباره علاقه‌مندی های مشترک
برای نوشتن و فعالیت در دیوار شهر کتاب به سیستم وارد شوید
‌در زندگی لحظه‌هایی هستند که یک لحظه نیستند، یک عمرند. لحظه‌هایی که سنگینی صبوری عمری را با خود همراه دارند. لحظه‌هایی که نمی‌توانی وزنشان کنی، اندازه‌شان کنی، حتی تماشایشان کنی. وقتی می‌فهمی که آمده‌اند چنان بهتی بر جای گذارده‌اند کمرشکن.
۲۷ ارديبهشت
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
بن برگشت به طرف خانه ریتا.توی راه به مهربانی فکرکرد؛چطور بود که بعضی ها او را می دیدند_می توانست این طور بگوید_واقعا او را می دیدند،ولی یکه نمیخوردند؛انگار که او را از خودشان میدانستند_او اینطور حس میکرد.ریتا چی؟بله او مهربان بود،برایش دل می سوزاند.ولی جانستن نه.او دشمن بود.با این حال بن درجیبش گذرنامه ای داشت ،با نام وهویت خودش.بن لاوت ... دیدن ادامه » بود،تبعه بریتانای کبیر که تا به حال برایش فقط کلمه ای بود،نه صدایی،نه نامی واقعی.
۱۴ ارديبهشت
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
معرفی بیشتر لطفا
۱۰ ارديبهشت
حتماً کتاب تنها راه رسیدن به تکامل و سعادت ابدی و چشیدن لذات واقعی را حتماًتهیه و مطاله نمایید بسیار فوق العاده برای زندگی هم اکنون و آیندۀ تان مهم و البته مفید است.
۲۲ ارديبهشت
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
بسیار کار جذابی است و نویسنده در کسوت یک خبرنگار زحمت زیادی برای آن کشیده است. از سوی دیگر با خواندن سرنوشت خانه های شاعران و هنرمندان ایرانی می توان به حال و روز هنر و ادبیات در این مرز و بوم پی برد. می توان گاه لبخند زد و اغلب گریست.
۰۲ ارديبهشت
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
"مالون می میرد" عبارت است از یک گفتگوی درونیِ جستجوگرانه در اعماق روح و رفتار،
در واپسین لحظات زندگی با یک نیمچه آگاهی از زمان مرگ ...
راوی تا حدودی غیرقابل اعتماد است ، شاید به دلیل ضعف در پذیرش و هضم موقعیت اش در زندگی. پوچ گراییِ این اثر که تاحدودی به اَبزورد می زند جز ملال و بیهودگی و القای عبث بودن زندگی ؛ چیزی به خواننده ساطع نمی ... دیدن ادامه » کند.همان ملالی که خود راوی هم آن را بازگو میکند و از آن دم می زند و تا حدودی تسلیمش می شود.جهان راوی جهانی ست بی رنگ و بی هدف که دیگر نه شادی برایش اهمیت دارد و نه خشم. تنها به صرف گذران لحظه هایش تصمیم به انجام کارهایی می گیرد تا با خود ناشناخته اش کلنجار برود.
۲۶ اسفند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
#راوی_شهرکتاب‌_آنلاین

کسی تکانش داد و بیدار شد. وسط بازار خوابیده‌بود و زندگی داشت دوباره در آن میدان آغاز می‌شد.
در ... دیدن ادامه » جست‌و‌جوی گوسفندانش، به پیرامونش نگریست و فهمید در جهان دیگری است. به جای آن که احساس اندوه کند، خوشحال شد. دیگر ناچار نبود به جست و جوی آب و غذا برود؛ می‌توانست به جست‌و‌جوی گنجش برود. یک پشیز هم در جیب نداشت، اما به زندگی ایمان داشت. شب گذشته تصمیم گرفته بود یک ماجراجو باشد، مانند قهرمانان کتاب هایی که اغلب می‌خواند.

«برشی از این کتاب را بشنوید با صدای آقای #سروش_عبدالهی در سایت شهرکتاب آنلاین»


۲۴ اسفند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
ننه گفت: این حرف آویزه ی گوشت باشد، دخترم: مثل عقربه ی قطب نما که همیشه رو به شمال است، انگشت اتهام مرد همیشه یک زن را پیدا می کند. همیشه یادت باشد مریم.
۰۵ اسفند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
یادش آمد که ننه می گفت:

هر دانه برف آهی است که زنی غمگین در جایی از دنیا کشیده است
و ... دیدن ادامه » همه این آه ها در آسمان جمع می شوند و ابرها را می سازند
بعد به قطعات کوچک تقسیم می شوند
و در سکوت روی سر مردم می بارند ..
۰۲ بهمن
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
و با من از ستاره ها حرف نزنید, به چشم من همه ی آن ها شبیه همند, بله, من نمی توانم جهتم را از روی ستاره ها تعیین کنم, به رغم همه مطالعاتم در زمینه ستاره شناسی. اما به اولین سرپناهی که دیدم وارد شدم و تا سپیده ی صبح آن جا ماندم, چون می دانستم اولین پلیسی که من را ببیند, جلویم رامیگیرد و می پرسد چه می کنم, سوالی که هرگز نتوانسته ام برایش پاسخ درستی ... دیدن ادامه » پیدا کنم...
۱۵ دى
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
انگلیسی‌ها یه ضرب‌المثل دارن که می‌گه: به مردی که سیگار نمی‌کشه و عرق نمی‌خوره اعتماد نکن.
البته سیگار و عرق چیز خوبی نیست، اینو انگلیسی‌ها هم می‌فهمن. اما منظور اینه که مردی که پنچری‌های کوچیک نداره، شاید یه پنچری بزرگ داشته باشه...


۱۴ دى
ان‌شا الله که این شاید درصدش خیلی کم باشه
:-))))
۲۶ دى
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
این کتاب دریچه ی ذهن و قلب من رو به روی ادبیات آمریکای جنوبی باز کرد...فوق العاده س
۰۸ دى
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
(بن در جهان) در واقع دنباله ی (فرزند پنجم) است و بن ، شخصیت اول عجیب الخلقه ی آن را در جوانی نشان می دهد و رویارویی او را با دنیایی سرشار از نیرنگ و فریب که در موارد نادری از محبت و مهربانی نیز خالی نیست ، تصویر می کند.
فرشته حسین پور این را دوست دارد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
رمان (فرزند پنجم) زندگی زوجی را به تصویر می‌کشد که با داشتن چهار فرزند در خوشی و آرامش مشغول سپری کردن روز‌های عادی زندگی خود‌ هستند. رفتن به مهمانی‌ها و بزرگ کردن بچه‌های قد و نیم‌قد تنها دغدغه‌های این زوج هستند. همه چیز ساده می‌گذرد تا فرزند پنجم آن‌ها متولد می‌شود و از آن لحظه به بعد زندگی آن‌ها دستخوش تغییرات اساسی می‌شود. ... دیدن ادامه » فرزندی معلول و ناآرام که زندگی را برای خود و خانواده‌ی خود سخت می‌کند...
سارا رخسارنیا و فرشته حسین پور این را دوست دارند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
*آنکه شتاب میکند به اندازه ی آنکه سستی میکند دیر میرسد

*عشق جسارتی به انسان میبخشد که ناممکن هارا ممکن میکند
Sara Zamani این را دوست دارد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
قبل از کریسمس 1973 هریت باز حامله شد، در کمال نگرانی او و دیوید. آخر چطور این اتفاق افتاد؟ خیلی احتیاط کرده بودند تا مدتی بچه دار نشوند. دیوید سعی کرد بزند به بی عاری: " کار این اتاق است، قسم می خورم این اتاق کارخانهء بچه سازی است! "

|¤ فرزند پنجم | دوریس لسینگ
امـیـرحسـین آل عوض این را دوست دارد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
با سلام خدمت همه دوستان
این کتاب یکی از بهترین و عجیب ترین کتابهایی است که تا کنون خواندم و صدها و شاید هزاران نفر در ایران و تمام دنیا با این کتاب از بدترین و سخترین بیماریها شفا یافته و درمان کامل شده اند.
خواندن و اجرایش را به همه توصیه می کنم البته زیر نظر انجمن های خام گیاه خواری شهرتان .
محمدرضا زمانی این را خواند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
عشق در سؤال زنده می‌شود
و در جواب می‌میرد...

جواب‌ها پر از تقلبند...
شادن امیری خورهه این را دوست دارد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
کتابی که در دست دارید ، یکی از آثار پراهمیت درباره مسائل جنسی انسان است. این کتاب بر آن است تا بدون پرده پوشی دانشمانه ای باشد برای معرفی و تشریح ویژگی ای که حیات انسان و تداوم نسل او در گرو آن است . این کتاب به شیوه ای ساده و در عین حال کاملا متکی به علم از هر آنچه که باید درباره مسائل جنسی بدانید سخن می گوید . تصاویر . جدول ها و قالب های ... دیدن ادامه » تشریحی برای درک بهتر مطالب با دقت در متن گنجانده شده اند و با خواندن این کتاب بدون تردید زندگی بهتری به خود هدیه خواهید داد.
Raha Khalilipour این را دوست دارد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
سال گذشته با خواندن کتاب انسان در جستجوی معنا نوشته ویکتور فرانکل و شرح چگونگی رهایی نویسنده از اردوگاه آشویتس در جنگ جهانی دوم کتاب را افسانه ای تاریخی در جهت ضدیت با آلمان نازی پنداشتم.
اما وقتی در یک ماه گذشته کتاب در ماگادان کسی پیر نمیشود را بر اساس خاطرات دکتر عطاصفوی از بازماندگان اردوگاه مرگ استالین خواندم.
از شباهت سرگذشت ... دیدن ادامه » دکتر فرانکل و دکتر صفوی حیرت زده شدم
شرح حال مقاومت انسان در شرایط غیر انسانی و جدالش با مرگ و زندگی.
علیرضا اعرابی و پریسا پسندیده این را خواندند
سینا مقصودی و ناصر یُلمه این را دوست دارند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
من ترجمه آرش حجازی این کتابو خوندم بهترین کتابی بود که تا حالا خوندم فوقالعاده
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
فارغ از بحث صحت اطلاعات و کتمان خیلی از واقعیتها از طرف شعبان جعفری، نکته های جالبی توی این کتاب هست که برای علاقمندان به تاریخ معاصر بسیار جذابه.
روژیتا احمدی این را خواند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
آیت الله بروجردی خیلی آدم روشنفکری بود و مغزش خوب کار میکرد، خانوم. یه دفعه‌ام یه عده میرن پیش آقا، میگن: «آقا، دو تا عرق فروشی اینجا تو قم باز شده، اجازه بدین ما اینا رو آتیش بزنیم»
میگه: «چرا میخواین اینکارو بکنین و مال مردمو حروم کنین. شما نخرین بخورین خودشون میبندن!»
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
البتهکره شمالی نماد کمونیسم نیست. یک حکومت سلطنتی با تئوری چپ.
چرا چین را به عنوان نماد کمونیسم نمی گین؟
روژیتا احمدی این را خواند
عادل خالدی کلهر این را دوست دارد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
در یک صبح زیبای ماه آوریل در یکی از خیابان های فرعی محله ی معروف هارویوکویِ توکیو دختر صددرصد دلخواهم را دیدم. راستش را بخواهید آن قدرها هم زیبا نیست. آدم خیلی مهمی هم نیست. لباس پوشیدنش هم چیز خاصی ندارد. اما هنوز هم از پنجاه قدمی می توانم بفهمم او دختر صددرصد دلخواه من است.

"انجیل های من" داستان پیامبری و رستاخیز عیسی است، و شروع دین مسیحیت. داستان در دو فصل تنظیم شده؛ فصل اول با نام "شب باغ زیتون" که به پیامبری ی عیسی می پردازد و فصل دوم به نام "انجیل به روایت پیلاطس" که درباره ی رستاخیز این پیامبر است.
شک و ایمان، مسئولیت و لاقیدی، اساس مفهوم این رمان است. چه در فصل اول که عیسی نمی تواند بپذیرد که ناجی و برگزیده ی خداست و به پیامبری ی خود شک می کند. و چه فصل دوم که پیلاطس، سردار رومی به رستاخیز او شک می کند و زنده شدن دوباره ی او را باور نمی کند. و به آخر هم نه عیسی کاملا با اعتقاد و نه پیلاطس به تمامی معتقد است. هر دو شک هایی دارند. عیسی، مسیح بودن خود را باور ندارد و به کسانی که به او می گویند تو مسیح هستی، جواب می دهد که من این را نگفتم، تو بودی که این را گفتی. و در نامه های پیلاطس به برادرش نیز غوطه خوردن او را بین شک و ایمان می بینیم.
اما ... دیدن ادامه » چه به پیامبری و رستاخیز عیسی ایمان داشته باشیم و چه نداشته باشیم یک چیز مسلم است آن این که هم عیسی و هم پیلاطس انسان های لاقیدی نیستند و هر دو به دنبال حقیقت می گردند. و اشمیت به چه زیبایی این نکته را در داستان بیان می کند. هنگامی که پیلاطس از شک داشتن می نالد و از این که دیگر رومی ای که می داند، نیست غمگین است، کلودیا همسرش به او می گوید: " – پیلاطس، شک کردن و اعتقاد داشتن، هردو یکی است. فقط بی قید بودن کفر است."
در مقابل شک عیسی و پیلاطس اما افراد با اعتقادی نیز حضور دارند. یهودا و کلودیا. یهودا حتی ذره ای هم به بازگشت دوباره ی عیسی شک نمی کند و به خود او هم می گوید که اطمینان داشته باشد که پس از سه روز از مردنش، زنده خواهد شد. و کلودیا همسر پیلاطس هم در مقابل شک این سردار رومی نمادی از ایمان کامل است.
رمان "انجیل های من" گر چه داستانی با درونمایه ی مذهبی ست، اما خواندن آن برای کسانی که اعتقادات مذهبی ندارند هم جذاب است. دیدن شک عیسی و ایمان یهودا (کسی که محل اختفای عیسی را به رومیان لو می دهد). خواندن تئوری های منطقی ی پیلاطس در رد رستاخیز عیسی، که به درستی پرداخت شده اند
علیرضا اعرابی این را دوست دارد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
رمان «رود راوی» را می‌توان نمونه ای موفق از روایت دربارهٔ طرح‌های درمانی، انتقادی و داستانی دانست که نویسنده تمایل داشته تا دوای دردِ جامعهٔ خود را در قامت داستانی مفصل تر روایت کند. کلید موفقیت و بکر بودن این داستان نیز، دانش، آگاهی و قلمِ پختهٔ نویسنده دانست. به عبارت دیگر گویا این داستان، نسخهٔ درمانی جامعهٔ بیمار ماست که توسط ... دیدن ادامه » نویسنده نوشته شده تا برای ما (خواننده)، دارویی باشد برای درمان بیماریِ جامعهٔ مدرن ما.
«خودش هم نمی‌داند کی این اتفاق افتاده است. فقط یکهو به خودش آمده دیده است حامله است. و این که اول بار هم نبوده که این اتفاق افتاده. ولی هر بار به راحتی سقطش می‌کرده و همین حالا هم فکر می‌کند یک فوج بچه‌های سقط شده دارد. ولی این بار نمی‌تواند. از دستش بر نمی‌آید، حس می‌کند که این بچه زاد و رودش است» (صقحه 127 کتاب).
یوسف حبیبی سوها این را خواند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید

...و حال آنکه درد ماهیتی تجریدی دارد که تنها رد عبورش را در اجساد می گذارد. در واقع آدمی مثل من به دنبال کشف ماهیت درد در کلاف سردرگمی از بو و رنگ و غرابت تن آدمی گم می شد.و رد درد در جا به جای نسوج جسد مانده بود ولکن عین درد هیچ جا نبود.برای همین چیزها بود که می باید رد درد را در جایی دیگر می زدم.تا در مکانی دیگر به غیر از تن آدمی به ملاقاتش ... دیدن ادامه » می رفتم.مثلا در مکانی به عین کلام.درد که تنها در نسوج تن آدمی پرسه نمی زند.گاهی هم ساکن اشیا می گردد.حتی ممکن است در قاب عکسی منزل کند یا حتی در الفاظ یک صدا.باید کلمه بهترین مکان برای سکونت درد باشد که آدمی رنجش رادر کلمه مستحیل می کند و بر صفحات کاغذ می نویسد تا درد را دور از خود محبوس کلمات کند...
یوسف حبیبی سوها این را خواند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
کتاب خیلی گریه داری بود. سرنوشت مریم فوق العاده غمگین بود. در کل من دوس داشتم این کتابو. ولی به پای بادبادکباز نمی رسید.
Emile آژار و مشتاق حسین این را خواندند
رضا صادقی ، سپیده شوهانی و علیرضا پیاب نما این را دوست دارند
دقیقا...منم موافقم بادبادک باز ی چیز دیگه بود
۲۲ فروردين ۱۳۹۶
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
صفحه 1 از 6