:  آموت
:  ۱۸۶
دیوار این ناشر | کل دیوار
دیوار شهر کتاب، دیواری‌است برای گفت‌وگوی علاقمندان به کتاب و کتابخوانی و نوشتن درباره علاقه‌مندی های مشترک
برای نوشتن و فعالیت در دیوار شهر کتاب به سیستم وارد شوید
تمنا کردن چیزی عوض داشتن آن، مانند جسم است در برابر سایه اش. تا انسان از ته دل خواستار چشیدن میوه ای نباشد، کی می تواند شیرینی آن را در دهانش احساس کند و چه طور طعم آن می تواند ترشی، حلاوت پختگی و طعم خاک را تداعی کند. حواس ما کی می تواند چیزی را چنین کامل ادراک کند بی آن که از آن محروم مانده باشد؟ آرزوی نوازش دستی بر موهایت گویی همان حس ... دیدن ادامه » کردن آن است. از این رو هر چه را که از دست می رود می توان با تمنا کردنش به دست آورد. با اینکه ما در رویا می بینیم و نمی دانیم اما خواستن از اعماف فلب، به سان فرشته ای ما را پرورش می دهد، موهایمان را نوازش می کند و برایمان توت فرنگی وحشی می آورد.
فرشته حسین پور این را خواند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
این رمان به عنوان اولین اثر نویسنده، مجموعه‌ای از حوادث پیچیده و هیجان انگیز را برای مخاطب خود ترسیم می‌کند تا جایی که بسیاری از منتقدان از آن به عنوان رقیبی برای رمان «دختر گمشده» یاد می‌کنند.

میا دنت قهرمان این داستان بلند زمانی که ناراحت از منتفی شدن قرار ملاقاتش با یک دوست، به تنهایی پشت میزی در کافه نشسته و در افکارش غرق شده است. غریبه‌ای جذاب و اسرارآمیز به او ملحق می شود و میا دعوت او برای قدم زدن را می‌پذیرد و این سرآغاز حوادث این رمان است

لیزا ... دیدن ادامه » گاردرنر نویسنده پرفروش روزنامه نیویورک تایمز درباره این رمان می‌نویسد: «دخترِ خوب» اولین رمان ماری کوبیکا، فضایی تعلیق‌آمیز و معمایی دارد و مخاطب خود را به درون خانواده‌ای خوشبخت می‌برد تا نشان دهد همه چیز همیشه همان‌طور که به نظر می‌رسد نیست.
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
نمی دانم مال من ، مال تو یعنی چه . توی اتاق همه چیز مال هردوی ما بود.

فکر میکردم موجودات یا انسان هستند یا نیستند ، نمی دانستم یکی می تواند فقط کمی انسان باشد.

(فوق ... دیدن ادامه » العاده بود)
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
زن هایی که اعتراض نمی کند ، فریاد نمی کشند و داد و بیداد راه نمی اندازند ، قوی تر هستند ، قدرتمندتر هستند .بی اعتنایی می کند ، دست به سرزنش نمی زنند ، دعوا و مرافعه راه نمی اندازند و جر و بحث نمی کنند .هرگز فرصت نمی هند تا تلافی سرشان در بیاوری !
عادله اسوده و حسین دهقان این را خواندند
علیرضا اعرابی این را دوست دارد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
کتابی بود که داستانش بشدت ذهنم رو درگیر کرد .... تلفیق جالبی از روانشناسی و زندگی روزمره ی انسان ها و واقعیت ! و شاید تلخی کتاب که دوستان اشاره کردند هم بهمین دلیل باشه ... مثال های زیادی از آنچه در کتاب می خوانیم در جامعه بوضوح میبینیم .
کتابی هست که باید با دقت خوانده بشه . من دوسش داشتم !
محمدرضا نجفیان این را دوست دارد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
آرامش روحی وقتی به دست می اید که ادم ها را همان طور که هستند بپذیریم و بر نقاط مثبت شان تکیه کنیم .
حسین دهقان این را دوست دارد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
همه می دانند ، تداوم زنگی مشترک ، مجموعه ای از توافق ها و مصالحه هایی را می طلبد که پایه و اسااس آن پذیرش نیازهای فردی و ویژگی های شخصی طرف مقابل است.
علیرضا اعرابی این را دوست دارد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
نظر دادن درباره این کتاب به نظرم کار سختیه.یعنی نمیتونم پیشنهاد بدم که حتما کسی از این کتاب خوشش بیاد.نظرات روانشناسانه همراه با روانکاوی شخصیت های داستان خیلی مشخص و واضح بیان میشه و ممکنه کسی حس خوبی نداشته باشه. ولی جزء داستان هایی هست که بخاطر همین نکات باید مداد دستت باشه و همش زیرش خط بکشی.(بیان داستان هم به نظرم خشک بود و به کندی ... دیدن ادامه » پیش میرفت)ولی در کل داستان رو دوست داشتم و ذهنم رو درگیر کرد.
نکته ای که از داستان برام گنگ بود ررابطه دل(برادر بزرگ)با خواهر برادرش بود که احتمال زیاد به خاطر سانسور مشخص عنوان نشده( احتمالا برادر بزرگتر به خواهر برادرش تجاوز کرده بوده.
شیدا بخشی این را دوست دارد
کلا بیان این داستان در مورد مسایل روانشناسی و مراجعه کنندگان به جودی واضح بیان نمیشد و در لفافه بود. ارتباط درل با برادر و خواهرش هم همین هست که شما بهش اشاره کردین ولی خیلی کوتاه و در لفافه در آخر کتاب عنوان میشه .
۱۷ فروردين
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
کتاب های«جوجو مویز» به دلیل ایجاد احساس قوی و همزادپنداری قوی در خوانندگان که مهمترین و اصلی ترین اصل داستان پردازان است،مورد استقبال بسیاری خوانندگان از جمله اکثریت خوانندگان زن شده و دلیل استقبال بیشتر زنان از این کتاب آن علاوه بر علاقه ذاتی خانم ها به ژانر عاشقانه آن است که شخصیت های اصلی زن داستان هایش ساده اند و خواننده اگر خانم ... دیدن ادامه » باشد به راحتی خود را جای او در نظر می گیرد. که این کار جوجو مویز شایان تقدیر است اما نمی تواند مشکلات درونمایه ای و ساختاری آن را بپوشاند.
این کتاب به نظر من بسیار از کتاب های دیگر مویز بهتر است و ساختار کاملتری از دیگر کتاب هایش دارد.من این کتاب را به جای «من پیش از تو» به کسی که بخواهد با کتاب های جوجو مویز آشنا شود توصیه میکنم.
یوسف نیک نژاد این را خواند
هستی صفات این را دوست دارد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
واقعا کتاب قشنگی بود مخصوصا این فصل ها که از زبان شخصیت های متفاوت داستان نقل شده بود و باعث میشد به هر شخصیتی بیشتر نزدیک بشی واقعا خوب بود و شخصیت زن داستان که پر از امید بود را واقعا دوست داشتم
سهیل ورشوی و حسین دهقان این را خواندند
با قسمت اول نظرتون موافقم.
۱۱ اسفند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
چشم هایم را همچنان به چمدان دوخته بودم، از خودم می پرسیدم از وقتی سوکی به چیزهای داخلش دست زده بود چند وقت می گذرد. این تمام چیزی بود که از او برایمان باقی مانده بود. دلم میخواست توی چمدان چمباتمه بزنم و درش را ببندم، هیچ چیز را بیرون نیاوریم و آن چه را از او مانده نشوییم و پاک نکنیم.

الیزابت گم شده است
اما ... دیدن ادامه » هیلی
نشر آموت
سیدمحمدحسین طباطبایی بالا این را خواند
مهنّا صحافی این را دوست دارد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
گاهی وقتی مرتب کاری یا تمیز کاری می کنم، عکس هایی از جوانی ام پیدا می کنم، و یکه می خورم. همه چیز سیاه و سفید است. به گمانم نوه ام فکر می کند ما خاکستری پوست بودیم.
الیزابت گم شده است
اما هیلی
نشر آموت
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
صفحه 508:
پادشاه موفق شده بود این نکته را در ذهن پسر خود مسلم کند که خداوند مقام پادشاهی را به پادشاه سوئد عطا کرده است و بنابراین پادشاه و خداوند همچون اعضای یک تیم همکاری میکنند.
به نظر کسی که می پندارد خداوند حافظ اوست، نبرد همزمان با امپراطور ناپلئون و تزار الکساندر کار آسانی است ولی متاسفانه امپراطور ناپلئون و تزار هم عقیده داشتند ... دیدن ادامه » خداوند حافظ آنهاست و بر اساسِ همین عقیده جنگیده بودند. حالا حتی اگر فرض کنیم هر سه آنها حق داشتند باز هم در این صورت خداوند به اندازه مساوی هریک از آنها را مورد لطف خود قرار داده بود. بنابراین خداوند تنها کاری که کرد این بود که گذاشت قدرت واقعی هر یک از آنها سرنوشت آن نبرد را مشخص کند.
Rana Yegane و مژگان خراسانیان این را دوست دارند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
ولی من بهتر از هرکسی می دانستم چهره ای که آدم ها انتخاب می کنند تا از خودشان به دنیا ارائه کنند ، با آنچه در اصل هستند فرق می کند. می دانستم رنج و اندوه می تواند شما را به رفتارهایی وادارد که حتی نمی توانید کمترین درکی از آنها داشته باشید.
مژگان خراسانیان این را خواند
Majid Abouzar و محمدرضا نجفیان این را دوست دارند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
از متن کتاب:
1- تا به آدم ها نگاه نکنی، وجود ندارند. نگاهت را که به سمتشان بچرخانی پیدایشان می شود، درست مثل تلویزیون؛ و آنقدر در ذهن می مانند تا تصاویر جدیدی آن ها را از بین ببرد.(ص ۲۸ کتاب)

2- آنگاه که کسی مخاطب دیگران و یا طرف توجّه سایرین قرار می‌گیرد، خیالش راحت می شود. در این هنگام اٙعمال فرد توسط سایرین به همان نوعی تفسیر می شود که، ... دیدن ادامه » آنان رفتارهای خود را تفسیر می کنند. هیچ‌گاه سایرین بیش از آنچه درباره‌ی خود می دانند درباره‌ی دیگران نمی دانند.(ص ۴۶ کتاب)
فهیمه سلیمی این را دوست دارد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
می گویند وقتی سن آدم بالا می رود به گل و گیاه علاقه مند می شود و من فکر میکنم درست باشد. رویش دوباره بعد از زمستان حزن انگیز چیزی کمتر از معجزه نیست.

من پیش از تو

صفحه ... دیدن ادامه » 158
Fariba Babaei این را خواند
مصطفی مهدی پور ، فرشته حسین پور ، Majid Abouzar و parisa zendebudi این را دوست دارند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
بسیار خوب نوشته شده، حوادث و نقاط اوج و فرود داستان همگی در جای درست خودشون قرار گرفتن و واقعا نمیشه کتاب رو یک لحظه زمین گذاشت. بنظر من از کتابهای قبلیه مویز خیلی بهتر و گیراتر بود. پر از انرژی ، اشک ، هیجان و امید. مثل خود زندگی. توصیه میکنم در اولین فرصت بخونید.
امیرحسین آل عوض این را خواند
مانیا ستوده و مریم توفیقی این را دوست دارند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
عالی بود،شخصیت زن داستان،پر از امید به اینده،پر از عشق....بعد از خوندن کتاب امیدوار میشی به زندگی به کارما
مهنّا حسین زاده این را خواند
مانیا ستوده و مریم توفیقی این را دوست دارند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
«اتاق»داستان زنی جوانه که هشت سال دراتاقی محبوس بوده.مردی میانسال اونو دزدیده ومحبوسش کرده وفقط یه ‌سری وسائل ساده زندگی مثل تلویزیون،اجاق برقی،تخت ‌خواب وکمدودراختیارش گذاشته.مردسال‌هاست که هرشب سراغ زن میره وبهش تجاوزمیکنه. در‌‌نهایت «جک»به دنیامیاد. داستان اززبان «جک»،کودک پنج ساله،روایت میشه.کودکی که درهمین اتاق به دنیامیادوهیچ تجربه و شناختی ازدنیای بیرون نداره.دنیابرای جک بی خبرازدنیای واقعی وبیرون اتاق،به دو قسمت تقسیم شده.یکی دنیای واقعی که به فضای داخل اتاق مربوطه ودیگری دنیا وزندگی دروغی ونمایشی که در تلویزیونه.داستان دردوبخش اصلی روایت می‌شه:دوران اسارت دراتاق ودوران آزادی ورهایی ازاتاق."اتاق"بااین جملات از زبان"جک"شروع میشه:«امروزپنج ساله شدم.دیشب وقتی برای خوابیدن به جارختی رفتم چهارساله بودم اما وقتی در تاریکی توی تخت خوابم بیدارشدم،پنج ساله شدم.طلسم و جادو.قبلش سه ساله بودم. قبلش دو،قبلش یک وقبلتر صفر.
"کمترازاینم هست؟بالاتوی بهشت،منهای یک سال بودم،منهای دو،منهای سه؟"
مادر:نه،قبل ازپایین اومدنت،شماره هابه حساب نمیان.
«اِمادون ... دیدن ادامه » اهو"این داستانوباالهام اززندگی دختری اتریشی به نام الیزابت فریتزل نوشته که به مدت24سال توسط پدرش دراتاقی محبوس بوده وبارهاموردتجاوزقرارگرفته.حاصل این تجاوزهادراین مدت هفت بچه بوده که گویایکی ازاونادربدو تولدفوت میکنه.اطلاعات بیشتردرموردپرونده فریتزل-سال 2008-درنت موجوده.
گاردین:اتاق"امادون اِهو"نه تنهاقلب رابه درد می آورد،بلکه روح راهم به چالش میکشد.
ایریش ایندیپندنت:قدرت شگرف"امادون اِهو" جداازمهارت درداستان گویی،درنبوغ عاطفی اش نهفته است.
سان فرانسیسکو کرونیک:یک محقق هوشمندبه تمام معنا،حس برانگیزوصمیمی،یک تاریخ نگاری جالب.
ازپرفروشترینهای نیویورک تایمز-برنده جایزه داستان اورنج انگلیس۲۰۱۱-نویسنده برتر رمان ایراند۲۰۱۱-نامزدنهایی جایزه ادبی بوکر۲۰۱۱-برنده جایزه ادبیات معاصرکشورهای مشترک المنافع
بسیار احساسی و لطیف
توانایی بالا در توصیف یک فضای تنگ و تاریک
انسان موجود غیر قابل پیش بینی
۳۰ آذر
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
مادر:میخوادماروتنبیه کنه.
جک(قلبم واقعابه تپش می افتد):چطوری میخواد ماروتنبیه کنه؟
مادر:نه،قبلااین کاروکرده،باقطع کردن برق.
جک:خب ... دیدن ادامه » پس اینطوری عیبی نداره.
مامان میخندد:منظورت چیه.خب یخ میزنیم.فقط بایدسبزیجات لزج بخوریم.
جک:ولی من فکرمیکردم میخوادطوردیگه ای تنبیهمون کنه.تصورکن.مثلاماروبیندازه توی دوتااتاق.من روتویکی وتوروتوی یه اتاق دیگه.
.
.
.
مادر:متاسفم.واقعامتاسفم.نبایداین داستانوبرات میگفتم.
جک:بایدمیگفتی.نمیخوام داستانهای بدوجود داشته باشه ومن اوناروندونم.
"اتاق-امادون اهو/ترجمه علی قانع"
Rana Yegane و سید محمدرضا مهدوی این را خواندند
شقایق حسن زاده ، مریم توفیقی و parisa zendebudi این را دوست دارند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
برشی از کتاب:

"آن شب روی تختم دراز کشیده بودم و درباره مرگ و رفتن به بهشت، نزد مادرم، فکر می‌کردم. اگر او را می‌دیدم، می‌گفتم: «مادر، من رو ببخش. خواهش می‌کنم» و او آنقدر مرا می‌بوسید تا پوسته پوسته شوم و به من می‌گفت که تقصیری نداشته‌ام. او در ده هزار سال اول این را به من می‌گفت.

در ... دیدن ادامه » ده هزار سال بعدی، مادرم موهایم را مرتب می‌کرد. با شانه کردن موهایم چنان زیبایم می‌کرد که با دیدن من چنگ از دست نوازندگان بهشتی به زمین بیفتد و فقط زیبایی مرا تحسین کنند. با نگاه کردن به موهای یک دختر می‌توانید بفهمید که مادر دارد یا نه....."

سومانک کید اولین و مشهورترین رمانش #زندگی_اسرارآمیز را در سال ۲۰۰۲ توسط انتشارات وایکینگ منتشر کرد. این رمان به یکی پدیده در ادبیات آمریکا تبدیل شد. دو سال و نیم در فهرست پرفروش‌ترین کتاب‌های نیویورک تایمز قرار داشت.
لیلی وقتی چهارساله بود مادرش مرد. او با پدرش و زنی سیاه پوست زندگی می‌کند. پدر لیلی مردی سخت‌گیر و بداخلاق است. لیلی از وسایل مادرش عکسی از حضرت مریم در قابی کوچک پیدا می کند که رنگ پوستش تیره است و...
مریم توفیقی و فرشته حسین پور این را دوست دارند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
خیلی عالی بود. از هیجان زیاد سردرد میگرفتم
مریم توفیقی و مهنّا حسین زاده این را دوست دارند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
آدما با ترس زندگی شون رو می بازن .. ذره ذره .. هر چی به ترس بها بدیم، از ایمانمون .. کم کردیم ..
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
درباره‌ی کتاب‌های پرفروش و مورد علاقه مردم حرف زدن کمی سخت است. این متن نظر شخصی من است و ممکن است مورد موافقت خیلی از شماها نباشد.

«من پیش از تو» دارای فضاسازی‌ها و تصویرسازی‌های زیبایی است که به راحتی خواننده را با خود در داستان همراه می‌کند و همچنین ترجمه‌ی روان خانم مفتاحی هم به خوبی از پس این کار برآمده است. به عنوان یک داستان، و حتی اگر یک داستان واقعی هم باشد، که نیست !، این روایت جذابیت آنچنانی نمی‌توانست داشته باشد به قولی پیام خاصی را من از این داستان دریافت نکردم. پایان داستان را حتی برای خودم عوض کردم و تقریبا رسیدم به داستان تکراری The Intouchables .

اصرار ... دیدن ادامه » و تلاش برای دادن امید به زندگی به یک بیمار ضایع ِ نخاعی و تمام این کارها باعث می‌شود تا خودت شکل جدیدی از زندگی را درک کنی؛ و تمام این‌ها در پی یک اتفاق، از دست دادن یک شغل و یک ملاقات رخ می‌دهد.

این کتاب خواننده را می‌تواند درگیر کند و با خود همراه کند. داستان، داستانِ عشق و سماجت و تقابل این دو حس است. با توجه به امتیاز بندی خاص خودم این کتاب و داستان را در دسته‌ی کتاب‌های متوسط دسته بندی می‌کنم و به نظرم اگر این کتاب را نخوانید چیزی از دست نخواهید داد و تعریف‌ها را جدی نگیرید (لبخند).

http://mojenarenji.ir/post-239.aspx
داستان از یک فیلم برداشت شده به نام دریای درون
۳۰ آذر
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
وقتی کلو بنسون از خواب بیدار می شود، متوجه می شود که ربوده شده و در یک دخمه زیرزمینی زندانی است اما اصلا به یاد نمی آورد چه طور به آن جا آمده است.
توصیف ها بقدری دقیق و پویا هستن که احساس میکنی همون لحظه رو داری زندگی میکنی. با تمام هیجان و حس ترس کلو بنسون.
کتاب فوق العاده ای بود.
مریم توفیقی این را خواند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
پدرم می گوید کتاب
مادرم می گوید دعا
ومن خوب می دانم
که ... دیدن ادامه » زیباترین تعریف خدا را فقط باید از زبان گل ها شنید.(حسین پناهی)
توجه به گل تا اندازه ای اهمیت دارد که برخی ملت ها از گل بعنوان علامت کشور خود استفاده کرده اند.کتابی فوق العاده با نثری قوی. واقعا عالی
کاملیای سفید : قابل ستایش و پرستیدنی"تو در خور پرستشی" تقدیم به بنویسنده توانای کتاب زبان گل ها
جهنم خواستن این است که جایی باشی که اینجا نیست.
امتناع از دوست داشتن به این دلیل که میخواهید اخر بازی آن چیزی نباشد که هست خواستن زندگی متفاوت از چیزی که هست
به این کار ترک کردن بدون ترک می گویند مردن قبل اینکه بمیرید...
سبحان معصومی این را خواند
Majid Abouzar ، مریم توفیقی و فرشته حسین پور این را دوست دارند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
وقتی از پشت عینکی به دنیا نگاه می کنید که شیشه هایش خرد شده است به نظر میاید که دنیا نیز خرد شده است.
سبحان معصومی این را خواند
مریم توفیقی و فرشته حسین پور این را دوست دارند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
صفحه 1 از 7