:  آموت
:  ۲۳۴
دیوار این ناشر | کل دیوار
دیوار شهر کتاب، دیواری‌است برای گفت‌وگوی علاقمندان به کتاب و کتابخوانی و نوشتن درباره علاقه‌مندی های مشترک
برای نوشتن و فعالیت در دیوار شهر کتاب به سیستم وارد شوید
داستان دختری سی ساله که ته مایه هایی از شخصیت های معروف بکمن را دارد اما با نگاهی جدید،مادری دارد عجیب وشرح داشته ها ونداشته هایش منو به فکر فرو برد!چقدر بی توجه ازکنار مسایل زندگی وسلامتی وعزیزامون میگذریم؟اگرفداکاری بقیه نبود ما الان اینجوری بودیم یا مجبور بودیم راه درازتری رو برای کشف خودمون بریم؟خلاصه یه کتاب روان ودوست داشتنی
۲۳ فروردين
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
خیلی دوستش داشتم
واقعا زیبا وروان بود وبه منی که از اداب ورسوم اقرام مختلف اگاهی ندارم واقعا اطلاعات خوبی میداد
۲۰ فروردين
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
عالی بود!
یه داستان که ارامش خاصی داره ولی ناگهان از اواسطش همچییییین هیجانی میشه ومیخندونه وگریه ی ادم رو درمیاره که برای خودم باورش سخت بود
۲۰ فروردين
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
+چطورتوهمیشه میتوانی اوضاع را برای آدم بهترکنی؟
_فقط دوست ندارم ببینم غمگینی
نمیتوانستم به او بگویم وقتی کنارش هستم غمگین نیستم.نمیتوانستم به اون بگویم چنان درکنارش احساس شادی میکنم که به وحشت می افتم.باخودم فکرکردم چقدر دوست دارم غذایش را توی یخچالم ببینم،چطوری روزی بیست بار به گوشی ام نگاه میکنم تا ببینم پیام جدیدی ازش دارم یانه.چطوروقتی ... دیدن ادامه » سرکارهستم درلحظات آرام وآرامش به اوفکرمیکنم.بعد هم برای اینکه مانع هیجان و تب وتابم شوم مجبور می شوم ذهنم را مشغول کنم وبه تی کشیدن کف کافه ویاحساب وکتاب رسیدهای صندوق فکرکنم.یک ندای درونی به من هشدار میداد:
تند نرو .خیلی نزدیک نشو .
۱۳ فروردين
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
داستان کتاب بسیار دور از ذهن هست! یک خانواده بشدت فقیر که از قضای روزگار سر از خانواده های بسیار ثروتمند اون هم بعنوان فرزند خوانده در میارن !!!! خیلی بعید و دور از ذهن وهندی بود!!!
۱۰ فروردين
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
یک شریک زندگی،اگر عشقی در قلبش باشد،حس میکند که میتواند برایش زنده بماند.بدون آن،من تاحالا هفت تا کفن پوسانده بودم.
۰۵ فروردين
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
وقتی آدم درگیر قضیه فاجعه امیزی میشود که میتواند زندگی اش را تغییر دهد ،یک نکته این وسط مطرح میشود .دراین گونه مواقع آدم خیال میکند حتما باید با حادثه ی فاجعه امیزی که زندگی اش را تغییر داده ،رو در رو شود ،یادآوری گذشته ،شب های بیخوابی ،موضوع دائم توی ذهنتان‌میپیچد و ازخودتان میپرسید ایا کار درستی کرده ام ؟آنچه را که بایدبه خودتان ... دیدن ادامه » بگویید،میگویید.آیا اگر جور دیگری برخورد میکردید میتوانستید حتی یه ذره هم‌شده تغییری در اوضاع ایجاد کنید؟
۰۵ فروردين
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
ملت خواب است، دوست دارد خواب باشد و خواب ببیند، دوست ندارد کسی خوابش را به هم زند. تازه وقتی بیدار می شود هم هنوز خمار است. درست و غلط را نمی بیند و تازه درست و غلط چیست؟

|• یک پرونده ی کهنه | رضا جولایی


پرسید: ... دیدن ادامه » " صادق خان حتما'' سرگرم نوشتن هستید؟"
- بله یک معلوماتی از من صادر می شود. قصه بی بی گوزک می نویسم و مردم را می خندانم.
گفت: " شکسته نفسی می کنید. شما نویسنده خوبی هستید."
نویسنده پوزخند زد: " وای به حال مملکتی که من نویسنده ی خوبش باشم."

|• یک پرونده ی کهنه | رضا جولایی


۱۸ اسفند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
نمی دونم چرا خوندن این کتاب برام خیلی سخت و دردناک بود قبل از پایانش رهاش کردم و نتونستم ادامه بدم
۱۶ اسفند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
واقعا باید تاسف خورد که ملتی با چنین تاریخ و فرهنگ سرلوحه زندگی خودشان را افرادی قرار دهند که نه از ایمانشان خبر دارند و نه از علمشان
همه ی ما می دانیم که چنین افرادی در طول تاریخ کم نداریم افرادی مانند شهید متوسلیان_همت_باهنر_رجایی_بهشتی و ...
شاید بهتر باشد اول از هم جنس و هم دین خودمان شروع کنیم...
۱۵ اسفند
شما یا فرهنگ نمی دونی چیه یا از تاریخ ایران فقط اسم سرسره های شاه های قاجار به گوشت خورده.
یه سفر به یه کشور از همین هایی که قبولشون نداری و شهیداشون شهید حساب نمیشن و ایمان ندارن و همه مار ها تو قعر جهنم منتظرشونن تشریف ببری متوجه میشی فرهنگ یعنی چی.
شما ... دیدن ادامه » به جا کتاب خوندن تو مراسم دعای ندبه شرکت کن اونجا حاج آقا در مورد آدمایی که شما می پسندی حرف میزنه.
۱۷ اسفند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
جشن امضای اینترنتی رمان خاما
سه شنبه ۱۰‌بهمن در شهرکتاب آنلاین
ارسال از چهارشنبه ۱۱ بهمن
۰۹ بهمن
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
من احساس میکنم همه خود جعلیشون رو نشون میدن
همه ی ما تو عمق وجودمون خراب و داغونیم
فقط بعضیامون میتونیم اینو بهتر از بقیه پنهان کنیم
۱۷ دى
چطور بود کتاب من دارمش ولی نخوندم هنوز؟
۱۷ دى
به نظرم خیلی جالب بود چیزی که توجه من رو بیشتر جلب کرد از فرش به عرش رسیدن یکی از شخصیت های داستان بود که شخصی رو که در این پیشرفت کمک شایانی بهش کرده بود رو از یاد نبرده بود که البته فکر میکنم هدف نویسنده نشون دادن این موضوع نبود در کل رمان خیلی خوبی بود ... دیدن ادامه » که شما هر چه جلوتر برید تمایل بیشتری برای ادامه دادن دارید
ضمنا ترجمه ی فوق العاده روانی هم داشت واقعا باید به سرکار خانم مسعودی تبریک گفت
۲۹ دى
در واقع بهتره بگم هدف اصلی نویسنده این بود که زن ها نباید همیشه در برابر آزار و اذیت های جسمی که از طرف همسرانشون بهشون وارد میشه سکوت و اون رو توجیه کنن و تا ابد باهاش کنار بیان و یک جایی باید تمومش کنن
۲۹ دى
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
یک عمر نگران چه می‌شودها بودم. به لبم رسید. کم کم یاد گرفتم که دیروز و فردا را ول کنم. به جهنم که چه شد، به درک که چه می شود.

۱۳ دى
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید

-گاهی تو ناچاری یک اتفاق را بارها و بارها تکرار کنی تا چیزی که دوست داری از آب دربیاید.هربار که انجامش میدهی، یک قدم به هدفت نزدیکتر می شوی.به زبان ساده تر، گاهی باید فقط جلو بروی، همین.
.
.
یک ... دیدن ادامه » بعلاوه یک / جوجو مویز /سیمین تاجدینی
۰۸ دى
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
تمام آدم هایی را که در زندگی ات دیده ای مجسم کن
تعدادشان خیلی زیاد است
انها مثل موج می آیند و جلو و عقب می روند-بعضی از موجها خیلی بزرگترند چیزهایی از عمق دریا با خودشان می آورند و همان جا در ساحل رها میکنند میان ذرات ریز ماسه آثاری به جای میکذارند که حتی مدت ها بعد از آنکه موج عقب نشینی میکند نشان میدهد امواج انجا بوده اند
---------------------------------------
خیلی ... دیدن ادامه » کتاب خوبیه یه کتاب آروم اما جذاب که واقعا ناراحتی و خوشحالی توش موج میزنه


فرشته حسین پور این را دوست دارد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
مهم ترین جذابیت این کتاب برای من این بود که چند ادم پیر تصمیم به تغییر زندگی خودشون میگیرن و از اون تغییرات و حتی موانع به وجود امده نهایت لذت رو میبرن
این به من خیلی انگیزه داد. اینکه از تغییر نترسم.
این که ادم تو هرسنی میتونه زندگیشو تغییر بده. به شرط اینکه جرئت تغییر رو پیدا کنه و برای رسیدن به خواسته هاش تلاش کنه
علیرضا اعرابی این را خواند
کاملا با شما موافقم
خصوصا در فرهنگ ما که متاسفانه نه تنها نگاه جوان تر ها به سالمندان به صورت شخصیت های کاملا انفعالی است، بلکه اکثر مواقع خود سالمندان هم فقط نفس می کشن تا موقع مرگ فرا برسه.
۲۷ آبان
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
کتابی خوب برای خواندن و زندگی کردن....
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
من بخش اول داستان رو تا قبل از وقوع تصادف و از دست دادن حافظه شخصیت اول داستان بیشتر دوست داشتم حس می کنم بقیه داستان خیلی شبیه فیلم های بالیود پیش رفت.
شیدا بخشی این را دوست دارد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
محمدرضا گودرزی: رمان بیوه‌کشی رمانی اقلیمی است یعنی ویژگی های یک منطقه روستایی را بررسی می کند. گرایش به رئالیسم جادویی دارد و عناصری از رئالیسم جادویی هم در آن هست اما انجام کتاب و به پایان رساندن پلات، رئالیسم جادویی نیست و واقع گرایانه است. اینجا بیشتر به تعریف ژانر غریب تئودورف نزدیک می شویم. ما عناصر نامعمول داریم ولی در آخر توجیه متنی پیدا می کند و تمام این بحث ها با آن گودال یا حفره ی زیر چشمه ربط می کند و این که تمام این اعمال را اژدر انجام داده، اساس رئالیسم جادویی از بین می رود و به رئالیسم می رسد.

رمان به اسطوره گرایش دارد و توجه به عدد مقدس هفت. بعضی از اعداد مقدس مثل سه، هفت و چهار در قصه ها تکرار می شود، بحث بر سر این است که آیا وقتی این اعداد در داستان ها باشند همان کارکرد اسطوره ای جادویی را دارند یا ندارند؟ بررسی بر این هست که اگر اینها در بافت هایی که قرار می گیرند، پشتش نوعی اندیشه گی وجود دارد و به همین دلیل دیگر آن کارکرد را نمی توانند داشته باشند. به هر حال ما هفت برادر داریم، هفت چشمه و عناصری از طبیعت داریم و اشاره به هفده سال و هفت ماه و هفت روز و کتاب در هفت فصل روایت می شود.

هفت ... دیدن ادامه » چرا مقدس بوده؟ هفت با هفت آسمان، هفت سیاره، هفت فلز، هفت رنگ در ارتباط بوده است. در اساطیر هم اژدهای هفت سر داریم. شاخه های درخت حیات هر کدام هفت برگ دارند. هفت ستاره خوشه ی پروین. خلقت در شش روز و زندگی ابدی در روز هفتم. در مصری ها هفت نماد زندگانی. هفت گاو نر و هفت گاو ماده در خواب یوسف پیامبر که مظهر باروری اند. بین النهرینی ها به هفت خدای بدون اسم اعتقاد داشتند. در فالگیری از هفت ریگ استفاده می کردند. در میترائیسم، غار میترا هفت در داشته نردبان هفت پله بوده. هفت شهر عشق در عقاید عرفانی. مراحل هفت گانه تشرف در آیین مهر. هندوها هم زمین را هفت طبقه می‌دانستند. رومیان آسمان را هفت طبقه می دانستند. درآیین های اسلامی به هفت دریا معتقد بودند؛ آیه 27 سوره لقمان.

در زرتشتی گری هم هرمز و شش امشاسپندان. اهورامزدا هفت تا صفت دارد. هفت بار طواف کعبه می کنند. هفت نشانه ی خداست. مسلمانان هنگام سجده، هفت نقطه از بدن شان را روی زمین قرار می دهند. در هفت سین هم از ععد هفت استفاده می شود. در کتاب مقدس، نوح هفت روز را پیشگویی می کند. هفت خوان رستم. هرکول و ... . همه این ها از تاریکنای تاریخ می آیند و کم کم به اسطوره ها می آیند.

روایت مرگ و نیستی در متن بیوه‌کشی وجود دارد. جزء خوابیده و دخترش عجب ناز که اگر این دو تا هم مرگ داشتند می گفتیم داستان آخرالزمانی است. باقی مانده این دو در صفحه آخر رمان نوعی اشاره به اصالت زن دارد.

باورها و خرده روایت ها در رمان نقش بارزی دارند. نقش خواب ها در زندگی روزمره همچنان وجود دارد. تعلیق و کشش داستان خیلی خوب است و رمان جذابیت فراوانی دارد که به کمک تکنیک تأخیر صورت گرفته است. یعنی اطلاعات که باید داده بشود دیرتر از حد معمول به تعویق افتاده می شود مثل بویی که در رمان هست که گویی بوی مرگ است.

ارتباط اژدر با اژدرمار یک نوع این همان گویی بودن است. زمان روایت گاه بازگشت به گذشته است مثل فصل اول، گاه فلش فوروارد است مثل می دانست که این آغاز داستان است. جان پنداری در روایت هست که هماهنگ با باورهای مردم روستاست. جان پنداری را معمولاً رمانتیک ها به کار می بردند اما چون در بیوه‌کشی فضای مردم روستا و باورهای آنهاست، قابل توجیه است. آیین ها و آداب در بیوه‌کشی، ارزش مطالعات فرهنگی است و از روی متن می توانیم آداب و آیین ها و گرایش های مردم یک جامعه را متوجه شویم. مثلاً در مرگ، خواستگاری، عروسی و به خصوص تدفین نمادین بزرگ، نردبانی که روسری سرخ در صفحه ی 108 هست.

موضوع داستان در یک کلمه انتقام است که اژدر از خوابیده خانم می گیرد. از اول اخطار داده. با این تعبیر می توان عامل اصلی قتل ها را اژدر دانست و اژدر مساوی است با اژدرمار. به این ترتیب می توانیم متن را به معنای تئودورفی غریب بدانیم یا فانتزی بخوانیم. مرز میان شگفت و واقع گرا. مرز بین این دو را فانتزی می گویند.

ما 40 شخصیت در این داستان داریم که 16 تای اول، شخصیت جامع هستند و 24 تای دوم، ساده و کاتالیزور هستند. اسم هایی هستند که فضای داستان را پر می کنند.

از فصل سوم ضرباهنگ رمان تند و جذابیتش بیشتر می شود. به نظرم در مجموع رمان بیوه‌کشی در مقایسه با رمان هایی که در این دو سه دهه خوانده ایم، رمانی بسیار متفاوت است که کلیشه روایت های محدود را شکسته و رمانی خوش خوان و نوآور و خواندنی شده است که می توان خواند و لذت برد.

برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
داستان از گم شدن یک دفترچه اطلاعاتی مهم شروع می شود، که به طور اتفاقی به دست مسعود روزنامه نگار می افتد و باعث مرگ وی و یکی دو نفر دیگر می شود. بعضی فصل ها ترتیب زمانی ندارند که جالب است. و پیشنهاد می کنم که حتماً این کتاب را بخوانید
حمید رضایی این را خواند
امیرحسین آل عوض این را دوست دارد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
به نظر من جذابیت من پیش از تو رو نداره ولی درکل قشنگ بود
Mahzad Zahedi و شهرکتاب آنلاین این را دوست دارند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
ترجمه کیهان بهمنی - نشر آموت
توصیه‌ی خواندن برای شما: ۱۰ از ۱۰

این ... دیدن ادامه » رمان به‌نظرم عالیه و خوندنش رو توصیه می‌کنم.

* ترجمه بسیار خوبه.
* متن اصلی رو نمی‌دونم اما با توجه به روابط افراد حس می‌کنم یه سانسورهایی داشته که اگر هم داشته، داستان کاملا روان و خوب ترجمه شده.
* کتاب در ۳-۴ فصل اول حوصله سر بره. اما اکیدا توصیه می‌کنم در این بخش‌ها کتاب رو رها نکنید. اصلا نمی‌دونید چی در انتظارتونه.
* تیکه‌های پازل کاملا بی‌ربط و از هم جدای داستان در فصل‌های ابتدایی، انقدر زیبا به‌هم می‌پیوندن که غرق لذت می‌شید.
* فصل‌های انتهایی کتاب محشرن. وقتی قطعات پازل داستان به‌هم میچسبن داستان محشر می‌‌شه.
* یه طنزی تو جملات هست که خنده‌دار نیست! مثل بعضی کارهای مهران مدیری. اما زیباست.
* اطلاعات بسیار زیاد نویسنده به‌دلیل روزنامه‌نگار بودنش از دنیای واقعی و آمیختن اون اتفاقات (و جزئیات) با داستان خیالی خودش، کتاب رو منحصر به فرد کرده. این ترکیب بسیار عالی در اومده. نه از اینور افتاده، نه از اونور. همه‌چیز کاملا به‌اندازه‌اس.

پ.ن: بد نیست کمی اطلاعات عمومی درباره‌ی جغرافی، سیاست و حتی اصطلاحات فیزیک و شیمی داشته باشید. اگر نداشتید مهم نیست، چون کتاب علمی نیست، ولی اگر داشته باشید اتفاقات رو بهتر درک می‌کنید.
Mhrnshhh Gh این را خواند
روژیتا احمدی و سپیده شوهانی این را دوست دارند
حدس میزنم چیزی شبیه دختری که رهایش کردی باشه
۱۳ شهريور
خانم معتمد موضوع این دو داستان خیلی با هم فرق داره!
۱۳ شهريور
هنوز «دختری که رهایش کردی» رو مطالعه نکردم اما این کتاب رو ۱۰ از ۱۰ توصیه می‌کنم.
۰۷ اسفند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
این کتاب بسیار کاربردی بطوریکه هر روز میشه بهش رجوع کرد و ازش یاد گرفت البته به شرطی که ذهنتون رو برای تغییر آماده کنید
کاربر 1121 طرح حکمت و مهناز کیا این را دوست دارند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
خب ایده این داستان برام جدید بود و اگر کسی این رمان رو دوست داره حتما "خطا ستارگان بخت ما" رو بخونه چون همین تیپه
ناصر یُلمه این را خواند
خواندم کتاب فوق العاده ایست
۱۷ مرداد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
ولی این طبیعت بخت آدم هاست که ناهمخوانی داشته باشد، و شکسپیر بسیار غلط گفت وقتی از زبان کسیوس گفت:" بروتوس عزیز، ستارگان بخت ما نحس نیستند/ ایراد برخاسته از خودمان است."
سحر حسن زاده این را خواند
مهرنوش میرزایی این را دوست دارد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
این تیک دوست نداشتن رو فقط به خاطر ترجمه خیلی خیلی بد آقای قانع زدم یه همچنین کتابی تو این ژانر واقعا جا برای این همه اشتباه ترجمه ای نداره
بچه به مامانش میگه من مثل چی هستم
میگه مثل اب دهن مرده من !!!
حالا ... دیدن ادامه » همین قسمت کتابی که امیر کبیر چاپ کرده با ترجمه حکیمه مردانی ایمجوریه :
میگه چه شکلی هستم
مامانش میگه شبیه من
این دیگه صفحه های اوله حالا ببینینتا اخر چه وضعیتی داره و جالبه خود انتشارات هم قبول دارن و بعد چند بار ویراستاری هنوز نتونستن برای ترجمه کاری بکنن
وگرنه خود داستان کتاب خیلی عالی و پرکشش و غمگینه
متاسفانه خواننده ها هم بیشتر به جلدهای خوشگل و اسم انتشارات نگاه میکنن تا مترجم ها
متاسفانه ترجمه های ضعیف داره آزاردهنده میشه و برخی از انتشاراتی ها اصلن اهمیتی به موضوع نمیدن! به قول شما توجه میکنن به جلد خوش آب و رنگ
۰۹ مرداد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
با این که خیلی کتاب غم‌انگیزی بود ولی به معنای واقعی کلمه لطیف و جذاب بود واقعا از خوندنش لذت بردم
امیرحسین آل عوض این را خواند
تفاوت عمده این کتاب با کتابای مشابهش اینه که دنیا رو از چشم قهرمان داستان می بینه. تصوری که ما درباره این بیمارا داریم با اون چیزی که در ذهن اونا اتفاق میفته چقدر متفاوته. خیلی چیزا رو می فهمن و دلخور می شن در حالی که ما فکر می کنیم که حواسشون نیست و طبیعتا ... دیدن ادامه » ممکنه کارایی انجام بدیم که دلشون رو بشکنه.
۰۳ مرداد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
دنبال مفهوم گشتن تو این کتاب کار اشتباهیه
نویسندهً این کتاب رو به عنوان یکی از بهترین نویسندگان ادبیات عامه پسند عنوان میکنن، عامه پسند نه به معنای اینکه اقشار مختلف رو راضی کنه بلکه به این معنی که هر کس داستان رو بخونه درکش میکنه.
به نظرم این کتاب نوجوان پسنده و همچنین برای کسانی که دوست دارن با کتاب صرفا وقت بگذرونن بسیار مناسبه یه روایت رو پیش میگیره و داستان وار و بدور از هر گونه پیچیدگی جلو میره و تموم میشه
دو ... دیدن ادامه » تا از تنها جمله هایی که توجه مو جلب کرد
- زندگی واقعی هم همینطوره، کسایی که هیچی نمیدونن برای اونهایی که خیلی میدونن تصمیم گیری میکنن.
- آدمهای ساکت اطلاعات میگیرند و آدم های ابله که دهان باز میکنند خودشان را لو میدهند.
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
صفحه 1 از 9