:  امیرکبیر
:  ۱۵۹۲
دیوار این ناشر | کل دیوار
دیوار شهر کتاب، دیواری‌است برای گفت‌وگوی علاقمندان به کتاب و کتابخوانی و نوشتن درباره علاقه‌مندی های مشترک
برای نوشتن و فعالیت در دیوار شهر کتاب به سیستم وارد شوید
سلام. نویسنده رو اشتباه نوشتین. این کتاب مال فاطمه امیرخانیه نه رضا امیرخانی
۶ روز پیش، يكشنبه
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
به نظرم آخر داستان را خوب جمع نکرده بود.انگار عجله ای در کار بوده و باید در یک مدت زمان کوتاه کتاب را تمام می کرده
سوالات زیادی بدون پاسخ می ماند . مانند :
علت انتخاب این سه کودک برای مصاحبت چیست ؟
سرنوشت ... دیدن ادامه » زپی در پایان داستان چیست؟
.
.
.
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید

زیبایی رمان خوشه‌های خشم اثر جان اشتاین‌بک در این است که تجربه‌های خانواده جاد، بیانگر تجربیات هزاران خانواده‌ی دیگر نیز هست که به امید یک زندگی بهتر به سوی غرب سفر می کنند. چنین تجربه‌های مشترکی در زمینه‌های تاریخی هم دیده می‌شود که در همان آغاز رمان نمود پیدا می کند و در ساختار خود رمان نیز حضور دارد. این رمان اشتاین‌بک بین فصل هایی که به جزئیات زندگی اعضای خانواده جاد می‌پردازد و فصل هایی که به شکلی کلی‌تر به مهاجران می پردازد، در گذار است. در این فصل های رمان به رخدادها، جریانات و گرایشات وسیع‌تری پرداخته می شود و تجربیات مشترک مردم در این میان نمود پیدا می کند. این بخش‌های روایی رمان به شکل خاصی در ارتباط با این مضمون مؤثر واقع می شوند، چون این فصل ها همیشه مقدمه‌ای برای فصل هایی هستند که با جزئیاتی بیشتر به زندگی خانواده جاد می پردازند. در اصل آن‌ها زمینه را برای جنبه‌های خاصی از زندگی این خانواده آماده می کنند. به این صورت، تجربیات مشترک اهمیت و جاذبه‌ای به خوشه های خشم می بخشد، و آن را در میان آثار ماندگار و بزرگ ادبیات آمریکا جای می دهد.
حرص و طمع شرکت ها

هم ... دیدن ادامه » گام با پیشروی مضمون صنعتی شدن، حرص و طمع شرکت ها و ثروتمندان هم مضمونی کلی در این رمان است. این مضمون حتی ارتباطی غیرمستقیم با عنوان اثر هم دارد: عبارت خوشه های خشم را می‌توان هم در مکاشفه یوحنا و هم در سرود جنگ جمهوری نوشته جولیا وارد هوی پیدا کرد. هر دوی این اشارات، همان‌طور که از محتوای رمان اشتاین‌بک درک می شود، فریادی هستند نسبت به قدرت‌های بالاتر برای رسیدگی به ظلم و ستم‌هایی که قدرت‌ها نسبت به کشاورزان فاقد زمین روا داشته اند. طمع زمین داران ثروتمند از ابتدای رمان تا پایان آن نشان داده شده است، تند و بی رحم هستند و برای به دست آوردن سود و ثروت بیشتر به هر کاری دست می زنند.

این مضمون هم در فصل های روایت کلی و هم در فصل هایی که به صورت ویژه به جادها و روابط مسقیم شان با دیگران می‌پردازد، مشهود است. به خاطر حرص و طمع زمینداران، مردمانی همچون خانواده جاد زندگی غم انگیز و سختی را می گذرانند. آن‌ها به سختی می‌توانند با درآمد روزانه شان شکم شان را سیر کنند. با شرایطی سخت و مشقت بار از زندگی روبه رو می‌شوند. صدها هزار از مردم در رنج و زحمت هستند فقط به این خاطر که چند شرکت قدرتمند بتوانند پول بیشتری از یک جعبه هلو یا یک کیلو کتان جمع کنند. زیر فشار این وضعیت‌های سخت و دشوار، «خوشه های خشم» کارگران به جوش می‌آید، رشد می‌کند و شدت می گیرد.
ادامه نقد در سایت نقد روز:http://naqderooz.ir/62
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
من خیلی سعی کردم با این کتاب ارتباط برقرار کنم ولی موفق نشدم. اصن نمیفهمیدم چی میگفت! به نظرم یه کم دری وری میگفت. مثل بعضی شعرای سهراب بودش که از فرط معناداری بی معنا جلوه میکرد! منظورم اینه کلن نمیفهمیدم که دلقکه برای چی از زندگی ناله میکرد. یه سری احساسات اغراق شده داشت که توشون غرق شده بود. ولی نکته مثبت کتاب این بود که نویسنده خوب ... دیدن ادامه » تونسته بود ذهن مغشوش یه آدم افسرده رو نشون بده. منظورم توصیفات و فضاسازیش بود و هم چنان اعتقاد دارم داستانش برام جذاب نبود.
جناب آقای حبیبی
قبل از اینکه خواننده ای به محتوای حرف های شما توجه کنه از فرم انتخابیتون متعجب میشه.سعی کنید به احترام فضای فرهنگی حاکم این سایت تو انتخاب کلمات و واژه هاتون دقت بیشتری داشته باشید که هم زیبنده این اتمسفر باشه و هم نشونه قابل تاملی از ... دیدن ادامه » شخصیت والای شما.
در ضمن ارتباط برقرار نکردن شما با داستان دال بر ناتوانی یا هجو گویی نویسنده نیست.با اندک اشرافی به نقد های کارشناسی و معتبر تو سایت های بین المللی متوجه موضوع میشید.
تمسخر یا به ریشخند گرفتن شخصیتی مثل هاینریش بل یا معناگرایی،خود به خود خنده داره و مضحک.
از قضا سرکنگبین صفرا فزود
روغن بادام خشکی می نمود.
۲۸ مهر
پسرم اولین قدم برا پیشرفت،دیدن و شنیدن غیر مغرضانه است و دارا بودن توانایی تحمل نقد.
من به نظر شما راجع به این داستان با وجود اینکه مخالفم احترام میذارم.همونطور که خود من هم با خیلی از شاهکار های دنیای ادبیات نتونستم ارتباط برقرار کنم.فقط روی صحبتم با ... دیدن ادامه » شمایل نوشتاری شما بود و گزینش واژگان و قضاوتی بدون فاصله قائل شدن نسبت به هنر و هنرمند.
ضمنا بنده چیزی رو به شخصیت شما تعمیم و بسط ندادم و جمله ام هیچ بار اهانتی نداشت فقط پیشنهاد کردم برای بیان ایده هامون از کلمات زیبا تری استفاده کنیم.که مطمئنا هم تاثیرش مانا تره هم شنیدنش دلنشین تر.البته قطعا هم بر این باورم که نحوه سخن گفتن انسان،بارقه ایه از شخصیتش.
پایان بخش حرفام یه عذرخواهی باشه از صمیم دل از تو پسر جوانم اگر از حرف من خاطرت مکدر و دلت رنجور شد و یه بیت از ملای روم:
آدمی مخفی است در زیر زبان این زبان پرده است بر درگاه جان
۰۸ آبان
بنده با دیدن نظر شما فهمیدم که بزرگتر از نسل من هستین چون مشخصا یه بزرگتره که میخواد سریعا نصیحت کنه و ... . ولی خب من به شخصه یاد گرفتم ساده تر و صریحتر صحبت کنم چون کار خیلی وقته از تعارف یا تشریفات گذشته. چونکه به نظرم همین تعارفها و در لفافه حرف زدنه که ... دیدن ادامه » ما رو عقب انداخته. طرف کارش خوب نیس سعی میکنیم هی مراعاتشو بکنیم و اونم هی از این لحاظ که کسی بهش چیزی نمیگه فک میکنه پیشرفت داره میکنه؛ در نتیجه اینجا دوتا ظلم کردن رخ میده یکی در حق خود طرف و یکی همقطارهای طرف. در نتیجه نسلی عقب افتاده خواهیم بود. طبیعتا منظورم از صریح حرف زدن به معنای صدمه زدن به احساسات بقیه نیست خواهش میکنم تفاوت این دو تا رو مورد توجه قرار بدین.
همچنین اولین جمله خودتون از آخرین نظرتون ایضا به خود شما نیز وارده.
ممنون که نظرتونو گفتین. مشخصا مشخصه که نیت شما خیر بوده و شکی درش نیست.
موفق باشین.
۱۱ آبان
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
بسیار جالب
روزبه جعفری ، مشتاق حسین و زهرا محمدی این را خواندند
آلا شیدایی این را دوست دارد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
ارزش وقت گذاشتن دارد.
هم تاریخ است، هم بررسی فلسفه ی تاریخ،
به سایر تاریخ نویسان خرده ها گرفته است،
افکار ... دیدن ادامه » شخصیت های گوناگون را بسیار عالی بررسی و نکات اخلاقی گوناگونی بیان کرده است،
چند نقد خارجی گفته بودند که عده ای برای تاریخش می خوانند!
چون مربوط به بازه ی زمانی نسبتاً طولانی ئی است، روند تحول شخصیت ها را کامل درک می کنید و کاملن می توانید آن ها را با تمام جزئیات تصور کنید،
گفتگوهای طنز دارد و ترسیم هنری صحنه ها و بیان نوع خاصی از اخلاقیات و جبرگرائی ویژه ی تولستوی و بررسی علت وقوع حوادث [نه فقط نقل تاریخ، بلکه بررسی علت اتفاقات و نتیجه گیری و در انتها زدن حرف آخر و بیان یک قانون کلی درباره ی تاریخ]، توجه عالی به روابط انسانی و...
...
...


پ.ن: باید نقدی درخور این کتاب بنویسم، در آینده ان شاء الله
Emile آژار این را خواند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
"آدمیزاد هیچوقت جایی که هست را خوش ندارد!"
آنتوان دوسنت اگزوپه ری- شازده کوچولو
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
هر کسی حق داره هرطور میخواد فکر کنه و توقع داشته دیگران هم به عقایدش احترام بگذارند.
اما من قبل از اینکه با دیگران زندگی کنم ،باید بتونم با خودم زندگی کنم . وجدان آدم تنها چیزیه که نمی تونه تابع نظر اکثریت باشه.
Emile آژار این را خواند
یوسف نیک نژاد ، فهیمه حسین پور و مجتبی نوروزی این را دوست دارند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
آتیکوس میگه:خدا بنده هاشو همونقدر دوست داره که اونا خودشون رو
Emile آژار این را خواند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
این کتاب شرح هم میده غزل ها رو یا خیر؟
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
نمی‌دونم احساس دوگانه‌ام رو نسبت به این کتاب چه‌طوری بیان کنم!من ترجمه‌ی نشر چشمه رو خوندم و به نظرم به یه بار خوندنش می‌ارزه.اما چند نکته:
۱)به نظرم این اشتباهه که این کتاب رو جزو رمان یا داستان دسته‌بندی کنیم.بیش‌تر شبیه یه بیانیه‌ی سیاسی و مذهبی(یا شاید غیر مذهبی!) از طرف نویسنده هست.
۲)شاید تا وسط‌های کتاب بتونه خواننده رو با خودش همراه کنه،ولی به‌تدریج فلش‌بک‌های تکراری(مثل تکرار چندباره‌ی ترک کردن هانس توسط همسرش) و تکرار توضیح دادن شخصیت بقیه توسط دلقک(مثل این که چند بار تکرار می‌کنه که چرا از فلانی بدش میاد!) آدم رو از خوندن این کتاب خسته می‌کنه.
۳)تو بخش‌هایی ... دیدن ادامه » از کتاب(مثل رویارویی هانس با پدرش)،دلقک مدام خاطرات گذشته رو مرور می‌کنه و خواننده گیج میشه!
۴)علاقه‌ی بیش از حد دلقک به کارهایی که باعث رنجش خودش میشه،خواننده رو آزار میده.مثل وقتی که سکه رو پرت می‌کنه تو خیابون و تا آخر کتاب حسرت اون سکه رو می‌خوره.
۵)کتاب بیش از حد شلوغه.از یه کتاب سی‌صد و خورده‌ای صفحه‌ای(البته ترجمه‌ش رو عرض می‌کنم) انتظار نمیره که این همه شخصیت تو داستانش باشند که به نظرم خوب هم استفاده نشده.درباره‌ی بیش‌تر شخصیت‌ها یه توضیح مختصر داده که تازه خیلی‌هاشون مشابه هستند(مثل چند نفری که عضو انجمن کاتولیک بودند).با وجود این‌که اسم‌ها رو یادداشت می‌کردم،ولی باز هم گاهی یادم می‌رفت که این شخصیت‌ها چه گذشته‌ای داشتند!
-توضیح:این متن رو برای سایر ترجمه‌ها هم نوشتم.
زهرا اسکندری این را خواند
یوسف حبیبی سوها این را دوست دارد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
زمانی که کتاب طرح بزرگ استیون هاوکینک منتشر شد سر و صداهای بسیاری در دنیا بلند شد زیرا هاوکینگ در این اثر بر این نکته پافشاری کرده است که قوانین فیزیکی به تنهایی جهان را به وجود آورده اند و خدایی وجود ندارد. البته هوکینگ به طور کامل در این اثر منکر وجود خدا نیست بلکه بر این اصل تاکید دارد که می توان به خلق جهان را با قوانین کاملا علمی ... دیدن ادامه » بدون حضور خدا توضیح داد. والبته این کتاب انتقادات منفی زیادی را نیز در دنیا بر انگیخت از این رو « جان سی. لن نوکس» ریاضی دان مشهور در پاسخ به هوکینگ فیزیکدان کتاب خدا و استیون هاوکینگ را نوشت.
جان سی. لن نوکس در این اثر بر این نکته تاکید دارد که «با وجود چنین ادعاهای الحادی هاوکینگ، مطمئناً لازم است که از او بخواهیم دلایلی را برای اثبات ادعاهایش ارائه دهد.» او با نگاه دقیق و موشکافانه‌تری به منطق هاوکینگ می‌پردازد. به زبان ساده، زنده و جذاب، لن نوکس ما را به نکات اصلی استدلال‌های هاوکینگ راهنمایی می‌کند. او با روشن‌ترین توضیحات و جدیدترین روش‌ها و تئوری‌های علمی و فلسفی اثبات می‌کند که آن‌ها نه‌تنها خدای خالق را رد نمی‌کنند، بلکه وجود او را به اثبات نیز می‌رسانند.
سعیده شفیعی این را خواند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
از این رو چون نمی توانم عشق بورزم تا در ایام خوبی و خوشی سرگرم شوم اراده کرده ام تا شرارت بورزم.
فرشته حسین پور این را خواند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
هیچوقت دشمن را به طور کامل محاصره نکنید و برایش یک راه فرار باقی بگذارید, چون با تمام وجود خواهد جنگید و بدون محاصره نا امید خواهد بود.

ریشه ها - الکس هیلی
روژیتا احمدی و سبحان زربافتی این را خواندند
یوسف نیک نژاد این را دوست دارد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
قدرت قبل از هر چیز باید متکی به عقل باشد . من حق دارم که از همه اطاعت بخواهم ، چون فرمان های من عاقلانه است .
مفهوم دنیا برای پادشاهان خیلی ساده است : همه ی مردم رعیت هستند .
مشتاق حسین و سعیده شفیعی این را خواندند
نیلوفر ثانی ، روژیتا احمدی و یوسف نیک نژاد این را دوست دارند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
- میدونی چیه اسکات؟ توی دنیا 4 دسته آدم وجود داره. آدمای معمولی مثل ما و همسایه ها، آدمایی مثل کانینگهام ها توی جنگل، آدمایی مثل یوئل ها توی آشغالدونی و سیاه پوست ها.

+ نه جیم. به نظرم تنها 1 دسته آدم وجود داره: آدما.
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
کسی که با دیکری سر و کار مستقیم ندارد- هیچ کس در این دنیا با دیگری سر و کار ندارد- هر چیزی را بهتر یا بدتر از آن کسی که شخصاً دچار آن است می بیند، می خواهد خوشبتختی باشد یا بدبختی، عشق باشد یا سقوط هنری....
یوسف نیک نژاد این را خواند
بهنام قاسمی این را دوست دارد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
Toi co nguoi yen chet tran pleime Toi co nguoi yeno chien phnd…

عزیز من در نبرد پلی مه مرد
عزیز ... دیدن ادامه » من در یک منطقه جنگی مرد
عزیز من در نبرد دان سوی مرد
در جنگ چوبدونگ مرد، در هانوی مرد
در پرتگاه کنار مرز افتاد مرد
در برنجزارها مرد، در جنگل پر درخت مرد
جسدش روی آبهاست و از ساحل دور می شود
جسدش زغال شده و رها گشته
عزیز من در در نبرد آدو مرد
زیر یک پل مرد، در همه جا مرد
امشب مرد، امروز مرد، فردا مرد
ناگهان و غیره منتظره مرد
او مرد، درحالی که می دانست می میرد
او همیشه مرد و من به او فکر می کنم، صدایم را می شنوی
مشتاق حسین این را خواند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
وقتی یک شخص مومن ومعتقد پیدا شد ان وقت یک صفر بر ان می افزاییم وبه رقم ده میرسیم وهر صفری که بر ان افزوده شود ارزش رقم قبلی را ده برابر خواهد کرد اما اگر شروع کننده صفر باشد یا به عبارت دیگر هیچ کاری را با اعتقاد شروع نکند افزایش تعداد صفر ها هم ارزسی بیش از صفر نخواهد داشت.
فرزانه توکلی این را دوست دارد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
سوسیالیسم کلمه ای زیبا است وتا انجا که من میدانم در سوسیالیسم تمتم افراد جامعه با هم برابرند هیچ کس پست وهیچ کس عالی نیست.در بدن ادمی هم سر از ان جهت که بالا است مقام عالی ندارد وپاشنه های پا از ان جهت که دایما با زمین در تماس هستندپست وحقیر نمی باشند به همان قرار که اعضای بدن ادمی با هم برابرند اعضای جامعه هم با هم برابرند.بخشی از کتاب ... دیدن ادامه » همه مردم برابرند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
عقیده من این است که هیچکس ازادی خود را از دست نمیدهد مگر به علت ضعف خودش.
فرشته حسین پور این را دوست دارد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
توهینی خواهد بود که زن جنس ضعیف نامیده شود.این بی عدالتی وظلمی است که مرد برای زن به وجود اورده است.اگر منظورت از قوت وقدرت/خشونت وقدرت حیوانی است در این صورت البته زن کمتر از مرد قدرت دارد.اما اگرمنظور از قدرت/نیروی اخلاقی باشد زن فوق العاده بر مرد برتری دارد.ایا الهامات روحی زن قوی تر از مرد نیست.ایا زن بیشتر ازمرد خود را فدا نمیکند
هدیه کلانتری ، سعیده شفیعی و شیدا بخشی این را دوست دارند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
مان «شوایک» در شمار آثار بزرگ ادبیات کلاسیک جهان قرار می گیرد و ارزش و اعتبار آن نزد کشورهای اروپای شرقی به حدی است که اثر دیگری همتراز آن نمی توان سراغ گرفت. آنقدر که بسیاری معتقدند این اثر در اروپای شرقی همتراز «دن کیشوت» است.
«یاروسلاو هاشک» این کتاب را در سالهایی نوشته که دنیا وارد مرحله جدیدی از تحولات خود شده است؛ تحولاتی که در عصر «هاشک» با ظهور جنگ جهانی اول نمود عینی پیدا کرد؛ «شوایک» داستان سرباز ساده دلی است که جز انجام وظیفه برای میهن فکر دیگری در سر ندارد و البته تلاشهای او برای ایفای این وظیفه همیشه همراه با سوء تفاهمها و ماجراهای خنده آوری است.

اولین ... دیدن ادامه » ترجمان «شوایک» و معرف این رمان به فارسی‌زبانان، زنده‌یاد «حسن قائمیان» است که پیش از انقلاب چند فصل از این رمان را ترجمه و با نام «مصدر سرکار ستوان» منتشر کرد.
"شوایک: سرگذشت سرباز پاکدل" را بعدا ایرج پزشکزاد در سال ۱۳۵۸ ترجمه کرد. آنرا هم حتما بخوانید. چاپ شده توسط انتشارت "کتاب زمان"

یاروسلاو - هاشک "یکی از برجستهترین و نامدارترین نویسندگان قرن بیستم چکاسلواکی ،بعد از 39 سال زندگی در ۱۹۲۲ بدرود حیات گفت .این مرد که او را در شمار قهرمان راه استقلال چکاسلواکی محسوب میکنند ،روز 22 مارس 1883 میلادی در" پراگ "متولد شده بود .از مهمترین آثار" یارسلاو هاشک "میتوان" مصدر سرکار ستوان و سگ فروشی من "را نام برد.
ین رمان 4 بخش عمده دارد: 1- در پشت جبهه 2-در جبهه 3- کتک کاری پر افتخار 4- دنباله کتک کاری پر افتخار که البته بخش چهارم با مرگ نویسنده در 40 سالگی ناتمام می ماند. البته ناتمام بودن کتاب لطمه ای به کتاب وارد نمی کند فقط حسرتی به دل خواننده می ماند که البته این زنجیره می تواند تا حال حاضر و در تمام شرایط مشابه ادامه پیدا کند , منظورم این است که این نوع کتاب ها پایان ندارند. بخش اول قبلاٌ توسط ایرج پزشکزاد با نام شوایک سرباز پاکدل توسط انتشارات کتاب زمان چاپ شده است. و بخش هایی از قسمت دوم تحت عنوان مصدر سرکار ستوان توسط مرحوم حسن قائمیان در قبل از انقلاب ترجمه شده است. ولی این کتاب ترجمه کل رمان است که مترجم آن را از زبان مجاری ترجمه کرده است (ظاهراٌ آقای ظاهری سالها در مجارستان اقامت داشته اند و به این زبان مسلط هستند, یاد این جمله شوایک افتادم: "تقصیر همه مجارا نیست که مجارن"!) و به نظرم ترجمه دقیقی است. بد نیست بدانیم که این کتاب به بیش از 50 زبان ترجمه شده است.
هاشک در کتاب خود، شوایک را "سرباز خوب" نامیده است که کنایه از توقعی است که امپراطوری‌ از شهروندان خود دارد. از دیدگاه ارتش امپراطوری سرباز خوب، سربازی است خوش‌خدمت، گوش‌به‌فرمان و غیور.
خود نویسنده شوایک را اینگونه معرفی می کند: "روزگاران بزرگ مردان بزرگ می طلبند. هستند قهرمانان فروتن و ناشناخته ای که تاریخ آنان را به سان ناپلئون نستوده است , حال آنکه خصال شان سرفرازی های اسکندر مقدونی را هم بی رنگ می کند. این روزها ,هنگام گردش در کوچه‌های پراگ به مرد شندرپندری برمی‌خورید که خودش هم نمی‌داند در رویدادهای روزگار بزرگ کنونی چه نقش مهمی بر دوش داشته است. سرش به کار خودش است. آزارش به کسی نمی‌رسد و روزنامه‌نگاران هم با درخواست مصاحبه مزاحم او نمی‌شوند. اگر اسمش را بپرسید با سادگی و فروتنی جواب خواهد داد: شوایک هستم... او معبد هیچ الهه ای در افه سوس را به مانند اروستراتس خرف نسوخته است تا به این وسیله به کتاب های درسی راه یابد."
شوایک را نمی توان فقط یک دیوانه در نظر گرفت چون در خلال صحبتهای او با هوشمندی خاصی مواجه می شویم در همین رابطه نویسنده در پی گفتار بخش در پشت جبهه چنین اشاره کرده است: "نمی دانم آیا با این کتاب توانسته ام به چیزی که می خواستم دست یابم.در هر صورت, این که شنیدم کسی به دیگری این طور دشنام می داد:خلی...مثل شوایک , نشان می دهد که موفق نبوده ام. اما اگر کلمه شوایک به دشنام تازه ای در جنگ (به ضم جیم) دشنام ها بدل شود, باید به همین خرسند باشم که زبان چکی را با کلمه ای غنی تر ساخته ام"
***
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام
لطفا توضیح بیشتر، و گروه سنی

متشکرم
Mhrnshhh Gh این را خواند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
پدر،همراه ما بیایید!شما را با این دنیای مردهء کشیشان و بت ها چه کار؟آنان آکنده از غبار قرون گذشته اند،فاسد و آلوده اند،از این کلیسای طاعون زده خارج شوید! همراه ما بیایید و قدم در روشنایی بگذارید!پدر، این ماییم که زندگی و جوانی هستیم،این ماییم که بهار جاویدیم،این ماییم که آینده ایم!پدر، سپیده بر فراز ماست!
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
یک کتاب بی نظیر با موضوع سیاسی که ایده های سیلونه توی این کتاب درباره احزاب بسیار زیبا و اموزنده هست
مشتاق حسین این را خواند
عادل خالدی کلهر و payam hamidi این را دوست دارند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
وه که چه اسرار آمیز است دنیای اشک.

من اگر بخواهم با پروانه آشنا بشم ناچار باید وجود دو سه کرم درخت را تحمل کنم.

پس ... دیدن ادامه » تو خودت را محاکمه خواهی کرد.این دشوارترین کار است.محاکمه خود از محاکمه دیگران مشکل تر است.

آنچه به گل تو چندان ارزش داده عمری است که تو به پای او صرف کرده ای.
مشتاق حسین این را خواند
بنیامین اشرفی ، روژیتا احمدی و محمدرضا نجفیان این را دوست دارند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
صفحه 1 از 6