:  نگاه
:  ۹۵۵
دیوار این ناشر | کل دیوار
دیوار شهر کتاب، دیواری‌است برای گفت‌وگوی علاقمندان به کتاب و کتابخوانی و نوشتن درباره علاقه‌مندی های مشترک
برای نوشتن و فعالیت در دیوار شهر کتاب به سیستم وارد شوید
"شهرت،افتخار،احترام،همه اینها خوب، سودمند و کامیابی است. اما هر آدم مشهوری دلش ی خواهد گاهی میان جمعیت گم شود. می خواهد میان مردم بلولد. لذت های آنها را بچشد، دلهره آنها به سرش بیاید. آن وقت رفاه و آسایش برایش لذت بخش تر است."
دوران دبیرستان تصمیم گرفتم از هر نویسنده سرشناس حداقل یک کتاب بخونم، و از بزرگ علوی چشم هایش،شاید به خاطر ... دیدن ادامه » اسم کتاب، رو انتخاب کردم. نمیشه گفت این کتاب شاهکار ادبیه یا حرف زیادی برای گفتن داره، صرفا یک عاشقانه عادی، یک روایت از زندگی صاحب چشم هاست!
ناصر یُلمه و داریوش ولیپور این را خواندند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
یا عبارتِ محفوظ، یا می زَرانِ من!

وقتی به مرگ می اندیشم
می ... دیدن ادامه » بینم عجیب
زندگی چقدر محشر است،
خاصه … موسمِ عاشقی.

وقتی به زندگی می اندیشم
می بینم عجیب
مرگ چه فرصت خوبی‌ست
خاصه … موسمِ خستگی.

وقتی به خود می اندیشم
میبینم عجیب
آدمی چه موجودِ مغمومِ شریفی‌ست
که گاهی حتی
به تشبیهاتِ ساده خود شک می کند.

از من بشنو!
تو به شک بیندیش،
نه مرگ بی‌نظیر است و نه زندگی.
عجیب فقط خودِ تویی
خاصه … همین دقیقه
که تنها فرصت عاشقانه آدمی‌ست.

«سیدعلی صالحی»
http://ideality.ir
مژگان خراسانیان این را دوست دارد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
به یاد یک نفر از مردم ِ همین دنیا
من آن سلیمانم که مور
به خوابگاه بارانم آمده است،
و ... دیدن ادامه » می دانم تنها عشق
عصای آسمان را از دستِ من
خواهد گرفت.

زنهار!
من از این خانه
رخت برکشیده بسیار با کلماتِ خویش،
– بی مور و بی عصا –
تبعیدِ آفتاب می شوم
هم به سِحرِ سکوت،
وگرنه مرا
با شما هرگز سَرِ سخن نبوده است!

«سیدعلی صالحی»
http://ideality.ir
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
وقتی آدم دلباخته است هیچ چیز به اندازه ی بی تفاوتی سایرین عجیب به نظر نمی آید ( و اگر این عشق نبود، چه بود؟)
کتاب خسته کننده ای بود. اکثر کتابای کامو رو خوندم و دوست داشتم اما این کتابش خیلی ملال آور بود برام. نتونستم ارتباط برقرار کنم باهاش.
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
پیتالوگا مشتش را روی میز کوفت و گفت:مردم خیال میکنن دبیرستان نظام دارالتادیبه.انتظارات بی جا از اینجا دارن.
دانش آموزهایی که از اینجا سر در می آرن سر تا پا کثافتن.شپش از سر و کول شون بالا میره.تازه همشون هم دستشون کجه.البته بعد از چندوقت اینجا یه ذره ای تمدن توی کله پوکشون فرو میکنه.سرخپوست ها یه سالی که اینجا موندگار میشن فقط قیافشون ... دیدن ادامه » سرخپوست باقی می مونه.اما بقیه وضعشون خراب تر میشه.
(دانش آموزان سال پنجمی از سگ های سال اول به مراتب الاغ ترن).
سال ها پیش خوندمش
خیلی سیاه و آزارنده بود.(لا اقل برای من)
۱۳ تير
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
من چند وقت پیش در مورد این کتاب یه مقاله خوندم. نوشته بود زجری که از خوندن متن کتاب میکشید باعث میشه بیشتر از 50، 60 صفحه نتونید بخونید و نوع کشتار مخالفان در هر دوره ای اینقدر چندش آور هستش که آدم متحیر میشه.
با اینحال من این کتاب رو خوندم تا آخر! ولی واقعا هنوز هم گیجم که جان انسان رو چقدر راحت و با چه وضعی میگرفتن. توصیه میکنم کتاب رو بخونید ... دیدن ادامه » و با بخشی دردناک از تاریخ بیشتر آشنا بشید
فرشته حسین پور و ratin ratin این را خواندند
محبوبه موسوی این را دوست دارد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
به گمان من هیچ رمانی به اندازه‌ی رمان آلوت نوشته‌ی امیر خداوردی ریشه‌ی تفکری که حوادث تروریستی دیروز تهران را رقم زد نکاویده است. جالب است که نام اولیه‌ی رمان «فتح اصفهان» بود و در این رمان، اصفهان استعاره‌ای از ایران است. به نقل از سایت خوابگرد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
در رمان آلوت به دور از شعارزدگی شاهدیم که چگونه از به هم پیوستن تعصب دینی، جهل مردمان و ظلم و دخالت استعمار، اندیشه‌ی خودمقدس‌پندار خشونت‌آمیز تکفیری شکل می‌گیرد و قصد فتح اصفهان می‌کند.از سایت خوابگرد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
سرانجام ابدیتی در انتظار ماست که آرزوی ما راه رسیدن به آن را ناهموار می کند.
فرشته حسین پور این را خواند
علیرضا اعرابی این را دوست دارد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
صندلی های درب و داغان ، کمدی با آیینه ای رنگ و رو رفته و میز آرایش گوشه شکسته ، برایش وجود خارجی نداشتند :عادت همه چیز را کدر کرده بود .
نیلوفر ثانی این را خواند
یوسف نیک نژاد این را دوست دارد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
خوندن این کتاب عالی و یه همه توصیه میکنم .
موفق باشید .
مریم جمالی این را دوست دارد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
اون گفته بود : زنای سرتاسرِ دنیا سر و ته یه کرباسن ! تو هر آب و هوایی بزرگ شده باشن ، از هر نژاد و پشته و معتقد به هر دینی ،باهم هیچ فرقی ندارن! چون نمی شه طبیعتِ آدمی زاد رو عوض کرد ...
واقعا حق با اون نیست ؟ وقتی به اوضاعِ زنای دور تا دورِ دنیا فکر کنیم، می بینیم اکثرشون دارن تو باتلاقِ اشتباه و بی خبری دست و پا می زنن.چه مثل حیوونای باغ وحش جدا از مرداشون زندگی کنن، چه عینِ کلاغا خودشون رو از چشمِ مردا پنهون کنن،چه مثلِ جنگ جوهای افسانه ای از خودشون شجاعت نشون بدن و هزار تا مدال و نشونه به سینه هاشون باشه ...
هیچ کدوم اونجوری که باید به خوش بختی و زندگیِ خوبی که حقِ اوناس نرسیدن . من نمی تونستم بینِ غمِ دیدنِ عروسِ بدبختِ کراچی و غمِ تماشای پاهای کوچیکِ زنای چین فرقی بزارم و بگم یکی از اون یکی ناراحت کننده تر بود .نمی تونستم بفهمم زندگیِ زنای قایق نشینِ هنگ کنگ وحشت ناک تره یا این زنِ امریکایی که داشت سعی می کرد یه مردِ خواب آلودِ ایتالیایی رو تو دام بندازه!
.
.
.
.
"جنس ... دیدن ادامه » ضعیف "
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
کسانی معتقدند که مسئله این نیست که تعداد افراد بیشتری را بدنیا بیاوریم، بلکه باید کاری کنیم که تا حد امکان آنهایی که قبلا بدنیا آمده اند کمتر بدبخت باشند.

این کتاب که در دستان شما قرار میگیرد شما مواجه میشوید با بسیار بسیار جملات زیبا و تاثیر گذار جملاتی که برای هریک باید وقت گذاشت درستی اش را سنجید باورش کرد یا بدورش انداخت، فالاچی ... دیدن ادامه » در این کتاب سوالات فراوان میکند و پاسخ فراوان میدهد و قیاس میکند و افراد را به دادگاه میکشاند و قضاوت میکند.
این کتاب بدرد افراد متحجر نمیخورد، خواندن این کتاب در دل آشوب بپا میکند، باید خود را نقد کنید و دوباره بازسازی اش کنید.
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
*با دیپلم با پول با شوهر با این چیزها آدم خوشبخت نمیشود. باید درد زندگی را تحمل کرد تا از دور خوشبختی به آدم چشمک بزند.
* چه شیرین است . چه شیرین می تواند باشد. افسوس که ما تلخی ان را می چشیم.

* دلم می خواست به خودم بگویم که چرا هیچ چیز مرا خشنود نمی کند . دلم می خواست به کسی دل می باختم، و همه چیزم را فدای او می کردم.

* ... دیدن ادامه » وقتی آدم بلایی را بو می کشد ، بیش تر احتیاج به دوستی و مهربانی دارد .

* بعضی چیزها را نمی توان گفت . بعضی چیزها را احساس می کنید. رگ و پی شما را می تراشد، دل شما را آب می کند ، اما وقتی می خواهید بیان کنید می بینید که بی رنگ و جلاست . مانند تابلوئیست که شاگردی از روی کار استاد ساخته باشد . عیناً همان تابلوست. اما آن روح ، ان چیزی که دل شما را می فشارد در آن نیست.

* نمی دانید وقتی شوق ایجاد و آفرینش در شما هست اما استعداد ندارد ، چطور یاس و ناامیدی در لابلای وجود شما می خزد و دنبال لانه می گردد.
عارف مرادی قشقایی این را دوست دارد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
جالب و دلنشین بود.
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
هر آدمی بوی مخصوص به خود را دارد . البته ما تشخیص نمی دهیم ، چون بوها باهم مخلوط می شوند و ما براستی نمی دانیم کدام یک بوی تو و کدام یک ازان من است ... فقط می فهمیم که بوی گند می آید و این بو همان است که آن را " بشریت " می نامند ؛


* ... دیدن ادامه » زوربای یونانی | نیکوس کازانتراکیس | ترجمه محمد قاضی



همه ی آدم ها جنون خاص خود را دارند ، و اما بزرگ ترین جنون به عقیده ی من آن است که آدم جنون نداشته باشد .


* زوربای یونانی | نیکوس کازانتراکیس | ترجمه محمد قاضی



اگر قرار بود زندگی را از سر شروع کنم مثل پاولی سنگی به گردن خود می بستم و خود را به دریا می انداختم . زندگی حتی برای آنهایی هم که خوشبخت هستند سخت است .


* زوربای یونانی | نیکوس کازانتراکیس | ترجمه محمد قاضی
سید علی تقوی این را خواند
حمید رضایی این را دوست دارد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
من فیلمشو چند روز پیش چارسو دیدم .... خوب بود ...


دختره ... دیدن ادامه » : این یارو خسرو رفیقت 1000 تا دوست داره تو فیسبوک
پیرمرده : 1000 تاااااااا خیلی زیاده
پسره : اینا مجازین واقعی نیستن که حالت بد شه کسی حالتو نمیپرسه
دختره : نه که الان گوربه گور شی دوستات دورتو میگیرن
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
حزب نازی:
حزب از یک گروه کوچک با تمایلات ملی گرایی در آخرین سال‌های جنگ جهانی اول شکل گرفت. ابتدا در برمن گروهی در اوایل سال ۱۹۱۸ با نام کمیته رایگان برای صلح کارگران آلمان (بهآلمانی: Freier Ausschuss einen für deutschen Arbeiterfrieden) اعلام موجودیت کرد. آنتون درکسلردر تاریخ ۷ مارس ۱۹۱۸ در مونیخ شعبه‌ای از این گروه را تشکیل داد. درکسلرقفل سازی ساده و از اعضای ارتش در جنگ اول جهانی بود. وی آتش‌بس تلخ و معاهده ورسای را ظلمی بزرگ به خود و ملت خویش می‌دانست و خواستار مخالفت و تحولی انقلابی بود. درکسلر با معاهده ورسای و حرکت تدریجی اطرافیان خود به سمت مارکسیسم و کمونیسم مخالف بود. او ملت آلمان را ملتی آزاد و قدرتمند می‌دانست و نمی‌توانست ذلت وارد شده بر ملت خویش را تحمل کند. درکسلر وضعیت خشونت‌ها و بی‌ثباتی‌ها را نتیجه روی کار آمدن جمهوری دست نشانده سرمایه داران یهودی آمریکا می‌دانست. او جمهوری وایمار را خارج از طبقات فرودست و در خدمت سرمایه داران می‌خواند.

در ... دیدن ادامه » تاریخ ۵ ژانویه ۱۹۱۹ درکسلر به همراه گوتفرید فدر و دیتریش اکارتو کارل هارر و بیست کارگر دیگر از راه آهن مونیخ به بحث درباره ایجاد حزبی مستقل از کمیته رایگان برای صلح بر اساس اصول سیاسی که درکسلر بیان کرد بحث کنند. این گفتگو سرانجام به تاسیس حزب انجامید. درکسلر پیشنهاد کرد نام حزب سوسیالیست آلمان باشد اما کارل هارر مخالف بود و درکسلر را متقاعد کرد که ایجاد حزبی با نام سوسیالیست آلمان ممکن موجب شود تا در افکار عمومی به عنوان یک حزب مارکسیستی یا کمونیستی شهرت پیدا کند. پس پیشنهاد کرد تا نام حزب کارگران آلمان تغییر پیدا کند. آنها همچنان بر استفاده از واژه سوسیالیسم برای معرفی حزب خود استفاده می‌کردند اما سوسیالیسم را به معنی رفاه اجتماعی می‌خواستند نه یک حکومت سوسیالیستی افراطی. حزب به سرعت پیشرفت کرد و به رقیبی برای احزاب قدرتمند آلمانی از جمله حزب سوسیال دموکرات آلمان و حزب کمونیست آلمان(به اختصار: KPD) تبدیل شد. حزب کارگران آلمان به صراحت اعلام کرد که با بولشویک‌ها و هر حزبی که در پی منافع کشورهای خارجی یا سازمان‌های بین‌المللی باشد مخالف است

DAP (حزب کارگران آلمان) یک گروه کوچک با ۵۵ عضو بود. اما دولت وایمار که فعالیت‌های حزب را مشکوک به براندازی تلقی کرده بود جاسوسانی را به درون حزب فرستاد.آدولف هیتلر که اکنون مامور اطلاعاتی ارتش بود به حزب پیوست تا در نزدیک تحولات حزب را گزارش دهد. او کم‌کم با دیدگاه‌های حزب آشنا شد. همچنین هیتلر قدرت سخنوری خوبی داشت و به یکی از سخنگوهای ماهر حزب تبدیل شده بود. در میان اعضای اولیه حزب می‌توان به رودلف هس، هانس فرانک و آلفرد روزنبرگ اشاره کرد که بعدها همگی در سمت‌های بالایی مشغول به فعالیت شدند. هیتلر اکنون جذب حزب شده بود و نه تنها مخالفتی با حزب نداشت بلکه به یکی از ستون‌های اصلی حزب تبدیل شده بود. هیتلر از سازمان اطلاعات ارتش خارج شد و به اعضای حزب پیوست او در اولین قدم تعداد افراد حزب را برای شماره گذاری از عدد ۵۰۰ شروع کرد بدین ترتیب اعضای حزب به جای آنکه ۵۵ اعلام شود ۵۵۵ نفر اعلام شد. این اولین و بزرگترین تبلیغ برای حزب بود. DAP (حزب کارگران آلمان) به وسیله یک کمیته هفت نفره اداره می‌شد. هیتلر توانست به کمیته هفت نفره راه پیدا کند. دومین اقدام هیتلر تغییر نام حزب در ۲۴ فوریه ۱۹۲۰ بود اکنون واژه سوسیالیست ملی هم به نام حزب افزوده شد و بدین صورت حزب با نام ملی کارگران سوسیالیست آلمان (به اختصار: NSDP) معرفی شد. هیتلر کشف کرد که سخنوری بسیار خوب است او در مراسم‌های مختلف سخنرانی می‌کرد و سخنان آتشین و ملی گرایانه او به جذب هرچه بیشتر کمک بزرگ می‌کرد. درکسلر دیگر در خود توان رهبری حزب را نمی دید زیرا حزب روز به روز بزرگتر و قدرتمند تر می‌شد و او باید فردی لایق را به جایگزینی خود انتخاب می‌کرد. هیتلر در ۲۸ ژوئیه ۱۹۲۱ به عنوان رهبر حزب از سوی درکسلر معرفی شد. هیتلر توانست درکسلر را متقاعد کند که هیئت هفت نفره مدیریت حزب لغو شود بنابراین درکسلر موافقت کرد که هیئت هفت نفره لغو شود. بنابراین هیتلر به عنوان رئیس جدید حزب توانست برنامه‌های خود را بدون مزاحمت اجرا کند. اولین اقدام هیتلر پس از ریاست تشکیل گروه شبه نظامی حزب به نام اس آ بود. هیتلر در اولین قدم اعلام کرد که دو هدف کلی در حزب دارد اولین هدف پیشرفت آلمان و دومین هدف مقابله با دشمنان درجه اول آلمان یعنی فرانسه - انگلیس و شوروی که در چنگال سرمایه یهودیان اسیر هستند. هیتلر در قدم بعدی صلیب شکسته به عنوان نمادی آریایی را به عنوان نماد حزب انتخاب کرد. در طی سال‌های ۱۹۲۱ و ۱۹۲۲ حزب رشد قابل توجهی داشت.
در ژانویه ۱۹۲۳ فرانسه منطقه رور صنعتی را در پی پرداخت نشدن غرامت جنگ جهانی اول اشغال کرد این اشغال موجب هرج و مرج شد ویلیام کونو استعفا کرد و تلاش‌های حزب کمونیسم آلمان (KPD) بی نتیجه ماند. در چنین شرایطی که غرور ملی آلمان بار دیگر زیر پا گذاشته شده بود هیتلر با سخنرانی‌های آتشین خود به مخالفت با سیاست‌های دولت پرداخت و همین امر باعث شد تا تعداد اعضای حزب به شدت افزایش پیدا کند و در همین مدت ۲۰،۰۰۰ نفر تا پایان ماه نوامبر به اعضای حزب افزوده شد. در چنین شرایطی اعضای حزب تصمیم گرفتند به کمک ژنرال لودندورف در سالن آبجو مونیخ گرد هم آیی کوچکی بر پا کنند و سپس در اعتراض به وضع کنونی دست به کاری بزنند. این اعتراضات در نهایت ناکام ماند در صبح آن روز یعنی ۹ نوامبر هم تعداد ۲۰،۰۰۰ نفر از اعضا در اعتراض به هرج و مرج به وجود آمده در مونیخ دست به تظاهرات زدند که پلیس بر روی آنها آتش گشود و ۱۶ نفر از آنها کشته شدند. هیتلر، لودندورف و تعدادی دیگر دستگیر شدند و به خاطر آنچه خیانت به دولت و ملت خوانده شد در مارس ۱۹۲۴ محاکمه و به زندان انداخته شدند. در این مدت بود که هیتلر کتاب نبرد من خویش را نوشت و حزب نازی در جریان این فعالیت‌ها ممنوع اعلام شد.
آدولف هیتلر پس از آزادی دوباره اقدام به تجدید سازمان کرد. اما متعهد شد که گروه شبه نظامی حزب را منحل کند و اقدامی علیه دولت وقت انجام ندهد. البته هیتلر با کمک هاینریش هیملر اس اس را در آوریل ۱۹۲۵ تاسیس کردند و همچنین تمرکز بیشتری در جذب زنان در حزب گرفتند. به تدریج وضعیت حزب رو به وضعیت عادی بود. رودلف هس به عنوان جانشین آدولف هیتلر در حزب منصوب شد. به تدریج افرادی مانند یوزف گوبلز و هرمان گورینگهم فعالیت خود را در حزب آغاز کردند. در این دوره بیشترین اعضای حزب را کارگران بی‌کار تشکیل می‌دادند و همچنین شعار معروف حزب به نام سلام هیتلر (Heil Hitler) نیز در همین سال تصویب شد.
ناتوانی احزاب دموکرات در حل و فصل مشکلات داخلی حزبی و تشکلیل یک جبهه قوی و همچنین روی گردانی مردم از احزاب کمونیستی و در راس آنها حزب کمونیست زمینه را برای یکه‌تازی حزب هیتلر فراهم می‌کرد. در سال ۱۹۳۱ و ۱۹۳۲ بحران سیاسی به وجود آمده بود. هیتلر توانست با برنامه‌های دقیق اقتصادی که ارائه می‌کرد و همچنین با وعده لغو معاهده ورسای تعداد بسیاری از مردم را به سوی خویش جذب کند. هیتلر همچنین آشکارا یهودیان را دلیل ورشکستی‌های مداوم اقتصاد آلمان می‌دانست و همچنین مدام از قدرت گرفتن کمونیست‌ها و افکار ضد خدای آنها به مردم اخطار می‌داد. در تاریخ ۲۰ ژوئیه ۱۹۳۲ انتخابات رایشس‌تاگ صورت گرفت و حزب نازی ۳۷،۴٪ کل آرا را به خویش اختصاص داد و به بزرگترین حزب رایشس‌تاگ تبدیل شد


بسیاری از سران نازی یا در طول جنگ کشته شدند یا در دادگاه‌های نورنبرگ محاکمه شدند یا به کشورهای خارجی گریختند و سعی کردند با هویت جعلی به وطن بازگردند که در بسیاری از مواقع دستگیر شدند. آلمان به دو قسمت شرقی و غربی تقسیم شد. کمونیست‌ها در شرق آلمان می‌توانستند انتقام خود را از حزب نازی بگیرند اما در غرب هنوز هم می‌شد در سیاست مردم آلمان میهن پرستی را دید. در سال ۱۹۴۹ تلاش‌هایی برای ایجاد دوباره احزاب ملی‌گرا انجام شد که مهمترین آنها ایجاد حزب رایش آلمان (به اختصار: DRP) بود که شامل پنج نفر از نازی‌های سابق بود اما این حزب پس از شکست‌های متوالی در سال ۱۹۵۳ منحل شد. پس از آن حزب دموکرات ملی آلمان تشکیل شد که همچنان به فعالیت ادامه می‌دهد اما چندین بار دادگاه قانون اساسی فدرال آلمان تلاش کرده است با عنوان نئو نازی بودن از فعالیت این حزب جلوگیری کند و هر بار موفق به اثبات و انحلال این حزب نشده است. تا سال ۲۰۰۴تعداد ۵،۳۰۰ نفر عضو این حزب شده‌اند و بیش از ۵٪ از کرسی‌های مجلس فدرال آلمان را نیز به خود اختصاص داده است.

عمدتاً اعضای حزب که علاقه به فعالیت‌های نظامی داشتند در وافن اس اس مشغول می‌شدند. افراد ارتش حق عضویت در حزب را نداشتند. به طور خاص گروه‌های شبه نظامی برای کنترل تجمعات، جشن‌ها و حفاظت از رهبران حزب‌ها تشکیل می‌شدند. گروه اس آ اولین گروه شبه نظامی حزب بود، سپس اس اس ایجاد شد و پس از آن گروه جوانان هیتلری و سپس گروه‌های کوچکتری مانند NSFK و NSKK ایجاد شد.

پرچم نازی از یک صلیب شکسته به عنوان نماد آریایی و همچنین رنگ‌های قرمز، سیاه و سفید استفاده شده بود که گفته می‌شود به نمایندگی از خون و خاک است و تعریفی دیگر از پرچم رایش دوم است. صلیب شکسته به نمایندگی از سمبول‌های آریایی و نشان نژاد آریایی و همچنین ترکیب رنگی که گفته شده بر گرفته از پرچم طراحی شده در سال ۱۸۷۱ متعلق به رایش دوم. عقاب آلمانی در واقع بر گرفته از نمادهای قدیمی آلمان است که در بالای صلیب شکسته در حلقه برگ‌های بلوط ایستاده است. هنگامی که سر عقاب به سمت چپ خود نگاه می‌کند نماد حزب نازی و در مقابل هنگامی که به سمت راست خود نگاه می‌کند سمبل آلمان است.

» تا ۳ پاسخ



۱۱ اسفند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
" بعضی اوقات نحوه ی مردن مردم منو میکشه"
مرگ، کتاب دزد
محمد طاها محمدی این را دوست دارد
عالی
این که یک کودک آن هم نه کودکی که در شرایط معمولی زندگی می کند کتاب خواندن را با کتاب اداب کفن و دفن شروع کند و انقدر به مطالعه علاقمند شود که حتی دست به دزدی کتاب بزند واقعا ایده خاصی است.
۲۰ بهمن
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
با سلام
کتاب به اشتباه نویسنده استاد کزاری درج گردیده است.
اصلاح بفرمایید
با عرض سلام و وقت بخیر

سپاس از توجه شما اصلاح شد.
۲۳ بهمن
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
مطمئن بود تنهایی سرنوشت همه ی آدم هاست . منتهی خیلی ها آن را پنهان می کنند ؛ با چیزهایی که وجود ندارد آن را می پوشانند که یکیش هم لابد عشق است .

* سپیده دم ایرانی | امیرحسن چهل تن


این ... دیدن ادامه » ملت حرکت دست جمعی بلد نیست ، متعادل نیست و از حفظ توازن عاجز است ؛ ظرافت در رفتار را نمی شناسد و اینها همه بخاطر این است که هیچ وقت امکان رقصیدن نداشته است .

* سپیده دم ایرانی | امیرحسن چهل تن
Majid Abouzar این را دوست دارد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
با خلاصه ای که از این کتاب خوندم بنظرم رسید که این کتاب همان کتاب معروف دوازده داستان سرگردان ترجمه ی بهمن فرزانه باشه . . . این قسمت
از داستان « سفر بخیر، آقاى رئیس جمهور» از کتاب حاضر می خوانیم :

« ... دیدن ادامه » روى نیمکتى چوبى زیر برگ‌هاى زرد پارک خالى و خلوت نشسته بود و قوهاى خاکسترى‌رنگ را تماشا مى‌کرد و هر دو دستش را روى دسته نقره‌اى عصایش تکیه داده بود و به مرگ مى‌اندیشید. در نخستین دیدارش از ژنو، دریاچه آرام و روشن بود با مرغان دریایى اهلى که از دست مردم غذا مى‌خوردند و زنانى با آن یقه‌هاى چین‌دار و چترهاى آفتابى ابریشمى، که چشم به راه مشترى بودند و به پریان ساعت شش بعدازظهر مى‌ماندند. اکنون تنها زنى که در دیدرسش بود، زنى بود که روى اسکله خالى گل مى‌فروخت. برایش قبول این واقعیت بسیار دشوار بود که زمان مى‌تواند، نه تنها در زندگى او که در تمامى دنیا این همه تباهى پدید آورد.

او هم یکى دیگر از آدم‌هاى ناشناس این شهر، شهر ناشناسان برجسته بود. کت و شلوار سورمه‌اى راه‌راه به تن داشت با جلیقه زرى‌دوزى شده و کلاه شق ورق یک قاضى بازنشسته و سبیل خودنماى یک تفنگچى، موى پرپشت و کبود پیچ‌پیچ رمانتیک، دست‌هاى یک نوازنده چنگ با حلقه ازدواج مردى زن‌مرده در انگشت دست چپ و چشم‌هایى پرنشاط. تنها فرسودگى پوست بود که از ناسلامتى‌اش خبر مى‌داد...»

عینا در کتاب دوازده داستان سرگردان موجود است
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
احساسات دروغی آنها مرا می زد،همه شان گوشت تن مرا می طلبیدند.در صورتی که من آرزو می کردم روح خودم را نثار کنم،جسمم را می خواستم به کسی ببخشم که روح مرا اسیر کند.
فهیمه سلیمی این را خواند
محمد فلاح ، شیدا بخشی و مجید حاج حسینی این را دوست دارند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
کتاب به شدت ضد مردان نوشته شده است تا حدی که در هنگام مطالعه ی آن گاهی از مرد بودن خود احساس ناراحتی در من ایجاد شد.اما یکی از مزیت های این کتاب ایرانی بودن نویسنده است که هم از مشکلات اجتماعی ایران صحبت می کند هم اینکه صحنه سازی ها بسیار نوستالژیک هستند.
فرشته حسین پور و مجید حاج حسینی این را دوست دارند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
آدم نمی تواند در چنین دنیایی بچه دار شود . نمی تواند رنج را امتداد دهد ، یا بر نسل این حیوانات شهوت ران بیافزاید ، حیواناتی که احساساتشان پایدار نیست ، دستخوش هوا و هوس و نخوت اند .

* خانم دالاوی - ویرجینیا وولف

همیشه ... دیدن ادامه » به نظرش می آمد که زندگی کردن ، ولو برای یک روز ، بسیار بسیار پر خطر است .

* خانم دالاوی - ویرجینیا وولف


تجربه ی کلاریسا این بود که وجد مذهبی آدم ها را بی عاطفه می کرد ( همین طور آرمان داشتن ) .

* خانم دالاوی - ویرجینیا وولف


آدم تنها است . مرگ مانند یک آغوش است .

* خانم دالاوی - ویرجینیا وولف

روژیتا احمدی این را خواند
فرشته حسین پور این را دوست دارد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
عنوان اصلی کتاب،"جنس بی مصرف" یا"جنس بی فایده"هست که به تصمیم مترجم وناشر،باعنوان"جنس ضعیف"به چاپ رسیده. کتاب،گزارشی ازوضعیت زنان درجهانه که توسط اوریانا فالاچی،طی سفرهاش به برخی نقاط مختلف جهان ازجمله کشورهای پاکستان،هند،ژاپن و سنگاپوربه ثبت رسیده....
کتاب جالبیه و خوندنش خالی از لطف نیست.البته مگه میشه کارای فالاچی ... دیدن ادامه » بد باشه؟!:))
مهدیه :) این را خواند
parisa zendebudi این را دوست دارد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
صفحه 1 از 10