:  نشر نی
:  ۸۲۰
دیوار این ناشر | کل دیوار
دیوار شهر کتاب، دیواری‌است برای گفت‌وگوی علاقمندان به کتاب و کتابخوانی و نوشتن درباره علاقه‌مندی های مشترک
برای نوشتن و فعالیت در دیوار شهر کتاب به سیستم وارد شوید
به نظرم لذت خوندن کتاب در قیاس با فیلم اینه که با کتاب شما به درونیات افراد وارد میشید و میتونید فرد رو حس کنید و انگیزه شو درک کنید انگار با اون شخصیتها زندگی میکنید.
این کتاب اصلا چنین چیزی نداره ، فردی خانه ای اجاره میکنه و از خدمتکار راجع به گذشته ساکنان اون خونه سوال میکنه و خدمتکار به اندازه 400 صفحه حرف میزنه ، قالب کتاب بیشتر شبیه ... دیدن ادامه » صحبتهاییه که روزمره درباره زندگی دیگران میشنویم.
فلانی این کار و کرد و بمانی اینطور گفت و من فلان حرفو زدمو و اون برگشت اینو گفت و ... همینطور ادامه داره
توصیه به خوندنش نمیکنم
رضا صادقی این را خواند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
...اما کاپیتودرست پیش از انکه پدرش در چارچوب در ظاهر بشود،یکباره، ناغافل، لب بر لب من گذاشت و چیزی را که سرسختانه دریغ می کرد به میل خود به من داد.باز هم تکرار میکنم: وجود ما معمایی است...
رضا صادقی این را خواند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام. آیا این نسخه با نسخه های قدیمی تر فرق دارد یا صرفا تجدید چاپ شده است! ؟
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
تو باید یاد بگیری سکوت رو گوش کنی. روی تخت خواب دراز بکش... چشمات رو ببند... و فقط به سکوت گوش کن... باشه؟ تو باید تصور کنی که این سکوت صدای منه، که این سکوت خود منم. میفهمی؟ همینجوری بمون و تکون نخور، این سکوتی که نوازشت میکنه خودِ منم... آروم باش... من با توام... گوش کن..
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
این نمایشنامه فوق العادست خوندنش پیشنهاد میشود
علیرضا اعرابی این را خواند
نیلوفر ثانی این را دوست دارد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
پرده اول نمایش از آنجائی شروع می شود که اِما و جری در بار مشغول نوشیدن بودند. هر دوی آنها به مدت پنج سال با هم زندگی مشترکی را در خانه ای به دور از چشم همسران و فرزندانشان تجربه کردند و حالا بعد از دو سال دوری دوباره هم را می دیدند. هر دوی آنها در جوانی عاشق ادبیات و سردبیر دو مجله شعر بودند و از آن زمان نامه های پور شوری درباره ادبیات برای ... دیدن ادامه » هم می فرستادند. بعد جری با جودیت که یک پرستار و اِما با رابرت که ناشر معتبری بود ازدواج کردند . جری دوست صمیمی رابرت بوده و نویسندگان جوان و خوش آتیه را برای او کشف و معرفی می کند.اما زندگی آنها را به مسیر دیگر هدایت کرد.
روال داستان سیر معکوس دارد و از زمان حال به گذشته حرکت می کند و جریان این خیانت را از انتها به آغاز نمایش می دهد.
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
بسم الله
نمایشنامه ای غمناک درباره ون گوگ که به خوبی نمایانگر بیماری ون گوگ , نگرشش به دنیا و همچنین عکس العمل دیگران به یک انسانی اینچنینی...
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
بسم الله
نمایشنامه ای غمناک درباره ون گوگ که به خوبی نمایانگر بیماری ون گوگ , نگرشش به دنیا و همچنین عکس العمل دیگران به یک انسانی اینچنینی...
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
کتابی بسیار خوب و خواندنی. طی دو سال، شانزده بار تجدید چاپ گردیده است.(نام کتاب: ما ایرانیان- نشر نی 1394 چاپ اول- نویسنده: مقصود فراستخواه- سال 1396 چاپ شانزدهم)

کاملا منطبق با ترتیب صحیح روش انجام پژوهش و تحقیق علمی٬ و با ارجاعات به رفرنسهای بسیار زیادی نوشته شده است. ریشه‌ یابی‌ علل را منطقی و به دور از احساسات غربزدگی یا وطن‌ پرستانه٬ بررسی و بیان کرده است.

توصیه ... دیدن ادامه » می شود که این کتاب را همگان با صبر٬ حوصله٬ با دقت و به دور از تعصب مطالعه نمایند و خواندن آن را به دیگران نیز پیشنهاد کنند.

با توجه به محدودیت‌های موجود٬ تقریبا همه گفتنی ها را به روشی علمی مطرح نموده است. راهکارهای برطرف کردن عیوب خلقیات ایرانیان را هم با توجه به محدودیتهای نویسنده در ایران٬ کاملا به خوبی و تقریبا واضح و زیرکانه در ضمن کتاب نمایان ساخته است.

همچنین خواننده محترم لازم است بسیار به این نکته توجه داشته باشد که این کتاب را یکی از محققان برتر داخلی در این برهه زمانی نوشته و حتی با توجه به محدودیت های فروان٬ همه گفتنی ها را متهورانه بیان کرده حتی راه حلها را. بنابراین ایراد یکی از دوستان در دیوار نوشته قبلی٬ کاملا نابجاست. شما نگاه کنید که در چه زمان و مکانی این تحقیق علمی انجام شده است. نویسنده محترم و فرهیخته که در خارج از ایران زندگی نمی کند.

این کتاب نسبت به اکثر کتب مشابه و مطرح در این زمینه به طور جامع تر٬ علمی تر و مدرن تر و با روش کاملا تحقیقی و پژوهشی به این موضوعات مهم و اساسی پرداخته است و از اکثر قریب به اتفاق دیدگاهها و مراجع دیگر نوشته شده تا کنون، نیز استفاده کرده و همه آنها را به تفسیر و نقد نشسته است.

البته بسیار بهتر است که کتب سایر نویسندگان محترم در این زمینه که کم هم نیستند نیز مطالعه شوند و از زوایای دیگر (علمی و حتی غیرعلمی اما با تاکید بر نگرشی خاص) به این موضوعات نگریسته شود.

در ضمن یک ساختمان عظیم الجثه فرهنگی ویران را در زمانی کوتاه و با امکانات و نیروی انسانی اندک آن هم با کارآمدی کم که نمی توان ساخت و حتی بازسازی آن روی خرابه های کج و سست نیز دردی را دوا نمی کند. همه باید دست به دست هم بدهند٬ آن هم در طول چندین نسل. این گوی و این میدان .

تصور بر این است که سرنوشت ایران و ایرانیان همین است. بعید است با این اوصاف جامعه امروزی بتوان به تحول فرهنگی صحیحی دست پیدا کرد که در راستای آن٬ راه برای سایر پیشرفتها هموار گردد.
دوستان موقع معرفی کتاب لطفا علاوه بر نام کتاب ها مشخصات نویسنده و ناشر رو هم بفرمایید تا تشابهات اسمی باعث گمراهی نشه.
۱۴ تير
دوست محترم٬ اضافات مورد نظر٬ صورت پذیرفت. در ضمن به دوستان محترم یادآوری می‌شود که در هر دیوار نوشته اگر روی نام کتاب دیوار نوشته کلیک شود به صفحه مربوط به مشخصات کامل همان کتاب و سایر دیوار نوشته های آن کتاب وارد می شویم.
۱۴ تير
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
به نظرم حتما بخونید
خیلی درس داره
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
مــانفرد(در پاسخ به اسقف کلیسای سنت موریس که از او می خواهد توبه کند و آرامش را از راه دین بجوید):

«آنچه گفتی شنیدم و پاسخ من این است:هر آنچه من بوده ام و یا هستم میان خودم و آسمانهاست, من میرایی دیگر را بین خود و آسمانها میانجی نمی کنم.»
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
دِرهَم و خاکت به سر:
کار ترجمه میان ایرانیان و عربان، ناگزیر بود، زیرا اگر از این طریق تفاهم حاصل نمی‌شد، دیگر هیچگونه عهدنامه و قرارداد هم میان جنگجویان میسر نمی‌گردید. اما شگفت آنکه در این باره، روایات متعددی موجود نیست.
یکی از کهن‌ترین روایت‌هایی که در این باره می‌شناسیم به سلمان فارسی مربوط است. اصولاً سلمان را نخستین مترجم از عربی به فارسی پنداشته‎اند. ماجرای مترجمی او زمانی رخ داد که به سرکردگی سپاهیان عرب، به شهری از شهرهای ایران رسید و به مردم آن پیشنهاد «جزیه» (مالیات سرانه) داد. چون مردم شهر از او پرسیدند جزیه چیست، به زبان فارسی گفت: «درم و خاکت به سر».
این ... دیدن ادامه » روایت، ساختگی به نظر می‌آید، زیرا ایرانیان از دیرباز با این کلمه آرامی آشنا بوده‌اند و پس از اسلام هم آن را به شکل فارسی کهن «گزیت» در آثار خود به کار برده‌اند. اما ترجمه منسوب به سلمان، همه آن تلخی زهرآگین شکست و همه خواری‌ها و درماندگی‌های پس از آن را به شیوایی تمام بازمی‌تاباند. این روایت حتی اگر جعلی هم باشد، باز نشان می‌دهد که در ذهن مردان قرن‌های نخست، ایرانیان از عربی و اسلام و آئین‌های مربوط به آن هیچ نمی‌دانستند و برای ایجاد تفاهم از مترجم گریز نبود.
رباب قاسمی این را خواند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
لطفا توضیح
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
نویسنده در این کتاب در312 صفحه میخواد به خواننده ثابت کنه که "نطریه ی بازیها" که نطریه ایست در علم ریاضی می تواند در علوم مختلف علی الخصوص علوم اجتماعی مفید واقع شود.شخصا از اواسط فصل اول این موضوع رو قبول کردم و تا آخر کتاب بارها و با هر دلیلی که نویسنده می آورد به غلط کردن می افتادم که "آقا به خدا ما قبول کردیم"....در کل کتاب جذابی ... دیدن ادامه » نیست چه خود کتاب چه ترجمه ی نه چندان جذابش....فقط به دانشجویان ریاضی،فیزیک و علوم مهندسی توصیه اش می کنم...اونم نه به عنوان کتابی که بشه در اوقات فراغت خوند بلکه کتابی که میتونه بهتون نشون بده دانشمندان موفق چه قدر مطالعه داشتن و چقدر از علوم مختلف غیر مربوط به رشتشون اطلاع داشتن.
علی عنایتی این را دوست دارد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
التماس کردم: خدایا، غم و غصه‌های کوچک روزانه را از من نگیر. خدایا، بگذار هم‌چنان از زندگیم گله‌مند باشم، و به حال و روزم لعنت بفرستم، نامه‌هایم را جواب ندهم، و موجب عذاب دوستانم باشم. باید قسم بخورم که اگر از این مصیبت خلاصم کردی آدم بهتری می‌شوم؟ خدایا، هردومان، چه من چه تو، می‌دانیم که کسی پای‌بند این‌جور قسم‌های زورکی نمی‌ماند، ... دیدن ادامه » خدای بزرگ، پس باج سبیل از من نخواه، و سعی نکن از من قدیسی بسازی. آمین
سیدمحمدحسین طباطبایی بالا این را خواند
حسام فولادی این را دوست دارد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام

http://www.bookcity.org/detail/8847/root/meetings این لینک مربوط به کدام آثار ازیشان است.
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
من خودم را در آغوش گرفته ام, نه چندان با لطافت , اما وفادار , وفادار.

متن هایی برای هیچ/ ساموئل بکت
فرزاد تاران این را خواند
S.Ahmad Ardi ، Asal Shams و Majid Abouzar این را دوست دارند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
مارکارآلکسیویچ
آه دوست من
بدبختی یک بیماری واگیردار است. آدم های بیچاره و بدبخت باید از هم دوری کنند تا بدبختی شان به هم سرایت نکند و بیشتر نشود.
من ... دیدن ادامه » چنان بدبختی ای به سر شما آورده ام که پیشتر به عمرتان در این زندگی محقر و در انزوایی که دارید ندیده بودید .
همه این ها مرا عذاب می دهد و از غم و غصه دارم می میرم......
بیچارگان-داستایوفسکی-صفحه 114
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
ماریان با حرارت گفت : از این اصطلاح هیچ خوشم نمی­ آید. از عبارت­های پیش­ پا افتاده­ ای که برای مزاح می­گویند بدم می­ آید.تور زدن و دل بردن از همه بدتر. زمخت و عوامانه­ است.اگر هم یک زمانی هوش و ذکاوتی برای این الفاظ خرج شده باشد، حالا دیگر مدت­هاست که لطف­شان را از دست داده­ اند.
سر جان از این انتقاد زیاد سر درنیاورد، اما از ته دل خندید.
... دیدن ادامه »
مجید حاج حسینی و فرشته حسین پور این را دوست دارند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
این روزها ظاهراً سرنوشت ما گم‌شدن، حبس‌شدن، خفه‌شدن، تحت تعقیب بودن و بردگی است. تنها چیزی که برامان مانده این است که نیهیلیست بشویم و هر ایدئولوژی را که وعده‌ی راه‌حلی می‌دهد انکار کنیم. وقتی جواب همه چیز از لوله‌ی مسلسل بیرون می‌آید چه فایده‌ای دارد که دنبال راه‌حل صلح‌آمیز بگردیم؟
حکومت نظامی
خوزه دونوسو
حدیث مرادزاده این را خواند
امید نیک بخت و آرمان حیدری ارجلو این را دوست دارند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
بهترین کتابی که در تمام عمرم خواندم...هیچ عشقی به اندازه عشق هیت کلیف و کاترین عمیق نیست
بی‌ احساس رنج حتی شادی را نمی توان بیان کرد . اما رنج سر چشمه نیست زیرا به خودی خود کور است و جز این بسیار چیز‌های دیگر می‌‌خواهد تا حتی خود رنج بیان شود و از آن میا‌‌ن یکی بیزاری از رنج است و شاید یکی هم عشق به آن . چون عشق همیشه شیفتگی و ستایش نیست .‌ای بسا که با نفرت و گریز و بسیار حالت‌های دیگر توام است . چه کسی‌ میتواند در باره روح انسان فرمولی بیابد و نابینا و سطحی نباشد .

انسان می‌‌میرد و نام و نشانش از یاد‌ها میرود ولی‌ انسانیت ماندگار است و دست روزگار نمیتواند آن را برباید .

خدایا ... دیدن ادامه » تو که می‌توانی آن بهشت کذائی را بیافرینی چرا ما را اسیر چنین جهنمی کرده‌ای . به تو هیچ امیدی نیست . هر چه هست در من است به شرط‌ها و شروط‌ها .

در زند‌گی لحظاتی هست که آدم می‌‌بیند عمرش ‌یک باره فرو میریزد . مثل خانه‌های مقوایی کودکان که با تلنگری هوار میشود . آدم به کمرگاه کوه نرسیده باید برگردد و مثل سیزیف راه رفته را از سر بگیرد.

انسان همیشه از گذشت ایام و رسیدن پیری و مرگ شکوه دارد ولی گاه این گذشت را به هر بهایی میخرد.

برای مردگان نه‌ باغ‌ای هست و نه‌ بیابانی . بهار و پاییز و شب و روز یکسان است . زیرا انسان که نیست شد همه چیز هیچ است و در هیچ تفاوتی نیست . ولی‌ زند‌گی دست به دست میشود و انسان هرگز به تمام نمی میرد . شخص او میرود و جوهر زند‌گی او در پیکری و جامه‌ای دیگر حلول می‌کند . ما امروز میراث دار بسیار بسیار مردمانیم که آمدند و به ما سپردند و رفتند تا ما به که بسپاریم .

گاه به گاه به زند‌گی مادرم و به خصوص آرزو‌های ناانجام او می‌اندیشم و افسوس می‌‌خورم . احساس می‌‌کردم که سمی بی‌ پایان مثل هوا ما را احاطه کرده و ما را با دست‌های بسته به قربانگاه می‌‌برند . حتی گاه مجال فریادی و اعتراضی نیست .

همیشه فکر می‌‌کردم که اگر خدایی باشد پیش از همه در وجود مادران است و در ‌یک کلام انسان خدای خود است .

هر قدم که در راه زند‌گی بر می‌‌داریم به پیشباز مرگ می‌‌رویم و از همان لحظه که به دنیا می‌‌آییم برای مردنیم . مرگ در باطن زند‌گی است و به اندازه زند‌گی عادی است ولی‌ این همه پدیده عجیبی‌ است که انگار همه چیز را دگرگون می‌کند .

آن وقت‌ها که توده‌ای بودم رضا شاه برایم رضا قزاق بود ولی‌ حالا نه‌ . مردی ‌ست با نقاط ضعف و قوتش مثل بسیاری از کسان دیگر .

دو و سه روز دیگر به تولوز می‌‌روم . این جا هم اگر به بعضی‌‌ها بر نخورد مثل میهن عزیز خودمان خر تو خر است . خیال کرده اند من مهندسم و چهار ماه کار آموزی در تاسیسات هیدرو لیک تولوز برایم مقدر کرده اند . گفتم آقا من مهندس نیستم . گفت هستی‌ . اصرار کردم تازه نگاهی‌ به پرونده‌ام و نامه‌ای که نوشته بودم کرد . یارو قبول کرد که اشتباه شده .

این جا به ‌یک ایرانی‌ برخوردم که کارمند سازمان آب کرمانشاه است . مصاحبت او خودش مکافاتی است . فرانسه شکسته بسته‌ای می‌‌داند که بهتر است بگویم نمی داند . زورکی سلام و علیک می‌‌کند و بعضی‌ از حرف هآش را هم حالی‌ می‌کند . تازه با همین زبان بریده ش به هر زنی‌ می‌رسد سلامی‌ می‌‌پراند . مثل شکارچی بی‌ سلاحی است که لای بوته‌ها و تیغ‌ها را می‌‌گردد . فقط آمده است که پایین تنه را از عزا در آورد و برگردد و جز این نه‌ حرفی‌ می‌‌زند و نه‌ حرفی‌ می‌‌شنود .

امروز صبح رفتم کلیسا . اخر امروز روز یکشنبه است . کشیش نامه پولس رسول به قرنتیان خواند و سپس وضی کرد سراسر لاف معجزات مسیح و دستگیری از بینوایان و درماندگان هم چاشنی‌ آن بود . برای این مردمی که شکمشان سیر است هفته‌ای ‌یک بار صحبت از بینوایان و درماندگان تفریح دلپذیری است . وگرنه بی‌ نوائی را فراموش می‌‌کنند و در نتیجه از لذت روحی نعمتی که دارند بی‌ نصیب می‌‌مانند . به خصوص که شنوندگان همه از طبقه متوسط بودند . آن‌هایی‌ که باید قدر فراخی و آسودگی را بدانند . همه خاموش و آرام گوش می‌کردند و صدا از کسی‌ در نمی آمد . فکر کردم چه مردم متمدنی آدم حظّ می‌‌کند . حال اگر در مسجد‌های ما بود یکهو یکی خر مگس معرکه می‌‌شد . ایهالناس شش سر نان خور دارم روی دیدن زن و بچه را ندارم . پول چهار تا نان ... اما اخر این آدم‌ها این جوری هم ندارند ، اگر داشتند بیش تر داداش در می‌‌آمد . اما در هر حال ما هم بد جانور‌های هستیم . مثل دسته گًل توی کثافت خودمان غوطه میخوریم .

آدمیزاد ‌یک بار به دنیا می‌‌آید اما در هر جدایی ‌یک بار تازه می‌‌میرد . مرگ دردی است که درمانش را با خود دارد ، چون وقتی‌ برسد دیگر دردی نمی ماند تا درمانی بخواهد .











































































برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
- هیچ چیز آنطور که فکر می‌کردیم نیست. تصادف و اتفاق حکمفرماست. همه چیز می‌تواند طور دیگری باشد. همه‌ی آن چیزهایی که استوار، ارزشمند و خوب می‌دانستیم، می‌توانند ناگهان از میان بروند. زمین محکمی زیر پایمان نیست. نه در اینجا و نه در هیچ جای دیگر این دنیا در خانه خود نیستیم.
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
- انسان همانقدر از تردید و دودلی بیزار است که طبیعت از خلا.
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
- گرچه نفس مرگ آدمی را نابود می کند، اندیشه ی مرگ نجاتش می دهد. مرگ مانند واسطه عمل می‌کند و انسان را از یک مرتبه‌ی هستی به مرتبه‌ی والاتری می برد: از مرتبه‌ی شگفتی وجود چیزها به شگفتی در وجود چیزها. مرگ آگاهی فرد را از مشغولیت‌های فکری پیش پا افتاده دور می‌کند و به زندگی ژرفا، رنگ و بو و چشم اندازی کاملا متفاوت می بخشد.
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
با یادآوری مرگ، فرد به مرتبه ی قدردانی و امتنان از موهبت های بی شمار هستی گام می گذارد. منظور رواقیون هم از عبارت اگر میخواهید چگونه زیستن را بیاموزید، درباره مرگ بیاندیشید همین بوده است.
سبحان معصومی و فرشته حسین پور این را خواندند
اسما بارانی و مجید حاج حسینی این را دوست دارند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
بنظرم خوندن فصل هشتمش از اوجب واجبات است. خصوصن مبحث "تنهایی و ارتباط"
ستار قاسمی راد و فرشته حسین پور این را خواندند
مهرداد شریف این را دوست دارد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
تصمیم به دلیل احساس گناه برای بعضی دشوار ست زیرا این احساس قادرست فرایند خواستن را کاملا فلج کند.
اراده در پرده ای از احساس گناه بدنیا می آید؛ و نخستین بار _به گفته ی رنک_ به صورت اراده ی متضاد رخ می نمایاند.. دنیای بالغ با تکانه های کودک ضدیت دارد و اراده ی کودک نخستین بار برای رویارویی با این ضدیت برانگیخته میشود .
اگر کودک انقدر بداقبال باشد که والدینش بخواهند ابراز همه ی احساسات تکانه ای اورا سرکوب کنند ، اراده اش زیر بار سنگین گناه می ماند وهر تصمیمی را اهریمنی و ممنوع میداند
چنین ... دیدن ادامه » فردی قادر به تصمیم گیری نیست چون احساس میکند حق تصمیم گیری ندارد


روان درمانی اگزیستانسیالیسم
اروین یالوم
سپیده حبیب
محمد صادقی ، علیرضا صفرخانی و پدرام نجفی این را خواندند
فرشته حسین پور این را دوست دارد
امروز دستم رسید، میخام از بعدازظهر شروع به خوندن کنم، خیلی تعریفشو شنیدم
۱۴ مهر ۱۳۹۵
این کتاب یه پروژکتور بزرگ نور رو می تابونه به اعماق تاریک ذهن آدمی....برای من که میتونم بگم بهترین کتابی که در زندگیم خوندم بود
۱۷ آبان ۱۳۹۵
درود دوستان بسیار کتاب سودمندی ست در آموزه هایی کاربردی و قابل تعمق ...
۲۷ آبان ۱۳۹۵
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
صفحه 1 از 6