:  ققنوس
:  ۱۳۳۶
دیوار این ناشر | کل دیوار
دیوار شهر کتاب، دیواری‌است برای گفت‌وگوی علاقمندان به کتاب و کتابخوانی و نوشتن درباره علاقه‌مندی های مشترک
برای نوشتن و فعالیت در دیوار شهر کتاب به سیستم وارد شوید
خنثی قهقه زد.یعنی چه؟ یعنی آدمها را مثل کتاب می خوانی؟ عجب چرت و پرت می بافی به هم.
گفتم: هر انسانی به کتابی مبین می ماند در جوهره اش؛منتظر خوانده شدن.هرکدام از ما در اصل کتابی هستیم که راه می رود و نفس می کشد.کافی است جوهره مان را بشناسیم.فاحشه باشی یا باکره؛ افتاده باشی یا عاصی،فرقی نمی کند؛ آرزوی یافتن خدا در قلب همه ی ما،در اعماق وجودمان ... دیدن ادامه » پنهان است.از لحظه ای که به دنیا می آییم، گوهر عشق را درونمان حمل می کنیم. آن جا می ماند به انتظار کشف شدن. این یکی از قاعده هاست.

صفحه172
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
تصویری بسیار دردناک و در عین حال ساده، میخکوبم کرد.
پدربزرگم را دیدم که مرده است. در سپیده دم مرده بود، یکی از همین صبح‌ها، و من هرگز نگفته بودم که دوستش دارم! هرگز!
الهام ندیمی فر و مژگان خراسانیان این را دوست دارند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
نوشتن در خصوص این کتاب سخته و به نوعی بحث برانگیز
کتاب در مورد افراد مختلفی با رویکردهای مختلف و با شخصیت محوری شمس تبریزی که نمادی از مسلمان عاشقه صحبت میکنه، اگر با دید مسلمان منطقی به کتاب نگاه کنیم ، کتابی پر از کفر میبینیم و شمس را ملحد میشناسیم همانطور که اطرافیان مولوی در قونیه و عالمان آن عصر شناختند، بهمین دلیل صحبت در مورد ... دیدن ادامه » این کتاب سخته، توصیه من به خوندن کتاب پله پله تا ملاقات خدا از دکتر زرین کوب قبل از خوندن این کتابه، دکتر زرین کوب خیلی علمی تر و دقیق تر برخورد شمس و مولانا را تفسیر کرده و بهتر به سوال شمس از مولانا که زندگی مولانا رو زیر و رو میکنه میپردازه، اما الیف شافاک کتابی شیرین و دلچسب ارائه داده که به طور ضمنی انسان دور از اسلام رو بطرف اسلام میکشونه و دیدی مثبت از اسلام ارائه میده، که شاید حقیقت باشه من نمیدونم چون اونقدر در عشق خدا هضم نشدم شاید دست و بال همه ما بسته است شاید نمیدونیم شاید هم هزار دلیل داریم.
- خدا هر لحظه در حال کامل کردن ماست چه از درون چه از بیرون هر کدام ما اثر هنری ناتمامی است هر حادثه ای که تجربه میکنیم هر مخاطره ای که پشت سر میگذاریم برای رفع نواقصمان طرح ریزی شده پروردگار به کمبودهایمان جداگانه میپردازد زیرا اثری که انسان نام دارد در پی کمال است.
ناصر یُلمه این را خواند
ساغر سربی ، Mhrnshhh Gh و بیژن امامی‌پور این را دوست دارند
همتنطور که دوست فرهیخته‌مان اشاره کردند، کتاب پله پله تا ملاقات خدا و اصولا کتابهای مرحوم دکتر عبدالحسین زرین کوب کتب بسیار خوبی هستند. کتاب نقد ادبی ایشان نیز خواندنی است. درباره کتاب ملت عشق نظری نیست.
۰۹ شهريور
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
بعد از اینکه تو یه کار درجه یک شدی،درجه دو بودن دیگه هیچ لذتی نداره
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
این کتابو دو بار خوندم اما هر بار تنها چیزی که در موردش میگم اینه که به معنی کلمه دوسش دارم
این کتاب باید خونده بشه و درک شه.
جنس غم سمفونی مردگان قابل لمس و قشنگه
مینا حشمتی ، Samira Akrami ، علیرضا اعرابی و ناصر یُلمه این را خواندند
مرتضی آریافر این را دوست دارد
با نظرتون موافقم این کتاب خیلی زیباست و دقیقا" جنس غمی که داره ادمو متاثر میکنه
۲۱ مرداد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید

اولش ارتباط برقرار کردن با داستان سخته (مثل سمفونی مردگان شاید) اما بعد دوست داشتنی میشه.
کلا انگار کتاب های آقای معروفی یه درد خاصی داره، سخته اما لطیفه!!!
#داستان_تمثیل
پ.ن: ... دیدن ادامه » شیرازی بودن چی بهتر از این :د
پ.ن: مرسی از دوستم (مایده) که کتابو برام خرید ^^
پ.ن: "بماند برای بعد"
ناصر یُلمه این را خواند
علیرضا اعرابی این را دوست دارد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
کتاب شامل نه داستان مختلفه که دارای اختلاف سطحی هستند . برخی از اون ها بسیار عمیق و زیبان و برخی دیگر از قدرت قلم کمتری برخوردارند . در مجموع پیشنهاد می کنم این کتاب را بخوانید حتی اگر بعضی داستان هاشو دوست نداشته باشید .
روژیتا احمدی این را خواند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
تنها زیانی که هنرمند بودن می تواند برای شما داشته باشد این است که سبب می شود پیوسته اندکی غمگین باشید .
روژیتا احمدی این را خواند
آرش یوسفی و مژگان خراسانیان این را دوست دارند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
ممنون از آقای امین به خاطر قلم زیبا و روان. داستان این کتاب فوق العاده بود. بعد از مدتها یک رمان ایرانی بی نظیر خواندم
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
با آن که گفتنی های بسیار داشتم، ترجیح دادم سکوت کنم. هزار بار تا حالا از حرفهایی که زده ام پشیمان شده ام اما به یاد نمی آورم، حتی بک بار، بابت چیزی که بر زبان نیاورده ام خود را شماتت کرده باشم.(ص 224)
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
یک شاهکار، متنی بسیارعالی - کتابی که فلسفه مدرن را نه به صورت تاریخ فلسفه، بلکه با رویکرد آموزشی و با غور در عمق تفکرات و پیوند دادن نظرات فلاسفه قرن هجدهم، نوزدهم و بیستم به طرز بسیار جالبی، خواننده را با سیر پیشرفت تکاملی و اشتباهات فیلسوفان، موضوعاتی از قبیل: سوژه، ابژه، هستی، وجود و اگزیستانسیال، پدیدارشناسیِ، نقش تاریخ و سیاست و ادبیات در این موضوعات، آشنا کرده و متنی بسیار عمیق و جذاب را برای خواندن رقم زده است که این ویژگیها البته با نام پیش پا افتاده کتاب، چندان همخوانی ندارد.

فلسفه را نه فقط در ۶ ساعت که در ۶ سال هم نمی توان آموخت، اما کتاب فلسفه درشش ساعت و پانزده دقیقه، طرحی تامل برانگیز از برداشت های هشیارانه ویتولد گومبروویچ ، نویسنده لهستانی را درباره برخی از مطرح ترین مباحث فلسفی به دست می دهد.

خواندن ... دیدن ادامه » این کتاب کوتاه( 137 صفحه)، موجز و عمیق، به علاقمندان ریشه‌ها و پیوندهای فلسفه کانت، هگل،‌ شوپنهاور، نیچه، هوسرل، سارتر و هایدوگر اکیدا توصیه می‌گردد زیرا که در آموزش این تفکرات پیچیده بسیار موفق عمل کرده است. البته لازم به توضیح است که کتاب در حقیقت، بیانگر نگرش شخصیِ گومبروویچ به تفکر مدرن و بنیان‌گذاران آن است.

معرفی کتاب:
(نام کتاب: فلسفه در شش ساعت و پانزده دقیقه -
2004-A Guide to Philosophy in Six Hours and Fifteen Minutes

نویسنده: ویتولد گومبروویچ - (1969-1904)Witold Gombrowicz- لهستانی‌تبار- 24 سال خودتبیعیدی به آرژانتین و در نهایت مقیم فرانسه شدن

مترجم: مجید پروانه پور
انتشارات: ققنوس
سال نشر: ۱۳۹۰
تعداد صفحات: ۱۳۷ صفحه)

محتویات کتاب:

به نظر می‌آید که کتاب را درواقع خود گومبروویچ ننوشته است؛ بلکه آنچه در قالب کتاب حاضر جمع‌آوری و ویراستاری شده، یادداشت‌های یکی از دانشجویان حاضر در کلاس‌های فلسفه او بوده که از ۲۷ آوریل 1969 تا ۲۵ مه 1969 برگزار شده است. گومبروویچ حدود دو ماه بعد از تاریخ ظاهری این درس‌ها، بر اثر سکته قلبی در 24 جولای 1969 از دنیا رفت.

به سبب دست‌نوشته بودنِ اصل کتاب و این‌که مطالب آن احتمالا یادداشت‌های دانشجویی گمنام است، بریدگی‌ها، افتادگی‌ها و گاه ابهام‌هایی در آن به چشم می‌خورد. اما پیوستگی و قوام مطالب و روان بودن و چندین نکته دیگر این حدس را در ذهن می‌آفریند که احتمالا کتاب را خود گومبروویچ نوشته است. زیرا تسلط، دقتِ دانش، طنز کلام و تیزی ذهن گومبروویچ در آن نمایان است. در هر صورت، حتی اگر این نوع نوشتن، ترفند گومروویچ باشد، باز هم یک نوآوری در این سطح از آموزش و نوشتن است.


مزایای کتاب:

- ترجمه روان و دقیق آقای مجید پروانه‌پور

- ساده‌نویسی فلسفه مدرن

- سبک بسیار جالب در بیان و پیوند دادن افکار فلاسفه مطرح اخیر همرا با پیامدهای فکری‌شان

- بیان افکار غامض این فیلسوفان به زبانی ساده

- این کتاب شامل شش درس کوتاه است که هر کدام از درس‌های آن در حقیقت یک جلسه درس یک‌ساعته بوده‌اند و نام کتاب نیز به همین جهت انتخاب شده است.

- شروع مطالعه‌ی فلسفه، از آغاز فلسفه‌ی مدرن یعنی فلسفه‌ی کانتی و دکارتی

- این کتاب پر است از پرسش‌ها و جملاتی درباره کابرد فلسفه، نظام‌های فلسفی، زندگی از دید شوپنهاور، نیچه و . . .

- نویسنده حاصل سالها تعمق و کندوکاو خود در عالم فلسفه را طی جلاتی کوتاه بیان کرده و از آنجا که خودش فلسفه‌دانی پرمغز و صاحب نگرش است، تلاش کرده است دیدگاه‌های شخصی‌اش را نیز در این درسها بگنجاند، تا آنجا که مثلا در جایی خود را به لحاظ فلسفی متقدم بر سارتر معرفی نموده است.


معایب کتاب:

- بنده مبتدی در فلسفه، عیب چندان قابل توجهی در آن نیافت. تنها به خلاصه بودن بیان نظرات شخصی نویسنده درباره تفکرات فیلسوفان مورد بحث، می‌توان اشاره کرد که این موضوع هم، چندان این شاهکار را تحت‌الشعاع قرار نمی‌دهد.

لازم به تذکر است که اگر خواننده محترم، با افکار تک‌تک فلاسفه نامبرده شده بالا، در حد مقدماتی آشنا باشد، آنگاه خواننده قدر و منزلت واقعی این کتاب بسیار موجز و آموزشی-تدریسی را عمیقا درک خواهد کرد.

گومبروویچ بیش از ده اثر به صورت رمان و نمایشنامه و اپرا دارد که چندین اثرش شهرت جهانی دارند. مثلا Ferdydurke نوشته سال 1937. ولی همه این آثار به لحاظ محتوی، متاسفانه در حال حاضر در داخل کشور، قابلیت ترجمه به زبان فارسی را ندارند.
حسین کشاورزی این را خواند
امیرحسین آل عوض این را دوست دارد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
همه چیز در این دنیا فرموش می شود، تغییر می کند و از بین می رود، غیر از تسلط شیرین جان و روح آدم ها بر یکدیگر. اثری که از این سلطه بر جان دیگری باقی می ماند، تغییرناپذیر و پایدار است. اما به شرطی که این اثر زاییده عشق راستین و محبت واقعی باشد، نه آنچه دیگران به غلط اسمش را عشق می گذارند. عشق تماس مستقیم دو روح است که بین تمام ارواح این عالم ... دیدن ادامه » همدیگر را می شناسند و درهم حل می شوند...
انیس غفوری این را دوست دارد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
لحظات اولی که کتاب دسام بود احساس کردم بیخود تهیه اش کردم و اون چیزی که میخوام نیست ولی وقتی کمی جلو رفتم چنان مجذوبم کرد که زمین گذاشتنش برام ناممکن بود چقدر ناراحت کننده است که دیر این شخصیت بزرگ با افکار بدیع و جذابش رو شناختم قطعا سعی میکنم از آموخته هام از این کتاب استفاده کنم
علیرضا اعرابی این را خواند
بیژن امامی‌پور این را دوست دارد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
نیاز و احتیاج ذهن را شکوفا و پویا می کند. بی نیازی بیش از حد باعث تباهی می شود. چون وقتی همه چیز آماده است و آدم ار داشتنش مطمئن است اعتماد به نفس احمقانه ای به وجود می آورد که انسان را از بین می برد.
فرشته حسین پور و فاطمه میرزاپور این را دوست دارند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
هیچ حسی توی این دنیا قشنگ تر از این نیست که بدانی به کسی تعلق داری و برای کسی عزیزی. این که آدم بداند یک نفر به او فکر می کند،‌ یک نفر دوستش دارد ،‌ انگار وجود آدم را برای خودش هم عزیز و دوست داشتنی می کند...


خدای متعال غم را آفرید تا از ضدش سعادت بزاید. بیهوده نیست به این دنیا عالم کون و فساد می‌گویند. در اینجا همه چیز با ضدش پدید می‌آید و با ضدش شناخته می‌شود. تنها پروردگار است که ضد ندارد. ازاین رو همیشه «راز» می‌ماند.

مینا حشمتی و ناصر یُلمه این را خواندند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
این مجموعه به بررسی اندیشه‌های جلال آل‌احمد ـ نویسنده‌ی معاصر ـ در ابعاد مختلف و با تکیه بر آثار داستانی او، اختصاص یافته است. به تصریح نگارنده: "جلال آل‌احمد روی هیچ مساله و موضوعی دست نگذاشته است. مگر این که راه حلی در جهت بهبود وضعیت آن ارائه کرده باشد. نقبی که به غرب‌زدگی می‌زند اگر واقع‌بینانه به آن بنگریم، فقط برای یافتن ... دیدن ادامه » معیارهای جدید در جهت بهبود وضعیت مردم و اجتماع خویش است. وی سعی می‌کند به مردم نشان دهد که علت پیشرفت ملل و جوامع غربی چیست. حمله به دین و اعتقادات دینی نیز راه حل دیگری بود که آل‌احمد از طریق آن گام دیگری در جهت ساخت جامعه‌ی آرمانی خویش برداشت... دین مطلوب آل‌احمد، دینی است خارج از تعصب، مقدس‌مآبی و تحجراندیشی. دولت مطلوب آل‌احمد نیز یک دولت کاملا دموکراتیک است. از دید وی دولت باید دموکراسی را در جامعه توسعه بدهد، به شایسته‌سالاری ـ که یکی از بحث‌های مهم جامعه‌ی امروز ما نیز می‌باشد ـ مخالفت با دولت‌محوری، نفی سانسور، برقراری آزادی‌های گوناگون اجتماعی به ویژه آزادی اندیشه و بیان و جز آن بپردازد. پیشنهاد وی درباره‌ی وضعیت زنان، فرهنگ، نقاشی، نویسندگی و معماری همگی ناشی از روح آرمان‌جوی وی است. با تمام این حرف‌ها نباید از یک نکته غافل ماند و آن این که تناقض‌های بسیار زیادی میان صحبت‌های جلال‌ آل‌احمد مشاهده می‌شود. به عنوان نمونه وی از یک طرف، غربیان، غرب‌زدگان و هم‌چنین استفاده کنندگان وسایل غربی را مورد حمله قرار می‌دهد در حالی که از طرف دیگر در موارد بسیار زیادی شخصا اذعان می‌دارد که نه مخالف با غرب است و نه استفاده از وسایل غربی را نفی می‌کند"."
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
این مجموعه به بررسی اندیشه‌های جلال آل‌احمد ـ نویسنده‌ی معاصر ـ در ابعاد مختلف و با تکیه بر آثار داستانی او، اختصاص یافته است. به تصریح نگارنده: "جلال آل‌احمد روی هیچ مساله و موضوعی دست نگذاشته است. مگر این که راه حلی در جهت بهبود وضعیت آن ارائه کرده باشد. نقبی که به غرب‌زدگی می‌زند اگر واقع‌بینانه به آن بنگریم، فقط برای یافتن ... دیدن ادامه » معیارهای جدید در جهت بهبود وضعیت مردم و اجتماع خویش است. وی سعی می‌کند به مردم نشان دهد که علت پیشرفت ملل و جوامع غربی چیست. حمله به دین و اعتقادات دینی نیز راه حل دیگری بود که آل‌احمد از طریق آن گام دیگری در جهت ساخت جامعه‌ی آرمانی خویش برداشت... دین مطلوب آل‌احمد، دینی است خارج از تعصب، مقدس‌مآبی و تحجراندیشی. دولت مطلوب آل‌احمد نیز یک دولت کاملا دموکراتیک است. از دید وی دولت باید دموکراسی را در جامعه توسعه بدهد، به شایسته‌سالاری ـ که یکی از بحث‌های مهم جامعه‌ی امروز ما نیز می‌باشد ـ مخالفت با دولت‌محوری، نفی سانسور، برقراری آزادی‌های گوناگون اجتماعی به ویژه آزادی اندیشه و بیان و جز آن بپردازد. پیشنهاد وی درباره‌ی وضعیت زنان، فرهنگ، نقاشی، نویسندگی و معماری همگی ناشی از روح آرمان‌جوی وی است. با تمام این حرف‌ها نباید از یک نکته غافل ماند و آن این که تناقض‌های بسیار زیادی میان صحبت‌های جلال‌ آل‌احمد مشاهده می‌شود. به عنوان نمونه وی از یک طرف، غربیان، غرب‌زدگان و هم‌چنین استفاده کنندگان وسایل غربی را مورد حمله قرار می‌دهد در حالی که از طرف دیگر در موارد بسیار زیادی شخصا اذعان می‌دارد که نه مخالف با غرب است و نه استفاده از وسایل غربی را نفی می‌کند"."
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
چیزی که خیلی من رو جذب کرد نوع روایت داستان بود، الان سه روزه که تمومش کردم ولی لحظه ای نبوده که بهش فکر نکنم، واقعا این اسم خیلی برازنده بود برای این کتاب، یک سمفونی واقعی، سمفونی مردگان
توی نظرات همین کتاب لینک فایل صوتی نقدو بررسی این کتاب رو گذاشتم با گوش دادن به اون لایه های مختلف این کتاب رو کشف میکنید و اعجاز داستان براتون بیشتر میشه
به حق میشه گفت این کتاب دیوانه کننده است
۰۸ خرداد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
این کتاب عالیه.....بسیار متن روان و گیرایی داشت. جزو نادر رمان های ایرانی که خیلی دوست داشتم ویک روزه هم خوندمش.
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
اغلب مفسران مثنوی بر این نکته تأکید می کنند که این اثر جاودان با حرف «ب» شروع شده است، نخستین کلمه اش «بشنو!» است. یعنی می گویی تصادفی است که شاعری که تخلصش «خاموش» بوده ارزشمندترین اثرش را با «بشنو» شروع می کند؟ راستی، خاموشی را می شود شنید؟...
رامتین امین ، یوسف نیک نژاد و حمید پشتوان این را خواندند
فریده کیوانی این را دوست دارد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
مادر هرچه می خواست بگوید می گفت و مثل همیشه به صرافت غذا خوردن و ظرف شستنش می افتاد. و آیدین تا می آمد به پدر فکر کند که انگار همین دیروز با آن جسم کوچک از حجره به خانه بر می گشت، و با آن پاپاخ سیاه و پالتو طوسی رنگ، سنگین سنگین از پله بالا می رفت، ناگاه آن ابهت عجیب و آن حضور ماندنی، در خاطره اش محو می شد و در گورستان قدیمی شهر، زیر خاک به ... دیدن ادامه » چند تکه استخوان بدل می گشت.
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
زندگی نامه نشان می دهد که خیلی به تقدیر علاقه داشت؛ و اوضاعی که دست به دست هم داد تا او را ارتقا دهد در واقع مشیت الهی به نظر می رسید. اگر ده سال پیش تر به دنیا می آمد، با توجه به تلقی تحصیلی هندوهای آن زمان ترینیداد، بعید بود که پدرش او را به کوئینز رویال کالج بفرستد. شاید پاندیت می شد و پاندیتی میان مایه. اگر ده سال بعد به دنیا می آمد، پدرش ... دیدن ادامه » او را به آمریکا، کانادا یا انگلستان می فرستاد تا حرفه ای یاد بگیرد....
اگر زمانی که آمریکایی ها در سال 1941 وارد ترینیداد شدند، گانش نصیحت لی لا را گوش کرده و کاری پیش آن ها پیدا کرده بود، یا مثل خیلی از مشت مالچی ها راننده تاکسی می شد، راه عارفانه تا ابد به رویش بسته می شد و استعدادش به هدر می رفت.(ص 260)
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
این کتاب در واقع دفتر خاطرات زنیست تنها که در همین نزدیکیها زندگی میکند! وقتی آن را می خوانید ،به خود خواهید گفت ،شاید من هم او را دیده باشم!
همانطور که در کتاب میخوانیم کارهایی که او انجام می دهد به نظر بسیاری احمقانه و از روی بی مبالاتیست.اما نباید این نکته را نادیده گرفت که نگاه دیگران به او، نیز احمقانه است.
!
میم امیری این را خواند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
* وقتی آدم یک نفر را دوست داشته باشد بیشتر تنهاست. چون نمی تواند به هیچ کس جز به همان آدم بگوید که چه احساسی دارد. و اگر آن آدم کسی باشد که تو را به سکوت تشویق می کند، تنهایی تو کامل می شود.

* دنیا مثل آتشگردان است. هر چه سرعتش را تندتر کند ، آدم زودتر به بیرون پرت می شود.

* ... دیدن ادامه » خدا میان گندم خط گذاشته ، حساب هر کس سوا اما چسبیده به هم.

* به او گفتم که عشق را باید با تمام گستردگی اش پذیرفت ، تنها در جسم نمی توان پیداش کرد ، بلکه در جسم و روح و هوا ، در آینه ، در خواب ، در نفس کشیدن ها انگار به ریه می رود ، و آدم مدام احساس می کند که دارد بزرگ می شود.

*تنهایی را فقط در شلوغی می شود حس کرد.

* چقدر انسان تنهاست. مثل پرکاه در هوای طوفانی .
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
* سایه ی ترس از مرگ هم بدتر است.

* بیرونمان مردم را کشته ، درونمان خودمان را .

* ... دیدن ادامه » خوشیمان را به رنج دیگران نمی خریم.

* شاید بخاطر خود عشق باشد که عشاق به هم نمی رسند، و یا اگر برسند زمانه بینشان جدایی می اندازد و چنان پرتشان می کند که از این سر و آن سر عالم بیفتند بیرون.

* و هیچ چیز ما خود آدم نیست. مگر همان چیزهایی که خیال می کند دلبستگی هایی به آن دارد. بعد یکی یکی آن ها را از ادم میگیرند و تنها یک سر می ماند، آن هم بر نیزه.

* جهان باتلاق گندیده و مرگبار است که نباید دست و پا زد، آرام آرام باید زندگی کرد و مرد و رفت.

* مرگ چیز خوبی ست. زندگی می کنیم که بمیریم .
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
چقدر زمان در خیال تند می گذرد؛ چین می خورد ، و به کوتاهی یک لحظه ی گذشته که تو نمیدانی واقعا چقدر گذشت، وادارت می کند برگردی و ببینی چند درخت چنار را پشت سر جا گذاشته یا چقدر از ساختمان گرد تئاتر شهر دور شده ای.
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
قاعده ی بیست و پنجم:
فقط در آینده دنبال بهشت و جهنم نگرد. هرگاه بتوانیم یکی را بدون چشمداشت و حساب و کتاب و معامله دوست داشته باشیم در اصل در بهشتیم. هرگاه با یکی منازعه کنیم و به نفرت و حسد و کین آلوده شویم، با سر به جهنم افتاده ایم
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
صفحه 1 از 11