:  ققنوس
:  ۱۲۸۰
دیوار این ناشر | کل دیوار
دیوار شهر کتاب، دیواری‌است برای گفت‌وگوی علاقمندان به کتاب و کتابخوانی و نوشتن درباره علاقه‌مندی های مشترک
برای نوشتن و فعالیت در دیوار شهر کتاب به سیستم وارد شوید
یک شاهکار، متنی بسیارعالی - کتابی که فلسفه مدرن را نه به صورت تاریخ فلسفه، بلکه با رویکرد آموزشی و با غور در عمق تفکرات و پیوند دادن نظرات فلاسفه قرن هجدهم، نوزدهم و بیستم به طرز بسیار جالبی، خواننده را با سیر پیشرفت تکاملی و اشتباهات فیلسوفان، موضوعاتی از قبیل: سوژه، ابژه، هستی، وجود و اگزیستانسیال، پدیدارشناسیِ، نقش تاریخ و سیاست و ادبیات در این موضوعات، آشنا کرده و متنی بسیار عمیق و جذاب را برای خواندن رقم زده است که این ویژگیها البته با نام پیش پا افتاده کتاب، چندان همخوانی ندارد.

فلسفه را نه فقط در ۶ ساعت که در ۶ سال هم نمی توان آموخت، اما کتاب فلسفه درشش ساعت و پانزده دقیقه، طرحی تامل برانگیز از برداشت های هشیارانه ویتولد گومبروویچ ، نویسنده لهستانی را درباره برخی از مطرح ترین مباحث فلسفی به دست می دهد.

خواندن ... دیدن ادامه » این کتاب کوتاه( 137 صفحه)، موجز و عمیق، به علاقمندان ریشه‌ها و پیوندهای فلسفه کانت، هگل،‌ شوپنهاور، نیچه، هوسرل، سارتر و هایدوگر اکیدا توصیه می‌گردد زیرا که در آموزش این تفکرات پیچیده بسیار موفق عمل کرده است. البته لازم به توضیح است که کتاب در حقیقت، بیانگر نگرش شخصیِ گومبروویچ به تفکر مدرن و بنیان‌گذاران آن است.

معرفی کتاب:
(نام کتاب: فلسفه در شش ساعت و پانزده دقیقه -
2004-A Guide to Philosophy in Six Hours and Fifteen Minutes

نویسنده: ویتولد گومبروویچ - (1969-1904)Witold Gombrowicz- لهستانی‌تبار- 24 سال خودتبیعیدی به آرژانتین و در نهایت مقیم فرانسه شدن

مترجم: مجید پروانه پور
انتشارات: ققنوس
سال نشر: ۱۳۹۰
تعداد صفحات: ۱۳۷ صفحه)

محتویات کتاب:

به نظر می‌آید که کتاب را درواقع خود گومبروویچ ننوشته است؛ بلکه آنچه در قالب کتاب حاضر جمع‌آوری و ویراستاری شده، یادداشت‌های یکی از دانشجویان حاضر در کلاس‌های فلسفه او بوده که از ۲۷ آوریل 1969 تا ۲۵ مه 1969 برگزار شده است. گومبروویچ حدود دو ماه بعد از تاریخ ظاهری این درس‌ها، بر اثر سکته قلبی در 24 جولای 1969 از دنیا رفت.

به سبب دست‌نوشته بودنِ اصل کتاب و این‌که مطالب آن احتمالا یادداشت‌های دانشجویی گمنام است، بریدگی‌ها، افتادگی‌ها و گاه ابهام‌هایی در آن به چشم می‌خورد. اما پیوستگی و قوام مطالب و روان بودن و چندین نکته دیگر این حدس را در ذهن می‌آفریند که احتمالا کتاب را خود گومبروویچ نوشته است. زیرا تسلط، دقتِ دانش، طنز کلام و تیزی ذهن گومبروویچ در آن نمایان است. در هر صورت، حتی اگر این نوع نوشتن، ترفند گومروویچ باشد، باز هم یک نوآوری در این سطح از آموزش و نوشتن است.


مزایای کتاب:

- ترجمه روان و دقیق آقای مجید پروانه‌پور

- ساده‌نویسی فلسفه مدرن

- سبک بسیار جالب در بیان و پیوند دادن افکار فلاسفه مطرح اخیر همرا با پیامدهای فکری‌شان

- بیان افکار غامض این فیلسوفان به زبانی ساده

- این کتاب شامل شش درس کوتاه است که هر کدام از درس‌های آن در حقیقت یک جلسه درس یک‌ساعته بوده‌اند و نام کتاب نیز به همین جهت انتخاب شده است.

- شروع مطالعه‌ی فلسفه، از آغاز فلسفه‌ی مدرن یعنی فلسفه‌ی کانتی و دکارتی

- این کتاب پر است از پرسش‌ها و جملاتی درباره کابرد فلسفه، نظام‌های فلسفی، زندگی از دید شوپنهاور، نیچه و . . .

- نویسنده حاصل سالها تعمق و کندوکاو خود در عالم فلسفه را طی جلاتی کوتاه بیان کرده و از آنجا که خودش فلسفه‌دانی پرمغز و صاحب نگرش است، تلاش کرده است دیدگاه‌های شخصی‌اش را نیز در این درسها بگنجاند، تا آنجا که مثلا در جایی خود را به لحاظ فلسفی متقدم بر سارتر معرفی نموده است.


معایب کتاب:

- بنده مبتدی در فلسفه، عیب چندان قابل توجهی در آن نیافت. تنها به خلاصه بودن بیان نظرات شخصی نویسنده درباره تفکرات فیلسوفان مورد بحث، می‌توان اشاره کرد که این موضوع هم، چندان این شاهکار را تحت‌الشعاع قرار نمی‌دهد.

لازم به تذکر است که اگر خواننده محترم، با افکار تک‌تک فلاسفه نامبرده شده بالا، در حد مقدماتی آشنا باشد، آنگاه خواننده قدر و منزلت واقعی این کتاب بسیار موجز و آموزشی-تدریسی را عمیقا درک خواهد کرد.

گومبروویچ بیش از ده اثر به صورت رمان و نمایشنامه و اپرا دارد که چندین اثرش شهرت جهانی دارند. مثلا Ferdydurke نوشته سال 1937. ولی همه این آثار به لحاظ محتوی، متاسفانه در حال حاضر در داخل کشور، قابلیت ترجمه به زبان فارسی را ندارند.
امیرحسین آل عوض این را دوست دارد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
همه چیز در این دنیا فرموش می شود، تغییر می کند و از بین می رود، غیر از تسلط شیرین جان و روح آدم ها بر یکدیگر. اثری که از این سلطه بر جان دیگری باقی می ماند، تغییرناپذیر و پایدار است. اما به شرطی که این اثر زاییده عشق راستین و محبت واقعی باشد، نه آنچه دیگران به غلط اسمش را عشق می گذارند. عشق تماس مستقیم دو روح است که بین تمام ارواح این عالم ... دیدن ادامه » همدیگر را می شناسند و درهم حل می شوند...
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
لحظات اولی که کتاب دسام بود احساس کردم بیخود تهیه اش کردم و اون چیزی که میخوام نیست ولی وقتی کمی جلو رفتم چنان مجذوبم کرد که زمین گذاشتنش برام ناممکن بود چقدر ناراحت کننده است که دیر این شخصیت بزرگ با افکار بدیع و جذابش رو شناختم قطعا سعی میکنم از آموخته هام از این کتاب استفاده کنم
علیرضا اعرابی این را خواند
بیژن امامی‌پور این را دوست دارد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
نیاز و احتیاج ذهن را شکوفا و پویا می کند. بی نیازی بیش از حد باعث تباهی می شود. چون وقتی همه چیز آماده است و آدم ار داشتنش مطمئن است اعتماد به نفس احمقانه ای به وجود می آورد که انسان را از بین می برد.
فرشته حسین پور و فاطمه میرزاپور این را دوست دارند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
هیچ حسی توی این دنیا قشنگ تر از این نیست که بدانی به کسی تعلق داری و برای کسی عزیزی. این که آدم بداند یک نفر به او فکر می کند،‌ یک نفر دوستش دارد ،‌ انگار وجود آدم را برای خودش هم عزیز و دوست داشتنی می کند...
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید


خدای متعال غم را آفرید تا از ضدش سعادت بزاید. بیهوده نیست به این دنیا عالم کون و فساد می‌گویند. در اینجا همه چیز با ضدش پدید می‌آید و با ضدش شناخته می‌شود. تنها پروردگار است که ضد ندارد. ازاین رو همیشه «راز» می‌ماند.

ناصر یُلمه این را خواند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
این مجموعه به بررسی اندیشه‌های جلال آل‌احمد ـ نویسنده‌ی معاصر ـ در ابعاد مختلف و با تکیه بر آثار داستانی او، اختصاص یافته است. به تصریح نگارنده: "جلال آل‌احمد روی هیچ مساله و موضوعی دست نگذاشته است. مگر این که راه حلی در جهت بهبود وضعیت آن ارائه کرده باشد. نقبی که به غرب‌زدگی می‌زند اگر واقع‌بینانه به آن بنگریم، فقط برای یافتن ... دیدن ادامه » معیارهای جدید در جهت بهبود وضعیت مردم و اجتماع خویش است. وی سعی می‌کند به مردم نشان دهد که علت پیشرفت ملل و جوامع غربی چیست. حمله به دین و اعتقادات دینی نیز راه حل دیگری بود که آل‌احمد از طریق آن گام دیگری در جهت ساخت جامعه‌ی آرمانی خویش برداشت... دین مطلوب آل‌احمد، دینی است خارج از تعصب، مقدس‌مآبی و تحجراندیشی. دولت مطلوب آل‌احمد نیز یک دولت کاملا دموکراتیک است. از دید وی دولت باید دموکراسی را در جامعه توسعه بدهد، به شایسته‌سالاری ـ که یکی از بحث‌های مهم جامعه‌ی امروز ما نیز می‌باشد ـ مخالفت با دولت‌محوری، نفی سانسور، برقراری آزادی‌های گوناگون اجتماعی به ویژه آزادی اندیشه و بیان و جز آن بپردازد. پیشنهاد وی درباره‌ی وضعیت زنان، فرهنگ، نقاشی، نویسندگی و معماری همگی ناشی از روح آرمان‌جوی وی است. با تمام این حرف‌ها نباید از یک نکته غافل ماند و آن این که تناقض‌های بسیار زیادی میان صحبت‌های جلال‌ آل‌احمد مشاهده می‌شود. به عنوان نمونه وی از یک طرف، غربیان، غرب‌زدگان و هم‌چنین استفاده کنندگان وسایل غربی را مورد حمله قرار می‌دهد در حالی که از طرف دیگر در موارد بسیار زیادی شخصا اذعان می‌دارد که نه مخالف با غرب است و نه استفاده از وسایل غربی را نفی می‌کند"."
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
این مجموعه به بررسی اندیشه‌های جلال آل‌احمد ـ نویسنده‌ی معاصر ـ در ابعاد مختلف و با تکیه بر آثار داستانی او، اختصاص یافته است. به تصریح نگارنده: "جلال آل‌احمد روی هیچ مساله و موضوعی دست نگذاشته است. مگر این که راه حلی در جهت بهبود وضعیت آن ارائه کرده باشد. نقبی که به غرب‌زدگی می‌زند اگر واقع‌بینانه به آن بنگریم، فقط برای یافتن ... دیدن ادامه » معیارهای جدید در جهت بهبود وضعیت مردم و اجتماع خویش است. وی سعی می‌کند به مردم نشان دهد که علت پیشرفت ملل و جوامع غربی چیست. حمله به دین و اعتقادات دینی نیز راه حل دیگری بود که آل‌احمد از طریق آن گام دیگری در جهت ساخت جامعه‌ی آرمانی خویش برداشت... دین مطلوب آل‌احمد، دینی است خارج از تعصب، مقدس‌مآبی و تحجراندیشی. دولت مطلوب آل‌احمد نیز یک دولت کاملا دموکراتیک است. از دید وی دولت باید دموکراسی را در جامعه توسعه بدهد، به شایسته‌سالاری ـ که یکی از بحث‌های مهم جامعه‌ی امروز ما نیز می‌باشد ـ مخالفت با دولت‌محوری، نفی سانسور، برقراری آزادی‌های گوناگون اجتماعی به ویژه آزادی اندیشه و بیان و جز آن بپردازد. پیشنهاد وی درباره‌ی وضعیت زنان، فرهنگ، نقاشی، نویسندگی و معماری همگی ناشی از روح آرمان‌جوی وی است. با تمام این حرف‌ها نباید از یک نکته غافل ماند و آن این که تناقض‌های بسیار زیادی میان صحبت‌های جلال‌ آل‌احمد مشاهده می‌شود. به عنوان نمونه وی از یک طرف، غربیان، غرب‌زدگان و هم‌چنین استفاده کنندگان وسایل غربی را مورد حمله قرار می‌دهد در حالی که از طرف دیگر در موارد بسیار زیادی شخصا اذعان می‌دارد که نه مخالف با غرب است و نه استفاده از وسایل غربی را نفی می‌کند"."
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
چیزی که خیلی من رو جذب کرد نوع روایت داستان بود، الان سه روزه که تمومش کردم ولی لحظه ای نبوده که بهش فکر نکنم، واقعا این اسم خیلی برازنده بود برای این کتاب، یک سمفونی واقعی، سمفونی مردگان
توی نظرات همین کتاب لینک فایل صوتی نقدو بررسی این کتاب رو گذاشتم با گوش دادن به اون لایه های مختلف این کتاب رو کشف میکنید و اعجاز داستان براتون بیشتر میشه
به حق میشه گفت این کتاب دیوانه کننده است
۰۸ خرداد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
این کتاب عالیه.....بسیار متن روان و گیرایی داشت. جزو نادر رمان های ایرانی که خیلی دوست داشتم ویک روزه هم خوندمش.
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
اغلب مفسران مثنوی بر این نکته تأکید می کنند که این اثر جاودان با حرف «ب» شروع شده است، نخستین کلمه اش «بشنو!» است. یعنی می گویی تصادفی است که شاعری که تخلصش «خاموش» بوده ارزشمندترین اثرش را با «بشنو» شروع می کند؟ راستی، خاموشی را می شود شنید؟...
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
مادر هرچه می خواست بگوید می گفت و مثل همیشه به صرافت غذا خوردن و ظرف شستنش می افتاد. و آیدین تا می آمد به پدر فکر کند که انگار همین دیروز با آن جسم کوچک از حجره به خانه بر می گشت، و با آن پاپاخ سیاه و پالتو طوسی رنگ، سنگین سنگین از پله بالا می رفت، ناگاه آن ابهت عجیب و آن حضور ماندنی، در خاطره اش محو می شد و در گورستان قدیمی شهر، زیر خاک به ... دیدن ادامه » چند تکه استخوان بدل می گشت.
فاطمه زیتونی و روژیتا احمدی این را خواندند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
زندگی نامه نشان می دهد که خیلی به تقدیر علاقه داشت؛ و اوضاعی که دست به دست هم داد تا او را ارتقا دهد در واقع مشیت الهی به نظر می رسید. اگر ده سال پیش تر به دنیا می آمد، با توجه به تلقی تحصیلی هندوهای آن زمان ترینیداد، بعید بود که پدرش او را به کوئینز رویال کالج بفرستد. شاید پاندیت می شد و پاندیتی میان مایه. اگر ده سال بعد به دنیا می آمد، پدرش ... دیدن ادامه » او را به آمریکا، کانادا یا انگلستان می فرستاد تا حرفه ای یاد بگیرد....
اگر زمانی که آمریکایی ها در سال 1941 وارد ترینیداد شدند، گانش نصیحت لی لا را گوش کرده و کاری پیش آن ها پیدا کرده بود، یا مثل خیلی از مشت مالچی ها راننده تاکسی می شد، راه عارفانه تا ابد به رویش بسته می شد و استعدادش به هدر می رفت.(ص 260)
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
این کتاب در واقع دفتر خاطرات زنیست تنها که در همین نزدیکیها زندگی میکند! وقتی آن را می خوانید ،به خود خواهید گفت ،شاید من هم او را دیده باشم!
همانطور که در کتاب میخوانیم کارهایی که او انجام می دهد به نظر بسیاری احمقانه و از روی بی مبالاتیست.اما نباید این نکته را نادیده گرفت که نگاه دیگران به او، نیز احمقانه است.
!
میم امیری این را خواند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
* وقتی آدم یک نفر را دوست داشته باشد بیشتر تنهاست. چون نمی تواند به هیچ کس جز به همان آدم بگوید که چه احساسی دارد. و اگر آن آدم کسی باشد که تو را به سکوت تشویق می کند، تنهایی تو کامل می شود.

* دنیا مثل آتشگردان است. هر چه سرعتش را تندتر کند ، آدم زودتر به بیرون پرت می شود.

* ... دیدن ادامه » خدا میان گندم خط گذاشته ، حساب هر کس سوا اما چسبیده به هم.

* به او گفتم که عشق را باید با تمام گستردگی اش پذیرفت ، تنها در جسم نمی توان پیداش کرد ، بلکه در جسم و روح و هوا ، در آینه ، در خواب ، در نفس کشیدن ها انگار به ریه می رود ، و آدم مدام احساس می کند که دارد بزرگ می شود.

*تنهایی را فقط در شلوغی می شود حس کرد.

* چقدر انسان تنهاست. مثل پرکاه در هوای طوفانی .
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
* سایه ی ترس از مرگ هم بدتر است.

* بیرونمان مردم را کشته ، درونمان خودمان را .

* ... دیدن ادامه » خوشیمان را به رنج دیگران نمی خریم.

* شاید بخاطر خود عشق باشد که عشاق به هم نمی رسند، و یا اگر برسند زمانه بینشان جدایی می اندازد و چنان پرتشان می کند که از این سر و آن سر عالم بیفتند بیرون.

* و هیچ چیز ما خود آدم نیست. مگر همان چیزهایی که خیال می کند دلبستگی هایی به آن دارد. بعد یکی یکی آن ها را از ادم میگیرند و تنها یک سر می ماند، آن هم بر نیزه.

* جهان باتلاق گندیده و مرگبار است که نباید دست و پا زد، آرام آرام باید زندگی کرد و مرد و رفت.

* مرگ چیز خوبی ست. زندگی می کنیم که بمیریم .
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
چقدر زمان در خیال تند می گذرد؛ چین می خورد ، و به کوتاهی یک لحظه ی گذشته که تو نمیدانی واقعا چقدر گذشت، وادارت می کند برگردی و ببینی چند درخت چنار را پشت سر جا گذاشته یا چقدر از ساختمان گرد تئاتر شهر دور شده ای.
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
قاعده ی بیست و پنجم:
فقط در آینده دنبال بهشت و جهنم نگرد. هرگاه بتوانیم یکی را بدون چشمداشت و حساب و کتاب و معامله دوست داشته باشیم در اصل در بهشتیم. هرگاه با یکی منازعه کنیم و به نفرت و حسد و کین آلوده شویم، با سر به جهنم افتاده ایم
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
عشق حس خوشایندی ست که امروز هست و فردا نیست
Toor Tavan و فاطمه جلیلوند این را دوست دارند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
جزو بهترین هاست. هنوز هم بعد از سال ها گاهی میرم سراغش
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
در صفحات ابتدایی کتاب قراره ما با نوشته هایی مواجه بشیم که به علت عدم تسلط کاراکتر اصلی کتاب به زبان انگلیسی خام و پر از غلط باشه
اما در نهایت آنچه باهاش مواجه می شیم وجود کلمات بسیار سخت در توصیف برخی اتفاقات است که بیانش از یک مبتدی زبان قابل قبول نیست. خطاها، در آوردن برخی افعال اشتباه در جمله خلاصه می شه .به نظر من نویسنده در معرفی ... دیدن ادامه » این فضا نتوانسته درست عمل کنه
با گذشت زمان آن خانم رفته رفته تواناتر می شود و با درک بهتری که از فرهنگ بیگانه پیدا میکند موضوعات را پیچیده تر به زبان می آورد.
اما به طور کلی این کتاب بیشتر یک فانتزی است تا یک اثر فاخر ادبی
۱۱ اسفند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
بسیار کتاب مفید و معتبری هست پیشنهاد می کنم از دستش ندید. در سایت http://iran-clinic.com/%D9%87%D9%85%D9%88%D8%B1%D9%88%D8%A6%DB%8C%D8%AF-%D8%A8%D9%88%D8%A7%D8%B3%DB%8C%D8%B1-%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA%D8%9F/ هم از مقالات این کتاب معرفی شده اند. کسانی که علاقه مند به مطالب پزشکی هستند میتونن بازدید کنن.
یوسف حبیبی سوها این را دوست دارد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
فوق العاده بود.البته من انتشار امیرکبیر را خواندم.

من به وجود آمده بودم تا به مترسک عشق بورزم،از این به بعد من دیگر معدوم و بی هویت نبودم.من هم به اندازه مورچگان و کفش دوزان و زنبوران ارزش داشتم.
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
قاعده چهلم
عمری که بی عشق بگذرد، بیهوده گذشته است. نپرس که آیا باید در عشق الهی باشم یا عشق مجازی، عشق زمینی یا عشق آسمانی، یا عشق جسمانی؟ از تفاوت ها تفاوت می زاید. حال آنکه به هیچ متمم و صفتی نیاز ندارد عشق. خود به تنهایی دنیایی است عشق. یا درست در میانش هستی، در آتشش، یا بیرونش هستی، در حسرتش.

http://ideality.ir
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
نقد و بررسی جدی ادبیات و هنر در این روزگار و همچنین درک زیبا شناختی از دستاوردهای هنری مختلف، بدون آشنایی و دمخور بودن با فلسفه ممکن نیست؛ چنانکه اگر کسی با چنین سرفصلهایی دارای آشنایی نباشد، عملا از عهده درک درست هنر و ادبیات و... امروز و همچنین نقد آنها بر نخواهند آمد. کتاب «سیاست عشق» (میان هنر و فلسفه) که به قلم مهدی رفیع و به همت نشر ققنوس درآمده کتابی است از دل این نوع از تلقی و نگاه به ادبیات و هنر بیرون آمده است. «هنر پس از فلسفه به چه معناست، این عبارت حامل چه مولفه ها و رویکردهایی ست؟ نخستین و آنی ترین پاسخ این است: بی شک این نگرش دربر دارنده هنری است که از مجرای اندیشه فلسفی و دیگر شدن گذشته است. هنری که خویش را به عمل اندیشیدن سپرده تا تمایز احساس – تفکر را از میان بردارد...»

در این کتاب از ادبیات، مجسمه سازی، نقاشی، شعر و... سخن گفته شده اما از نقطه نظری کاملا فلسفی و یا به تعبیری هنری که از دالان اندیشه هنری عبور کرده است. با این حال اما آنچه میان این فصول پراکنده ارتباط برقرار می کند و نقطه مشترک همه آنها محسوب می شود، عشق است «مقاله‌های این کتاب همه در نسبتی شکل گرفته‌اند که در عشق «میان هنر و فلسفه» وجود دارد و تنها به مثابۀ تعدادی از بی‌نهایت نسبت ممکن، و عشق یکی از این نسبت‌هاست که خود تعریف هر نسبتی است، از این جهت، رویکرد «میان هنر و فلسفه» در نسبت عشق گشایندۀ یک «فلسفۀ نسبت» به جای «فلسفۀ نسبیت» است، فلسفه‌ای که نه آغاز دارد و نه پایان، بلکه همواره «در میان» واقع است، همچنان که ریزوم هیچ ابتدا و انتهای مشخصی ندارد. در حقیقت در یک نسبت، طرفین نسبت چندان اهمیتی ندارند. آنچه مهم است موقعیتی است که بین آنها وجود دارد و دائما در حال دگرگونی است.»
اما ... دیدن ادامه » آنچه در این میان بیش از دیگر مفاهیم داردی اهمیت بوده و نویسنده نیز در طول فصول یازده گانه کتاب کوشیده به تبیین آن بپردازد چیزی است که از آن به عنوان «سیاست عشق» یاد شده و عنوان کتاب خود بدان اختصاص یافته است.

«سیاست عشق» اما چیزی نیست یک اتفاق نظر پیرامون آن وجود داشته باشد، نه تنها درباره چیستی آن که جتی در باره بود و نبودش؛ چنان که برخی از اندیشمندان آن را بی معنا فرض کرده اند. اما چنانکه در کتاب یاد شده: «اصطلاح «سیاست عشق»، که نخستین‌بار در «سوانح العشاق» احمد غزالی پدیدار شده، در این کتاب در زمینه‌ای معاصر و در موقعیتی نو برای به پرسش کشیدن معانی غالب سیاست و عشق به کار رفته است. نویسنده معتقد است سیاست عشق، عبارتی که آلن بدیو فیلسوف ساختارگرای فرانسوی آن را بی‌معنا می‌داند. آلن بدیو کتابی دارد با عنوان در ستایش عشق که مهدی رفیع از آن غافل نشده و فصلی خواندنی را با عنوان «عشق، این زخم زیبا: خوانشی انتقادی از در ستایش عشق اثر آلن بدیو» بدان اختصاص داده و در این خوانش پاره ای دیدگاه های بدیو را به چالش کشیده است.

گفتیم کتاب از یازده فصل تشکیل شده، این یازده فصل در واقع یازده مقاله اند که نویسنده درباره سوژه هایی مختلف نوشته است ، اما با توجه به رویکرد همانندی که در نوشتن این مقاله ها مورد استفاده قرار گرفته آنها را در قالب کتاب حاضر تنظیم و به مخاطبان ارائه کرده است. مقالات این کتاب در حوزه شعر به چهره هایی همچون فروغ فرخزاد و سهراب سپهری پرداخته است که در مورد سپهری نقاشی او را نیز از نظر دورنداشته است، فریدا کالو نقاش معروف مکزیکی نیز در این کتاب در فصلی با این عنوان فریدا کالو: نقاشی به مثابۀ کشیدن درد مورد توجه قرار گرفته است.

مهدی رفیع سوژه های مورد نظر در این کتاب را « از منظر چرخش فلسفی، به ویژه در پرتو نظریات فیلسوفانی چون دلوز و گتاری ارائه می‌دهد. این موضوع از رهگذر آنچه اریک الی‌یز فیلسوف مهم «سیاست احساس» و احمد غزالی عارف «سیاست عشق» می‌نامند، بررسی شده است. همچنین به رابطه‌ای جدید میان هنر و فلسفه پس از دلوز و گتاری همراه با تأملات عرفانی می‌پردازد.» به این ترتیب در واقع اندیشه و نگاهی که برگرفته از اندیشه و فلسفه غرب است، در بستری از فرهنگ، فلسفه و عرفان ایرانی قرار داده است.

وزنی که نویسنده به نظریات دلوز و گتاری داده است باعث شده نویسنده برای آشنایی بیشتر مخاطبان با دیدگاه های این نویسندگان، طی دو فصل نخست کتاب با عناوین«گتاری و دلوز فیلسوفانی که نمی‌شناسیم: مقدمه‌ای بر آثار اریک الّی‌یز» و «گتاری و دلوز قلمروزدا: فلسفۀ عملی» دانستنی های مورد نیاز خوانندگان را برای درک بهتر مقالات در اختیارشان قرار بدهد. کتاب حاضر می تواند نمونه ای خواندنی باشد برای آنها که دوست دارند نقدهایی در سطحی جدی تر از آنچه معمولا به اسم نقد در نشریات گوناگون می بینند، بخوانند. نقدهایی که پشتوانه خود را از رویکردها و دانش فلسفی نویسنده‌ای گرفته اند که با عمق و غنای نگاه خود بر دانش خواننده نیز به شکی در خور اعتنا می افزایند.

http://alef.ir/book
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
همیشه دلم پرپر می زد که او را ببینم. نمی دانم چرا می ترسیدم اگر نیاید، چه کنم؟ به او گفتم که عشق را باید با تمامِ گستردگی اش پذیرفت، تنها در جسم نمی توان پیدایش کرد، بلکه در جسم و روح و هوا. در آیینه، در خواب، در نفس کشیدن ها انگار به ریه می رود، و آدم مدام احساس می کند که دارد بزرگ می شود.
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
داشتن نفت یا همان منابع کربنی خوب است یا بد؟ موهبتی الهی است که می‌تواند کمک حال مردم یک سرزمین باشد یا اینکه عاملی که اتکا به آن باعث عقب ماندگی هم در تکنولوژی و هم در دموکراسی می‌شود. تیموتی میچل، نظریه‌پرداز سیاسی و صاحب نظر در اقتصاد سیاسی خاورمیانه در کتاب خود با نام «دموکراسی کربنی: قدرت سیاسی در عصر نفت» که به تازگی با ترجمه شهریار خواجیان و به همت نشر ققنوس به فارسی منتشر شده به همین نکته می‌نگرد؛ با تاکید بر رابطه دموکراسی و نفت.

اغلب گفته می‌شود که یکی از ویژگی‌های برجسته خاورمیانه فقدان دموکراسی است و از نظر بسیاری از کسانی که درباره این منطقه می‌نویسند، نفت عامل این فقدان است. کشورهایی که بخش عمده درآمدهایشان از صادرات نفت به دست می‌آید، کمتر به دموکراسی گرایش دارند. موج خیزش‌هایی که جهان عرب را در سال 2011 در نوردید حکایت از رابطه مستقیم بین درآمدهای بالای نفتی و مشکل مطالبات فزاینده مردم برای برخورداری از زندگی دموکراتیک و برابرتر داشت. در مجموع، هرچقدر که کشوری نفت کمتری تولید می‌کرد و تولید در آن نیز سریع‌تر روی به کاهش داشت، مبارزات دموکراسی خواهانه در آن گسترده‌تر بود.
... دیدن ادامه »
این شیوه زندگی و زیست ما اکنون بسته به نفت است که با بحران‌هایی مواجه است و پایدار نخواهد بود، چه در کشورهای صادرکننده نفت و خاورمیانه و چه در کشورهای صنعتی و مصرف‌کننده نفت! بحران نخست، این است که اکتشاف نفتی نمی‌تواند همپای استهلاک منابع موجود پیش رود. بحران دوم اینکه همان‌طور که کمیته مشورتی علوم رئیس جمهور ایالات متحده حدود نیم قرن پیش در 1965 هشدار داده بود، نژاد بشر در مصرف منابع انرژی ناخواسته تجربه گسترده ژئوفیزیکی‌ای را به اجرا گذاشته است. انسان با سوزاندن سوخت فسیلی انباشت شده طی 500 میلیون سال گذشته در چند نسل، مقدار گاز کربنیکی را وارد اتمسفر زمین کرده که تا سال 2000 انتظار می‌رفت میزان تراکم آن در جو را تا 25 درصد افزایش داده باشد.

زمانی که تولید انرژی به نفت خاورمیانه معطوف شد، این تحول فرصت‌هایی را برای تضعیف و نه تقویت اشکال بسیج سیاسی کربن-پایه در غرب و خاورمیانه، که ظهور دموکراسی صنعتی بستگی به آنها یافته بود، فراهم آورد. بررسی ویژگی‌های نفت، شبکه‌هایی که نفت از طریق آنها جریان می‌یافت و پیوندهایی که بین جریان‌های انرژی، مالی و سایر موارد ایجاد شد، راهی برای درک چگونگی شکل‌گیری مناسبات بین این عناصر و نیروهای گوناگون ارائه می‌کند. مناسباتی که انرژی و سیاست، اطلاعات و ایده‌ها، انسان‌ها و غیرانسان‌ها، محاسبات و چیزهای مورد محاسبه، بازنمایی‌ها و اشکال خشونت و اکنون و آینده را به هم پیوند دادند.

تیموتی میچل تلقی خود از دموکراسی کربنی را با کند و کاو در یک رابطه ساده بین آسیب‌پذیری‌های ناشی از وابستگی به زغال‌سنگ و توانایی خواست مطالبات برابری‌خواهانه شروع کرد. اما این نکته ابعاد چندگانه‌ای یافت که بازتاب تغییر از زغال‌سنگ به استفاده فزاینده از نفت، شبکه‌های بسیار گسترده‌تر تولید و توزیع انرژی و اشکال نوین زندگی جمعی بود که در اثر سوخت فسیلی فراوان و گردش در حال گسترش کالا و امور مالی متکی به تولید نفت ممکن شده بود.

در حال ورود به دهه‌های افول عصر سوخت فسیلی هستیم، یعنی آن بخش کوچک از هر بشر که معدن‌چیان و کارگران نفت مقادیر فوق‌العاده انرژی مدفون در زیر زمین به صورت رگه‌های زغالی و لایه‌های هیدروکربنی را به سطح زمین آوردند، و در آن‌جا موتورها، دیگ‌های بخار، کوره‌های انفجاری و توربین‌ها آنها را با آهنگی روزافزون سوزاندند و نیروی محرکه‌ای فراهم آوردند که زندگی صنعتی مدرن، کلان شهرها و حومه‌شان کشاورزی صنعتی، جهان به لحاظ شیمیایی دگرگون شده مواد ترکیبی، نیروی برق و ارتباطات، تجارت جهانی، امپراتوری‌های نظامی محور و ایجاد فرصت برای اشکال دموکراتیک سیاست را ممکن ساخت.

اقتصاد به عنوان علم محاسباتی و وسیله‌ای برای کنترل جمعیت نه همزمان با اقتصاد سیاسی اواخر قرن هجدهم یا علم اقتصاد دانشگاهی جدید اواخر قرن نوزدهم، بلکه فقط در میانه قرن بیستم شکل گرفت. ظهور آن به واسطه نفت ممکن شد، زیرا دسترسی به انرژی فراوان و کم هزینه به اقتصاددانان اجازه داد که نگرانی‌های پیشین در مورد استهلاک منابع طبیعی را کنار بگذارند و به جای آن زیست مادی را به مثابه نظام گردش پولی نشان دهند- گردشی که می‌توانست به طور نامحدود و بدون مشکلات ناشی از محدودیت‌های فیزیکی گسترش یابد. اقتصاد به یک علم مرتبط با پول تبدیل شد، و هدف آن نه نیروهای مادی و منابع طبیعی و کار انسانی، که فضای جدیدی بود که بین طبیعت از یک سو و جامعه و فرهنگ انسانی از سوی دیگر گشوده شد- فضایی نه کاملا اجتماعی، که بعدها اقتصاد نامیده شد.

سیاست قرن بیستم پیرامون موضوع تازه‌ای به نام اقتصاد شکل گرفت. سیاست‌های اقتصاد سیاست‌های بری از طبیعت بود. عملکردهای محاسباتی طبیعت را از سیاست حذف کردند. این کار از دو راه صورت گرفت: نخست در میانه قرن، با ساختن اقتصاد به مثابه فضایی بینابینی که از دل گردش پول فاقد موجودیت مادی و بعضا از طریق به حساب نیاوردن هزینه استفاده یا اتمام انرژی شکل گرفت. دوم از دهه 1990، با استفاده از روش‌های مبتنی بر وفور عرضه برای بازنمایی میزان ذخایر انرژی جهان.

چگونه می‌توان نهادهای قدرتی خلق کرد که آنقدر مجهز باشند که بتوانند قدرت را محدود کنند؟ چگونه شهروندی به وجود آوریم که در مقابل اقتدارگرایی سر فرود نیاورد؟ چه نوع تعلیم و تربیت، روشنگری، آموزش یا تجربه مورد نیاز است تا نوعی اقتصاد به وجود آورد که متکی به کارگزارانی باشد که مطابق منافع عقلانی‌‌شان و نه فساد یا پارتی‌بازی عمل کند؟ چه چیزی اشکالی از سیاست مبتنی بر اعتماد و احترام متقابل و نه بدگمانی و سرکوب را می‌سازد؟ به طور خلاصه، مسئله این است که چگونه مردم یاد می‌گیرند که خود را به رسمیت بشناسند و همچون اشکال جدید قدرت کند؟

کتاب دموکراسی کربنی یک تئوری عام برای دموکراسی پیشنهاد می‌کند. تئوری‌های عام دموکراسی که بسیار هستند، جایگاهی برای نفت، جز در موارد استثنا، قائل نیستند. در عوض، هدف این کتاب درک مجموعه پیوندهایی بوده که طی یک قرن یا بیشتر بین سوخت‌های فسیلی و انواع مشخصی از سیاست‌های دموکراتیک و غیردموکراتیک ایجاد شده است. دموکراسی کربنی یعنی درک و عمل بر پایه روابط و وابستگی، و آسیب‌پذیری‌هایی که موجب می‌شوند ما در این جا به بررسی وابستگی نظام‌های اعتباری به آینده انرژی می‌پردازیم. چه سیاست‌های دموکراتیکی را می‌توان در این راه به کار بست؟

کتاب بنا دارد درک بهتری از رابطه بین دموکراسی و نفت ارائه دهد. این کتاب به جای بررسی دموکراسی و نفت، کتابی درباره دموکراسی به مثابه نفت- به عنوان شکلی از سیاست که سازوکارهای آن شامل سطوح چند لایه فرایندهای تولید و استفاده از انرژی فسیلی می‌شود.

http://alef.ir/book
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
همه ما معتقدیم که دنیا بسیار کوچک‌تر از آن است که می‌پنداریم. درون مایه اصلی داستان سوگواری برای شوالیه‌ها اثر مرتضا کربلایی لو، چیزی جز این نیست. مسعود امینی، پلیس بازنشسته‌ای که قصد دارد سمیه، دخترش را برای سفر به آلمان، به فرودگاه امام خمینی (ره) برساند، در سفری ادیسه‌وار، با افرادی مواجه می‌ شود که در مقطعی از زندگی او وجود داشتند و او هرگز فکر نمی‌کرد که در چنین موقعیتی، آنها را بتواند ملاقات کند. در فرودگاه، کوچه مشکی، همکار بازنشسته‌ اش را که حالا به عنوان مأمور انتظامی پیمانی کار می‌‌کند، می‌بیند. اما در مسیر بازگشت به خانه در حالی که به واسطه رفتن دخترش از ایران در حال کلنجار و کشمکش با خودش است، یک ون قدیمی با پلاکی آویزان توجه او را جلب می‌کند و در ذهنش خاطراتی تداعی می‌شود که بی‌اختیار کنار جاده می‌ایستد و به گمان یافتن صاحب ون، زنگ در یکی از باغ‌های آنجا را می‌زند. بالاخره چشمش به همان مردی می‌افتد که در یک گشت شبانه با همین کوچه مشکی، به او شک کرده است، اما به خاطر رسیدن به جشن تولد تنها دخترش که حالا جلای وطن کرده است، از بازجویی و یا جلب احتمالی آن مرد می‌گذرد. امینی یاد روزی می‌افتد که آن مرد با زنی به بهانه خرید لباس دست دوم از مغازه‌ای، ترددهای مشکوکی به همین ون پارک شده دم در داشته‌اند. او عجله‌ای برای رسیدن به خانه ندارد، لذا تلاش می‌کند برای این معمای قدیمی، پاسخی بیابد.

روایت داستان با فضاسازی غبارآلودی که به واسطه طوفان معروف چند سال پیش تهران عجین می‌شود. پس از این فضاسازی، نویسنده در خلال داستان به وقایع سیاسی سال 88 نیز اشاره می‌کند و دست آخر با رویکرد به ادبیات اجتماعی آن هم از سنخی که نیت بهبود اوضاع جامعه را دارد، بار دیگر امینی را به کشمکش وا می‌دارد که آیا دختری که او آن شب به بهانه جشن تولدش، قید یک مأموریت را زد، آن قدر ارزشش را داشت که حالا بدون توجه به حرف بزرگ‌ترهای خانواده، جلای وطن می‌کند؟ در این کشمکش، امینی با مظنون مأموریتش، سرمدی مواجه می‌شود. مردی معتاد که حتی در حیاط خانه‌اش هم شاهدانه کاشته است. امینی قصد دارد کار او را یکسره کند، اما در یک بازجویی نامحسوس از او، وارد فضای ذهنی تودرتویی می‌شود که ساختار اصلی داستان را شکل می‌دهد.
... دیدن ادامه »
داستانی فانتزی اما آن قدر قابل باور که هر خواننده‌ای را بدون قیدوبند با خود همراه ساخته و تا به آخر پای خودش می‌نشاند. سرمدی در خلال داستان زندگی خودش و به واسطه قلم توانای نویسنده، دست به بیان دو رمانس ذهنی از دو تیپ مشخص تاریخی یعنی عباس میرزا و وثوق‌الدوله می‌زند. کربلایی‌لو، نویسنده داستان از زبان سرمدی و با مهارتی مثال زدنی، خواننده خود را در یک تونل زمان قرار داده و با خلق میلی متری دو رمانس در دل داستان خود، تجربه‌ای منحصر به فرد را برای خوانندگان داستانش به ارمغان می‌آورد. مزه‌ای که شاید تا مدت‌ها زیر زبان هر خواننده اهل ذوقی باقی بماند.

می‌دانیم که داستان‌های رمانس، داستان‌هایی اسطوره‌ای از شخصیت‌های افسانه‌ای و یا ایده‌آل هستند. در ادبیات کلاسیک ما هم نمونه بارز آن ابوالمعجم و قصه حسین کرد شبستری می‌باشند که شاید عموم داستان‌نویسان و داستان‌خوانان، تجربه مطالعه و حظ بردن از آن‌ها را داشته‌اند. ویژگی دیگر رمانس‌سازی در داستان سوگواری برای شوالیه‌ها، تبدیل تیپ‌های یادشده به شخصیت‌هایی دارای ابعاد، غیرقابل پیش‌بینی و پیچیده است. این در حالی است که تاریخ معاصر ایران از عباس میرزای فقید و وثوق‌الدوله، تیپ‌هایی مشخص ارائه داده که کاملاً قابل پیش‌بینی، ساده و بدون ابعاد خاص شخصیتی هستند. سرمدی در یک سیر آفاق و انفس، داستان خود را برای امینی از حدود سال 65 که کمتر از دو سال پس از آن، قطعنامه 598 به منظور پایان دادن به جنگ تحمیلی عراق علیه ایران صادر شد، با اتفاق آشنایی‌اش با زنی آغاز می‌کند تا هنگامی که برای پیدا کردن سرشاخه شجره‌نامه خودش، سفری از طریق قره کلیسا در مرز ایران با ارمنستان، به این کشور و پس از آن به ایرلند دارد تا بتواند با سرشاخه خود یعنی ویلیام پیر، دیداری داشته باشد. داستان سوگواری برای شوالیه‌ها از یک بازجویی ساده به داستانی پیچیده، جذاب و مملو از گره‌افکنی و گره‌گشایی تبدیل می‌شود و بالاخره، با همان فضاسازی ابتدایی داستان شامل: برخاستن باد، آمدن جعفر، برادرزاده سرمدی و بوی تند شاهدانه پایان می‌یابد که بادی برمی‌خیزد و بوی تند شاهدانه می‌آورد. جعفر سرمی‌رسد و سرمدی آه کشان به شاهدانه‌های حیاط نگاه می‌کند و مسعود امینی سرپایین انداخته، غرق در فکر می‌شود. این شکل نشستن این دو آدم روبه‌روی هم و این خاموشی‌شان که البته برای تأمل در چیستی و هستی خویشتن خویش است، می‌تواند تا ابد هم ادامه بیابد، مثل تندیس‌های موزه و مسعود خیره به سرمدی می‌ماند. گرچه پایان داستان همین جاست اما می‌تواند آغاز داستان دیگری برای خوانندگان آن باشد، آن چنان که سرمدی، عباس میرزا، وثوق‌الدوله و حتی سمیه، حرف‌های ناگفته بسیاری دارند که در فضای پس از داستان، خواننده را به صورت خودکار به دنبال خود کشانده و به اندیشه پیرامون آن‌ها وامی‌دارد.

سرمدی در سفر ادیسه‌وارش تعریف می‌کند که چطور عاشق زنی می‌شود که کلید ورود او به درون خودش است. زنی که دنیایی اسرار با خود دارد و حتی وارد مناقشات ایران و روسیه در دوران رضاشاه پهلوی هم شده تا انتقام ملت مظلوم ایران را از روسها بگیرد. کربلایی‌لو با گذاشتن مکث‌های درستی در جای جای رویدادهای داستان، علاوه بر بهره‌گیری از شیوه فاصله‌گذاری برشتی که خواننده را در مرز داستان و واقعیت نگه می‌دارد، به تأمل بیشتر، همذات‌پنداری با شخصیت‌های داستان و همین طور، مرور دنیای ناشناخته درون و حدیث نفسش وامی‌دارد. اگر بخواهیم دقیق‌تر بگوییم، جریان سیال‌ذهنی که توسط نویسنده در فضای داستان به وجود آمده، میل به عبور از رویدادها را به نحوی برای خوانندگان فراهم آورده که آنان به صورت ناخودآگاه دست به خودکاوی ناخودآگاه با فرایندهای پیچیده ذهنی خویش و در پیوند با رویدادهای داستان می‌زنند که این امر به شدت ستایش برانگیز می‌باشد.

http://alef.ir/book
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
صفحه 1 از 11