:  ققنوس
:  ۱۳۶۶
دیوار این ناشر | کل دیوار
دیوار شهر کتاب، دیواری‌است برای گفت‌وگوی علاقمندان به کتاب و کتابخوانی و نوشتن درباره علاقه‌مندی های مشترک
برای نوشتن و فعالیت در دیوار شهر کتاب به سیستم وارد شوید
کوشیده ام از پوستم، از خاطراتم، از شکل های عادت شده، بدرآیم، رها از هر تعلقی، جز تو...!

|¤باغ گمشده | جواد مجابی


خان ... دیدن ادامه » میرزا می گوید: " گربه عین زن است هرچه چاق تر و لوس تر بهتر."
مانجان می گوید: " شازده! باز که شروع کردی."
دایی می خندد: " زن چاق! نصیب کافر نشود."

|¤ باغ گمشده | جواد مجابی



مانجان می آید، در آستانهء در می ایستد، نمی بینمش، می دانم از پشت سرم، مرا در ایوان زیر نظر گرفته است بالاخره به حرف می آید می گوید: " شاهی! دیر وقت است، سرما می خوری." جوابی نمی دهم می پرسد: " میز را برچینم؟" می گویم: " نه." می گوید: " بیا بخواب، خودت را از فکر و خیال می کشی." ندانستم آن ضربه هایی که وقت حرف زدن او، در ایوان منعکس می شد یازده تا بود یا دوازده تا.

|¤ باغ گمشده | جواد مجابی



دایی پرپر می گوید: " تا جوانید می توانید خیلی چیزها را انکار کنید، اما همیشه چیزی هست، یک شیئی مادی، یک اعتقاد. آن چیز لازم خودش با پیری می آید؛ چسبیده به ناتوانی تو، به غفلتت. با تو یکی می شود. از تو جدا نیست که از آن سخن بگویی، خود تست. مثل پوست تنت کشیده روی استخوان و گوشت."

|¤ باغ گمشده | جواد مجابی



فاتحان رختخواب های دیگران غالبا به دست راست مردی که در آستانهء در می ایستد توجه دارند. اگر دست راست خالی باشد، جان سالم به در می برند، می توانند دعوا کنند، او را بزنند. کتک بخورند، اما زنده بمانند.

|¤ باغ گمشده | جواد مجابی




در جامعه ای که همه چیز به عهدهء حدس و گمان باشد، تو حق داری برای اینکه ساده لوح جلوه نکنی، هرچه می گویند یا می شنوی و می خوانی باور نکنی.

|¤ باغ گمشده | جواد مجابی




" طرلان ! نباید خسته بشوی، ما در جایی زندگی می کنیم که تاریخش پر از دروغ است، حقایقش هم، زندگی روزمره اش، رادیو و روزنامه اش هم. همه به هم دروغ می گویند، بی آن که خجالت بکشند، این یک روش زندگی شده است. در واقع این وضع بر ما، بر همه تحمیل شده است. یک تاریخ بنا شده از دروغ، سایه انداخته روی جامعه ای که با دروغ آسان تر و بهتر زندگی می کند."
" تو عقایدی داری که اگر راستش را به حکومت بگویی می کشدت، به زنت بگویی طلاق می گیرد، به دوستت بگویی رابطه اش را قطع می کند، به جامعه و حزب بگویی مرتد می شوی. شهامت حقیقت گویی فقط به ارادهء فرد مربوط نمی شود، از ریشه مایه می گیرد، از طرز معیشت، از ساخت فرهنگ. حالا بگذار همه به یکدیگر دروغ بگوییم، این راحت تر است، کسی در این میان نمی رنجد، زیان نمی بیند، کشته نمی شود."


|¤ باغ گمشده | جواد مجابی




ما دلیرانه ناامیدیم. به محال دلبسته ایم. تو هم مثل مایی، اما خودت را گول می زنی، تو فکر می کنی عاقل تری، نمی دانی که هر یک از ما نسبت به دیگری چنین خیالی داریم، شاهی حتی وقتی مست می شود خود را عاقل ترین به حساب می آورد. اما ما نه عاقلیم نه چیز دیگر، ما آدم هایی هستیم که در عصری از دلهره و تاریکی به دنیا آمده ایم، بی گذشته و بی آینده. برای همین است که هریک در جاذبه ای دیگر بلعیده شده ایم. تو همان قدر دیوانه فردایی که من دیوانه دیروز! می خواهیم حقیقت وجودی خود، عصر خود را بشناسیم آن را دگرگون کنیم یا خود را با روزگارمان هماهنگ کنیم اما دائم خود را با تصویری دیگر از خود، از دنیا فریب می دهیم. آرزوهای خود را به جای واقعیت می گیریم و می تازیم. تصویر واقعی ما کجا قرار گرفته است، چه کسی می تواند ما را داوری کند؟

|¤ باغ گمشده | جواد مجابی




چرا نمی توانم از خود بدرآیم، دیگری را چون خود، بیش تر از خود دوست بدارم. چرا نمی شود مگر در خیال.

|¤ باغ گمشده | جواد مجابی




از سی و دو نفری که پیش او مشق کمانچه کرده بودند، بیست نوازندهء معمولی، یازده شکنجه گر قهار تربیت شدند و یک نفر باقیمانده نه می توانست خوب کمانچه بکشد، نه کسی را بکشد. حتی در روایت حوادث آن دره هم چندان ظرافتی به خرج نمی داد.

|¤ باغ گمشده | جواد مجابی




یک نقشه سراسری برای تمام مملکت: باید خون دانشجو را سرد کنی، توی چشم کاسب و رعیت خاک بپاشی، کارگر را نسبت به فقرش معتاد کنی، کارمند اسیر چندغاز بشود.

|¤باغ گمشده| جواد مجابی





جهان همچنان پابرجاست و دیگران، اما تو می روی، همه چیز جز آن می شود که بود، چرا که تو جز آن شده ای که بودی.

¤| باغ گمشده | جواد مجابی





باید خارج از حوزهء تاثیر بمب ها، حکومت ها، وقایع روزمره، احساسات فروخورده خشم و عاطفه و ترس و اسلحه، به انسان و جهان نگریست. وگرنه، این صدای یک نق نقو است که بیش تر نگران خودش است.

|¤ باغ گمشده | جواد مجابی





دنیا و عمر به صورت کم ترین حد تقویمی خود درآمده بود، یک روز یک شب، یک دیدار.

|¤ باغ گمشده | جواد مجابی




چندتا اصطلاح غلنبه، نشانی چندتا رستوران گران قیمت، این ها آدم را مدرن نمی کند.

|¤ باغ گمشده | جواد مجابی




این مملکت مرده ها و پیرهاست، جوان ها در آن هیچ وقت جایی نداشته اند، جوان ها یا در زندان یا بر سر دار یا از بیکار ماندن پوسیده اند.

|¤ باغ گمشده | جواد مجابی





ایرج پوراردشیر این را خواند
رضا صادقی این را دوست دارد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید

یک تسلی دیگر در مواجهه با اتهامات مربوط به نا بهنجاری ، دوستی است . یکی از ویژگی های دوست این است که آن قدر مهربان است که در مقایسه با اکثر مردم بخش بیشتری از وجود مارا بهنجار میداند . هنگام گفتگو با مخاطبی عادی بسیاری از نظرهای خود را به دلیل بسیار زننده بودن ، جنسی بودن، مأیوسانه بودن ،احمقانه بودن ،هوشمندانه بودن یا احساساتی بودن ،بیان نمی کنیم ولی این نظرهارا با دوستان خود درمیان می گذاریم _
دوستی ، توطئه ی کوچکی است علیه آنچه دیگران معقول می پندارند .


تسلی ... دیدن ادامه » بخشی های فلسفه
آلن دوباتن
عرفان ثابتی
یوسف نیک نژاد ، Emile آژار و سعید علی پور این را خواندند
روزبه جعفری این را دوست دارد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید

مونتنی ،مثل اپیکور ،دوستی را مولفه ی ضروری خوشبختی می دانست :
به باورمن ، شیرینی مصاحبت رفیقی مناسب و دمساز هرگز به ضرر کسی تمام نمیشود . آه !یک دوست ! چقدر قضاوت دوران باستان درست است که معاشرت با کسی گواراتر از عنصر آب و ضروری تر از عنصر آتش است .
173ص

تسلی ... دیدن ادامه » بخشی های فلسفه
آلن دوباتن
عرفان ثابتی
روزبه جعفری این را دوست دارد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
رابرت برد از پژوهشگران و منتقدان خوب است. کتاب دیگرش 《عناصر سینمای آندری تارکوفسکی》 نیز کتاب با ارزشی است. این اثرش دارای مقولاتیست که کاملا آن را از آثار دیگری که درباره داستایفسکی نوشته شده متمایز می کند. برد در مقدمه به چهره شناسی داستایفسکی می پردازد؛ مختصات چهره داستایفسکی را بررسی می کند و نتایج جالب توجهی نیز به دست میدهد. خواندن ... دیدن ادامه » این اثر را به همه کسانی که آثار داستایفسکی را خوانده و درباره آنها سوالات فراوانی دارند توصیه می کنم.
Emile آژار این را خواند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
پلی بود در آب ریخته، اما به ظاهر استوار بود و فریبکارانه چنان می نمود که لشکری را بر خود عبور خواهد داد.

|¤ باغ گمشده | جواد مجابی




خاقان ... دیدن ادامه » شاید متوجه تشویش خاطر او شده بود یک بار پرسیده بود : " میرزا دلت می خواهد پانزده ساله بودی ؟" میرزا گفته بود: " هر چه امر مبارک است. "
پرسیده بود: " دختر یا پسر؟"
میرزا گفته بود: " هر چه مصلحت الهی باشد."
خاقان نخست رو ترش کرده بود بعد آن قدر خندیده بود که کاسه خضاب را به حرکات دیوانه وار دستش شکسته بود. آن وقت گفته بود: " چه فرقی می کرد."
هم در آن پیچ و تاب خوردن ها، میرزاطاهر با چشمان تیزبینش بدن برهنه خاقان را دمی به آسودگی دیده بود و به دقت. تنی که پیش از آن چنین به صرافت خاطر ندیده بود، تنی که بجز او کسی برهنه تر از این ندیده بود مگر این که آبستن شود یا کشته گردد.

|¤ باغ گمشده | جواد مجابی




در این شب سرد مهرگانی آن جا ایستاده است و با من اشارتی دارد که در تاریکی به تمامی در نمی یابمش.

|¤ باغ گمشده | جواد مجابی
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
نوع نگارش این کتاب من رو یاد شب های انداخت که تب داری و خواب های آشفته می بینی به قدری مطالب پراکنده و آشفته است که لذت مطالعه رو از آدم می گیره ولی از حق نگذریم توصیف بعضی صحنه ها هم زیبا بود مثل توصیف شورآبی و توصیف سرما و برف
ایرج پوراردشیر این را خواند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
لذت , آغاز و غایت زندگی سعادتمندانه است ( اپیکور )
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
اثر ارزشمندی است. حتماً باید یک بار خواندش. قصهٔ جذاب و روایتی دقیق, جالب و آموزنده این اثر را منحصربه‌فرد کرده است. البته قدرتی که در آغاز داستان وجود دارد در ادامهٔ آن افت می‌کند.
نیلوفر ثانی و مریم جمالی این را دوست دارند
فضاسازی های این کتاب بسیارقوی هست خصوصا جاهایی که از سرما و برف روایت میکنه انگاری که سرما رو میشه حس کرد من دوبار خوندم داستانو و بسیار جذاب بوده برام سرگذشت آیدین و حجره بازار و اون کارخونه پنکه سازی لرد و ...همش تو ذهنم مونده بعد از گذشت مدتها خوندن ... دیدن ادامه » این کتاب رو توصیه میکنم
۰۴ آبان
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
دیدن شکارچی از خطر وجودش کم میکنه
آ آرش این را دوست دارد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
فوق العاده
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
زندگی .. مثل شطرنج است

بعضی از حرکات را برای بردن انجام می دهی
... دیدن ادامه » و بعضی دیگر را فقط به خاطر اینکه این حرکت درست است ، انجام می دهی

و خوب ، می بازی..

..

در زندگی اتفاقاتی رخ می دهد ، که تو می دانی اشتباه است اما نمی توانی جلوی آن را بگیری.
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
چه تنهایی عجیبی!!

پدر خیال می کرد آدم وقتی در حجره ی خودش تنها باشد ، تنهاست..

نمی ... دیدن ادامه » دانست که تنهایی را فقط در شلوغی می شود حس کرد..
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید

زندگی اجتماعی سرشار است از اختلاف و تضاد میان برداشت های دیگران از ما و واقعیت وجودی ما .
وقتی محتاط هستیم ، به حماقت متهم می شویم . کمرویی ما نشانه ی غرور و تمایل به جلب چاپلوسی شمرده می شود، می کوشیم تا سو تفاهم را از میان برداریم ولی دهانمان خشک می شود و نمی توانیم جملات مورد نظر خود را بیان کنیم . دشمنان سرسخت به مقام هایی منصوب می شوند که ما را زیر دست ـآنان می سازد . در برابر دیگران سرزنشمان می کنند . در نفرتی که نامنصفانه معطوف به فیلسوفی بی گناه (سقراط) شده طنین و پژواک همان آزار و اذیتی راتشخیص می دهیم که کسانی که نسبت به رعایت عدالت در حق ما ناتوان یا بی میل هستند برما روا می دارند .50ص

تسلی ... دیدن ادامه » بخشی های فلسفه
آلن دوباتن
مژگان خراسانیان این را دوست دارد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید

اگر نمی توانیم چنان خویشتنداری و متانتی داشته باشیم ، اگر تنها پس از چند کلمه ی تند درباره ی شخصیت یا دستاوردهایمان به گریه می افتیم ، دلیل آن ممکن است این باشد که تایید دیگران بخش مهمی از قابلیت ما برای اعتقاد به حقانیت خودمان را تشکیل می دهد . مااحساس می کنیم که حق داریم عدم محبوبیت را نه فقط به خاطر دلایل عملی ، و به دلیل پیشرفت با بقا بلکه مهم تر از آن به این دلیل جدی بگیریم که مورد تمسخر قرار گرفتن نشانه ی روشنی از گمراهی ماست.../ 37ص

تسلی ... دیدن ادامه » بخشی های فلسفه
آلن دوباتن
مژگان خراسانیان این را دوست دارد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
بسیار کتاب خوبیست . خواندنش را به همه پیشنخاد میکنم
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
این کتاب توصیه‌های ارزشمندی در زمینه‌ی روان‌درمانی دارد که به کار روان‌درمان‌گران و همه‌ی کسانی که به این حوزه علاقه دارند می‌آید. ولی متاسفانه ترجمه‌ی این اثر شیوایی لازم را دارا نیست. همچنین به اعتقاد من، مترجم، امانت‌داری را در ترجمه‌ی متن رعایت نکرده است و پاره‌ای از بندها و جملات ترجمه نشده است. جای خالی پاورقی‌های توضیحی ... دیدن ادامه » که بهتر بود از جانب مترجم اضافه می‌گردید نیز در این اثر خالی است.
علیرضا اعرابی و امیرحسین آل عوض این را خواندند
بیژن امامی‌پور این را دوست دارد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
خیلی بی نظیر بود. با هر بار خوندن دوست داری بازم بخونی. واقعا شاهکاری هست ازین استاد. دوبار خوندم و حس می‌کنم هنوز درکش نکردم و باز جا داره بخونمش. حتی تمایل پیدا کردم کتاب‌های دیگه استاد رو هم بگیرم بخونم.نمیدونم بقیه کتاب هاش هم دراین حد باشه یا نه
کتابی متفاوت و بسیار زیبا که تصویری کاملا انسانی و تقریبا ملموس و در عین حال شگفت انگیز از شمس تبریزی ارائه میده.
parisa pasandideh این را خواند
روژیتا احمدی این را دوست دارد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
خنثی قهقه زد.یعنی چه؟ یعنی آدمها را مثل کتاب می خوانی؟ عجب چرت و پرت می بافی به هم.
گفتم: هر انسانی به کتابی مبین می ماند در جوهره اش؛منتظر خوانده شدن.هرکدام از ما در اصل کتابی هستیم که راه می رود و نفس می کشد.کافی است جوهره مان را بشناسیم.فاحشه باشی یا باکره؛ افتاده باشی یا عاصی،فرقی نمی کند؛ آرزوی یافتن خدا در قلب همه ی ما،در اعماق وجودمان ... دیدن ادامه » پنهان است.از لحظه ای که به دنیا می آییم، گوهر عشق را درونمان حمل می کنیم. آن جا می ماند به انتظار کشف شدن. این یکی از قاعده هاست.

صفحه172
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
تصویری بسیار دردناک و در عین حال ساده، میخکوبم کرد.
پدربزرگم را دیدم که مرده است. در سپیده دم مرده بود، یکی از همین صبح‌ها، و من هرگز نگفته بودم که دوستش دارم! هرگز!
Emile آژار این را خواند
الهام ندیمی فر و مژگان خراسانیان این را دوست دارند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
نوشتن در خصوص این کتاب سخته و به نوعی بحث برانگیز
کتاب در مورد افراد مختلفی با رویکردهای مختلف و با شخصیت محوری شمس تبریزی که نمادی از مسلمان عاشقه صحبت میکنه، اگر با دید مسلمان منطقی به کتاب نگاه کنیم ، کتابی پر از کفر میبینیم و شمس را ملحد میشناسیم همانطور که اطرافیان مولوی در قونیه و عالمان آن عصر شناختند، بهمین دلیل صحبت در مورد ... دیدن ادامه » این کتاب سخته، توصیه من به خوندن کتاب پله پله تا ملاقات خدا از دکتر زرین کوب قبل از خوندن این کتابه، دکتر زرین کوب خیلی علمی تر و دقیق تر برخورد شمس و مولانا را تفسیر کرده و بهتر به سوال شمس از مولانا که زندگی مولانا رو زیر و رو میکنه میپردازه، اما الیف شافاک کتابی شیرین و دلچسب ارائه داده که به طور ضمنی انسان دور از اسلام رو بطرف اسلام میکشونه و دیدی مثبت از اسلام ارائه میده، که شاید حقیقت باشه من نمیدونم چون اونقدر در عشق خدا هضم نشدم شاید دست و بال همه ما بسته است شاید نمیدونیم شاید هم هزار دلیل داریم.
- خدا هر لحظه در حال کامل کردن ماست چه از درون چه از بیرون هر کدام ما اثر هنری ناتمامی است هر حادثه ای که تجربه میکنیم هر مخاطره ای که پشت سر میگذاریم برای رفع نواقصمان طرح ریزی شده پروردگار به کمبودهایمان جداگانه میپردازد زیرا اثری که انسان نام دارد در پی کمال است.
مینا حشمتی و ناصر یُلمه این را خواندند
ساغر سربی ، Mhrnshhh Gh و بیژن امامی‌پور این را دوست دارند
همتنطور که دوست فرهیخته‌مان اشاره کردند، کتاب پله پله تا ملاقات خدا و اصولا کتابهای مرحوم دکتر عبدالحسین زرین کوب کتب بسیار خوبی هستند. کتاب نقد ادبی ایشان نیز خواندنی است. درباره کتاب ملت عشق نظری نیست.
۰۹ شهريور
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
بعد از اینکه تو یه کار درجه یک شدی،درجه دو بودن دیگه هیچ لذتی نداره
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
این کتابو دو بار خوندم اما هر بار تنها چیزی که در موردش میگم اینه که به معنی کلمه دوسش دارم
این کتاب باید خونده بشه و درک شه.
جنس غم سمفونی مردگان قابل لمس و قشنگه
مینا حشمتی ، Samira Akrami ، علیرضا اعرابی و ناصر یُلمه این را خواندند
ژیلا .. و مرتضی آریافر این را دوست دارند
با نظرتون موافقم این کتاب خیلی زیباست و دقیقا" جنس غمی که داره ادمو متاثر میکنه
۲۱ مرداد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید

اولش ارتباط برقرار کردن با داستان سخته (مثل سمفونی مردگان شاید) اما بعد دوست داشتنی میشه.
کلا انگار کتاب های آقای معروفی یه درد خاصی داره، سخته اما لطیفه!!!
#داستان_تمثیل
پ.ن: ... دیدن ادامه » شیرازی بودن چی بهتر از این :د
پ.ن: مرسی از دوستم (مایده) که کتابو برام خرید ^^
پ.ن: "بماند برای بعد"
ناصر یُلمه این را خواند
علیرضا اعرابی این را دوست دارد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
کتاب شامل نه داستان مختلفه که دارای اختلاف سطحی هستند . برخی از اون ها بسیار عمیق و زیبان و برخی دیگر از قدرت قلم کمتری برخوردارند . در مجموع پیشنهاد می کنم این کتاب را بخوانید حتی اگر بعضی داستان هاشو دوست نداشته باشید .
روژیتا احمدی این را خواند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
تنها زیانی که هنرمند بودن می تواند برای شما داشته باشد این است که سبب می شود پیوسته اندکی غمگین باشید .
روژیتا احمدی این را خواند
آرش یوسفی و مژگان خراسانیان این را دوست دارند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
ممنون از آقای امین به خاطر قلم زیبا و روان. داستان این کتاب فوق العاده بود. بعد از مدتها یک رمان ایرانی بی نظیر خواندم
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
با آن که گفتنی های بسیار داشتم، ترجیح دادم سکوت کنم. هزار بار تا حالا از حرفهایی که زده ام پشیمان شده ام اما به یاد نمی آورم، حتی بک بار، بابت چیزی که بر زبان نیاورده ام خود را شماتت کرده باشم.(ص 224)
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
صفحه 1 از 12