:  قدیانی
:  ۱۹۱۲
دیوار این ناشر | کل دیوار
دیوار شهر کتاب، دیواری‌است برای گفت‌وگوی علاقمندان به کتاب و کتابخوانی و نوشتن درباره علاقه‌مندی های مشترک
برای نوشتن و فعالیت در دیوار شهر کتاب به سیستم وارد شوید
عالی و بامزه
سید محمدرضا مهدوی این را خواند
مهدی امیدیان فر این را دوست دارد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
واقعا یکی از زیبا ترین مجموعه های این نویسنده ی توانا
تمام کتاب هاییش رو که ترجمه شده خوندم و با جرعت میگم این یکی از بهترین کتاب هایی است که میتونین تو عمرتون بخونین البته ((البته)) اگه از این سبک خوشتون بیاد
Samira Akrami و علیرضا اعرابی این را خواندند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
خیلیییییی خوبببب بود دوباره مثل جلد آخر در جستجوی دلتورا آدم رو غافلگیر میکنه و هر چیزی که فکر میکردی رو خراب میکنه
بعد از این که این کتاب رو تموم کردین پیشنهاد میکنم که اژدهایان دلتورا رو هم بخونید
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
خلیییییییییییی خووووووب بود و ترجمه ی روان و عالی ای داشت و کامللا به عنوان آخرین جلد در جستجوی دلتورا آدم رو غافلگیر میکنه و بعدش دوست دارید از شادی کتاب رو بغل کنید:)))))))))))
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
این کتاب بسیار آموزنده و کاربردی است برای بچه ها.واقعا توصیه میکنم بخونید این کتاب رو. عالیه
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
شخصیت اصلی داستان، یعنی جروشا، شخصیت شوخ طبع و شادی دارد که می تواند برای خواننده، جذاب و دلپذیر باشد.
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
ایشون همون "اورسولا لو گویین" معروف هستند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
#هزار کتاب

نام کتاب: باغ مخفی
نام ... دیدن ادامه » نویسنده: فرانسیس هاجسن برنت

تاریخ آغاز: 95/1/31
تاریخ پایان: 95/2/4

داستان بسیار لطیفی بود. درباره کودکانی که به خاطر فکرهای بد، از نظر روانی و جسمی مشکل داشتند ولی با جایگزینی فکر خوب به جای فکرهای بد، کم کم سلامتی و زیبایی خود را به دست آوردند. داستان درباره این است که چگونه طبیعت و افراد با فکرهای خوب، میتوانند روی افراد دیگر اثرات خوب داشته باشند. من این داستان را خیلی دوست دارم.
فرشته حسین پور این را دوست دارد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
# هزار کتاب
نام کتاب: داستان دگرگونی
نام نویسنده: هلنا رمزی

تاریخ ... دیدن ادامه » آغاز: 95/1/29
تاریخ پایان: 95/1/29

من این کتاب را برای پروژه درس علوم خواندم. من الان یک کرم ابریشم دارم که باید تا پروانه شدن، از آن نگهداری کنم و مراحل دگردیسی آن را بررسی کنم. قسمت زنبور عسل را در این کتاب، بیشتر از بقیه دوست داشتم.
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
#هزار کتاب
تاریخ شروع: 1392/09
داستان اینگونه آغاز می شود:
جلاد ... دیدن ادامه » تبرش را چرخاند-شترق- و سری دیگر روی زمین غلطید. صدای هلهله بلند شد. راشد رام بزرگترین جلادی بود که وادی تا به حال به خود دیده بود و حتی الان، بعد از سی سال، همچنان، جماعت زیادی را به پای چوبه دار می کشید.
آن روز صبح پنج نقر برای اعدام فرستاده شده بودند. راشد، سر سومی را قطع کرده بود و داشت تیغه ی تبرش را تمیز می کرد. جوانترین پسرش جبل، در جمعیت، بیشتر از آنکه به پدر و کاری که می کرد توجه نشان دهد، به دوشیزه اعظم، دیبا الگ چشم دوخته بود.
فرشته حسین پور و سپیده شوهانی این را دوست دارند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
به نظر می رسد این اثر از دارن شان کمتر از آثار دیگرش، مثل نبرد با شیاطین، خونبارتر و ترسناکتر بود. و همین آنرا خواندنی تر کرد.
به علاوه اینکه در آن درس هایی از دوستی، از خودگذشتگی به زیبایی هرچه تمامتر به نمایش گذاشته شده بود.
به نوعی می توان این رمان رمان را هاکبری فین فانتزی نام گذاری کرد.
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
بسیار زیبا پسری که برای نشان دادن توانایی خود به دختر مورد علاقه اش به سفری دور و دراز میرود شاید این موضوع را بارها شنیده باشید ولی این بار از زبان دارن شان به گونه ای متفاوت بشنوید،جلاد لاغردر این سفر با پیروان ادیان مختلف و عقاید مختلف و قبیله های عجیب مواجه میشود و در بازگشت دیگر ان دختر برایش جذابیتی ندارد
مشتاق حسین غوردروازی این را خواند
فرشته حسین پور و داریوش ولیپور این را دوست دارند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
فیلم امیلی در نیومون با بازی مارتا مک ایزاک در نقش امیلی استار از روی این کتاب ساخته شده
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
من رمز خوشبخی واقعی را یافته ام. باید حال را دریابی، نه اینکه همیشه افسوس گذشته را بخوری و فکر آینده باشی. باید قدر لحظاتی را که در اختیار داری بدانی. مثل کشاورزی: آدم، هم می تواند در یک زمین پهناور بذر بپاشد، هم می تواند کشاورزی خود را به یک قطعه زمین کوچک محدود کند و از همان نقطهء کوچک نهایت استفاده را ببرد. میخواهم از لحظه لحظهء عمرم ... دیدن ادامه » لذت ببرم و بدانم که دارم لذت می برم.

بابا لنگ دراز - جین وبستر
ساهره مشکین قلم این را خواند
فاطمه صادقی ، parisa zendebudi و علیرضا دشتی نژاد این را دوست دارند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
همین الان یک زنبور بزرگ از داخل یکی از شکوفه های سیب بیرون آمد. عجب جایی را برای زندگی کردن انتخاب کرده . زندگی داخل یک شکوفه ی سیب ، فکرش را بکنید خوابیدن درچنان جایی در حالی که باد آن را تکان می دهد ، چه کیفی دارد . اگر من آدمیزاد نبودم ، ترجیح می دادم زنبور
باشم و روی گل ها زندگی کنم .
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
وقتی داستان های غم انگیز می خوانیم با شهامت خودمان را در آن موقعیت ها تصور می کنیم ،
ولی به محض اینکه واقعا غصه دار می شویم ، تازه می فهمییم تحمل کردن چه کار سختی است
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
مترسک:من مغز ندارم، تو سرم پر از پوشاله.
دوروتی:اگه مغز نداری پس چه جوری حرف میزنی؟
مترسک:نمیدونم ... ولی خیلی از آدمها هم هستن که بدون مغز یه عالمه حرف میزنن!

جادوگر ... دیدن ادامه » شهر از - فرانک بااوم
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
راستی عجیب نیست که دو انسان بالغ که به هر دو قدرتِ کلامی زیبا عطا شده است، نتوانند ذرّه‌ای از انرژی روانی‌شان را به‌هم منتقل کنند!

دشمن عزیز / جین وبستر
طه کامکار این را خواند
مهنّا حسین زاده ، داریوش ولیپور و سبحان معصومی این را دوست دارند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
« زمان چیزی نیست جز رودخانه ای برای صید کردن.»
سبحان معصومی این را خواند
زینب مهدوی و مینا کازرونی این را دوست دارند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
این راه نه راهیست عنان بازکش ای دل
دیدی که درین یک دو سه منزل چه کشیدیم؟
مانندِ سگِ هرزه رویِ صید ندیده
بیهوده ... دیدن ادامه » دویدیم
و چه بیهوده دویدیم.
وحشی به فریبِ همه کس می روی از راه
بگذار
که ما ساده دلی چون تو
ندیدیم ...
امیل آژار و مشتاق حسین غوردروازی این را دوست دارند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
ی پن گفت:تصمیم خودراگرفته اید
براد گفت:سایمون برمی گردد ولی من دوست دارم به دنیای دیگری بروم این امکان دارد؟
بی پن:به چرخ داوری فکر کنید که میلیاردها پردهدار.یکی از این پرده ها همان زمان ومکانی است که شما ازان امده اید.اگر من شمارا رها کنم روحتان شما رابه همان نقطه باز می گرداند درست مثل کبوتری که پس از سفرهای طولانی به لانه خود برمی گردد.
سایمون ... دیدن ادامه » برای لحظه ای نفس راحتی کشید لااقل این اخرین فکر براد شدنی نبود
بی پن لحظه ای مکث کرد وگفت:ولی اگه رها شوید وذهن شما محل فرودتان راردکندکه قدرتش راهم دارد ان وقت شما می توانید درسرزمین دیگری فرود ایید
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
همه بچه‌ها به جز یکی، بزرگ می‌شوند.
فائزه نخعی این را دوست دارد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
یکی از نامه های جودی ابوت به بابا لنگ دراز
بابالنگ دراز عزیز، من عاشق دانشکده هستم و بیش از همه عاشق شما که مرا به دانشکده فرستادید، آنقدر خوشحالم که از شدت هیجان خوابم نمی برد. شما نمی دانید اینجا با پرورشگاه «ژان گریر» چقدر فرق دارد. دلم برای دخترانی که نمی توانند به این دانشکده بیایند می سوزد...»
همین الان سالی ماک براید سرش را کرد ... دیدن ادامه » توی اتاق و گفت: «آنقدر دلم برای مامان و پاپا تنگ شده که دارم دق می کنم، تو چطور؟ من هم تبسمی کردم و گفتم: چاره چیست باید ساخت. دلتنگی خانوادگی از آن بیماری هاست که من اقلاً در برابر آن مصونیت دارم! مگر دل کسی هم برای دارالایتام و مادام لیپت تنگ می شود؟»./.
بابالنگ دراز-جین وبستر
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
آدمها همه چیز رو همین طور حاضر و آماده از دکان ها میخرند. اما چون دکانی نیست که دوست معامله کند، آدمها مانده اند بی دوست.
تو اگر دوست میخواهی خوب مرا اهلی کن...!

شازده کوچولو | آنتوان دو سنت‌ اگزوپری
Mansooreh Riahialam این را دوست دارد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
آیا مردها خنده آور نیستند؟ وقتی می خواهند برای تعریف از تو آخرین زورشان را بزنند با ناشیگری به تو می گویند که یک مغز مردانه داری...!

دشمن عزیز | جین وبستر
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
وقتی آدم به کسی یا محلی یا روش خاصی از زندگی عادت کرد و بعد آن را از دست داد یک جای خیلی خالی در دل آدم باقی می ماند!
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
بخشی از کتاب بابالنگ دراز اثر "جین وبستر"

جودی عزیزم!...

... دیدن ادامه » ما به اندازه خاطرات خوشی که از دیگران داریم آنها را دوست داریم
و به آنها وابسته می شویم و هر چه خاطرات خوشمان از شخصی بیشتر باشد علاقه و وابستگی ما بیشتر می شود.
پس هرکسی را که بیشتر دوست داریم و میخواهیم بیشتر دوستمان بدارد باید برایش خاطرات خوش زیادی بسازیم تا بتوانیم در دلش ثبت شویم...

دوستدارتو: بابالنگ دراز
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید