:  ساقی
:  ۱۰۳
دیوار این ناشر | کل دیوار
دیوار شهر کتاب، دیواری‌است برای گفت‌وگوی علاقمندان به کتاب و کتابخوانی و نوشتن درباره علاقه‌مندی های مشترک
برای نوشتن و فعالیت در دیوار شهر کتاب به سیستم وارد شوید
شاید به ذهن شما نیز این پرسش خطور کرده باشد که آشنایی با نظریه های هنر به چه کار آید؟ مگر بدون اینکه سر از این نظریه‌ها در آوریم امکان درک یا دوست داشتن هنر ممکن نیست؟

باید اعتراف کرد همانگونه که آگاهی تئوریک از نظریه عشق برای عاشقی ضروری نیست، نظریه هنر نیز برای دوست داشتن هنر الزامی ندارد.

اما ... دیدن ادامه » از این ماجرا به همین سادگی نیز نمی توان گذشت. چرا که نظریه هنر کمک شایانی در نزدیک شدن به هنر و درک آن می کند. کمک به این که درک ما محدود به غریزه نبوده و از ناخود آگاه و احساس مان فراتر برود.

بنابراین وقتی میل به دریافت عمیق تر حوزه های هنری در میان باشد آنوقت آشنایی و آگاهی از نظریه های هنری نیز ضرورت پیدا می کنند. اهمیت و کار آمدی این نظریه ها در درک آثار هنری نه فقط در این است که باعث فاصله گرفتن ارزیابی های کیفی هنر از چهارچوب غریزه و احساس شده و به آنها ارزش و غنای بیشتری می دهد. بلکه اهمیت آن زمانی بیشتر جلوه گر می شود که توجه داشته باشیم که این نظریات فی نفسه قائم بر متن آثار هنری نبوده و از آنها استخراج نمی شوند، به زبان دیگر اینکه پایه و اساس آنها به تمامی در خود هنرها نیست بلکه بخش قابل توجه آن از حوزه های خارج از هنر همانند، فلسفه و ... گرفته شده و در هم ادغام می شوند. از همین روست که امکان درکی فراتر دریافت های متکی بر غریزه و احساس را به وجود می آورند. بدون اینکه نفی کننده این حقیقت باشند که بدون درک این نظریه ها نیز می توان عاشق هنر بود و حتی به شکلی ناخودآگاه سلیقه خوبی هم داشت.

یک تابلو نقاشی بر سینه دیوار، تنها یک شیء است تا زمانی مورد تفسیر قرار گیرد. این تفسیراست که آن را به عنوان یک اثر هنری عرضه می کند. بنابراین هرچقدر این تفسیر غنی تر صورت بگیرد ،ارزش های بیشتری از آن اثر هنری خود را جلوه گر می سازد. این جاست که اهمیت و ارزش نظریه هنر آشکار شده و ضرورت خواندن کتابی همانند نظریه هنر خود را نشان می دهد.
کتاب نظریه هنر به قلم ژان لوک شمولو که به‌همت نشر ساقی و با ترجمه مصطفی گودرزی به بازار آمده است. متنی است که از زبان فرانسه به فارسی در آمده است. این کتاب قریب به هشت سال پیش از این با عنوان «نگره های هنر، زیبایی شناسی و تاریخ هنر از زمان افلاطون تا روزگاران ما» توسط نشر سوره هنری منتشر شده بود که نشر ساقی چاپ تازه و شکیلی از آن به بازار فرستاده است.

ژان لوک شمولو مورخ و منتقد هنری نام آشنایی در کشور خود محسوب می شود که مدیریت نشریه‌ای هنری را نیز برعهده دارد. او در این کتاب کوشیده تصویری دقیق و در عین حال قابل فهم از «نظریه‌های هنر» را پیش روی مخاطب بگذارد. «نظریه های هنر» افقی وسیع و عمیقی از بحث‌های فلسفی، نقد و تاریخ هنر را از زمان افلاطون تا این روزگار مطرح می سازد.

کتاب حاضر در ۱۱ فصل نظریه‌های گوناگون هنر را از دوران باستان تا نظریه‌پردازان هنر معاصر مورد توجه قرارداده و از طریق نظریات منعکس شده در هر دوره به توضیح و تعریف قواعد و چارچوب‌های این نظریات پرداخته و کوشیده بستری برای درک بهتر آنها در یک روند مرتبط با زمان فراهم آورد. به بیان دیگر کوشیده خواننده دریابد نظریه هنر در هر دوره از تاریخ چه نسبتی با شاخصه ها وجریان‌های فکری و فلسفی زمان خود داشته است.

یکی از مهمترین ویژگی های این کتاب که باعث شده است خواننده درک بهتری از محتوای آن داشته باشد نحوه فصل بندی و ارائه محتوای آن است. الگویی که نویسنده برای این منظور استفاده کرده باعث شده است کلیت این بحث که قرار است تاریخی طولانی از نظریه هنر را بازگو کند در ذهن خواننده ایجاد سردرگمی نکرده و در تعاملی مبتنی بر زمان نظریات متعدد مطرح شده قابل فهم تر باشند.

نویسنده در آغاز کتاب با تقسیم بندی نظریه های هنر به پنج دسته: پدیدار شناسی هنر، روان شناسی هنر، جامعه شناسی هنر، فرمالیسم و تحلیل ساختاری، الگوهای فراگیر در نظریه های هنر مشخص و با زمینه چینی لازم در خواننده این آمادگی را ایجاد می کند که اگر در بخش های بعدی کتاب از نظریه پردازان و نگره های آنها سخن به میان آمد مخاطب دریابد که از چه نگاهی به هنر سخن گفته می شود.

بنابراین پس از این مقدمه که به تبیین خانواده های پنج گانه نظریه هنر به شکلی موجز اخصاص یافته است. طی یازده فصل با عناوین زیر، به نظریه های هنر از روزگار باستان تا به امروز پرداخته شده است: نظریه های هنر در دوران باستان، رنسانس، کلاسیسم و باروک در قرن هفدهم، نئوکلاسیسم و توصیف آن در قرن هجدهم، رمانتیسم، فلسفه هنر آلمانی، تاریخ نگاران هنر وارثان فلسفه زیبایی شناختی آلمان، نظریه پردازان مارکسیست هنر، نظریه های روانکاوانه هنر، نظریه پردازان هنر معاصر و وضعیت کنونی: میان افراط و فقدان نظریه هنر .

توصیف نظریه‌های هنری و تحلیلی آن هم به شکلی اجمالی که بتواند گویای هریک از آرا و عقاید اندیشمندان عرصه هنر باشد، کاری است دشوار که علاوه بر اشراف نویسنده به بحث، نیازمند یافتن روشی کارآمد برای ارائه قابل فهم محتوای آن نیز هست. دست یابی به چنین توفیقی به ویژه در حوزه کتابهای ترجمه ای، گذشته از کیفیت کار نویسنده، مترجمی توانا و آشنا به این حوزه را نیز لارم دارد.

بی اغراق اگر کتاب حاضر برای تحلیلگران و علاقه‌مندان نظریه‌پردازی در باب هنر به اثری کار آمد و ارزنده بدل شده نباید از کیفیت کار مصطفی گودرزی در مقام مترجم کتاب صرف نظر کرد. به ویژه آنکه از کتاب «نظریه‌های هنر» که اثری تئوریک و پایه محسوب می شود ترجمه ای روان و قابل فهم برای مخاطب فارسی زبان تدارک دیده است. در این زمینه نباید از پانویس های مترجم غافل ماند که اطلاعات تکمیلی سودمند و بجایی در اختیار خواننده قرار می دهد.

http://www.alef.ir/book
آرمان حیدری ارجلو این را دوست دارد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
شاید فاصله گذاری و تفکیک هنر دینی و هنر غیردینی ناممکن باشد؛ اما نقد آثار هنری با اتکا به مبانی اندیشه دینی ممکن و میسر است. نقد هنری در گذر زمان با تغییر و تحولات مختلفی روبرو بوده است و بی گمان هر نوع نقدی بر اساس مبانی و رویکردی خاص در پرداختن به سوژه خود شکل می گیرد. حتی نقدی که صرفا ذوقی باشد نیز برمبنای رویکرد ذوقی نویسنده خود سامان یافته است.

مکاتب و جنبش های فکری گوناگون در سده های دور و نزدیک همواره شکل دهنده رویکردهای نظری در حوزه نقد بوده اند و هم از این روست که هر مکتب فکری رویکرد خاص خود را نیز در نقد هنری به همراه داشته است از رویکردهای فمنیستی بگیر تا رویکردهای مارکسیتی و... فی‌المثل تأثیری که فروید در حوزه روان‌کاوی در قرن بیستم برجای گذاشت رویکرد خاص خود را نیز در نقد هنری به همراه داشت.

آثاری ... دیدن ادامه » که اغلب تحت عنوان راهنمای رویکردهای نقد ادبی و هنری، منتشر می‌شوند در واقع می کوشند تا نشان بدهند که چگونه رویکردهای نظری در علوم انسانی می تواند مبنای نقد هنری قرار بگیرند. در واقع آنها نشان می دهند که چگونه این دیدگاه های نظری حکم مبانی یک رویکرد در نقد قرار می گیرند.

بر همین اساس می توان چهارچوب‌های نظری دینی را به عنوان مبانی یک رویکرد در نقد هنری قرار داد و بر اساس این رویکرد به سنجش کیفی آثار پرداخت. این مهم کاری ست که زهره کرامت و مصطفی گودرزی به عنوان نویسندگان کتاب حاضر قصد انجام آن را داشته اند. «درآمدی بر مبانی نقد دینی آثار هنری» همانگونه که از نامش پیداست در واقع تلاشی‌ست برای شناسایی، دسته بندی و تبیین این مبانی که می توانند اساس نقد دینی آثار هنری قرار بگیرند.

نویسندگان کتاب نقد دینی را یکی از انواع یا رویکردهای نقد هنری به شمار آورده و با این فرض به تبیین مبانی و ویژگی‌های آن پرداخته‌اند و در عین حال کوشیده‌اند نشان دهند که نقد دینی چه نسبتی با دیگر دسته‌بندی‌های مختلف نقد هنری می‌تواند داشته باشد و اصولا دین در نقد آثار هنری، به چه مؤلفه‌هایی توجه دارد.

پرداختن به این موضوعات چهارچوب و استخوان‌بندی کتاب «درآمدی بر مبانی نقد دینی آثار هنری» را شکل داده است. این کتاب افزون بر مقدمه و پیشگفتار از سه فصل و دو ضمیمه تشکیل شده است. در پیشگفتار کتاب صحبت از ضرورت نهضت تولید علم بومی و نظریه‌پردازی در علوم، به ویژه علوم انسانی به عنوان رسالتی دینی و ملی، در این دیار است. کشوری که در آن انقلابی دینی شکل گرفته و جکومتی دینی در رأس امور قرار دارد، اما در آن هنر به طرق گوناگونی نقد می شود مگر به شکل دینی و در باب آن از منظرهای گوناگونی سخن می‌رود که به جرات می توان گفت اغلب آن‌ها برخاسته از فکر و فرهنگی دینی و ملی‌مان نیست؛ بلکه از فرهنگ و کشوری دیگر وارد شده است.

بنابراین کتاب درآمدی بر مبانی نقد دینی آثار هنری، تلاشی برای روشن کردن معنا و جایگاه نقد دینی در عرصه‌ی نقد هنر است و نویسندگان کوشیده‌اند در این رهگذر روشهای نقد دینی هنر و برخی از مفاهیم و اصطلاحات تخصصی آن را برای مخاطب خود شرح داده و تبیین کنند. خواننده این کتاب طی سه فصا با تعاریف اساسی این حوزه آشنا شده و سپس با تعمیم یافتن این مفاهیم به ساحت نگره دینی نه تنها با چیستی مبانی نقد دینی هنر آشنا می شوند، بلکه افزون بر آشنایی با روشهای نقد دینی هنر و برخی از مفاهیم و اصطلاحات تخصصی نقد دینی هنر، مباحثی چون هدف نقد دینی هنر، معیار نقد دینی هنر و اصول و مبانی نقد دینی هنر نیز برای ایشان توضیح داده شده می شود.

ضمائم پایانی کتاب درواقع دو نمونه نقد دینی هستند که به شکل کاربردی چگونگی استفاده از این رویکرد را در نقد هنری در اختیار خوانندگان قرار می دهند. متن نخست نقد دینی دیوارنگاره آقرینش حضرت آدم (ع) توسط میکلانژ و دومی نقد دینی دیوارنگاره شام آخر اثر لئوناردو داوینچی ست.

http://www.alef.ir/book
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
این کتاب، داستان عکاسی جنگ است و از تجربه ده تن از معروف ترین عکاسان زنده بر گرفته شده است؛ کسانی که وقتی به جنگ می رفتند، سلاحی جز دوربین نداشتند. این اثر کتابی تاریخی نیست. هر چند صفحات آن با تاریخ پر شده است. دایرة المعارف عکاسی جنگ نیست. حتی به طور یکسان هم به جنگ های مختلف نمی پردازد. چرا که بیشتر عکاسان زنده ی امروز به دوران ویتنام ... دیدن ادامه » تعلق دارند. آنچه این کتاب ارائه می کند گلچینی است از داستان هایی واقعی؛ داستانهایی دلخراش، قهرمانانه، سوزناک و حتی خنده آور، از تجربه های عکاسان خط مقدم در گیری ها، از قبرس دهه ی پنجاه تا افغانستان قرن بیست و یکم میلادی. این کتاب سعی دارد علاوه بر روایت خاطرات عکاسان در جنگ‌های دنیا مقدمه‌ای برای تولید این گونه کتب از تجربیات عکاسان ایرانی باشد
سبحان معصومی این را خواند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
روایت است وقتی اورسن ولز می خواست همشهری کین را بسازد برای اینکه کارگردانی سینما را بیاموزد، در خواست کرد یک نسخه از فیلم دلیجان ساخته جان فورد برایش بیاورند، یک سالن نمایش فیلم و یک آپاراتچی هم تحت اختیارش باشند. به این ترتیب اورسن ولز مدرسه‌ای سینمایی برای خود ترتیب داد که تنها شاگردش خودش بود و تنها استادش جان فورد که هیچوقت سرکلاس حاضر نمی‌شد! تنها کلاش مدرسه هم سالنی بود که مدام فیلم دلیجان نمایش داده می‌شد. او هفته‌ها این فیلم را تماشا کرد، بارها و بارها و گاه فیلم را به درخواست او برایش جلو عقب می کردند. به این شیوه با دقیق شدن روی یکی از مهمترین فیلمهای داستانگوی هالیوود که تا آن زمان ساخته شده بود، اورسن ولز به تدریج آموخت که اگر قرار است در سینما داستانی را تعریف کند چگونه باید این کار را انجام دهد. شکی نیست اورسن ولز شاگرد باقریحه‌ای بوده و البته به سراغ جان فورد استاد مسلم فیلمسازی نیز رفته بود. فیلمسازی که هوارد هاکس به اعتراف خودش، وقتی حسابی کیفور می‌شده که تصور می‌کرده نمایی همانند نماهای آثار جان فورد می‌گرفته است!

کتاب مدرسه فیلم یا چگونه با تماشای دی‌وی‌دی فیلمها فیلمسازی را یاد بگیریم اثر ریچارد دی به روشی کم و بیش مشابه و البته آسان‌تر می کوشد تا فیلمسازی را به مخاطب بیاموزد. گفتیم آسانتر به این دلیلِ کاملا بدیهی که اگر روزگاری تنها روی پرده سینما امکان تماشای فیلم وجود داشت و بررسی و دقیق شدن روی یک یا چند فیلم نیازمند داشتن سالن نمایش فیلم، پرژوکتور، متصدی نمایش فیلم و ...، یعنی امکاناتی بود که هر کسی از عهده تهییه آن برنمی آمد و اما امروزه به راحتی می توان مهمترین فیلمهای تاریخ سینما را روی دی وی دی و با کیفیتی عالی به خانه برد و روی صفحه تلویزیون یا بر پرده‌ی ویدئو پروجکشن تماشا کرد. تردیدی نیست که تماشای فیلم در سینما تجربه ای اصیلتر محسوب می شود، اما با این حال تکنولوژی جدید چنان امکاناتی را در اختیار ما قرار می دهد که نمی توان از آن صرف نظر کرد.

ماجرای ... دیدن ادامه » کتاب «مدرسه فیلم» از آنجا آغاز شد که به ریچارد دی.پپرمن تدوینگر و مدرس برجسته و معتبر سینما در آمریکا سفارش نوشتن کتابی درباره سینما داده شده، با عنوان مدرسه فیلم .در این روزگار رواج انواع و اقسام دوربین‌های فیلمبرداری ارزان و قابل حمل دیجیتال که امکانات و قابلیت‌های مختلفی هم دارند، مقوله فیلمسازی را از منظر تجهیزات و به طور کل مسایل سخت‌افزاری، به کاری آسان تبدیل کرده است، در این زمینه می‌توان با کمی مطالعه و تحقیق فیلم ساختن را یاد گرفت. هدف کتاب ریچارد دی. پیرمن نیز تحقق چنین مسئله ای بود کتابی که بتواند به علاقمندان پرشمار سینما فیلمسازی را بیاموزد.

ساختار کتاب در ابتدا به گونه ای دیگر تعریف شده و قرار بر آن بوده که در برگیرنده مقالاتی از چهره های گوناگون درباره جنبه‌های مختلف کار فیلمسازی باشد و یا به جای نوشتن مقاله، گفتگوهایی با همان موضوع و همان افراد ترتیب داده شود و... اما ریچارد دی.پپرمن با واقع‌بینی اعتراف می کند که کتابهای نفیس و خوبی در چنین قالب‌هایی وجود داشتند؛ بنابراین ضرورتی برای پیمودن مسیرهایی که یکبار پیموده شده بود، وجود نداشت. بنابراین او الگویی را در این کتاب مورد استفاده قرار داده که در نوع خود تازگی دارد. هرچند که از جهاتی به کاری که اورسن ولز انجام داده نیز بی‌شباهت نیست. کتابی آموزشی که از طریق تماشای فیلم‌های خوش ساخت و تحلیل ساختاری این‌فیلمها ، چگونگی ساختن یک فیلم را به علاقه‌مندان این رشته، آموزش می‌دهد. بنابراین شیوه آموزشی نویسنده در این کتاب در قیاس با دیگر کتب آموزش فیلمسازی در سینما نو و متفاوت به نظر می‌رسد. نویسنده کتاب حاضر به یک نکته مهم تاکید دارد و آن تعریف داستان از طیقی تعامل میان جنبه های مختلف فیلم است، به عبارت دیگر درک فیلمسازی به عنوان کاری گروهی.

در کتاب مدرسه فیلم یا‌ «چگونه با تماشای DVD فیلم‌ها فیلم‌سازی یاد بگیریم» درباره اغلب فنون مورد استفاده در فیلمسازی و ابزار یا ظرفیتهای مدیوم سینما سخن گفته شده و همچنین به شیوه خاص کتاب به خواننده آموزش داده می‌شوند؛ اما برخلاف دیگر کتابهای همرده خود در فهرستش نامی از جنبه های مختلف فیلم برای نمونه فیلمبرداری، تدوین، صدا، بازیگری، موسیقی، فیلمنامه و از این دست دیده نمی شود. در واقع نویسنده کتاب با هوشمندی کوشیده است با اتخاذ یک استراتژی متفاوت به تعامل مخاطب و متن کتاب کیفیتی کارگاهی ببخشد. به این ترتیب که گویی خواننده کتاب در یک کلاس یا کارگاه تک نفره حضور دارد، ابتدا یک سکانس از یک فیلم را تماشا می کند و سپس استاد (نویسنده کتاب) با توضیح دادن آن سکانس محتوای آموزشی را به او ارائه می‌کند.

از این سب نویسنده در این کتاب به جای پرداختن به مباحث مختلف فیلمسازی در قالب تقسیم‌بندی‌هایی چون کارگردانی، فیلمنامه‌نویسی، طراحی صحنه و تدوین، وجوه مختلف فیلمسازی را در قالب سه عنوان «داستان»، «مکان» و «شخصیت» آموزش می‌دهد. به این ترتیب مطالب کتاب برای عموم مخاطبان به شرط تماشای فیلم‌های معرفی شده در کتاب، سودمند است.

ریچارد. دی پپرمن نویسنده کتاب «مدرسه فیلم» لحظاتی از ۵۰ فیلم را انتخاب کرده و در قالب آن درس‌ خود را به خواننده کتاب ارائه می‌کند. فیلم‌های انتخابی پیرمن متعلق به نظام‌های سینمایی مختلف در آمریکا، اروپا و آسیاست و حدود ۴۰ فیلم این مجموعه جزو آثار کلاسیک تاریخ سینما به حساب می‌آیند.

کتاب «مدرسه فیلم» از سه بخش در بخش اول به مقوله داستان در فیلم پرداخته شده، بخش دوم مکان دستمایه توجه قرار گرفته و بخش سوم نیز شخصیت. نویسنده در ابتدای هر بخش توضیحاتی فشرده و کوتاه درباره موضوع داده و سپس به سراغ فیلمها و بخشهایی که برای نمونه برگزیده شده می رود. این بخشها با ذکر مدت زمان آنها دقیقا مشخص شده اند. ریچارد. دی پپرمن با شرح جزئیات هر صحنه می کوشد نشان دهد چگونه چنبه های مختلف دخیل در ساخته شدن یک فیلم با همکاری یکدیگر دارای وحدت تاثیری شده اند که مورد نظر فیلمساز بوده. به عبارتی دیگر او به مخاطب نشان می دهد که چگونه برای نقل داستان این عناصر دست به دست هم داده اند. اگرچه صحنه ها جوری تشریح شده اند که متن به تنهایی قابل درک باشد، اما درک کامل کتاب مستلزم تماشای فیلم ها ست.

از فیلم‌هایی چون «آتلانتیک سیتی»، «گنج‌های سیرامادره»، «جودو»، کازابلانکا»، «سرپیکو»، «رابط فرانسوی»، «پدر خوانده»، « تام جونز»، «ماجرای نیم‌روز»، «معجزه‌گر» «ریفیفی» «ماجرای نیمروز» «۴۰۰ ضربه» و ... از جمله فیلمهایی هستند که در این کتاب از آنها استفاده شده است. اگر چه نویسنده به شکلی عمل کرده که دایره مخاطبان آن محدود نباشد، اما در واقع آن دسته از مخاطبانی می توانند از این کتاب بهترین بهره را ببرند که اگرنه به صورت حرفه ای لااقل با مقدمات و اصطلاحات رایج سینمایی آشنا باشند.

http://www.alef.ir/book
فاطمه حبیبی این را خواند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
روزی که برادران لومیر برای اولین بار توانستند تصویر متحرک را روی پرده تماشا کنند، اگر چه از اهمیت اختراع‌شان آگاه بودند اما بی‌گمان حدس نمی زدند که این تصویر متحرک به سرعت به یکی از مهمترین و تأثیرگذار ترین ابزارهای ایجاد ارتباط در سرتاسر جهان بدل خواهد شد؛ زبانی تازه برای بیان مفاهیم، انتقال معنا و داستانگویی. مجموعه ویژگی هایی در تصویر متحرک (سینما) گردهم آمده بود که تا پیش از آن در یک مدیوم دیده نمی‌شد.

با این اوصاف دور از انتظار نیست اگر این زبان نیز همانند هر زبان دیگر دارای دستور خاص خود باشد. دستور زبانی که متضمن قوانین و استاندارهای حاکم بر آن است. بنابراین اگر می‌خواهیم به زبان تصویر متحرک سخن بگوییم باید این دستور زبان را بیاموزیم. چنان که برای نوشتن به زبانی که صحبت می‌کنیم، باید دستور زبان آن زبان را بدانیم. این مسئله می‌تواند شامل یک فیلم بلند یا کوتاه داستانی باشد یا حتی یک فیلم که از یک مراسم خانوادگی همانند جشن ازدواج و یا جشن تولد و... درواقع هر گاه که ما بخواهیم با استفاده از تصویر متحرک یا فیلم چیزی را بیان تا تعریف کنیم بحث دانستن دستور زبان فیلم یا دستور زبان نما مطرح می‌شود.

حسن ... دیدن ادامه » مهم زبان فیلم این است که زبانی جهانی‌ست، به عبارت دیگر دستور زبان نما در همه جهان یکسان است و به لحاظ جغرافیایی محدودیت ندارد. به زبان روشن‌تر اینکه برای نشان دادن انسانها، اشیاء و ماجراهای درون یک فیلم، زبانی واحد وجود دارد که هرکسی آن را می‌بیند متوجه حرفش می‌شود. حتی آنها که به آشنایی زدایی از این زبان پرداخته یا ‌می‌پردازند ابتدا وجود این ساختار را می‌پذیرند و سپس یه ساختار شکنی در آن می‌پردازند.

حال فکر کنید قرار است یک فیلم بسازیم، فرقی نمی کند کوتاه باشد یا بلند، با نگاتیو فیلمبرداری شود یا توسط سیستم دیجیتال بر روی هارد درایو و یا حتی اینکه دوربینی که بکار می‌بریم تا چه اندازه حرفه ای ست. دستور زبان اصلی فیلم یا دستور زبان نما به صورت کلی تفاوتی نخواهد داشت. کتاب دستور زبان نما نوشته روی تامپسون و کریستوفر جی.بوون که توسط محمد گذر آبادی به فارسی برگردانده شده، شرح همین ماجراست. همانگونه که از عنوان این کتاب می‌توان دریافت راهنمای‌ی ست که به شما قواعد سخن گفتن به زبان فیلم را می‌آموزد. کتاب حاضر که با رویکردی آموزشی تدوین شده و دایره مخاطبان خود را محدود نکرده است. درواقع این کتاب همانقدر که می‌تواند برای تماشاگران حرفه ای سینما کارآمد باشد برای مخاطبان آماتور هم سودمند است. چون همه چیز را از نقطه صفر آغاز می‌کند و هر اصطلاح سینمایی را که در این زمینه بکار می‌رود، به خواننده معرفی کرده و توضیحات لازم برای آشنایی کافی با آن را ارائه می‌کند.

نویسنده در همان فصل آغازین کتاب می‌نویسد: منظور ما از دستور زبان، قوانین پایه در زمینه ساخت و نحوه‌ی ارائه اطلاعات بصری است که برای قرار گرفتن در یک تصویر متحرک خلق می‌شوند. این قوانین، عبارت اند از رهنمود هایی پذیرفته شده که نحوه ی ارائه اطلاعات بصری به بیننده را تعیین می‌کنند.

همه ما که با تماشای فیلم و نشستن روبه‌روی تلویزیون بزرگ شده‌ایم، طی سالها به صورت ناخودآگاه آموزش دیده ایم که عناصر مختلفی را که در خلق تصاویر متحرک به کار می‌روند: مشاهده، رمز گشایی، و درک کنیم. به عبارت دیگر شاید آن را نتوانیم آگاهانه بیان نکنیم اما می‌دانیم که هر تصویر خاص چه معنایی دارد و چه احساسی در ما ایجاد می‌کند.

یک نما عبارت است از ضبط یک کنش، از یک نقطه دید خاص و در یک زمان واحد. کتاب با ارائه این تعریف کوتاه اما جامع از کوچکترین واحد معنایی در سینما آغاز می‌شود. سپس ابعاد گوناگون و استاندارد نما را مشخص کرده، آنگاه انواع آن را به مخاطب معرفی می‌کند و در این زمینه حتی از ساده ترین اسامی فنی که همان تصویر متحرک، دوربین و فیلمبردار باشد صرف نظر نمی کند.

«دستور زبان نما» برای کسانی طراحی شده که تصمیم دارند داستانگویی با تصویر را تجربه کنند. تجربه ای که با درصورت آشنایی آنها با قوانین پایه، مقررات، و روشهای رایج در زبان بصری و جهانیِ تصاویر متحرک به خوبی می‌تواند نتیجه بهتری بدهد. بنابراین حتی اگر از سینما هیچ ندانیم باز هم از طریق این کتاب می‌توانیم با کلیدی‌ترین و پایه‌ای ترین مفاهیم آن آشنا شده و هر چقدر تجربه ما در فیلم دیدن و شناختمان از سینما بیشتر باشد به شکلی غنی تر از آن بهره خواهیم برد . در واقع نویسندگان کتاب آن را به شکلی تدوین کرده اند که هر کس به قدری که خواهان آن است بتواند از آن بهره ببرد.

مخاطب کتاب در هفت فصل با اشکال اساسی قاب تصویر، انواع مختلف نما، و روشهای ترکیب‌بندیِ عناصر بصری در درون قاب آشنا می‌شود. نویسندگان کتاب به مخاطبان خود می‌آموزند که چگونه از ظرفیت های موجود در قاب‌بندی در جهت آنچه می‌خواهند به تماشاگر نشان دهند استفاده کنند. در واقع به آنها نشان می‌دهد که اصول نورپردازیِ نما، جهت پرده، عناصر سه بعدی، حرکت دوربین، و دیگر امکانات موجود در این زمینه چه ویژگی ها و کارکردهایی دارند و چگونه می‌توان از آنها در جهت روایت یک قصه استفاده کرد.

کتاب از سطحی ساده شروع می‌کند و هرچه پیش می‌رود به نکات مهمتری می‌پردازد که برای ساخت حرفه ای یک فیلم باید از آنها آگاه باشیم. نویسندگان در انتهای کتاب علاوه بر واژه نامه انگلیسی و فارسی، فرهنگی کوچک و جمع جوری از اصطلاحاتی که در این کتاب بکار رفته تدارک دیده‌اند. در این فرهنگ کوچک واژه‌های کلیدی فیلم و سینما در اختیار ما قرار گرفته، مدخلهایی مهم برای آشنایی و درک سینما و درستور زبان آن که به شکلی موجز، ساده و قابل فهم توضیح داده شده اند تا کمک حال خواننده برای درک بهتر مضمون این کتاب سودمند باشند.

http://www.alef.ir/book
فاطمه حبیبی این را خواند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
رویکرد تطبیقی اولین گام برای درک بهتر تاریخ رسانه‌ها
گفت‌وگو - مصاحبه با داریوش دل‌آرا، مترجم کتاب «تاریخ تطبیقی رسانه‌ها».

روزبه ... دیدن ادامه » رحیمی: انتشارات ساقی در چند سال اخر کتاب‌هایی با موضوع رسانه منتشر کرده است که تازه‌ترین آن‌ها «تاریخ تطبیقی رسانه‌ها» نام دارد. مترجم این کتاب، داریوش دل‌آرا، فارغ‌التحصیل رشته‌ی مترجمی زبان انگلیسی از دانشگاه آزاد تهران است. او در حوزه‌ی تولید کتاب هم دستی دارد و تاکنون مدیر تولید بیش از صد عنوان کتاب برای ناشران مختلف بوده است. دل‌آرا در کنار ترجمه و نشر کتاب، به روزنامه‌نگاری هم مشغول است و به‌صورت پاره‌وقت برای چند مجله مطلب می‌نویسد. مصاحبه‌ی اینترنتی ما با این مترجم را بخوانید:

شما ویراستار چند کتاب در زمینه‌ی رسانه‌ها و ارتباطات بوده‌اید. علاقه‌تان به این موضوع از کجا می‌آید؟
پس از اتمام تحصیل، بنا به علاقه‌، کارم را با ویراستاری کتاب آغاز کردم. معتقدم برای آن‌که مترجم قابلی شوید، ابتدا باید زبان مقصد را خوب بدانید. ویراستاری به شما کمک می‌کند درک خوبی از زبان مقصد داشته باشید. ویراستاری تطبیقی کتاب همواره برایم لذت‌بخش بوده و مجالی فراهم کرده تا بتوانم با کار مترجمان صاحب‌سبک، دقیق‌تر آشنا شوم و فوت‌وفن‌های ظریفشان را در ترجمه به‌خصوص در واژه‌گزینی بیاموزم. کتاب‌های بی‌شماری را عمدتاً بدون ذکر نام ویراستاری کرده‌ام. اولین کتابی که در حوزه‌ی ارتباطات و رسانه ویراستاری کردم، «انحصار نوین رسانه‌ای» و پس از آن «روپرت مورداک؛ امپراتوری رسانه‌ای» (هر دو، نشر ساقی، ۱۳۸۵). در واقع جرقه‌ی علاقه‌ام به ارتباطات با این دو کتاب زده شد. دنیای پررمز و راز رسانه‌ها و نحوه‌ی تطور و تأثیرگذاریشان بر زندگی بشر همواره برایم جذاب بوده و هست. پس از آن، در سال ۱۳۸۸، سرپرستی تولید مجموعه‌ا‌ی ۳ جلدی با موضوع کتاب‌های رسانه را برای انتشارات سروش برعهده گرفتم. «مصاحبه‌ی رادیویی»، «نویسندگی برای مطبوعات و رسانه‌های الکترونیک» و «ژورنالیسم؛ مفاهیم نظری و کاربردی» عناوین این مجموعه‌اند. کتاب آخر را دوست و مترجم نازنین، آقای داود حیدری ترجمه کرده‌اند و ویراستاری آن را بنده به عهده گرفتم.

لطفاً توضیحی در مورد جین چپمن، نویسنده‌ی این کتاب، بدهید.
خانم دکتر جِین چپمن، پروفسور ارتباطات و روزنامه‌نگاری دانشگاه کیمبریج است و تخصص‌شان تاریخ تطبیقی رسانه‌ها با تمرکز ویژه بر روزنامه‌ها است. ایشان ده کتاب و مقالات بسیاری نوشته‌اند که عنوان جدید‌ترین کتابشان «جنسیت، شهروندی و روزنامه‌نگاری؛ دیدگاه‌های تاریخی فراملی و تجزیه و تحلیل‌های فرهنگ عامه در هندوستان، بریتانیا و فرانسه» است. «تاریخ تطبیقی رسانه‌ها» کتاب اولشان است که در سال ۲۰۰۶ نامزد بهترین کتاب در ایالات متحده شد. خانم چپمن مدیر یک پروژه‌ی تحقیقاتی در شبکه‌ی بی‌بی‌سی با موضوع تاریخ فرهنگی رسانه‌های تصویری در خلال دو جنگ جهانی هم هست و با چند شبکه‌ی تلویزیونی اروپایی همکاری دارد.

از عنوان کتاب شروع کنیم. تاریخ تطبیقی رسانه‌ها به چه معناست و منظور از رویکرد تطبیقی چیست؟
در حوزه‌ی تاریخ رسانه‌ها کتاب‌های بسیاری نوشته‌ شده و هرکدام از منظری به این حوزه پرداخته‌اند. برخی از نظرگاه اجتماعی و جامعه‌شناسی به رسانه‌ها‌ پرداخته‌اند، مثل «تاریخ اجتماعی رسانه؛ از گوتنبرگ تا اینترنت» (نوشته‌ی ایسا بریگز و پی‌تر بِرک که با ترجمه‌ی دکتر نمک‌دوست به بازار آمده است) و برخی دیگر دیدگاه‌های تکنولوژیک و حتی اقتصادی را محور خود قرار داده‌اند. در این کتاب‌ها، ارائه‌ی مطلب و اطلاعات، به لحاظ تاریخی سیری خطی و پیوسته دارد. با این حال، به‌گمانم، آنچه «تاریخ تطبیقی رسانه‌ها» را متمایز می‌کند، رویکرد تطبیقی آن است. نویسنده معتقد است درک ارتباطات مدرن مقوله‌ای چندوجهی است و به عناصر بی‌شماری از جمله اقتصاد‌ها، سیاست‌ها‌، فناوری‌ها، جوامع، فرهنگ‌ها و حتی ادوار تاریخی وابسته است و صرفِ ترجیح یک عنصر حق مطلب را ادا نمی‌کند. بنابراین، برای ارزیابی و سنجش اهمیت هر کدام از عناصر ناچار به مقایسه‌ایم و تنها از این طریق است که می‌توان گذشته را در یک چشم‌انداز مشاهده کنیم و درک فراگیرتری از علت‌ها و معلول‌ها داشته باشیم. به باور نویسنده، رویکرد تطبیقی اولین گام مهم برای درک بهتر تاریخ رسانه‌‌ها و صنایع کشورهایی است که کتاب به آن می‌پردازد. «تاریخ تطبیقی رسانه‌ها» در واقع سیر تحولات و پیشرفت‌های هفت صنعت رسانه‌ا‌ی یعنی مطبوعات، رادیو، موسیقی، تلویزیون، سینما، تبلیغات و اینترنت را از اواخر سده‌ی هجدهم به این سو به صورت مقایسه‌ای بررسی می‌کند.


تقسیم‌بندی بخش‌های کتاب بر چه اساسی است؟ چرا انقلاب فرانسه به‌عنوان مبدأ این پژوهش انتخاب شده است؟
فصل‌بندی، هم براساس رخدادهای تاریخی‌ است و هم موضوعی. انقلاب فرانسه در ۱۷۸۹ رویداد سرنوشت‌سازی در تاریخ بوده و تقریباً تمام شئون زندگی مردمان سده‌ی هجدهم به بعد را متأثر کرده است. این ایده که مردم بتوانند به‌مدد رسانه‌ا‌ی نوپا (روزنامه‌ها) حکومتی را ساقط کنند، در تاریخ تحولات بشر بی‌بدیل بوده است. شیوه‌ی دست‌یابی فرانسه به این دگرگونی ـ از نظمی «قدیم» به نظمی «جدید» ـ تا امروز درک ما از «انقلاب» را به‌روشنی مشخص کرده است. جنبش‌های مدرن که ورای امور عمومی به‌تدریج بر حوزه‌ی تفکر سیطره یافتند ـ نظیر ملی‌گرایی، لیبرالیسم، دموکراسی، و سوسیالیسم ـ از رویدادهای سال ۱۷۸۹ الهام گرفته‌اند، به‌طوری که این مقطع تاریخی، امکان دسترسی به سده‌ی مهم نوزدهم و همچنین تأثیر سرنوشت‌ساز میراث اروپایی بر پیشرفت رسانه‌ها را فراهم کرده است. بنابراین، انقلاب فرانسه به عنوان الهام‌بخش دیگر انقلاب‌های جهان و موتور محرک توسعه و دگرگونی‌ رسانه‌ها، نقطه‌ی آغاز کتاب است.

این پژوهش درباره‌ی چه کشورهایی انجام شده و ملاک انتخاب آن‌ها چه بوده است؟
کتاب دربار‌ه‌ی گذشته و حال و صنایع رسانه‌ایِ پنج کشور صاحبِ رسانه‌ است که عبار‌ت‌اند از: بریتانیا، فرانسه، ایالات متحده، ژاپن و آلمان. ملاک انتخابشان نیز تجارب ارزشمندی است که در حوزه‌ی توسعه‌ی رسانه‌ها داشته‌اند. نخستین تجربه‌ی آزادی مطبوعات در فرانسه محقق شد. فرانسوی‌ها مبدع رسانه‌ی سینما هم هستند و در عصر روشنگری، عالم اندیشه‌ها ـ چه سیاسی و چه فرهنگی ـ به‌شدت متأثر از متفکران فرانسوی و زبانشان بودند.
از لحاظ اقتصادی، امپراتوری بریتانیا بر عالم حکم می‌رانْد و اداره‌ی مستعمرات بی‌شک بدون ارتباطات میسر نبود. تجربه‌ی روزنامه‌های زنجیره‌ای، روزنامه‌ و لُردهای مطبوعاتی ریشه در این کشور دارند. ایالات متحده نیز تجارب بزرگی را در حوزه‌ی رسانه‌ها از سر گذرانده، از جمله چاپ روزنامه‌های ارزان‌قیمت، پیدایش کمپانی‌های فیلم‌سازی در هالیوود و... . آلمان و ژاپن نیز به چند دلیل انتخاب شده‌اند. اول، اهمیت اقتصادی کنونی این دو کشور و مجتمع‌های عظیم چندملیتی رسانه‌ای تأثیرگذارشان است. دوم، شیوه‌ی برهم‌کنش سیاست و ایدئولوژی و رسانه‌ها در قرن بیستم، قبل و بعد از جنگ جهانی اول است. نویسنده معتقد است که نقش پیشتازی ژاپن در نهادینه‌سازی رسانه‌ها، به نحو چشم‌گیری دست‌کم گرفته شده است. به‌علاوه، شیوه‌ی واکنش ژاپنی‌ها به سنت‌زدایی، از طریق به‌کارگیری رسانه‌ها، و نیز فرایند خلاقانه‌ به «مدرنیته‌ی آخر» و فرآیند «مدرنیزاسیون بازتابی» یک جنبه‌ی مهم غیرغربی به رسانه‌های این کشور افزوده که معمولاً در تحقیقات نادیده گرفته می‌شود. پیدایش نمونه‌هایی از سازمان‌های کسب‌وکار رسانه‌ای و ارتباطشان با سیاست و نمونه‌های جالبِ رادیوـ‌تلویزیون‌های همگانی در دو کشور آلمان و ژاپن طی سال‌های پس از جنگ از دیگر دلایل انتخاب این دو کشور است.

عنصر «تداوم» که مورد تأکید این کتاب است به چه معناست؟
یکی از راه‌های نگاه‌کردن به تاریخ، بررسی تداوم و دگرگونی و نحوه‌ی برهم‌کنش این دو است. نویسنده معتقد است که سیر تاریخ، همواره با فراز و نشیب پیش می‌رود و این «تداوم» و «گسست»‌ها در تاریخ رسانه‌ها منشأ تحولات و پیشرفت‌های مهمی بوده‌اند. دگرگونی‌هایِ مکرر بیشتر در کانون توجه‌اند و بیشتر بررسی و تجزیه و تحلیل می‌شوند. کتاب، بر عنصر «تداوم» تأکید می‌کند و این بحث را پیش می‌کشد که در سیر تاریخ رسانه‌ها ریسمان‌های مشخص پاینده‌ای وجود دارند؛ گرچه سطح اهمیت‌شان بسته به شرایط و دوره‌ها متفاوت است. «تداوم» به این معنا نیست که روایت پیوسته‌ای به دست دهیم که پیشرفت‌های مستمر تا عصر حاضر را عیان کند که بهترین وضعیت ممکنِ توسعه در انقلاب رسانه‌ای است. «تداوم» همچنین روایت ساده‌ای از هژمونی تدریجی آمریکایی هم نیست. خاستگاه‌ها از مکان‌های دیگر نشأت می‌گیرند. بنابراین، کتاب، هم به دنبال یافتن تأثیرات «تداوم» بر میراث اروپا است و هم جست‌وجوی تأثیرات آن بر میراث ژاپن.

این کتاب میان سه مرحله‌ی توسعه‌ی رسانه‌ها تمایز قائل می‌شود: «خاستگاه‌ها»، «اوج‌گیری» و «شتاب‌گیری». لطفاً توضیحی در مورد این مراحل بدهید.
مسیر منتهی به جهانی‌سازی کنونی رسانه‌ها، در سده‌ی نوزدهم بنیان نهاده شد. در واقع، بنیان‌ها بی‌شک به این سده بازمی‌گردند. برای مثال، پیدایش سینما از خاستگاه‌ها و ریشه‌های فرهنگ بصری قرن نوزدهم منشعب شده است. قدمت رادیو و بین‌المللی‌شدن صنعت رسانه، به پیش از ۱۹۱۴ می‌رسد. بذرهای پخشِ رادیوـ‌تلویزیونیِ همگانی در بریتانیا در ۱۹۰۴ افشانده شد؛ زمانی که وزارت پست، برای نخستین‌بار مسئولیت اولین ارتباطات بی‌سیم را ـ که بسط نظام تلگراف تلقی می‌شد ـ برعهده گرفت. در‌‌ همان حال، در ۱۹۱۲، ایالات متحده در حال تجربه‌ی «ارتباطات بی‌سیم رایگان برای همه» بود. غرق شدن کشتی تایتانیک، اهمیت ارتباطات بی‌سیم را عیان کرده بود. از این رو، ارزش‌های ملی به‌سرعت اثرات خود را نشان دادند و الگوهای متمایزکننده‌ی توسعه در بریتانیا و آمریکا، در مراحل آغازینْ آشکار شدند.
فرایندی که طی آن جهانی شدن پدید آمد، به دلیل پیچیدگی‌اش، محل بحث و مناقشه‌های بی‌شماری است. قطعاً خاستگاه قرن نوزدهمیِ بین‌المللی‌شدن، بستر را برای شالوده‌های جهانی سازی مدرن فراهم کرد. این فرایند سه جنبه داشت. جنبه‌ی نخست: برخی صنایع رسانه‌ای ـ مثل رادیو، سینما و موسیقی ـ به‌عنوان صنایع جهانی شروع به فعالیت کردند. جنبه‌ی دوم: برخی صنایع رسانه‌ای، مثل روزنامه‌ها، به‌صورت منطقه‌ای و سراسری رشد کردند و صرفاً از طریق توسعه‌ی رویکردهای مدرنِ کسب‌وکار و به مدد تکنولوژی‌های جدید، جهانی شدند. جنبه‌ی سوم: در برخی صنایع، تفکر جهانی شدن خیلی زود‌تر آغاز شد. برای مثال، جولیوس روی‌تر پیش از پیدایش تلگراف، از کبوتر برای انتقال «اطلاعات» تجاری میان مرزهای کشور‌ها استفاده می‌کرد. شارل لویی آواس نیز کار خود را از ترجمه‌ی اسناد کشورهای دیگر برای دولت فرانسه آغاز کرد. وقتی تکنولوژی ابداع شد، کالایی شدنِ «خبر» از طریق شبکه‌های ارتباطی جهانی ممکن شد. هرچند، از دیدگاه برخی، این شکل از تجاری‌سازیْ نامطلوب و ناخوشایند به نظر می‌رسید.
چنین پیشرفت‌هایی را معمولاً به عنوان بخشی از فرایند «مدرنیته» طبقه‌بندی می‌کنند. میان مورخان اختلاف نظر وجود دارد که آیا فرایند جهانی‌سازی پیش از مدرنیته آغاز شده یا نه؛ آیا مدرنیته تنها ماهیت جهانی‌سازی را تغییر داد؛ و آیا جهانی‌سازی پیامد مدرنیته بوده یا نه. نمونه‌های پیشامدرنیته‌ی بسیاری نیز وجود دارند: همچون امپریالیسم و شبکه‌های بازرگانی پیش از کاپیتالیسم. از این رو، این کتاب میان سه مرحله‌ی توسعه‌ی رسانه‌ها تمایز قائل می‌شود: «خاستگاه‌ها»، «اوج‌گیری»، و «شتاب‌گیری».

مخاطبان این کتاب چه کسانی هستند؟
کتاب متنی روان و اطلاع‌رسان دارد. از این رو، علاوه بر دانشجویان ارتباطات و رسانه، تمام علاقه‌مندان به رسانه‌ها و ارتباطات را هم در ذیل مخاطبان خود می‌آورد.

وضعیت مطالعات رسانه در ایران و منابع موجودِ مرتبط با این موضوع را چگونه می‌بینید؟
یکی از دلایل انتخاب این کتاب، فقر منابع پایه‌ای و به‌روز در حوزه‌ی ارتباطات است. متأسفانه بیشتر منابعی که در دانشگاه‌ها و محافل آکادمیک ما استفاده می‌شود، قدیمی است. ناشرانی هم که انتشار این‌گونه کتاب‌ها جزو مأموریت‌شان است، به دلیل وضعیت بازار نشر تمایلی ندارند در این حوزه چندان فعال باشند. ‌البته معدودی کتاب تأثیرگذار در چند سال اخیر منتشر شده، که احتمالاً نه ماحصل یک جریان مستمر، که حاصل تلاش‌های انفرادی اشخاص است. در حوزه‌ی تاریخ رسانه‌ها تنها اثر قابل‌تأمل کتاب «تاریخ اجتماعی رسانه‌ها» است که به‌تازگی ترجمه و روانه‌ی بازار شده است.

کتاب جدیدی در دست ترجمه یا انتشار دارید؟
در سال ۱۳۸۶، یک مجموعه‌ی شش‌جلدی دایره‌المعارف برای نوجوانان ترجمه کردم و به دست انتشارات نغمه‌نواندیش سپردم که متأسفانه تنها یک عنوان آن تاکنون چاپ شده است. پنج عنوان بعدی در نوبت چاپ‌اند. «اطلس تاریخی جهان اسلام» را در ۱۳۸۹ برای انتشارات امیرکبیر ترجمه کرده‌ام که در دست انتشار است. اکنون مشغول مراحل پایانی ترجمه‌ی کتاب پرورقی هستم به نام «دایرة‌المعارف مصور تاریخ جامع موسیقی» که در سال جاری از سوی انتشارات سایان منتشر خواهد شد.
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
از بهترین و جامع ترین کتاب های سینمایی
محمدرضا کشاورزی این را خواند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید