:  روزبهان
:  ۱۰۶
دیوار این ناشر | کل دیوار
دیوار شهر کتاب، دیواری‌است برای گفت‌وگوی علاقمندان به کتاب و کتابخوانی و نوشتن درباره علاقه‌مندی های مشترک
برای نوشتن و فعالیت در دیوار شهر کتاب به سیستم وارد شوید
کتاب بی نهایت خوب
جنس کاغذ و چاپ افتضاح
یوسف نیک نژاد این را خواند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
من لبریز از گفتنم نه از نوشتن
باید که اینجا روبروی من بنشینی و گوش کنی
دیگر تکرار نخواهد شد...

صفحه ... دیدن ادامه » 61
fatemeh mirzapoor این را خواند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
کسی که در برابر بتهوون، باخ و موتزارات، فروتنانه سکوت اختیار کند، به تار جلیل شهناز، عود نریمان، آواز شجریان و ترانه ی “اندک اندک” شهرام ناظری عاشقانه گوش بسپارد، چنین کسی به درستی زندگی خواهد کرد… کسی که مولوی را قدری بشناسد، حافظ را قدری بخواند،خیام را گهگاه زیر لب زمزمه کند، و تک بیت های ناب صائب را دوست بدارد، چنین کسی به درستی ... دیدن ادامه » زندگی خواهد کرد…
کسی که زیبایی نستعلیق و شکسته، اندوه مناجات سحری در ماه رمضان، عظمت خوف انگیز کاشیکاری های اصفهان، و اوج زیبایی طبیعت را در رودبارک احساس کرده باشد، چنین کسی به درستی زندگی خواهد کرد…
” شاید سخت، شاید دردمندانه، شاید در فشار؛ اما بدون شک به درستی زندگی خواهد کرد…”
عادله اسوده ، سعیده شفیعی و شیدا بخشی این را دوست دارند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
دختر، بالابلندی ست سرو شاعران قدیم را شرمساری آموخته.
دختر، آن قدر بالابلند است که می تواند چهره به جای خورشید صلاه ظهر بنشاند..

صفحه 28
شیدا بخشی این را دوست دارد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
هاه! این را باش! عسل می خواده. کوه الماس را. همه ی کندوهای عسل دنیا را، یکجا می خواهد...

صفحه 30
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
انسان، محتاج دوست داشتن و دوست داشته شدن است...
یک بار، یک بار و فقط یک بار می توان عاشق شد. بار دوم، دیگر خبری از جنس اصل نیست

صفحه 72
شیدا بخشی این را دوست دارد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
مگذار که عشق، به عادت دوست داشتن تبدیل شود!
عشق، عادت به دوست داشتن و سخت دوست داشتن دیگری نیست، پیوسته نو کردن خواستنی ست که خود پیوسته خواهان نو شدن است و دگرگون شدن.

صفحه 76
عادله اسوده و شیدا بخشی این را دوست دارند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
هرگز انتظار ندارم مرا همان قدر دوست داشته باشی که دوستت دارم. این توقعی ست غیرمنصفانه. من باید عاشق تو باشم - در حد ممکن عشق، و آرزومند آن باشم که مرا بخواهی - هر قدر که می خواهی.
Majid Abouzar ، علیرضا پیاب نما و شیدا بخشی این را دوست دارند
کتابی که خیلی سال پیش خوندمش اما باز هم جملات زیبای اون کتاب آدم رو به فکر می بره ...
۰۹ فروردين
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
این کتاب پر است از جمله های ناب:

عشق به دیگری ضرورت نیست، حادثه است.
عشق ... دیدن ادامه » به وطن، ضرورت است، نه حادثه.
عشق به خداترکیبی ست از ضرورت و حادثه.

...

عشق، یعنی پویش ناب دائمی. به سراغ خستگان روح نمی آید. خسته دل نباش، محبوب آذری من!

...

انسان، اینقدر خشن، اینقدر لطیف؟
اینقدر رحیم، اینقدر بی ترحم؟
این چیست که ساخته ای و پرداخته ای خدای من؟

...

خداوند خدا، پیش از آنکه انسان را بیافریند، عشق را آفرید؛ چرا که می دانست انسان، بدون عشق، درد روح را ادراک نخوهد کرد، و بدون درد روح، بخشی از خداوند خدا را در خویشتن خویش نخواهد داشت.

...

"رسیدن" پله ی اول مناره یی ست که بر اوج آن اذان عاشقانه می گویند. برنامه یی برای وصل. برنامه یی برای تداوم بخشیدن به وصل. از وصل ممکن و آسان تن به وصل دشوار و خطیر روح. برنامه یی برای سدبندی قاهرانه در برابر خاطره شدن. برنامه یی برای ابد. برای آن سوی مرگ. برای بقای مطلق. برای بی زمانی عشق...

...
...
...
سید محمدرضا مهدوی این را خواند
حسین دهقان و مجید حاج حسینی این را دوست دارند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
مژگان خراسانیان و سبحان معصومی این را خواندند
امید امینی و فرشته حسین پور این را دوست دارند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
چرا قضاوتهای دیگران در باب رفتار، کردار، و گفتار ما، تو را تا این حد مضطرب و افسرده می کند؟
چرا دائماً نگرانی که مبادا از ما عملی سر بزند که داوری منفی دیگران را از پی بیاورد؟
راستی این « دیگران » که گهگاه این قدر تو را آسیمه سر و دلگیر می کنند ، چه کسانی هستند؟
آیا ... دیدن ادامه » ایشان را به درستی می شناسی و به دادخواهی و سلامت روح ایشان ، ایمان داری؟

تو دلت می خواهد که حتی مخالفان راه و نگاه و اندیشه و آرمان ما نیز ما را خالصانه بستایند و دوست بدارند...
این ممکن نیست،
نیست، نیست عزیز من؛
این - ممکن - نیست. در شرایطی که امکان وصول به قضاوتی عادلانه برای همه کس وجود ندارد ،
این مطلقاً مهم نیست که دیگران ما را چگونه قضاوت می کنند؛
بلکه مهم این است که ما ، در خلوتی سرشار از صداقت، و در نهایت قلب مان، خویشتن را چگونه داوری می کنیم...
آیا می دانی با ساز همگان رقصیدن، و آنگونه پای کوبیدن و گل افشاندن که همگان را خوش آید و تحسین همگان را بر انگیزد، از ما چه خواهد ساخت؟
عمیقاً یک دلقک؛
یک دلقک درباری دردمند دل آزرده، که بر دار رفتار خویشتن آونگ است - تا آخرین لحظه های حیات.
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
پر از احساس و جملات زیبا و حس رویایی ، عالی
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
احساس رقابت احساس حقارت است
رقیب یک آزمایشگز حقیر بیش نیست
بگذار آنچه از دست رفتنی است، از دست برود
تو در قلب یک انتظار خواهی پوسید
مشتاق حسین و سبحان معصومی این را خواندند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
خوشبختی نامه ای نیست که یک روز نامه رسانی،زنگ در خانه ات را بزند و آن را به دست های منتظر تو بسپارد.خوشبختی ،ساختن عروسک کوچکی ست از یک تکه خمیر نرم شکل پذیر......
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
هلیا!
هر آشناییِ تازه اندوهی تازه است...مگذارید که نام شما را بدانند و بنام بخوانندتان.
هلیا
میان ... دیدن ادامه » بیگانگی و یگانگی هزار خانه است. آنکس که غریب نیست شاید که دوست نباشد.
هر سلام سر آغاز دردناک یک خداحافظی ست. آه هلیا... چیزی خوفناک تر از تکیه گاه نیست.
در آن طلا که محک طلب کند شک است. شک، چیزی به‌جای نمی‌گذارد. مهر، آن متاعی نیست که بشود آزمود و پس از آن، ضربه‌ی یک آزمایش به حقارت آلوده‌اش نسازد...
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
زندگی مشترک را نمی توان یک بار به خطر انداخت و باز انتظار داشت که شکل و محتوایی همچون روزگاران قبل از خطر داشته باشد.
چیزی قطعا خراب خواهد شد....
چیزی فرو خواهد ریخت...
چیزی ... دیدن ادامه » دگرگون خواهد شد
چیزی به عظمت حرمت_که بازسازی و ترمیم آن بسی دشوارتر از ساختن چیزی تازه است
صفحه41
غزاله قدیمی این را خواند
حسین دهقان ، فاطمه حبیبی و فاطمه قربانزاده این را دوست دارند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
لطفاً تصویر و اطلاعات کتاب را تصحیح کنید. تعداد صفحات کتاب، اگر اشتباه نکنم، بیشتر از 1000 صفحه است (2 جلد در یک مجلد است). ضمن اینکه تصویری هم که در اینجا آمده متعلق به چاپهای قبلی کتاب (همان چاپ 2جلدی) است. قطع چاپ جدید هم رقعی است به نظرم.
عادل خالدی کلهر این را دوست دارد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
من تا این لحظه نویسنده موفقی نبوده ام. کاری نکرده ام که کار باشد. راه طولانی مرا عواملی سد می کند و سد کرده است. من توانایی عبور از این سد ها را نداشته ام و در نتیجه نهایت تلاشم در نوشتن، خراب کردن همین سدها بوده است. من در ابتدای حرکت خود کلنگی به دست گرفته ام و به دیواری می کوبم به عظمت دیوار چین- و عرق ریزان اما نه ناامید، و سراپا امید. ... دیدن ادامه » و این تمام ارزش های من است. (صفحه 37)
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
- من به دانستن آنچه خواننده ام می داند قانع نیستم. من می خواهم که او ذهن خود را به کار بیندازد، می خواهم که جست و جو کند، فکر کند، رنج ببرد و درمانده شود، و باز بجوید و باز... و باز... آنقدر که رابطه ای برقرار شود، رابطه یی مستحکم، نتیجه بخش و سازنده. (صفحه 36)
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
بی شک نویسنده باید از علاقه مردم به نوشته های خود برخوردار باشد، اما این علاقه را باید ایجاد کند نه خود را با علایق پیشین مردم منطبق سازد. تمایلات شکل گرفته و گوناگون خواننده نباید مورد قبولی قطعی نویسنده قرار بگیرد. هدف نهایی نویسنده باید مورد قبول خوانندگان او واقع شود. به این ترتیب وظیفه من، فقط، ایجاد وحدت عقیده میان خوانندگانم ... دیدن ادامه » نیست، بلکه نشان دادن نقطه مشترکی میان همه ی آن ها و آگاه کردن آنها به وجود چنین نقطه مشترکی است. (صفحه 31)
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
نویسنده ای که یونیفرم بیانی و نثری دارد، فقط یک کتاب نوشته است. این بی شک مایه خرسندی ست که بگویند: نسلی گرفتار نثری است که نویسنده ای آن را ساخته است، مایه خرسندی همان نویسنده است. من نمی خواهمش و ترجیح می دهم بگویند: فلان، هنوز شکل واحدی از نثر ارائه نداده است. هنوز نمی تواند نثرش را انتخاب کند. هنوز نثری شکل نگرفته است. (صفحه 21)
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
یکی از بهترین کتاب های آقای نادر ابراهیمی است جملات عاشقانه بسیار عمیق و زیبایی دارد من این کتاب را 3 بار خواندم و هر دفعه که میخوانم لذت بیشتری می برم بخوانید
سید محمدرضا مهدوی و حسین دهقان این را خواندند
مهدی نیازی و مجید حاج حسینی این را دوست دارند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
عشق نجات دادنِ غریقی ست که دیگر هیچکس به نجاتش امیدی ندارد. عشق، رجعت به آغاز ِ آغاز است، به شروع، به همان لبخند، همان نگاه، همان طعم، اما نه خاطره‌ی آنها، خود ِ آنها.

****
مگذار ... دیدن ادامه » که عشق، به عادت ِ دوست داشتن تبدیل شود!
مگذار که حتی آب دادنِ گلهای باغچه، به عادت ِ آب دادن ِ گلهای باغچه تبدیل شود!
عشق، عادت به دوست داشتن و سخت دوست داشتن دیگری نیست، پیوسته نوکردنِ خواستنی‌ست که خود، پیوسته، خواهان نو شدن است، و دیگرگون شدن.
تازگی، ذاتِ عشق است، و طراوت، بافت عشق. چگونه می‌شود تازگی و طراوت را از عشق گرفت، و عشق، همچنان، عشق بماند؟
#یک_عاشقانه_آرام #نادر ابراهیمی
یکی از بهترین و موثرترین کتابهایی بود که خواندم.و البته بالغ بر10جلد آن را برای دوستانم،به همراه کادوی ازدواج هدیه دادم(به امید آغاز وتداوم یک زندگی عاشقانه).خواندن کتاب را به همه دوستانم توصیه کرده ام.برای خودمن هن خواندن این کتاب،ایجاد نگرشی نو به مفهوم ... دیدن ادامه » زندگی بود...
۱۵ مرداد
با نظرتون کاملا موافقم...کتاب واقعا مناسبه برای هدیه،ممنون.
۱۷ مرداد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
هیچ چاقویی دسته اش را نمی‌برد، مگر آنکه تیغه چاقو را از دسته اش جدا کنی. اگر این کار را کردی، می‌بینی که تیغه، دسته اش رو چه خوب می‌بُرد.

آتش بدون دود، اتحاد بزرگ - نادر ابراهیمی

مجید حاج حسینی این را دوست دارد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
شاعر که نباید قطعا شعری گفته باشد . شعر آفریدن ، بسیار کم از آن است که شعر را زندگی کنیم . یک پرده ی نقاشیِ بسیار زیبا ، سوای آن است که زندگی را به یک پرده ی نقاشیِ زیبا تبدیل کنیم .

نادر ابراهیمی - یک عاشقانه آرام
فاطمه نوروزی این را دوست دارد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
یک کندو عسل ، به قدرِ یک قطره محبت ، شیرین نیست .

عاشق ، به نان خالی و ظرف پر از محبت راضی ست .

دوست ... دیدن ادامه » داشتن ، یک طرفه می شود اما به ضرب تهدید نمی شود ، و این آن چیزی ست که سلاطین می خواهند ؛ مردم ، آنها را بپرستند ، آنها از مردم بیزار باشند .


یک عاشقانه آرام - نادر ابراهیمی
مجید حاج حسینی این را خواند
حسین دهقان و فاطمه نوروزی این را دوست دارند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
من این کتاب را خواندم بسیار کتاب جالبی است و زندگی در سه دوران به تصویر می کشد.
فرشته حسین پور این را خواند
محمد حسین صادق نحوی و سعید باقری این را دوست دارند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
«من مارکسیست نیستم!» این، جمله‌ای است که هرکسی می‌تواند آن را گفته باشد. اما وقتی می‌فهمیم که خود کارل مارکس(۱۸۱۸- ۱۸۸۳) در سال ۱۸۷۰ آن را گفته، وضعیت کمی فرق می‌کند.

شاید به نظر برسد پرسش چندان مهمی نباشد اگر بپرسیم که مارکس در سال‌های پایانی عمرش مشغول چه کاری بوده است؟ آیا داشت همان تفکر نخستینش را کماکان می‌پروراند؟ آیا مانند متفکری تمام‌شده آخرین تقلاهایش را می‌کرد؟ آیا تمام حرف‌هایش را زده بود و فقط نامه‌ی هوادارانش را پاسخ می‌داد؟ ...

این ... دیدن ادامه » مطلبی نیست که به سادگی بشود درباره‌اش نظر داد. کارل مارکس می‌گفت: «به همه چیز شک کن!» و شاید خود مارکس بیش از هرکس دیگری به گفته‌ی خودش عمل کرده است. تا جایی که حتی شک را به عقاید گذشته‌ی خودش نیز کشاند و بار دیگر به آن‌ها به طور جدی فکر کرد؛ فکری که باعث شد کم‌کم نظرش عوض بشود.

این همان چیزی است که تئودور شانین (۱۹۳۰- ) در این کتاب در صدد بیان آن است. شانین می‌خواهد بگوید سکوت مارکس در سال‌های پایانی زندگی‌اش، نه به خاطر تمام شدن او و نه به هیچ دلیل دیگری نبوده است. در حقیقت مارکس در سکوت خودش، در حال بنای یک "مارکس" دیگری بوده؛ "مارکس متأخر".

این کتاب سه پاره (بخش) دارد. ویراستار مجموعه، شانین، در بخش اول مدعای خود را به طور شسته و رفته بیان می‌کند. او با همکار اصلی‌اش در این ادعا، هاروکی وادا، می‌کوشند تا با ارایه‌ی شواهد و ادله‌ی خود، نشان دهند که مارکس در سال‌های واپسین عمرش در حال شکل دادن به نظرات دیگری بود که حتی گاهی با نظراتی که در جلد اول «سرمایه» منتشر کرده بود، تعارض داشت. این در حالی است که عموم مارکس‌شناسان و پسامارکسیست‌ها، تاکیدشان تنها بر «سرمایه» و آثار متقدم مارکس است. و البته ارزش کار شانین هم در همین است. چرا که مارکسی که او دارد معرفی می‌کند، مارکسی کاملا نانشاخته است. علاوه بر آنکه مبتنی بر آخرین نظرات مارکس است و طبعا جدی‌تر است.

مثلا مارکس در جلد اول «سرمایه»، جوامع پیرامونی (یا به اصطلاحِ نه چندان درستِ امروزی، جوامع در حال توسعه) را با محوریت جوامع اروپای شرقی کندوکاو کرده است. اما با توجه به تجربه‌ی حوادث روسیه در دهه‌ی آخر عمرش، تکاملی در بررسی‌اش رخ میدهد و سعی در ارایه‌ی تحلیل و توصیه‌ای دیگر دارد. مارکس با ملاحظه‌ی روسیه و تعمق در آن، حس می‌کند باید نسخه‌ی دیگری را تدارک ببیند. و اهمیت این مساله در اینجاست که می‌توان روسیه را اولین کشور در حال توسعه –به اصطلاح امروزی- نامید. تاکید بیشتر مارکس در این دوره، بر کمون‌های روستایی است. در این بخش از کتاب، با تحلیلی نظام‌مند تغییرات مارکس در نوشته‌هایش از ۱۹۶۷ به بعد بررسی می‌شود. هم‌چنین به تناسب این تغییرات با وضعیت روسیه نیز اشاره می‌شود.

دو بخش دوم و سوم کتاب، در حکم ضمیمه‌ی مدارک و مستنداتی برای بخش اول است. بخشی از این مدارک (بخش دوم)، نوشته‌های اخیر خود کارل مارکس است که تحلیلش را در بخش اول خوانده‌ایم. بخش دیگر (بخش سوم)، نوشته‌های برخی افراد تأثیرگذار در روسیه است که بر مارکس متأخر تأثیرات قابل ملاحظه‌ای گذاشته‌اند.

در بخش دوم، نامه‌هایی از مارکس آورده می‌شود که تا مدت‌ها بعد از مرگ مارکس حتی ناشناخته بودند و بعد از شناخته شدن هم توجه چندانی به آنها نشد. حتی بعد از انتشار نامه‌ها، وقتی پوپولیست‌های روسیه که آن نامه‌ها‌ را تأییدی برای خط مشی خود حس می‌کردند، به مارکسیست‌های حاکم می‌تاختند، با نظرات جالبی مواجه می‌شدند؛ مثلا با اصرار لنین و پلخانف که اصلا این نامه‌ها هیچ توصیه‌ای دربرندارد. یا اینکه این‌ها صرفا یک اظهار نظر سیاسی است، و یا حتی زوال علمی یک متفکر. حتی در سال‌های حدود ۱۹۲۹ که اولین گفت‌وگوهای علمی درباره‌ی آن صورت گرفت، نمایندگان حزب باز هم اصرار داشتند که دیدگاه‌های مارکس «محل تأمل» است. و تمام این‌ها در حالی است که گروه رقیب حزب حاکم، یعنی پوپولیست‌ها به شدت اصرار داشتند که این دیدگاه‌ها محکم است و راهبردهای آن‌ها را هم تأیید می‌کنند.

در این بخش نامه‌ها و نوشته‌های متعددی از سال‌های پایانی مارکس آورده می‌شود تا تحلیل‌های گفته شده را پشتیبانی کند و نشان دهد که ما با مارکس دیگری مواجهیم. و حتی گویی قدرتِ حاکمِ مارکسیسم در روسیه، با التفات به این موضوع، سعی در پنهان گذاشتن این واقعیت داشته است.

هم‌چنین در این بخش، زندگی‌نامه‌ای از مارکس با محوریت حیات علمی و سیاسی او و با تاکید بر روابط او با روسیه و شخصیتهای انقلابی آن گنجانده شده است. در این زندگی‌نامه که از سال ۱۹۶۷ تا مرگ مارکس را شامل می‌شود، با اشاره به کارها و مواضع و نوشته‌های او، ادعای مرگ آهسته‌ی مارکس رد می‌شود.

در بخش سوم، به تأثیرات روسیه بر مارکس پرداخته میشود. این امر برای آن است که نشان داده شود مارکس متأخر، از کجا تأثیر گرفته و در نتیجه دقیقا چه در سر داشته است. در این بخش، دو سری نوشته از چرنیشفسکی، انقلابی و پوپولیست بزرگ، آورده شده که بسیار مورد توجه مارکس بود. حتی او در صدد انتشار آن‌ها در روسیه برآمده بود و توانست قسمتی از آن را هم ترجمه کند. هم‌چنین به نوشته‌ها و مقالات و گزارش‌های پوپولیست‌ها و گروه «اراده‌ی خلق» اشاره می‌شود که برای مارکس فرستاده شده یا مارکس در جریان آن‌ها بوده است.

ویراستار و نویسنده مجموعه، در ضمن بحث‌ها ما را متوجه این نکته می‌کند که حزب حاکم، «تقسیم سیاه»، که مارکسیسم بوده، علی القاعده بیشترین توجه را به آثار مارکس داشته‌، و طبعا گروه رقیبش، گروه اراده‌ی خلق و پوپولیست‌ها، که قطعا مارکسیست نبوده‌اند، فاصله‌شان از عقاید مارکسیستی بیشتر است. اما با این حال، تغییرات مارکس در اواخر زندگی‌اش به حدی بوده است که مارکس خودش را به گروه اراده‌ی خلق نزدیک‌تر حس می‌کرد. حتی خود آن‌ها حس می‌کردند مارکس به عقاید آن‌ها نزدیک‌تر شده است. چه اینکه حتی مارکس متأخر رسما مورد انکار و رد مارکسیست‌های روسیه واقع شد.

در این کتاب، دو نقد هم علیه مدعای اصلی آن آمده است. از آنجا که شانین و همکارش وادا مدت‌ها روی پروژه‌ی مارکس متأخر کار کرده بودند، مارکس‌شناسان عکس العمل‌های متعددی نسبت به آن‌ها ابراز کرده‌اند. یکی از نقدهای وارد شده که در این مجموعه آورده شده، با اذعان اهمیت سال‌های پایانی عمر مارکس و نوشته‌های واپسین او که تا حد زیادی مدیون زحمات شانین و وادا است، تأملاتی را درباره‌ی جامعیت و لوازم ادعای آن‌ها بیان می‌کند. در این نقد، گویی گفته می‌شود که شانین بر برخی از نظرات مارکس متقدم بیش از حد تاکید کرده و برخی دیگر را تا حدی نادیده گرفته است. چنان که شاید این همه تغییر هم که ادعا می‌شود، رخ نداده باشد.

نقد دیگری که افزوده‌ی مترجم از یک نویسنده‌ی امریکایی است، اشاره می‌کند که به دلیل یک سویه‌نگری نویسنده، شاید هنوز سه نکته تعیین کننده درباره‌ی مارکس متأخر مبهم مانده باشد. سپس خود او سعی می‌کند این سه نکته را در نوشته‌های متأخر مارکس طرح و سپس حل بکند.

در مجموع، در این کتاب سعی شده هر چیزی که برای آشنایی با مارکس متأخر باید خوانده شود، فراهم آید؛ همان مارکسیسمِ خود مارکس، در مقابل مارکسیسمِ فصل نخست مفسرانش.

http://www.alef.ir/book
آرمان حیدری ارجلو این را دوست دارد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
صفحه 1 از 3