:  روزبهان
:  ۱۳۸
دیوار این ناشر | کل دیوار
دیوار شهر کتاب، دیواری‌است برای گفت‌وگوی علاقمندان به کتاب و کتابخوانی و نوشتن درباره علاقه‌مندی های مشترک
برای نوشتن و فعالیت در دیوار شهر کتاب به سیستم وارد شوید
به راستی چه درمانده اند آنها که چشم تنگ شان را به پنجره های روشن و آفتابگیر کلبه های کوچک دیگران دوخته اند.
و چقدر خوب است ، چقدر خوب است که ما - تو ومن - هرگز خوشبختی را در خانه ی همسایه جستجو نکرده ایم.
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
خوشبختی، همین عطر محو و مختصر تفاهم است که در سرای تو پیچیده است
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
عزیز من!
زندگی، بدون روزهای بد نمی شود؛بدون روزهای اشک و درد و خشم و غم.
اما، روزهای بد، همچون برگهای پائیزی ، باور کن که شتابان فرو می ریزند، و در زیر پاهای تو، اگر بخواهی، استخوان می شکنند، و درخت، استوار و مقاوم بر جای می ماند.

عزیز ... دیدن ادامه » من!
برگهای پائیزی، بی شک، در تداوم بخشیدن به مفهوم درخت و مفهوم بخشیدن به تداوم درخت، سهمی از یاد نرفتنی دارند.
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
هرگز از کودکی خویش آن قدر فاصله مگیر که صدای فریادهای شادمانه اش را نشنوی، یا صدای گریه های مملو از گرسنگی و تشنگی اش را...
اینک دست های مهربانت را به من بسپار تا به یاد آنها بیاورم که چگونه باید زلف عروسک ها را نوازش کرد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
من با خوندن این کتاب خیلی چیزها یاد گرفتم سادگی و گذشت درزندگی باعث دوام میشود .
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
به نظر من این کتاب اقیانوسی ب عمق یک انگستروم است که باید اروم اروم توش غرق شد و سطر سطر این کتاب یاد آور این شعر نیماس:
زندگی جیره مختصری است
مثل یک فنجان چای
و ... دیدن ادامه » کنارش عشق
مثل یک حبه قند
زندگی را با عشق
نوش جان باید کرد

کتاب در واقع روایتی است عاشقانه اما خفقان و فضای سنگین سیاسی اون دوره در بطن کتاب قابل لمسه
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
من این کتاب را خوانده ام و مطالعه آن را به همه، بالاخص بانوان توصیه می کنم .
مژگان خراسانیان این را دوست دارد
یه کتاب عالی که بنظر من تمام دختران ایرانی باید آن را بخوانند نه بخاطر جنگیدن با جنس مخالف بلکه بخاطر شناختن حق و حقوق خود و حفاظت از ارزشهای ذاتی خود در برابر کسانیکه جنسیت را مبنای قضاوت قرار میدهند
۱۷ مرداد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
اسم این کتاب واقعا درست انتخاب شده، عاشقانه ای که بسیار واقعیه و به دل میشینه و بهت آرامش هدیه میده. باید سطر سطر این کتابو خوند و در زندگی به کار برد
روژیتا احمدی این را خواند
مینا حشمتی و محدثه زنگانه این را دوست دارند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
کتاب بی نهایت خوب
جنس کاغذ و چاپ افتضاح
یوسف نیک نژاد این را خواند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
من لبریز از گفتنم نه از نوشتن
باید که اینجا روبروی من بنشینی و گوش کنی
دیگر تکرار نخواهد شد...

صفحه ... دیدن ادامه » 61
fatemeh mirzapoor این را خواند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
کسی که در برابر بتهوون، باخ و موتزارات، فروتنانه سکوت اختیار کند، به تار جلیل شهناز، عود نریمان، آواز شجریان و ترانه ی “اندک اندک” شهرام ناظری عاشقانه گوش بسپارد، چنین کسی به درستی زندگی خواهد کرد… کسی که مولوی را قدری بشناسد، حافظ را قدری بخواند،خیام را گهگاه زیر لب زمزمه کند، و تک بیت های ناب صائب را دوست بدارد، چنین کسی به درستی ... دیدن ادامه » زندگی خواهد کرد…
کسی که زیبایی نستعلیق و شکسته، اندوه مناجات سحری در ماه رمضان، عظمت خوف انگیز کاشیکاری های اصفهان، و اوج زیبایی طبیعت را در رودبارک احساس کرده باشد، چنین کسی به درستی زندگی خواهد کرد…
” شاید سخت، شاید دردمندانه، شاید در فشار؛ اما بدون شک به درستی زندگی خواهد کرد…”
عادله اسوده ، سعیده شفیعی و شیدا بخشی این را دوست دارند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
دختر، بالابلندی ست سرو شاعران قدیم را شرمساری آموخته.
دختر، آن قدر بالابلند است که می تواند چهره به جای خورشید صلاه ظهر بنشاند..

صفحه 28
محدثه زنگانه ، فریده کیوانی و شیدا بخشی این را دوست دارند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
هاه! این را باش! عسل می خواده. کوه الماس را. همه ی کندوهای عسل دنیا را، یکجا می خواهد...

صفحه 30
محدثه زنگانه و نسترن مرجانی این را دوست دارند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
انسان، محتاج دوست داشتن و دوست داشته شدن است...
یک بار، یک بار و فقط یک بار می توان عاشق شد. بار دوم، دیگر خبری از جنس اصل نیست

صفحه 72
محدثه زنگانه ، روژیتا احمدی و شیدا بخشی این را دوست دارند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
مگذار که عشق، به عادت دوست داشتن تبدیل شود!
عشق، عادت به دوست داشتن و سخت دوست داشتن دیگری نیست، پیوسته نو کردن خواستنی ست که خود پیوسته خواهان نو شدن است و دگرگون شدن.

صفحه 76
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
هرگز انتظار ندارم مرا همان قدر دوست داشته باشی که دوستت دارم. این توقعی ست غیرمنصفانه. من باید عاشق تو باشم - در حد ممکن عشق، و آرزومند آن باشم که مرا بخواهی - هر قدر که می خواهی.
کتابی که خیلی سال پیش خوندمش اما باز هم جملات زیبای اون کتاب آدم رو به فکر می بره ...
۰۹ فروردين
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
این کتاب پر است از جمله های ناب:

عشق به دیگری ضرورت نیست، حادثه است.
عشق ... دیدن ادامه » به وطن، ضرورت است، نه حادثه.
عشق به خداترکیبی ست از ضرورت و حادثه.

...

عشق، یعنی پویش ناب دائمی. به سراغ خستگان روح نمی آید. خسته دل نباش، محبوب آذری من!

...

انسان، اینقدر خشن، اینقدر لطیف؟
اینقدر رحیم، اینقدر بی ترحم؟
این چیست که ساخته ای و پرداخته ای خدای من؟

...

خداوند خدا، پیش از آنکه انسان را بیافریند، عشق را آفرید؛ چرا که می دانست انسان، بدون عشق، درد روح را ادراک نخوهد کرد، و بدون درد روح، بخشی از خداوند خدا را در خویشتن خویش نخواهد داشت.

...

"رسیدن" پله ی اول مناره یی ست که بر اوج آن اذان عاشقانه می گویند. برنامه یی برای وصل. برنامه یی برای تداوم بخشیدن به وصل. از وصل ممکن و آسان تن به وصل دشوار و خطیر روح. برنامه یی برای سدبندی قاهرانه در برابر خاطره شدن. برنامه یی برای ابد. برای آن سوی مرگ. برای بقای مطلق. برای بی زمانی عشق...

...
...
...
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
مژگان خراسانیان و سبحان معصومی این را خواندند
امید امینی و فرشته حسین پور این را دوست دارند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
چرا قضاوتهای دیگران در باب رفتار، کردار، و گفتار ما، تو را تا این حد مضطرب و افسرده می کند؟
چرا دائماً نگرانی که مبادا از ما عملی سر بزند که داوری منفی دیگران را از پی بیاورد؟
راستی این « دیگران » که گهگاه این قدر تو را آسیمه سر و دلگیر می کنند ، چه کسانی هستند؟
آیا ... دیدن ادامه » ایشان را به درستی می شناسی و به دادخواهی و سلامت روح ایشان ، ایمان داری؟

تو دلت می خواهد که حتی مخالفان راه و نگاه و اندیشه و آرمان ما نیز ما را خالصانه بستایند و دوست بدارند...
این ممکن نیست،
نیست، نیست عزیز من؛
این - ممکن - نیست. در شرایطی که امکان وصول به قضاوتی عادلانه برای همه کس وجود ندارد ،
این مطلقاً مهم نیست که دیگران ما را چگونه قضاوت می کنند؛
بلکه مهم این است که ما ، در خلوتی سرشار از صداقت، و در نهایت قلب مان، خویشتن را چگونه داوری می کنیم...
آیا می دانی با ساز همگان رقصیدن، و آنگونه پای کوبیدن و گل افشاندن که همگان را خوش آید و تحسین همگان را بر انگیزد، از ما چه خواهد ساخت؟
عمیقاً یک دلقک؛
یک دلقک درباری دردمند دل آزرده، که بر دار رفتار خویشتن آونگ است - تا آخرین لحظه های حیات.
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
پر از احساس و جملات زیبا و حس رویایی ، عالی
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
احساس رقابت احساس حقارت است
رقیب یک آزمایشگز حقیر بیش نیست
بگذار آنچه از دست رفتنی است، از دست برود
تو در قلب یک انتظار خواهی پوسید
مشتاق حسین و سبحان معصومی این را خواندند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
خوشبختی نامه ای نیست که یک روز نامه رسانی،زنگ در خانه ات را بزند و آن را به دست های منتظر تو بسپارد.خوشبختی ،ساختن عروسک کوچکی ست از یک تکه خمیر نرم شکل پذیر......
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
هلیا!
هر آشناییِ تازه اندوهی تازه است...مگذارید که نام شما را بدانند و بنام بخوانندتان.
هلیا
میان ... دیدن ادامه » بیگانگی و یگانگی هزار خانه است. آنکس که غریب نیست شاید که دوست نباشد.
هر سلام سر آغاز دردناک یک خداحافظی ست. آه هلیا... چیزی خوفناک تر از تکیه گاه نیست.
در آن طلا که محک طلب کند شک است. شک، چیزی به‌جای نمی‌گذارد. مهر، آن متاعی نیست که بشود آزمود و پس از آن، ضربه‌ی یک آزمایش به حقارت آلوده‌اش نسازد...
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
زندگی مشترک را نمی توان یک بار به خطر انداخت و باز انتظار داشت که شکل و محتوایی همچون روزگاران قبل از خطر داشته باشد.
چیزی قطعا خراب خواهد شد....
چیزی فرو خواهد ریخت...
چیزی ... دیدن ادامه » دگرگون خواهد شد
چیزی به عظمت حرمت_که بازسازی و ترمیم آن بسی دشوارتر از ساختن چیزی تازه است
صفحه41
غزاله قدیمی این را خواند
حسین دهقان ، فاطمه حبیبی و فاطمه قربانزاده این را دوست دارند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
لطفاً تصویر و اطلاعات کتاب را تصحیح کنید. تعداد صفحات کتاب، اگر اشتباه نکنم، بیشتر از 1000 صفحه است (2 جلد در یک مجلد است). ضمن اینکه تصویری هم که در اینجا آمده متعلق به چاپهای قبلی کتاب (همان چاپ 2جلدی) است. قطع چاپ جدید هم رقعی است به نظرم.
عادل خالدی کلهر این را دوست دارد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
من تا این لحظه نویسنده موفقی نبوده ام. کاری نکرده ام که کار باشد. راه طولانی مرا عواملی سد می کند و سد کرده است. من توانایی عبور از این سد ها را نداشته ام و در نتیجه نهایت تلاشم در نوشتن، خراب کردن همین سدها بوده است. من در ابتدای حرکت خود کلنگی به دست گرفته ام و به دیواری می کوبم به عظمت دیوار چین- و عرق ریزان اما نه ناامید، و سراپا امید. ... دیدن ادامه » و این تمام ارزش های من است. (صفحه 37)
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
- من به دانستن آنچه خواننده ام می داند قانع نیستم. من می خواهم که او ذهن خود را به کار بیندازد، می خواهم که جست و جو کند، فکر کند، رنج ببرد و درمانده شود، و باز بجوید و باز... و باز... آنقدر که رابطه ای برقرار شود، رابطه یی مستحکم، نتیجه بخش و سازنده. (صفحه 36)
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
بی شک نویسنده باید از علاقه مردم به نوشته های خود برخوردار باشد، اما این علاقه را باید ایجاد کند نه خود را با علایق پیشین مردم منطبق سازد. تمایلات شکل گرفته و گوناگون خواننده نباید مورد قبولی قطعی نویسنده قرار بگیرد. هدف نهایی نویسنده باید مورد قبول خوانندگان او واقع شود. به این ترتیب وظیفه من، فقط، ایجاد وحدت عقیده میان خوانندگانم ... دیدن ادامه » نیست، بلکه نشان دادن نقطه مشترکی میان همه ی آن ها و آگاه کردن آنها به وجود چنین نقطه مشترکی است. (صفحه 31)
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
صفحه 1 از 3