اضافه به لیست علاقمندی ها در حال حاضر این کالا موجود نیست
:  ۵۶۱۱
:  تاریخ معاصر
:  ایران برآمدن رضاخان (بر افتادن قاجار و نقش انگلیسیها)
:  تاریخ ایران
   سیروس غنی
   حسن کامشاد
:   نیلوفر
:  وزیری
:  ۱۷
:  ۲۵
:  سخت
:  ۵۱۱
:  ۴۵۰,۰۰۰ ریال


درباره کتاب:


ایران، برآمدن رضاخان، برافتادن قاجار و نقش انگلیسی‌ها، عنوان کتابی است که با تلاش سیروس غنی به رشته تحریر درآمده و توسط دکتر حسن کامشاد به فارسی ترجمه شده است. در نگارش این کتاب که از سوی انتشارات نیلوفر در سال 1377 برای اولین بار به چاپ رسید، از پیامهای تلگرافی موجود در «اداره اسناد عمومی لندن» و «آرشیو ایالات متحده در واشنگتن» نسخه‌برداری شده است.دفتر مطالعات و تدوین تاریخ ایران در نقد کتاب مذکور می‌نویسد:
کودتای سوم اسفند 1299ه.ش. و ظاهر شدن رضاخان در صحنه سیاسی کشور، سپس اوج‌گیری سریع و مستمر مقام و موقعیت وی و سرانجام، برافتادن سلسله قاجاریه و بر تخت نشستن عنصر نظامی کودتا به عنوان شاه تازه، تاکنون در مقالات و کتابهای متعددی مورد بحث و بررسی قرار گرفته است. این موضوع، دستمایه پژوهش تاریخی آقای «سیروس غنی» نیز واقع شده است که حاصل آن به صورت کتاب «ایران؛ برآمدن رضاخان، برافتادن قاجار و نقش انگلیسیها»، در دسترس همگان قرار دارد. شاید بتوان گفت وجه ممیزه این کتاب از سایر کتابهای با همین موضوع، ابتنای آن بر مجموعه گسترده‌ای از اسناد منتشره توسط وزارت امور خارجه انگلیس و البته بعضاً وزارت امور خارجه آمریکاست؛ به طوری که باید کتاب ایران، برآمدن رضاخان، برافتادن قاجار و نقش انگلیسیها را روایت بازسازی شده براساس اسناد مزبور از وقایع و تحولات منتهی به کودتای 1299 و سالهای پس از آن، تا تأسیس سلسله پهلوی توسط رضاخان، به شمار آورد. همان‌گونه که نویسنده، خود در پیشگفتار بیان داشته مدت دو سال وقت صرف «پژوهش و نسخه‌برداری پیامهای تلگرافی در اداره اسناد عمومی و آرشیو ایالات متحده در واشینگتن و مریلند» کرده است تا چنین مجموعه اسنادی را برای نگارش کتاب مزبور گردآوری کند

دیوار این محصول | کل دیوار
دیوار شهر کتاب، دیواری‌است برای گفت‌وگوی علاقمندان به کتاب و کتابخوانی و نوشتن درباره علاقه‌مندی های مشترک
برای نوشتن و فعالیت در دیوار شهر کتاب به سیستم وارد شوید
بعضی‌ از علمای برجسته مخالف هر گونه نهاد دمکراتیک بودند و آنها را بیش از اندازه اروپایی و غیر مذهبی می‌‌پنداشتند و مانند سایر نخبگان از تغییر و برابر خواهی می‌‌هراسیدند . علما به طور کلی‌ هیچ گاه ملی گرایی یا حتی ملیت را نپذیرفتند چه آن را نوعی ٔبت پرستی میشمردند ، پادشاهی در نظر آنها ترفیع موجودی فانی به مرتبه خدایی بود .

از لحظه‌ای که رضا خان وزیر جنگ شد پیوسته ‌یک حرف زده بود ، ایران باید کشوری مستقل شود و اتباعش متکی به کشور دیگری نباشند .

رضا ... دیدن ادامه » خان ادعای روشنفکری یا دانشمندی نداشت ، ولی از ابتدا هدفش را می‌‌دانست . رضا خان بسان خارپشت مثالی بود ، روباه بسیار چیز‌ها می‌‌دند اما خار پشت تنها ‌یک چیز ، منتهی آن را خوب می‌‌داند. آن ‌یک چیز این بود که اول باید قدرت عشایر را از میا‌‌ن برد . تنها در آن صورت می‌‌توان دولت مستقلی ساخت . ولی صفات روباه هم در رضا خان کم نبود . عزم راسخ و اراده فوق العاده بود که سرباز ساده‌ای را رهبر کرده داد . رضا خان اعتماد کامل به خود داشت و از خطر نیمی گریخت . از آغاز کار ، به قول شکسپیر ، فرمان راند حال آنکه به نظر می‌‌آمد خدمت می‌‌کند .

رضا خان صدای محکم و رسا نداشت و سخنران قابلی هم نبود . قدرت از او می‌‌تراوید ولی فاقد جذبه جادوئی بود . آدم کم حرفی‌ بود و به ندرت نطق طولانی می‌‌کرد . وقتی‌ ناچار می‌‌شد سخنرانی کند مختصر میگفت و به اصل مطلب می‌‌پرداخت .

پیشینه نظامی ش ذره‌ای او را مهیای ورود به دنیای پیچ در پیچ سیاست ایران ، نیرنگ‌ها ، معامله‌ها ، داد و ستد‌های بی‌ وقفه ، و در نهایت ، در بهترین وضع ، مصالحه‌های ناخوشایند نساخته بود . وی افسر قزاق بود ، یاد گرفته بود که فرمان قاطع بدهد و بی‌ چون و چرا ، بی‌ درخواست و التماس ، ندای اطاعت بشنود .

رضا خان دو هدف عمده داشت که برای او تفکیک ناپذیر و یکی و یکسان بودند. او می‌‌خواست مقداری از عظمت گذشته ایران را باز آورد و در کشور نوع ساخته برای خود قدرت مطلق برقرار کند . این اهداف را با عزم و بی‌ رحمی دنبال می‌کرد ، به هر قدرتی که سر راه اقدماتش می‌‌ایستاد بی‌ امان می‌‌تاخت و حتی المقدور از میانش می‌‌برد . بدین ترتیب استقلال عشایر ، توان زمیندارن دربار قاجار ...همه مورد حمله قرار گرفت . قدرت روحانیون ، نیز ، ناگزیر می‌‌باید کاهش میافت.

مدرس نقطه ضعف عمده ش تکبّر بود ، و نتوانست از وسوسه قدرت که از معاشرت با رضا خان فراهم آمده بود چشم بپوشد . مدرس پیوسته می‌‌خواست مشاور پادشاه هان ، شاه زادگان و نخست وزیران باشد .

رضا خان مشروع یت‌ پادشاهی خود را ، نه‌ چون قاجاریه بر اساس قدرت ایلاتی یا چون صفویه بر مبنای ، به قول خودشان ، سیادت شیعی ، بلکه بر پایه فرزند سربازی وطن پرست از سواد کوه استوار نمود ، که مظهر ناسیونالیسم نوپدید ایران بود .

قانون نظام وظیفه به رغم مخالفت ملاکین و روحانیون از تصویب مجلس گذشت . ضدیت زمیندارن با این قانون در بدو امر بدان علت بود که خدمت نظام از قدرت پدر سالاری آنها می‌‌کاست و نیروی انسانی‌ حیاتی مزارع کشاورزی را می‌‌ربود . و دلیل مخالفت علما این بود که دو سال الغا و اموزش در سازمانی غیر مذهبی زیر نظر افراد ضّد روحانی ، یعنی‌ جماعت صاحب منصب ، عقاید دینی مشمولین را سست و فاسد می‌‌کند . شماری ملاهای میان پایه در فتوای علیحده‌ای گفتند که خدمت نظام وظیفه اصول تشیع و ارکان اسلام را به خطر می‌‌اندازد .

مهمترین هدف رضا شاه به وجود آوردن دولتی مدرن بود . این مستلزم وارد کردن علوم و فنون غرب و اصول و موازین اداری و آموزشی و اقتصادی اروپایی بود . اطرافیان رضا شاه همه هم رای بودند که برترین و فوری‌ترین کار تغییر دادن ساختار تمامی نظام قضایی و تدوین قانون‌های امروزی بود ،. بدین ترتیب اصلاح قوه قضایی و احداث هر چه زودتر راه آهن در سر لوحه برنامه کار دولت قرار گرفت.

اصلاحات قضایی رضا خان هدف فوری دیگری نیز داشت . علاوه بر نشاندن اهل فنّ بر کرسی قضاوت ، در صدد بود به حق برون مرزی اتبأع خارجی در مملکت پایان دهد . اند‌کی پس از تدوین پیشنویس قانون مدنی ، رضا شاه در روز ۲۱ اردیبهشت ۱۳۰۷ اعلام کرد که حقوق کاپیتولاسیونی کلیه کشور‌های خارجی در ایران لغو شده است .

راه آهن سرتاسری ایران پایدار‌ترین یادگار سیاست صنعتی‌ رضا شاه است . در زمان خود یکی از شگفت‌ترین نمونه‌های راه آهن سازی در جهان بود .

رضا شاه فاقد طبع گرم و شوخ بود و از شهرت بد خلقی‌ و مستبدی خویش تشویشی به دل‌ راه نمی داد . اصلا در فکر علاقه و محبت مردم نبود و اشخاص بیشتر از او میترسیدند تا دوستش داشته باشند . آنچه برای او مهم بود اطاعت دربست و احترام افراد بود . صدایش نرم و ملایم بود و به سختی به گوش می‌رسید ، اما عصبانی که میشد فریاد می‌‌کشید و فحشهای رکیک می‌‌داد .

رضا شاه طرح جامع برنامه ریزی شده برای نوسازی ایران نداشت ، ولی اصلاحات بسیاری را که به نظرش برای احیای کشور ضروری بود به اجرا گذشت . هنگام حمله روس و انگلیس حکومتی مرکزی و قدرتمند ، آزاد از دستکاری قدرت‌های خارجی ، آزاد از هر گونه گردن کشی عشیره‌ای و نفوذ ناروای مذهبی ، بر ایران فرمان می‌‌راند ، حکومتی که ایران نظیرش را در ۱۴۰ سال گذشته تاریخ خود به چشم ندیده بود . ساختار مالی‌ کشور استوار بود و گامهایی نخست صنعتی‌ شدن برداشته شده بود . سیر قهقرایی ظاهراً عجین در رگ و پی‌ زند‌گی ایران در ظرف پانزده سال از میا‌‌ن رفته بود و نهاد‌هایی‌ به وجود آمده بود که پنجاه سال فقط حرفش زده بود اما قدمی به سوی آن برداشته نشده بود .

وجود مراکز متعدد قدرت ویژگی دوران پیش از پهلوی بود . رضا شاه روسا و دار و دسته‌های قدیمی را از بین برد ، نهادی نوین به وجود آورد و شالوده فعالیت‌های فزاینده اقتصادی ، اجتماعی و فرهنگی و در واقع دولت را ریخت . مکتب و مسلکی جدید خاصه شکل تازه‌ای از ملی گرائی را پی‌ افکند و در واقع دولت ملی امروزی ایران را پایه گذارد . رضا شاه فیلسوف - شاه آفلاطونی نبود ، و مسلما نقایص بسیار داشت ، ولی بی‌ گمان پدر ایران نوین و معمار تاریخ قرن بیستم کشور ما بود .









































































یوسف خرامی و فرشته حسین پور این را دوست دارند
بسیار زیبا و مفید بود جناب مقیمی
خیلی لذت بردیم از مطلبی که گذاشتین
سپاس
۱۸ فروردين ۱۳۹۶
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید