:  ۱۳۷۴۵
:  داستان ایران
:  چهل سالگی
:  داستان های فارسی قرن 14
   ناهید طباطبایی
:   چشمه
:  رقعی
:  ۱۳۹۴
:  ۱۰
:  ۱۴
:  ۲۱
:  نرم
:  ۹۰
:  ۸۰,۰۰۰ ریال


درباره کتاب:

«چهل سالگی» روایت زنده شدن خاطراتی خوشایند است که در مواجهه با واقعیت حال، کابوس‌هایی رونده می‌شود. داستان دلدادگی دیروز زن قهرمان داستان با سرخوردگی‌های اجتماعی امروزش گره می‌خورد. نگاه «ناهید طباطبایی» به ماجرا نگاهی دقیق و عمیق است. او توانسته دل‌نگرانی‌ها، سرخوردگی‌ها و روال طبیعی زندگی زنی امروزی و نسبتا خوشبخت را به تصویر بکشد. از روی این کتاب، فیلم موفقی نیز به کارگردانی «علی‌رضا رییسیان» ساخته شده است.

در چهل سالگی با شخصیت زنی روبه رو هستیم که در حال گذر از مرز جوانی به میان سالی ست. این زن به لحاظ درونی، سرگشته و آشفته و به لحاظ شخصیتی متزلزل و مردد است. داستان با خوابِ آشفته و نمادین این زن آغاز می شود...

بخش هایی از کتاب:

«آدم وقتی جوان است به پیری جور دیگری فکر می کند. فکر می کند پیری یک حالت عجیب و غریبی است که به اندازه صدها کیلومتر و صدها سال از آدم دور است. اما وقتی به آن می رسد می بیند هنوز همان دختر 15 ساله است که موهایش سفید شده، دور چشمهایش چین افتاده، پاهایش ضعف می رود و دیگر نمی تواند پله ها را سه تا یکی کند. و از همه بدتر بار خاطره هاست که روی دوش آدم سنگینی می کند... پیری فقط یک صورتک بدترکیب است که با یک من سریش می چسبانندش روی صورت آدم، ولی آن پشت جوانی است که دارد نفسش می گیرد. بعد یک دفعه می بینی پیر شدی و هنوز هیچ کدام از کارهایی که می خواستی نکردی».
 

«گفت: ببین، نباید خیلی نارحت بشوی، زن های چهل ساله بالاخره یک کار عجیب و غریبی ازشان سرمی زند، برای اینکه ثابت کنند هنوز پیر نشده اند یا دوست پسر می گیرند یا لباس های عجیب و غریب می پوشند و موهایشان را بنفش می کنند یا رژیم لاغری می گیرند یا دوباره بچه دار می شوند یا می روند کلاس زبان یا... چه می دانم، اما مطمئن باش همه این ها فقط یک مدت کوتاه است، خیلی زود به پیری عادت می کنند».


دیوار این محصول | کل دیوار
دیوار شهر کتاب، دیواری‌است برای گفت‌وگوی علاقمندان به کتاب و کتابخوانی و نوشتن درباره علاقه‌مندی های مشترک
برای نوشتن و فعالیت در دیوار شهر کتاب به سیستم وارد شوید
عالیست فقط بخونید و بعد فیلمش رو نگاه کنید
سید محمدرضا مهدوی این را خواند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
- همه ما در جوانی عاشق بوده ایم ,
عشق هایی که یکی یکی رفتند و تکه ای از دل ما را با خود بردند.
- دوشت داشتن یا عادت کردن مسئله اینجاست , عشق یا عادت ؟
عشق ... دیدن ادامه » یا دوست داشتن . عشق با هیجان , بی فکری و غم همراه است اما دوست داشتن استوار , آرام و منطقی است .
# چهل سالگی / ناهید طباطبایی #
leyla namvar ، فاطمه حبیبی و محمدرضا کشاورزی این را دوست دارند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
دوست داشتن یا عادت کردن مسئله اینجاست، عشق یا عادت؟ عشق یا دوست داشتن.
کی گفته بود دوست داشتن بهتر از عشق است؟ هر که بود حرفش را خیلی پسندیده بود او گفته بود عشق با هیجان، بی فکری و غم همراه است اما دوست داشتن استوار، آرام و منطقی است.


آدم ... دیدن ادامه » فقط می تواند نزدیک و نزدیک تر بشود ولی هیچ وقت به آن چیزی که می خواهد نمی رسد.
مهدی نیازی این را خواند
leyla namvar ، hamid taj و شیرین عباسی این را دوست دارند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
گفت: ببین! نباید ناراحت بشوی...زن های چهل ساله بالاخره یک کار عجیب و غریبی ازشان سر میزند ، برای اینکه ثابت کنند هنوز پیر نشده اند یا دوست پسر میگیرند یا لباس های عجیب و غریب می پوشند و موهای شان را بنفش میکنند یا رژیم لاغری میگیرند یا دوباره بچه دار می شوند یا می روند کلاس زبان یا... چه می دانم...اما مطمئن باش همۀ اینها فقط یک مدت کوتاه است ... دیدن ادامه » ، خیلی زود به پیری عادت میکنند.

چهل سالگی - ناهید طباطبایی
ایرج پوراردشیر این را خواند
مینا فیاضی ، رعنا جمالی و پروین اربابی این را دوست دارند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
آدم باید به تعداد کسانی که می شناسد، ماسک داشته باشد.

من هم ستاره هایی دارم که بلدند بخندند ، اما قرار نبود ستاره از آسمان بیاید پایین.
سپیده شوهانی این را خواند
parisa zendebudi و داریوش ولیپور این را دوست دارند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
فیلم این داستان با بازی فروتن و لیلا حاتمی لطف خاص خودش رو داره. بعد از خوندن کتاب ببینیدش.
سبحان معصومی این را خواند
mohamad a این را دوست دارد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
"همه ی جوان ها بالاخره یک روز عاشق می شوند
ولی همه ی زندگی به همان عشق اول ختم نمی شود
معمولا آدم با عشق اولش ازدواج نمی کند
حتی ... دیدن ادامه » گاهی با او حرف هم نمی زند
اما احساس قشنگی است که
همیشه خاطرات آدم را شیرین می کند ..."

چهل سالگی - ناهید طباطبایی
سارا کوچکی و محبوبه صمیمی این را دوست دارند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
آدم باید به تعداد کسانی که می شناسد ماسک داشته باشد...!

... شده بود یک انار. یک انار خشکیده که پشت یک مشت خرت و پرت گوشه ی یک انبار زیر شیروانی افتاده بود و اگر کسی برش می داشت و تکانش می داد، می توانست صدای به هم خوردن دانه های خشکش را بشنود.
بوی ... دیدن ادامه » ماندگی را در بینی اش احساس می کرد. بوئی ترش و شیرین که بر هوا می ماسید، آن را سنگین می کرد و مانند لایه ای از عرق بر پوست او می نشست. دلش می خواست از جایش برخیزد و بگریزد. اما فقط توانست یکی از انگشت های دست چپش را تکان دهد و با همان حرکت احساس کرد که یکی از دانه های انار پر از آب شد...!

... چقدر دوستش داشتم، چقدر مثل هم بودیم، اما گذشت، این همه سال اصلا به نظر نمی‌آید که او حتی لحظه‌ای به فکر من بوده. عاشق کارش است. ای کاش من هم عاشق چیزی بودم، عاشق چیزی که فقط و فقط مال خودم باشد، عاشق یک کار، مثل هرمز، یک عشق مطمئن، عشق به چیزی که به عواطفتت جواب بدهد، نگران آن نباشی که پَسِت بزند، یا کمتر دوستت داشته باشد، یا ته بکشد، چقدر پیر شدم، چقدر پیر شده، موهایش سفید شده، اما دست‌هایش همان دست‌ها هستند...!

... -الان دلت می خواست به جای فرهاد ، هرمز بود ؟
آلاله فکر کرد و بعد گفت :
- راستش نه ، چون آن وقت مثل یک جفت آدم بودیم که پایمان روی زمین نیست . بیشتر از آن به هم شبیه بودیم که بتوانیم با هم زندگی کنیم . من به کسی احتیاج داشتم که بتوانم بهش تکیه کنم و پدرت بهترین متکای دنیاست...!

... آدم وقتی جوان است به پیری جور دیگری فکر می کند. فکر می کند پیری یک حالت عجیب و غریبی است که به اندازه صدها کیلومتر و صدها سال از آدم دور است. اما وقتی به آن می رسد می بیند هنوز همان دخترک پانزده ساله است که موهایش سفید شده، دور چشم هایش چین افتاده، پاهایش ضعف می رود و دیگر نمی تواند پله ها را سه تا یکی کند. و از همه بدتر بار خاطره هاست که روی دوش آدم سنگینی می کند...!

چهل سالگی / ناهید طباطبایی
مجتبی ملک پور این را دوست دارد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
کتاب طرح یک رفتار منطقی در برخورد با یه عشق قدیمیه!!!
فیلم چهل سالگی با بازی لیلا حاتمی و محمدرضا فروتن برگرفته از همین کتابه و با یکم دستکاری!!!

اخطار: ... دیدن ادامه » اگر فیلم رو دیدین موقع خوندن کتاب فراموشش کنید چون همون دستکاریا باعث میشه سردرگم بشین
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
آدم وقتی جوان است به پیری جور دیگری فکر می کند. فکر می کند پیری یک حالت عجیب و غریبی است که به اندازه صدها کیلومتر و صدها سال از آدم دور است. اما وقتی به آن می رسد می بیند هنوز همان دخترک پانزده ساله است که موهایش سفید شده، دور چشم هایش چین افتاده، پاهایش ضعف می رود و دیگر نمی تواند پله ها را سه تا یکی کند. و از همه بدتر بار خاطره هاست که روی ... دیدن ادامه » دوش آدم سنگینی می کند..
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید