:  ۱۵۶۷۱
:  فلسفه
:  دجال (تلاشی برای نقد مسیحیت)
:  مسیحیت- دفاعیه ها و ردیه ها
:   جامی
:  رقعي
:  ۱۳۹۶
:  ۵
:  ۱۴.۴
:  ۲۱.۴
:  نرم
:  ۱۵۲
:  ۱۲۰,۰۰۰ ریال


دیوار این محصول | کل دیوار
دیوار شهر کتاب، دیواری‌است برای گفت‌وگوی علاقمندان به کتاب و کتابخوانی و نوشتن درباره علاقه‌مندی های مشترک
برای نوشتن و فعالیت در دیوار شهر کتاب به سیستم وارد شوید
روحانی با سختگیری و وسواس حتئ تا سر حد باج‌های ریز و درشتی که باید به او پرداخت ( خوشمزه‌ترین بخش‌های گوشت را فراموش نکنید ، زیرا جناب روحانی فقط استیک میل می‌‌فرمایند ) ،

پیش رفت و خلاصه برای همیشه هر آنچه را می‌‌خواست به قالب اراده‌ای خداوند در آورد...از این زمان به بعد همه‌ای امور زند‌گی چنان تنظیم شد که وجود روحانی همه جا اجتناب ناپذیر شد .

در ... دیدن ادامه » کلّ پدیده‌های طبیعی زند‌گی ، زمان تولد ، ازدواج ، بیماری و مرگ ، تا چه رسد به مراسم قربانی ( یعنی‌ سر غذا )، روحانی سخن میگوید و سر و کله‌ای این انگل مقدس پیدا میشود تا آن مراسم را

غیر طبیعی سازد یا به اصطلاح خودش تقدس بخشد ، زیرا باید دانست که هر رسم اخلاقی‌ ، هر نهاد طبیعی ( دولت ، قانون ، ازدواج ، پرستاری از بیماران و یاری فقیران ) ، یعنی‌ نیاز برخاسته از

غریزه زند‌گی ، خلاصه هر آنچه خود ارزشمند است ، با این انگل وارگی روحانی ( یا نظم اخلاقی‌ جهان ) از اساس بی‌ ارزش و ضّد ارزش می‌‌شود و در نهایت باید آن را تحریم کرد.

این چنین برای اعطا‌ای این ارزش‌ها نیاز به قدرتی است که طبیعت را نفی کند و خود نخستین ارزش را پدید آورد...

روحانی طبیعت را بی‌ ارزش می‌‌کند و تقدس آن را از بین می‌‌برد و حیاتش تنها بسته به همین کار است .

نافرمانبرداری از خدا ، یعنی‌ مخالفت با روحانی و قانون حال دیگر گناه نامیده میشود و راه آشتی‌ مجدد با خدا بسیار ارزان و تضمین شده است ، یعنی‌ روحانی است که امکان رستگاری را فراهم

می‌کند... اگر از جنبه‌ای روانشناسی بنگریم ، در هر جامعه‌ای که بر پایه روحانیون شکل گرفته باشد ، وجود گناه امری ضروری است .

آنان اهرم قدرت هستند و از گناه ، گذران زند‌گی می‌‌کنند و ارتکاب گناه امری لازم برای آنان است ... والاترین اصل در این زمینه چنین است : خدا هر را که کفاره دهد ، میبخشاید .، به بیان ساده

چنین میشود : آن کسی‌ را می‌بخشد که تسلیم کشیشان باشد .

صفحات ۶۹-۷۰



بی‌ شک امروزه همگان می‌‌دانند که متاله ، روحانی ، پاپ با هر جمله‌ای که بیان می‌کند ، نه‌ تنها مرتکب خطا میشود ، بلکه دروغ می‌‌گویید و دیگر آزادی آن را ندارد که از سر، بی‌ گناهی ، و ،

ناآگاهی ، دروغ گویید.

حتئ روحانی نیز چون همگان می‌‌داند که دیگر خدایی ، گناهکاری و رستگار کننده‌ای وجود ندارد و اراده آزاد ، نظم اخلاقی‌ جهان جز دروغی بیش نیست و جدیت و غلبه‌ای ژرف عقل بر خویشتن به

هیچکس اجازه نمیدهد که ناآگاه باقی‌ بماند ... تمام مفاهیم کلیسا را به گونه‌ای دریافته اند که هست ، یعنی‌ همان تحریف هایی شرورانه که برای بی‌ ارزش ساختن ارزش‌های طبیعی و طبیعت مطرح

میگردد .

فرد روحانی را نیز به درستی شناخته اند ، یعنی‌ همان خطرناک‌ترین گونه انگل و آن عنکبوت سمی واقعی زند‌گی ... خود می‌‌دانیم و وجدان ما نیز امروزه آگاه است که اصلا آن خیال پردازی های

هراس انگیز روحانی و کلیسا چه ارزشی دارد و به چه دردی می‌‌خورد و با آن‌ها به آن حالت ننگ‌ آور برای بشر رسیده اند و از مشاهدهِ آن‌ها احساس تنفر می‌کنیم.

مفاهیم جهان اخرت ، روز قیامت ، نامیرایی روح ، حتئ خود روح ، همگی‌ ابزار شکنجه و نمونه‌ای از خشونت هایی است که به برکت آن‌ها روحانی به سروری می‌رسد و سرور میماند .... هر کسی‌

از این نکته آگاه است و با این حال تمام امور به همان روال گذشته است.

صفحات ۸۵-۶



اگر اهمیت زند‌گی را نه‌ به زند‌گی ، بلکه به اخرت ( یعنی‌ به هیچ ) حواله دهیم، اصلا دیگر از زند‌گی اهمیت آن را گرفته ایم .

آن دروغ بزرگ در باب نامیرایی فرد ، هر خرد ، هر سرشت نهفته در غریزه را نابود می‌‌سازد و هر آنچه در غریزه‌ای نیک‌ خواهانه ، یاری رساندن به زند‌گی و تضمین گر‌ آینده‌ است ، از آن زمان

به بعد تنها تردید بر می‌‌انگیزد .

چنین شیوه‌ای زند‌گی که هیچ مفهومی ندارد ، بدل به مفهوم زند‌گی می‌‌شود ...

دیگر حسن یاری رسانی ، سپاس از نیاکان و اجداد ، همکاری ، اعتماد و یاری رساندن به رفاه همگانی و توجه به آن چه فایده‌ای دارد ؟ ( تنها ‌یک امر ضروری است ) ...

این که هر کس چون روحی نامیرا با دیگری برابر باشد ، این که در بین تمام موجودات ، ( تقدس ) هر فرد اهمیتی یابد ، این که آن خشک اندیشان کم شمار و نیمه دیوانگان بتوانند تصور کنند که به

خاطر آنان قوانین طبیعت پیوسته زیر پا گذشته می‌‌شود . چنین زیاده روی در خود ستایی تا سر حد بی‌ نهایت و بی‌ شرمی را نمیتوان به کفایت با تحقیر رسوا کرد .

صفحه ۹۳



این خواست بنیادین برای به کارگیری مفاهیم ، نماد‌ها و اشاره هایی که روحانی با رفتار خود در پی‌ اثبات آن‌ها است ، نفی غریزه‌ای هر گونه رفتار دیگر و هر نگرش دیگر به ارزش‌ها و سود مندی

نه‌ تنها بر گرفته از سنت ، بلکه موروثی است و این ویژگی موروثی چون سرشت بر فرد تاثیر می‌‌گذارد.

تمام بشریت ، حتئ برترین اندیشمندن عالی‌‌ترین دوره‌ها ( به استثنا یکی که شاید هیولایی بوده باشد ) دستخوش این فریب شده‌اند . انجیل را چون کتاب بی‌ گناهی خوانده اند ...

و هیچ اشاره‌ای به این نکته نکرده اند که با آن استادانه نمایشی را ترتیب داده اند .

بی‌ شک اگر میتوانستیم حتئ گذرا ، تمام این خشک اندیشان و قدیسان دروغی را بنگریم ، سر اخر و دقیقا به این دلیل که من هیچ کتابی‌ را بدون مشاهده آن اشاره‌ها نمیخوانم ، دیگر کار آنان

تمام بود... برای من تحمل آن حالت خاص باز بودن چشمان ناممکن است.

خوشبختانه این کتاب‌ها برای بیشتر مردم صرفاً ارزش ادبی‌ دارد .

اما نباید دستخوش خطا شد . آنان می‌‌گویند : ( داوری نکنید ! ) ولی‌ هر کسی‌ را که با آنان مخالفت ورزد ، به جهنّم میفرستند .

با داوری خدا ، خود داوری می‌‌کنند ، با شکوهمندی خدا ، خویشتن را شکوهمند می‌‌پندارند ، با مطالبه‌ای فضیلت‌هایی‌ که خود قادر به دستیابی به آن هستند و حتئ بیش از فضیلت هایی که برای مطرح

ماندن خویش به آنها نیاز دارند ، به مبارزه بر سر فضیلت‌ها و نبرد بر سر حاکمیت فضیلت تظاهر می‌‌کنند .

می‌ گویند : ما زند‌گی می‌‌کنیم و می‌‌میریم و خود را فدای نیکی‌ میسازیم ( حقیقت ، نور ، ملکوت خدا ) ، ولی‌ در حقیقت آنان کاری را می‌‌کنند که جز آن نمیتوانند انجام دهند .

چون بزدلان دست و پای خود را جمع می‌‌کنند ، گوشه‌‌ای می‌‌نشینند و در سایه‌ها چون سایه‌ای به زند‌گی خود ادامه می‌‌دهند و این چنین وظیفه‌ای را مطرح میسازند ، یعنی‌ فروتنی را رسالت زند‌گی خود و

دلیلی‌ برای پرهیزگاری می‌‌دانند ...

اه ، عجب شیوه‌ای فروتنانه ، شرم آگین و پر شفقتی برای اثبات این فریب دارند !

می‌ گویند : ( فضیلت تنها شاهدی بر صحت ادعای ماست )

صفحات ۹۶ - ۹۵



برای دروغگوئی باید قادر بود حقیت امور را دریافت .

اما انسان که قادر به چنین کاری نیست و از این رو روحانی تنها بیانگر کلام الهی است .

این قیاس روحانی مابانه تنها اندیشه‌ای یهودی / مسیحی نیست ، حق دروغ و هوشمندی و ( وحی ) از ویژگی‌های خاص گونه‌ای روحانی است و تفاوتی‌ نمی‌کند که روحانی فاسد باشد یا ملحد

( ملحدان تمام کسانی‌ اند که به زند‌گی پاسخ مثبت می‌‌دهند و خدا از دیدگاه آنان تجلی دیگر همان پاسخ مثبت به همه‌ای امور است ) .

قانون ، اراده خدا ، کتاب مقدس ، الهام ، همه و همه بیانی دیگر برای آن شرایطی است که روحانی با آن‌ها به قدرت دست می‌‌یازد و قدرت خویش را حفظ می‌‌کند .

این مفاهیم را در کنه وجود همه‌ای نظام‌های روحانی ان و ساختار‌های حاکم روحانی و فیلسوفان روحانی مسلک میتوان یافت .

دروغ مقدس در نزد کنفسیوس کتاب قانون مانو و ( ...) کلیسای مسیحی‌ مشترک است و حتئ در آثار افلاطون هم از قلم نمی افتد .

( حقیقت این جاست ) : این یعنی‌ هر جا که چنین بانگی بر آید ، روحانی لاجرم دروغ سراید ...



صفحه ۱۱۹


























سپیده شوهانی این را خواند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید