:  ۱۳۱۴۶
:  زبانشناسی
:  چالش میان فارسی و عربی
:  فارسی- تاریخ
   آذرتاش آذرنوش
:   نشر نی
:  رقعی
:  ۱۳۸۷
:  ۲
:  ۱۵.۵
:  ۲۲
:  سخت
:  ۴۰۲
:  ۲۶۰,۰۰۰ ریال


درباره کتاب:

آگاهی‌های ما دربارهٔ ایران، ایرانی، ایرانیت و نیز دربارهٔ فارسی دری در سده‌های نخست اسلام هنوز مه‌آلود و ازهم‌گسیخته است. از روند عمومی تاریخ و مسکن‌گزیدن عرب‌ها در ایران آگاهیم، اما درست نمی‌دانیم جامعهٔ عرب‌نژادِ تازی‌زبان چگونه با تودهٔ ایرانیان فارس‌زبان رابطه برقرار می‌کرد، چگونه دسته‌های بی‌شمار عرب در جامعهٔ ایران تحلیل رفتند، چرا زبان عربی، با همهٔ توانمندی‌های دینی و ادبی و علمی و سیاسی، نتوانست جای زبان فارسی را بگیرد، فارسی کجا بود و پیش از آن‌که سربرکشد چرا دیرزمانی در تاریکی پایید. کی و کجا به نگارش درآمد و چگونه زبان رسمی ایران شد، این زبان نوپا که پشتوانه‌ای بس کهن داشت چگونه می‌توانست زبان نیرومند و مقدس عربی را در کنار خود تحمل کند، یا چه شد که عربیِ فراگیر، اندک‌اندک دامن درمی‌کشید تا زبان رقیب، همه‌جا پا بگیرد و عربی را در حوزهٔ دین و دانش محدود سازد؟

با تغییر اندک، برگرفته از پیشگفتار مؤلف
در این کتاب مؤلف در پی طرح پرسش‌های بنیادین دربارهٔ زبان فارسی به‌عنوان مهم‌ترین گنجینه و سرچشمهٔ هویت ایرانی و آغاز پژوهشی شایسته‌تر یا پاسخ به این پرسش‌ها و دامن زدن به استمرار چنین پژوهش‌هایی است. مؤلف کتاب دکتر آذرتاش آذرنوش استاد دانشکدهٔ الهیات و معارف اسلامی دانشگاه تهران است.
دیوار این محصول | کل دیوار
دیوار شهر کتاب، دیواری‌است برای گفت‌وگوی علاقمندان به کتاب و کتابخوانی و نوشتن درباره علاقه‌مندی های مشترک
برای نوشتن و فعالیت در دیوار شهر کتاب به سیستم وارد شوید
دِرهَم و خاکت به سر:
کار ترجمه میان ایرانیان و عربان، ناگزیر بود، زیرا اگر از این طریق تفاهم حاصل نمی‌شد، دیگر هیچگونه عهدنامه و قرارداد هم میان جنگجویان میسر نمی‌گردید. اما شگفت آنکه در این باره، روایات متعددی موجود نیست.
یکی از کهن‌ترین روایت‌هایی که در این باره می‌شناسیم به سلمان فارسی مربوط است. اصولاً سلمان را نخستین مترجم از عربی به فارسی پنداشته‎اند. ماجرای مترجمی او زمانی رخ داد که به سرکردگی سپاهیان عرب، به شهری از شهرهای ایران رسید و به مردم آن پیشنهاد «جزیه» (مالیات سرانه) داد. چون مردم شهر از او پرسیدند جزیه چیست، به زبان فارسی گفت: «درم و خاکت به سر».
این ... دیدن ادامه » روایت، ساختگی به نظر می‌آید، زیرا ایرانیان از دیرباز با این کلمه آرامی آشنا بوده‌اند و پس از اسلام هم آن را به شکل فارسی کهن «گزیت» در آثار خود به کار برده‌اند. اما ترجمه منسوب به سلمان، همه آن تلخی زهرآگین شکست و همه خواری‌ها و درماندگی‌های پس از آن را به شیوایی تمام بازمی‌تاباند. این روایت حتی اگر جعلی هم باشد، باز نشان می‌دهد که در ذهن مردان قرن‌های نخست، ایرانیان از عربی و اسلام و آئین‌های مربوط به آن هیچ نمی‌دانستند و برای ایجاد تفاهم از مترجم گریز نبود.
رباب قاسمی این را خواند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید