:  ۱۰۹۵۹۱
:  موسیقی و فیلم (CD-DVD)
:  جاده ای برای نرسیدن
   پیمان شیرپور
:  ۱۵۰,۰۰۰ ریال


درباره آلبوم:

«جاده ای برای نرسیدن» اثری از «پیمان شیرپور» است. اثری که از دل آهنگساز برخواسته و به گفته خودش حاصل ده سال احساس او در قالب تکنوازی پیانو است.

قطعات این آلبوم سرشار از آرامش هستند. آهنگسازی و نوازندگی تمام قطعات این آلبوم را «پیمان شیرپور» خود به عهده داشته است.



دیوار این محصول | کل دیوار
دیوار شهر کتاب، دیواری‌است برای گفت‌وگوی علاقمندان به کتاب و کتابخوانی و نوشتن درباره علاقه‌مندی های مشترک
برای نوشتن و فعالیت در دیوار شهر کتاب به سیستم وارد شوید
جامعه ما دچار رسانه زدگی هنریست
به بهانه انتشار آلبوم جاده ای برای نرسیدن


-کلام ... دیدن ادامه » اول دوست دارم کمی در مورد آلبوم جدیدتون صحبت کنید.

جواب:جاده‌ای برای نرسیدن نام جدیدترین آلبوم من است که توسط شرکت موسیقی ندای هنر ایرانیان و موسسه رهگذر هفت اقلیم منتشر و در مراکز فرهنگی کل کشور پخش شده است.
این آلبوم شامل دوازده قطعه موسیقی مبتنی بر ساز پیانو است که تلفیقیست از موسیقی کلاسیک غربی و جَز که به سبک و سیاق پیانو مدرن نواخته شده است.



-پس می‌شود ژانر کاری شما را موسیقی تلفیقی دانست؟

جواب: نه به هیچ وجه. نباید سبک‌ها و کلماتی که در هنر معاصر دنیا استفاده می‌شوند را به اشتباه و به تکرار استفاده کرد. موسیقی من در حیطه موسیقی نیوایج Newage قرار می‌گیرد و بهتر است به جای استفاده از واژه تلفیق از "ترکیب" استفاده کنیم. ذات موسیقی نیوایج ترکیب سبک‌ها و ارائه مدرن آن‌هاست. 



-پشت آهنگ‌های این آلبوم چه هدفی دنبال می‌شود؟ چیزی جز تئوری و چارچوب بندی‌های متداول است؟

جواب: آلبومی موسیقی حساب می‌شود که جدا از تئوری و چارچوب‌ها، احساس داشته باشد. من کاری نکردم جز اینکه احساسم را درون تک تکِ نُت‌ها قرار دهم. همان‌طور که روی کاور آلبوم نوشته‌ام هیچ فرقی نمی‌کند به چه سبک و هنری اعتقاد داریم و طرفداری می‌کنیم؛ "جاده‌ای برای نرسیدن" احساس من در طی این سال‌هاست که بی واسطه و فقط با کمک موسیقی و پیانو ابراز شده‌اند. تئوری در هر شاخه‌ی هنری فقط شالوده‌ی بیان و بسط درست احساس‌اند و این معنا تفاوت اصلی هنر موسیقی با موسیقی تجاریست.



-یعنی اگر موسیقیِ هنری خوب نفروشد دلیلش تجاری نبودن آن است؟

جواب: اول باید تعاریف را درست معنا کنیم. در همه جای دنیا موسیقی باکلامِ پاپ میزان فروش بسیار بالایی دارد و در مقابل بهترین موسیقی‌های مبتنی بر ساز، مخاطب خاص خودش را دارند ولی اساساً این دو با هم قابل مقایسه نیستند. موسیقی پاپ کمتر دچار پیچ و خم‌های معرفتی و بینشی می‌شود و بالأخص خواننده پاپ اگر یک سال هم آلبومی ندهد به شدت در ذهن‌ها کمرنگ می‌شود. 
نباید با تعصب به موضوع نگاه کنیم. موسیقی تفریحی و گذرا باید باشد و نیاز جامعه است ولی موسیقی مفهوم گرا مخاطب خاص خودش را دارد و مردم هر جامعه‌ای که زمان بیشتری برای شناختِ اخلاق و فرهنگ و خودش بگذارد مخاطب خاصش نیز بیشتر است.



-اقبال جامعه ما در این سال‌ها نسبت به موسیقی به قول شما مفهوم گرا چطور بوده؟ و اساساً آلبوم شما با چه معیارهایی جزو موسیقی مفهوم گرا قرار می‌گیرد؟

جواب: جامعه ما دچار رسانه زدگی هنریست. به عنوان مثال اگر در آلبوم من در یک ترک شخصیت معروف سینمایی و یا موسیقایی به عنوان همکار حضور داشت آن هم فقط به واسطه مباحث مالی و یا رفاقتی که همگی جدا از لزوم هنری هستند، به زورِ رسانه‌ها و شانتاژهای خبری بی مورد تصاعدی و پوشالی آلبوم در اوج قرار می‌گرفت. 
باید به نقد درست و باز کردن قفل معنایی آثار موسیقی توجه بیشتری شود. در این آشفته بازار نباید هر اثر موسیقی که برگرفته از ذهن مشوش آهنگساز است و یا تئوری محضِ بی احساس است در دایره‌ی موسیقی تصویر ساز قرار گیرد.
در مورد بخش دوم سؤال هم، من نمی‌توانم خودم موسیقی خودم را نقد کنم و ارزش و بها بدهم. چیزی که در این مدت دیدم نقد مثبت چند مجله‌ی داخلی و خارجی از آلبومم بود که من را تا حدودی دلگرم می‌کند.



-مگر آلبوم پخش خارج از کشور هم داشته؟

به صورت کامل هنوز نه. من به واسطه‌ی فعالیت‌های هنری و آموزش‌هایی که در کشور آلمان دیده‌ام این آلبوم را توسط دوستانم به چند نشریه رسانده ام که تا امروز خوشبختانه مورد پسند یکی از این نشریات قرار گرفت و نقد جامع از این آلبوم را منتشر کرد که متن این نقدم به امید خدا در رسانه شما قرار خواهد گرفت.



-از آلبوم‌های این مدت اثری بوده که شما را جذب کند و پیگیر کل کارهای خالق اثرش بشوید.

راستش چند سالی هست که به منظور شناخت آثاری که در موسیقی کشور تولید می‌شنوند مخصوصاً در ژانر کاری خودم تقریباً تمامی کارها رو گوش داده‌ام ولی متأسفانه اثری را نشنیده‌ام که پیوستگی و روایت منسجمی داشته باشد. جدیداً زیاد آلبوم‌هایی را می‌بینم که شامل مجموعه‌ای از بداهه نوازی های یک یا چند نوازنده هستند و همین امر باعث شده خط روایی آلبوم‌ها دلنشین و تاثیرگذار نباشند. 



-روند انتشار و گرفتن مجوز برای این آلبوم چطور گذشت؟ 

بسیار خوب، هرچند مراحل اداری کار مدتی زمان می‌برد ولی بررسی موسیقایی آلبوم توسط شورای موسیقی بسیار موشکافانه و بر مبنای چارچوب‌های خوبی بود که من از آن راضی هستم. موسیقی بی کلام باید شامل چارچوب‌هایی باشد که جدا از سلیقه و نظر شخصیست و اگر مورد نظر قرار گیرد دچار مخاطب زدگی که در آن شنوندگان با خرید آثار ضعیف از موسیقی داخل دل بریده‌اند نمی‌شویم.



-شما مدتی هم در موسیقی خارج از کشور بوده‌اید آیا آن‌ها هم چنین مراحلی دارند؟ و أیا واقعاً نیاز به ممیزی آثار موسیقی هست؟

سؤال بسیار خوبی کردید. اگر نخواهیم جنجالی حرف بزنیم و واقعیت‌ها را ببینیم باید بگوییم که در غرب شیوه‌ی تدریس و فراگیری موسیقی متفاوت است. آثار اشخاصی که صلاحیت‌های هنری یا آن تصویر سازی هنری را ندارند امکان بروز و عرضه ندارند حتی با تزریق پول! و این به خاطر وقت و زمانی هست که تک تکِ آدم‌های جامعه برای شناخت درونی موسیقی گذاشته‌اند که با یک روز و یک ماه به دست نمیاید.

-کلام آخر، دوست دارم اگر صحبتی باقی مانده بگویید.
با تشکر از شما و مخاطبین خوبتان. برای انتشار یک اثر موسیقی از ابتدا تا انتها هم از نظر مالی و هم از نظر زمانی هزینه‌های هنگفتی می‌شود که نه تنها تمام آن بر عهده خالق اثر است بلکه هیچ بازگشتی جز تنها هزینه‌های تولید اثر دیده نمی‌شود و تنها و تنها عشقِ به اشتراک گذاشتن احساس و روح درونی این قطعات شب و روز ما را می‌سازند که از هر نتیجه‌ای با ارزش‌ترند. امیدوارم مخاطبان خاصی که به دنبال چنین آثاری هستند چه از"جاده‌ای برای نرسیدن" و چه هر اثرِ دیگری حمایت کنند.
بهاره کمائی و amirali soltani این را دوست دارند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
نگاه واحد، درخشان و تاثیرگذار آن چیزیست که مخاطب در آلبوم تک نوازی پیانوی"جاده‌ای برای نرسیدن "اثر پیمان شیرپور می‌شنود و احساس می‌کند .خط فکری حاکم بر کل آلبوم چنان یک دست و روان است که مجبورید بارها و بارها آلبوم را از ابتدا تا انتها مانند یک کتاب داستان دنبال کنید و هیچ وقت نتوانید قطعه‌ای را هرچند که کمتر مورد پسندتان باشد جا بگذارید .

رنگ آمیزی صحیح قطعات به نحوی که شروع آلبوم طنین پیانو به بهترین حالت خودش با آرامش مطلق شنیده می‌شود و به مرور آکوردهای موسیقی کلاسیک چاشنی کار می‌شود و رفته‌رفته فضای موسیقایی قطعات تغییر می‌کند تا جایی که قطعه‌ی آخر آلبوم رنگ و بویی کاملاً jazz را دارد. 

قصد ... دیدن ادامه » من نقد و بررسی تک تک قطعات آلبوم نیست. آلبوم "جاده‌ای برای نرسیدن" خود و در یک نگاهِ از بالا نماینده‌ی طرز فکریست که نه برآمده از تفکر موسیقی غرب است و نه نماینده موسیقی کاملاً بر پایه‌ی ملودی‌های تکراری که این روزها مخصوصاً از نوازندگان آسیایی بسیار می‌شنویم. "جاده‌ای برای نرسیدن" پر است از مفاهیم درون شناختی که خود به خود و ناخواسته با سبک‌های مختلف دنیا عجین می‌شود و وقتی در قطعه‌ای یقین می‌کنید که موسیقیِ هم سبک و علاقه‌ی خود می‌شنوید ناگهان یکه می‌خورید و خود را در مسیری می‌بینید که بی دلیل و به دور از پیچیدگی‌های معمول لذت بردن را تجربه می‌کنید.

تمام قطعات این آلبوم سیر و سفری دارند در افکار پر پیچ و خمِ خالق اثر که به خوبی با تنظیم و هارمونی مناسب همراه شده‌اند که به جرات می‌توان آن را هم رده‌ی بهترین آثار تولید شده‌ی جهانی دانست. انتخاب جنس پیانوی مناسب و انتخاب زوایای میکروفون گذاری قابل قبول تا درصد بسیار زیادی کمک می‌کنند درون و مقصود نمایان شود و در اتنهای مسیر چیدمان قطعات به طرز شگفت انگیزی در خدمت روایت کلی داستان قرار گیرد.

اگر دنبال موسیقی بی کلامی باشیم که در پس زمینه جاری باشد و خود به خود ما راضی کند نباید سراغ "جاده‌ای برای نرسیدن" برویم. این آلبوم آن‌چنان مغرور به نظر می‌آید که توجه کامل ما را می‌خواهد و شاید اگر کمتر به خط داستانی‌ای که روایت می‌کند توجه کنیم از آن خسته شویم و کناری بگذاریمش ولی اگر قدم به قدم هم راهش شویم نتوانیم لحظه‌ای از آن دور بمانیم. 

زیبایی شناسی قطعاً در آثار هنری امری نسبیست و کلام در بیانِ خوبی و بدی تا جایی پیش می‌رود که نگاه شخصی وارد می‌شود و با پیشینه‌های جهان شناختی خودش خط و خطوط را مشخص می‌کند. بر همین اساس دوازده قطعه این اثر دایره وسیعی از مخاطبان را شامل می‌شود که نگاهشان به موسیقی و هنر فراتر از مفاهیم اولیه موسیقی وتئوری های پیش ساخته است. تا آنجا که قطعه "لحظه آخر" اوج بغض‌های انسان را به تصویر می‌کشد که آرام‌آرام و بی مقدمه نت‌ها با آرامشی خاصی شروع می‌شوند و همان طور بی قرار و بی اختیار به اوج کشیده می‌شوند و در انتها سکوتی مرگ بار همه‌ی جانِ مخاطب را فرا می‌گیرد. "ستاره‌های بی قرار" به معنای واقعی کلمه قلب مخاطب را دچار آشفتگی‌ای می‌کند که تا به حال به خود ندیده است و در انتهای جملات موسیقاییش حرف آخر را با تاکید و آرامش خاصِ خالق اثر می زند. 

در انتها من دل‌شادم از شنیدن این اثر و این همان مقصود هنر است و همین برایم کافیست.


جان برانینگ (آهنگساز)
برگردان: کسری طایفه
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید