:  ۷۵۱۹۹
:  داستان جهان
:  اولین تماس تلفنی از بهشت
:  داستان های آمریکایی قرن 21
   میچ آلبوم
   مهر آیین اخوت
:   هیرمند
:  رقعی
:  ۱۳۹۳
:  ۲
:  ۱۴
:  ۲۱
:  نرم
:  ۳۳۴
:  ۲۴۰,۰۰۰ ریال


درباره کتاب:

«اولین تماس تلفنی از بهشت» جدیدترین رمان میچ آلبوم است که در سال ٢٠١٣ میلادی با عنوان «The first phone call from heaven» منتشر شد. ترجمه این رمان به قلم مهرآیین اخوت به تازگی از سوی نشر هیرمند به چاپ رسیده است.برخی کتاب «اولین تماس تلفنی از بهشت» را جادویی ترین اثر آلبوم می دانند که در آن روایت هایی از معجزه و باورهای انسانی آورده شده است.

در بخشی از این کتاب آمده است: «یک روز صبح، در شهری کوچک به نام کوُلدواتِر، چند تلفن زنگ می خورَد. آن طرفِ خط کسانی هستند که می گویند از بهشت تماس گرفته اند؛ یکی با مادرش حرف می زند و یکی با خواهرش، هر کسی با عزیزی از دست رفته. آیا معجزه ای غریب رخ داده؟ یا فریبی بزرگ در کار است؟ وقتی اخبارِ این تماس های عجیب پخش می شود، غریبه ها دسته دسته به شهر سرازیر می شوند تا آن ها هم بخشی از این معجزه باشند. شهرِ کوچک و حتا دنیای انسان ها با این معجزه زیر و زبر شده؛ اما همیشه در هر معجزه ی شادی بخش اندکی اندوه هم هست. همیشه در معجزه ای که مردم را به هم نزدیک می کند، اندکی تنهایی هست.»

این نویسنده، روزنامه نگار و نمایشنامه نویس آمریکایی، متولد سال ١٩٥٨ است و آثارش تاکنون بیش از ٣٠ میلیون نسخه در جهان به فروش رفته است. او فعالیت خود را با نوشتن مطالب ورزشی آغاز کرد، ولی اغلب با آثاری شناخته می شود که در آن ها به موضوعاتی چون مرگ و ایمان پرداخته شده است. 

دیوار این محصول | کل دیوار
دیوار شهر کتاب، دیواری‌است برای گفت‌وگوی علاقمندان به کتاب و کتابخوانی و نوشتن درباره علاقه‌مندی های مشترک
برای نوشتن و فعالیت در دیوار شهر کتاب به سیستم وارد شوید


...جک تازه متوجّه شده بود که چقدر دلش برای حرف زدن با پسرش تنگ شده است و از روز خاکسپاری او تا کنون چقدر برای تسکین این درد تلاش کرده است .

او ... دیدن ادامه » در آخرین تماس اش از بهشت گفته بود :

- پدر ، خدا میخواد همه ی مردم بدونن
- چی رو بدونن ؟
- نترس پدر ، منم وقتی می جنگیدم ، خیلی می ترسیدم ... هر روز نگران زندگیم بودم ، می ترسیدم جونمو از دست بدم ... اما حالا دیگه می دونم .
- چی رو ؟
- اینو که آدمها با ترس زندگی شون رو می بازن ... ذره ذره ... هر چی به ترس بها بدیم ، از ایمان کم کردیم .
- باز به من زنگ میزنی ؟
- نترس پدر ... پایان زندگی ، پایان راه نیست .

امیرحسین آل عوض این را خواند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
#هزار کتاب
تاریخ شروع: 1393/03/12
داستان با این جملات آغاز می‌شود:
"روزی ... دیدن ادامه » که اولین تماس تلفنی بهشت با جهان برقرار شد، تس رافرتی داشت یک جعبه چای کیسه‌ای را باز می‌کرد.
ریننننگ!
محل نداد و باز هم با ناخن‌هایش مشمع دور جعبه را کند.
ریننننگ!
ناخنش را لای برآمدگی روی نوار مشمع گذاشت و کشیدش.
ریننننگ!
بالاخره پاره‌اش کرد. بعد کیسه را کند و کف دستش مچاله کرد. می‌دانست اگر یک زنگ دیگر بخورد، می‌رود روی پیغام‌گیر و …
ریننننگ!
"الو؟"
دیر شده بود.
"اه؛ این پیغام‌گیر هم ..." اول صدای کلیک دستگاه را که روی پیش‌خوان آشپزخانه بود شنید و بعد هم صدای پیغام ضبط‌شده‌ی خودش را.
"سلام؛ تس هستم. لطفا اسم و شماره‌ی تماس خودتون رو بگذارید. توی اولین فرصت تماس می‌گیرم باهاتون. ممنون
سهیل میراحمد و نگین نوری نژاد این را خواندند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
هیچکس اگر به یادش باشیم از پیش ما نمیرود ...
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
اگر به چیزی اعتقاد داری نیازی به اثبات نداری ..
چه چیزی در زندگی هست که عشق نتواند در آن رسوخ کند ؟؟؟
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
باورش سخت است که کسی از جایی که شک داری به تو تماسی رساند یا پیغامی بدهد.
ذهن کودکانه ات را به هم خواهد ریخت.
اما همه چیز در اولین پیغام تمام نمیشود.
فرشته حسین پور این را دوست دارد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
هر زندگی ای دو داستان دارد: یکی داستانی ک زندگی واقعی شماست و دیگری، داستانی که دیگران درمورد زندگی شما می گویند.
(منتخب ازمتن کتاب باترجمه خانم آرتمیس مسعودی)
پایان زندگـــــے، پایان راه نیــــــست....
Neda Ahmadzadeh و جواد موثقی این را دوست دارند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
من این کتاب را با ترجمه بسیار سلیس و عالیه خانم آرتمیس مسعودی ازنشر آموت خواندم. ترجمه ایشان بسیار روان و دلنشین بود. دوستانی ک میخواهنداین کتاب را تهیه بنمایند پیشنهاد میکنم نسخه ای ک مربوط ب ترجمه خانم مسعودی هست را تهیه نمایند درصورتی ک برایشان مقدور می باشد. پشیمان نمیشوید
دقیقا درست فرمودین متاسفانه ترجمه اونقدر بد بود که من به زور کتاب رو تا آخر خوندم .
۲۶ ارديبهشت ۱۳۹۵
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
بسیار خواندنی در مورد ایمان کودکانه که می تواند کوه را جابجا کند.
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید