:  ۶۵۴۶۱
:  داستان جهان
:  خدمتکار و پروفسور
:  داستان های ژاپنی قرن 20
   یوکو اوگاوا
   کیهان بهمنی
:   آموت
:  رقعی
:  ۱۳۹۵
:  ۷
:  ۱۴.۳
:  ۲۱.۳
:  نرم
:  ۲۴۸
:  ۱۷۵,۰۰۰ ریال


درباره کتاب:

رمانی که یک میلیون نسخه از آن در یک ماه به فروش رفته، فی نفسه باید کار ویژه ای باشد؛ به خصوص وقتی که نه با یک رمان عاشقانه عامه پسند طرف باشیم و نه یک رمان حادثه ای با چاشنی اروتیسم و از این دست جذابیت های کاذب.

البته اشتباه نکنید این میلیون نسخه در  طول یک ماه، ربطی به ایران ندارد؛ هرچند بعید می دانم (غیر از کتب مذهبی یا چند اثر شعر کلاسیک) کتابی در ایران بوده که از آغازِ راه افتادن صنعت چاپ تاکنون سرجمع یک میلیون نسخه فروش رفته باشد. اما در ژاپن این اتفاق می افتد، نه یک میلیون که پنجاه میلیون نسخه از یک رمان به نام خدمتکار پروفسور می تواند در مدتی زمان نه خیلی طولانی به فروش برسد. با این قیاس چندان دشوار نیست فهم اینکه چرا ژاپنی آنجایند و ما اینجا!

اما ماجرای این رمان چیست که تقریبا از هر چهار نفر ژاپنی یک نفر آن را خریده است. برخلاف تصور ما این رمان نه تنها داستان پرفرازونشیبی ندارد؛ بلکه برعکس ظاهر ماجرا خیلی هم ساده است و اتفاقاً ویژگی رمان هم همین است که از این المان های ساده که به ظاهر پتانسیل جذابیت بالایی ندارند، اثر جذابی تدارک دیده. به این مجموعه اضافه کنید سایه حضور ریاضی و کمیت های برخاسته از آن را که حوزه خشک و غیر منعطفی به نظر می رسد، اما نویسنده آن ها را چنان ورز داده و در تاروپود رمان به کار گرفته که به یکی از عناصر جذابیت اثر بدل شده است. 

یک خدمتکار، یک پسربچه و یک پرفسور ریاضی شخصیت ها اصلی این رمان هستند. شاید ابتدا تصور کنیم یک پرفسور ریاضی احتمال باید آدم خشک و کسل کننده ای باشد. مردی ۶۴ ساله و عاشق اعداد، استاد دانشگاه و متخصص نظریه اعداد و ریاضیات محض ... اما نویسنده آن قدر هوشمند هست که با یک ویژگی منحصربه فرد همه چیز را دگرگون کند و او را به آدمی جذاب بدل کند.

پرفسور به دلیل مشکلاتی حافظه ای هشتاد دقیقه ای دارد! بنابراین مدام احساس می کند که برای نخستین بار است که خدمتکارش را دیده و این موتیف تکرارشونده جذابیت خاصی به رابطه خدمتکار و پرفسور می دهد. البته تحمل چنین شخصیتی آسان نیست به همین خاطر ۹ خدمتکار قبلی پا به فرار گذاشته اند. پرفسور همواره در حال نکته برداری از مسائلی است که در لحظه ای به ذهنش خطور می کند و همین باعث شده که سر و وضع عجیبی برایش درست شود، چون تمام هیکلش را تکه کاغذهایی پوشانده که برای فراموش نکردن نکات تازه به لباسش سنجاق شده اند.

اما خدمتکار از دل این بی نظمی به جستجوی نظمی تازه برای زندگی پرفسور می گردد، با این تمهید نه تنها تمام پیش فرض های خواننده درباره چنین آدمی به هم می ریزد بلکه درک جزییات تازه درباره او و همچنین ریزه کاری های رابطه اش با خدمتکار تازه نیز به عاملی برای همراهی کردن با این رمان بدل می شود.

همچنین باید به استفاده خلاقانه نویسنده از ریاضی در بطن رمان به عنوان عاملی جذابیت دهنده اشاره کرد، درحالی که آن هم در ابتدا می تواند دافعه برانگیز به نظر برسد. ریاضیات در این رمان حضوری ملموس دارد، اما نه به شکلی خشک بلکه به عنوان یکی از مهم ترین بداعت های مضمونی آن در تار پود داستان تنیده شده و بازتاب دهنده روح حاکم بر آن است.

خدمتکار و پرفسور اثری ست خوش خوان که با وجود جزییات فراوانش روایتی روان دارد که می تواند طیف های مختلفی از خوانندگان را جذوب کند. این کتاب می تواند خواننده را به ریاضی علاقه مند کند، خواننده علاقه مند به ریاضی را مجذوب کند، و در عین حال برای کسانی که از ریاضی متنفرند، آزاردهنده نباشد. 

یوکو اوگاوا به سال ۱۹۶۲ متولدشده و در ژاپن چهره ای شناخته شده است. او در سال ۱۹۹۰ موفق به دریافت جایزه ی آکوتاگاوا شد که باارزش ترین جایزه ی ادبی برای نویسندگان جوان است. تاکنون بیش از سی رمان منتشر کرده است. اوگاوا این رمان را در سال ۲۰۰۴ نوشت که با تیراژ بیش از ۵۰ میلیون مبدل به پرفروش ترین کتاب سال ژاپن شد. فیلمی سینمایی با عنوان پرفسور و معادله محبوبش توسط تاکاشی کویزومی براساس این رمان ساخته شده است، همچنین یک فیلم داستانی و یک برنامه ی رادیویی و نهایتاً کتابی مصور نیز با اقتباس از پرفسور و خدمتکار به مخاطبان عرضه شده که نشان از توفیق و محبوبیت این رمان دارد.


دیوار این محصول | کل دیوار
دیوار شهر کتاب، دیواری‌است برای گفت‌وگوی علاقمندان به کتاب و کتابخوانی و نوشتن درباره علاقه‌مندی های مشترک
برای نوشتن و فعالیت در دیوار شهر کتاب به سیستم وارد شوید
واقعا باید تاسف خورد که ملتی با چنین تاریخ و فرهنگ سرلوحه زندگی خودشان را افرادی قرار دهند که نه از ایمانشان خبر دارند و نه از علمشان
همه ی ما می دانیم که چنین افرادی در طول تاریخ کم نداریم افرادی مانند شهید متوسلیان_همت_باهنر_رجایی_بهشتی و ...
شاید بهتر باشد اول از هم جنس و هم دین خودمان شروع کنیم...
۱۵ اسفند
شما یا فرهنگ نمی دونی چیه یا از تاریخ ایران فقط اسم سرسره های شاه های قاجار به گوشت خورده.
یه سفر به یه کشور از همین هایی که قبولشون نداری و شهیداشون شهید حساب نمیشن و ایمان ندارن و همه مار ها تو قعر جهنم منتظرشونن تشریف ببری متوجه میشی فرهنگ یعنی چی.
شما ... دیدن ادامه » به جا کتاب خوندن تو مراسم دعای ندبه شرکت کن اونجا حاج آقا در مورد آدمایی که شما می پسندی حرف میزنه.
۱۷ اسفند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
http://diyarmirza.ir/1394/12/نگاهی-به-رمان-خدمتکار-و-پروفسور%e2%80%8e/
نگاهی بر رمان #خدمتکار_و_پروفسور 
نوشته #یوکو_اوگاوا 
ترجمه #کیهان_بهمنی 
منتشر ... دیدن ادامه » شده در پایگاه اطلاع رسانی دیار میرزا. 19 اسفند 1394
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
در پایان روز اول متوجه یادداشت جدیدی بر روی آستین کت پروفسور شدم که رویش نوشته شده بود:"خدمتکار جدید". حروف با خطی ظریف و زیبا نوشته شده بودند و بالای نوشته طرحی از چهره ی یک زن بود. شبیه نقاشی بچه ها بود: موی کوتاه، گونه های گرد، و خالی کنار لب. با این وجود بلافاصله متوجه شدم که آن نقاشی تصویر خودم است. در ذهنم پروفسور را مجسم کردم که ... دیدن ادامه » سعی می کرد با سرعت آن تصویر را بکشد تا چهره ای شبیه من را پیش از آن که فراموشش کند در نقاشی اش ثبت کند. این یادداشت گواه چیز دیگری هم بود: این که پروفسور برای چند لحظه هم شده فکر کردن را به خاطر من متوقف کرده بود. 
#خدمتکار_و_پروفسور، نوشته #یوکو_اوگاوا ترجمه #کیهان_بهمنی
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
اسم داستان برازنده این کتاب هست. دقیقاً یک داستانه! یک داستان معمولی اما خوب. با یک شروع خوب و جاذبه ای که در طول داستان بیشتر و بیشتر می شود و خواننده را تا آخر داستان به دنبال خودش می کشد.
ترجمه کیهان بهمنی هم خوب بود. روان و مطمئن.
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
#هزار کتاب
خدمتکار و پروفسور
شروع: 1394/12/28

ما ... دیدن ادامه » پروفسور صدایش می کردیم. او هم پسرم را جذر صدا می کرد چون می گفت بالای سر تخت و صاف پسرم او را یاد علامت رادیکال می اندازد.
پروفسور در حالی که موهای پسرم را پریشان می کرد، گفت: "مغز خوبی تو کله ی این پسر هست." جذر هم که برای در امان ماندن از اذیت های دوستانش کلاه می گذاشت، با اوقات تلخی شانه بالا انداخت. " با همین علامت کوچک توانستیم بی نهایت عدد بشناسیم. حتی عددهایی که قابل مشاهده نیستند." و با انگشت روی سطح خاک گرفته میزش یک رادیکال کشید.
در میان هزاران هزار چیزی که من و پسرم از پروفسور یاد گرفته بودیم، معنی جذر اعداد یکی از مهمترین آن ها بود. بی تردید پروفسور از این که من مدام از واژه بی شمار استفاده می کردم ناراحت می شد. به اعتقاد او این کلمه خیلی آبکی بود چرا که اعداد راهی برای توصیف و تشریح کل کهکشان بودند. اما خب من هم کلمه دیگری برای این منظور بلد نبودم. پروفسور به ما چیزهایی در باره اعداد اول و صدها هزار موقعیت متفاوت آن ها یاد داده بود...
#هزارکتاب
علی رضا خردمند و مهدیه دلجو این را دوست دارند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
در برابر درد،قهرمان بى قهرمان...
یوکو اوگاوا
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
خدمتکار و پروفسور با ترجمه ی عالی کیهان بهمنی و نشر ضعیف آموت و شخصیت سازی نه چندان دلچسب نویسنده(یوکو اوگاوا) اگر پشت اسم بزرگ ریاضیات پنهان نمیشد یک رمان دست چندمی و شاید یک کتاب داستان برای خواب کودکان پیشنهاد منصفانه ای بود ولی متاسفانه به دور از هیچ گونه ارزش ادبی این رمان جایش را در کور ترین نقطه از کتاب خانه ام تضمین کرد...باشد که ... دیدن ادامه » به وقت انسانها بیش از فروش بیاندیشند...
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
ما پروفسور صدایش می کردیم . او هم پسرم را جذر صدا می کردچون می گفت بالای سر تخت و صاف پسرم او را یاد علامت رادیکال می اندازد. پروفسور در حالی که موهای پسرم را پریشان می کرد ، گفت : مغز خوبی تو کله ی این پسر هست .جذر هم که برای در امان ماندن از اذیت های دوستانش کلاه می گذاشت ، با اوقات تلخی شانه بالا انداخت .

" با همین علامت کوچک توانستیم ... دیدن ادامه » بی نهایت عدد بشناسیم . حتی عددهایی که قابل مشاهده نیستند " و با انگشت روی سطح خاک گرفته ی میزش یک رادیکال کشید...
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
مهدیه دلجو ، ریحانه معظمی و hedieh mayeli این را دوست دارند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
با این کتاب تو سایت 1pezeshk.com اشنا شدم.خیلی جالبه کتابش.واقعا فکر ادمو به چالش میکشه .کاش ریاضیاتو میشد اینجوری یاد گرفت .
اینچوری ریاضیات شیرین ترین درس مدرسه بود
خوندنش احساس خوبی و ملایمی به آدم میده
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید