:  ۴۴۴۱۵
:  داستان جهان
:  گتسبی بزرگ
:  داستان های آمریکایی قرن 20
   اسکات فیتز جرالد
   کریم امامی
:   امیرکبیر
:  رقعی
:  ۱۳۹۰
:  ۴
:  ۱۴
:  ۲۱
:  نرم
:  ۲۵۴
:  ۱۴۵,۰۰۰ ریال


درباره کتاب:
 
این رمان آمیخته با خاطره‌هایی شخصی است که با نثری پرتحرک بیان شده است. جی. ‌گتسبی، جوان جاه‌طلب و احساساتی‌ای است که در واقع جیمز گتس نام دارد و جنگ 1917ـ1918 را با درجة افسری به پایان برده است. وی بعدها به یک قاچاقچی ماهر با شخصیتی مرموز تبدیل می‌شود. او در اوج ثروت و جشن‌هایی که خود به راه می‌اندازد باز هم پسری است در درون غمگین و متأثر. گتسبی بزرگ هجو گزنده‌ای است از خودخواهی جامعة امریکایی که اساس آن منحصراً بر پایة پول است و ثروتمندان آن «وظیفه جارو زدن را به دیگران محول می‌کنند.»
دیوار این محصول | کل دیوار
دیوار شهر کتاب، دیواری‌است برای گفت‌وگوی علاقمندان به کتاب و کتابخوانی و نوشتن درباره علاقه‌مندی های مشترک
برای نوشتن و فعالیت در دیوار شهر کتاب به سیستم وارد شوید
من فیلمی که از روی داستان این کتاب ساخته شده رو دیدم.
با وجود بازی بازیگران بزرگی چون دی کاپریو اما کارگردان در به تصویر کشیدن عمق عاشقانۀ این داستان ضعیف عمل کرده است.
امیدوارم در اسرع وقت بتونم این کتاب رو مطالعه کنم ...
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
رمان عاشقانه که برای دوست داران این سبک خوبِ
برای من جالب نبود چون سبک دلخواه من نیست
ترجمه هم ضعیف بود
اتفاقا ترجمه آقای امامی بسیار ترجمه خوبیه البته اگر از نشر نیلوفر تهیه میکردید یه ویرایش مجدد روی ترجمه انجام شده بود و ترجمه کمی امروزی تر هست. چون خود رمان کلاسیکه خوب طبعا ترجمه هم با نثر کلاسیک بهتر خواهد بود.
البته نشر ماهی ترجمه آقای رضا رضایی رو ... دیدن ادامه » از همین کتاب بزودی منتشر میکنه که شاید بیشتر به دل شما بنشینه
۲۸ اسفند ۱۳۹۴
درسته منم با ترجمه اقای امامی خوندم ولی نشر نیلوفر ... دقیقا همین مشکلو داشتم که بعد اینکه چند صفحه رفت جلو تازه فهمیدم گتسبی مرده !!! اون لحظه اصلا گویا نبود
۰۵ تير ۱۳۹۵
ترجمه ضعیفه بله...فیلمی هم که از روی این رمان ساختن ضعیفه...حیف داستان شیرینش
۲۰ آذر
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
گتسبی بزرگ، گتسبی عزیز. از آن کتابهاست که باید در دم دست ترین طبقات کتابخانه ات بگذاری، هی بخوانی و اندوه پنهان زیر جملات و کلمات را به دوش بکشی. جزو سه کتاب برتر همه کتابهایی است که در عمرم خواندم.
دو کتاب دیگه چی هستن؟
۳۰ شهريور ۱۳۹۴
گتسبی یزرگ کتاب مورد علاقه ی خیلی از نویسنده های بزرگه :)
یادمه تو مقدمه ی یه کتابی خوندمش
۳۰ شهريور ۱۳۹۴
ناطور دشت رو خیلی می پسندیدم ولی اولی رو نخوندم. حس کردم کتابایی که واسشون متن میزارینو چقدر دوسشون دارین. خورشید همچنان میدمد را هم حتما می خونم. خوشحال می شدم کتابای بیشتری رو پیشنهاد بدین.
۳۱ شهريور ۱۳۹۴
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
در سال هایی که جوان تر و به ناچار آسیب پذیرتر بودم، پدرم پندی به من داد که آن را تا به امروز در ذهن خود مزه مزه می کنم. وی گفت: "هر وقت دلت خواست عیب کسی رو بگیری، یادت باشه که تو این دنیا، همه ی مردم مزایای تو رو نداشته اند."...!

... به هوش که اومدم خودم را کاملا بی کس حس کردم. بلافاصله از پرستار پرسیدم که پسره یا دختره. وقتی بهم گفت دختره سرم رو برگردوندم و زدم زیر گریه. گفتم خیلی خب، خوشحالم که دختره. امیدوارم که خل باشه. واسه ی این که بهترین چیزی که یک دختر تو این دنیا می تونه باش ، همینه، یک خل خوشگل ...!

... ... دیدن ادامه » هیچ آتش یا طراوتی قادر نیست با آنچه آدمی در قلب پراشباح خود انبار می کند برابری کند...!

... گتسبی دستش را دراز کرد تا یک مشت هوا به چنگ آورد تا جزئی از نقطه ای را که وجود "دی زی" برایش عزیز ساخته بود برای خود نگه دارد.
به فکر اعجاب گتسبی در لحظه ای افتادم که برای اولین بار چراغ سبز انتهای لنگرگاه دی زی را یافته بود. از راه دور درازش، به چمن آبی رنگش آمده بود و رویایش لابد آن قدر به نظرش نزدیک آمده بود که دست نیافتنش بر آن تقریبآ محال می نمود.
اما نمی دانست که رویایش همان وقت پشت سرش جایی در سیاهی عظیم پشت شهر آنجا که کشتزارهای تاریک زیر آسمان شب دامن گسترده اند عقب مانده است.
گتسبی به چراغ سبز ایمان داشت به آینده لذتناکی که سال به سال از جلو ما عقب تر می رود. اگر این بار از چنگ ما گریخت چه باک فردا تندتر خواهیم دوید و دست هایمان را درازتر خواهیم کرد و سرانجام یک بامداد خوش...!


گتسبی بزرگ / اسکات فیتس جرالد / مترجم: کریم امامی
فاطمه حبیبی این را دوست دارد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
کی میتونه این کتاب رو دوست نداشته باشه ؟
گتسبی از اون رمان هاست که تازه وقتی تمومش میکنی شروع میشه!
۱۳ تير ۱۳۹۴
نه دیگر اونقدر . شاید فقط یک ماه بعد از خوندنش با من بود :)
۱۲ آبان ۱۳۹۴
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید