:  ۴۴۳۱۶
:  داستان جهان
:  صد سال تنهایی (رمان های بزرگ دنیا 16)
:  داستان های کلمبیایی قرن 20
   بهمن فرزانه
:   امیرکبیر
:  رقعی
:  ۱۳۹۷
:  ۱۴
:  ۱۴
:  ۲۱.۱
:  نرم
:  ۴۰۹
:  ۲۸۰,۰۰۰ ریال


درباره کتاب:
 
صد سال تنهایی رمان صد سال تنهایی در 1972 جایزه نوبل ادبیات را برای مارکز به ارمغان آورد. این کتاب به سبک رئالیسم جادویی نگارش یافته است. گابریل گارسیا مارکز در رمان صد سال تنهایی به شرح زندگی شش نسل از خانوادة بوئندیا می‌پردازد که نسل اول آن‌ها در دهکده‌ای به نام ماکوندو ساکن می‌شود. داستان از زبان سوم شخص حکایت می‌شود. طی مدت یک قرن تنهایی پنج نسل دیگر از بوئندیاها به‌وجود می‌آیند و حوادث سرنوشت‌ساز ورود کولی‌ها به دهکده و تبادل کالا با ساکنان آن، رخ دادن جنگ داخلی و ورود خارجی‌ها برای تولید انبوه موز را می‌بینند. یکی از کلیدی‌ترین شخصیت‌های این رمان اورسولا ایگوآران همسر خوزه آرکادیو بوئندیاست که مادر نخستین نسل خانوادة بوئندیاها می‌باشد. اورسولا زنی است که بار سنگین محنت و رنج این تنهایی تاریخی و عظیم را بر شانه‌های مردانة خویش می‌کشد.

دیوار این محصول | کل دیوار
دیوار شهر کتاب، دیواری‌است برای گفت‌وگوی علاقمندان به کتاب و کتابخوانی و نوشتن درباره علاقه‌مندی های مشترک
برای نوشتن و فعالیت در دیوار شهر کتاب به سیستم وارد شوید
سبک رمان صد سال تنهایی رئالیسم جادویی‌ست ؛ مارکز در این کتاب برای اولین بار این سبک را پایه گذارد و پس از آن آثار زیادی به پیروی از آن نوشته شد .

صد سال تنهایی پایه و اساس واقع گرایی را در اروپا شکست و موج نویی از رمان ها را وارد این کشور کرد. از جمله اتفاقات جادویی سراسر کتاب هستند : ناپدید شدن و مرگ بعضی از شخصیت‌ها ، صعود رمدیوس به ... دیدن ادامه » آسمان درست مقابل چشم دیگران ، کشته شدن همه پسران سرهنگ آئورلیانو بوئندیا که از زنان در جبهه جنگ به وجود آمده اند توسط افراد ناشناس و طعمه مورچه‌ها شدن آئورلیانو نوزاد تازه به دنیا آمده آمارانتا اورسولا .
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
فقر یعنی بردگی عشق.
ماه رو زارع پور و مجتبی علی پور این را خواندند
فاطمه حبیبی این را دوست دارد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
برداشتم این کتاب رو بخونم ولی مقدمه مترجم رو که دیدم دلسرد شدم
معلومه این انتشارات سانسور زیادی داشته که این مقدمه رو نوشته
شما چاپهای قبلتر از همین مترجم رو پیدا کنید هیچ سانسوری توش نمیبینید.
۰۵ مرداد ۱۳۹۵
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
اولین آن ها را به درختی بستند و آخرین آن ها طعمه مورچگان می‌شود.

نسل های محکوم به صد سال تنهایی، فرصت مجددی روی زمین نداشتند.
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
روزی که قرار بشود بشر در کوپه ی درجه یک سفر کند ، ادبیات در واگن کالا ، دخل دنیا آمده است ....
Emile آژار و مشتاق حسین غوردروازی این را خواندند
فریبا ف این را دوست دارد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
ﺍﻭﺭﺳﻮﻻ‌ ﮔﻔﺖ:ﻣﺎ ﺍﺯ ﺍﯾﻨﺠﺎ نمی روﯾﻢ، ﻫﻤﯿﻨﺠﺎ ﻣﯽ ﻣﺎﻧﯿﻢ، ﭼﻮﻥ ﺩﺭ ﺍﯾﻨﺠﺎ ﺻﺎﺣﺐ ﻓﺮﺯﻧﺪ ﺷﺪﻩ ﺍﯾﻢ.
ﺧﻮﺯﻩ ﮔﻔﺖ:ﺍﻣﺎ ﻫﻨﻮﺯ ﻣُﺮﺩﻩ ﺍﯼ ﺩﺭ ﺍﯾﻨﺠﺎ ﻧﺪﺍﺭﯾﻢ، ﻭﻗﺘﯽ ﮐﺴﯽ ﻣُﺮﺩﻩ ﺍﯼ ﺯﯾﺮﺧﺎﮎ ﻧﺪﺍﺭﺩ، ﺑﺎ ﺁﻥ ﺧﺎﮎ ﺗﻌﻠﻖ ﻧﺪﺍﺭﺩ.
ﺍﻭﺭﺳﻮﻻ‌ ﺑﺎ ﻟﺤﻨﯽ ﺁﺭﺍﻡ ﻭ ﻣﺼﻤﻢ ﮔﻔﺖ: ﺍﮔﺮ ﻗﺮﺍﺭ ﺑﺎﺷﺪ ﻣﻦ ﺑﻤﯿﺮﻡ ﺗﺎ ... دیدن ادامه » ﺑﻘﯿﻪ ﺩﺭ ﺍﯾﻨﺠﺎ ﺑﻤﺎﻧﻨﺪ، ﺧﻮﺍﻫﻢ ﻣُﺮﺩ...
صد سال تنهایی- گابریل گارسیا مارکز
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
ابتدا یک نکته مهم را یاد آوری میکنم که دوستانی که مایلند این کتاب را بخوانند به معروف و مهم بودن آن در وحله اول توجه نکنند. ابتدا به تجربه و سیر مطالعاتی خود نگاه کنند و اگر در بین مطالعاتشان ادبیات آمریکای لاتین و آثار دیگر مارکز وجود دارد به سراغ این کتاب بیایند. این کتاب با شخصیت های بسیار زیاد و کمی سنگین مناسب خواننده تازه کار نیست و آنرا کتاب زده میکند.
این کتاب در هر صورت مهمترین کتاب مارکز به حساب می آید اما برای اینکه بتوان از آن لذت برد باید با احتیاط و مطالعه قبلی به سراغ آن رفت. موقع خواندن هم یک برگ کاغذ همراه خود داشته باشید و شخصیتها و نکات مهم را یادداشت کنید. شما بزرگی آنرا درک خواهید کرد.
جالب است که بعد از مرگ مارکز چیزی که بسیار بین کتاب خوان ها صحبت میشد این بود که آیا خوانده ای این کتاب را یا نصفه رها کردی و یا اصلا چیزی فهمیدی؟
خیل ... دیدن ادامه » نیمه رها کرده ها به خاطر موضوعی بود که یادآور شدم.

"صد سال تنهایی" حاصل 15 ماه تلاش و کار "گابریل گارسیا مارکز" است که به گفته ی خود در تمام این 15 ماه خود را در خانه حبس کرده بوده است !

چاپ نخست آن در سال ۱۹۶۷ در آرژانتین با تیراژ ۸۰۰۰ نسخه منتشر شد. این رمان از آثار مهم ادبیات آمریکای جنوبی ( آرژانتین ) است. نوبل ادبی 1982 به این اثر تعلق گرفت .

صد سال تنهایی در مدتی کوتاه شهرتی جهانی پیدا کرد و به 27 زبان دنیا ترجمه شد .

شخصیت ها:
خوزه آرکادیو بوئندیا : بنیانگذار شهر ماکوندو .

اورسولا : همسر خوزه آرکادیو بوئندیا . او عمر طولانی داشت به طوری که بعد از 110 سالگی شمردن سن هایش را کناز گذاشت و کم کم سنش را فراموش کرد . وی تولد چندین نسل را به چشم می‌بیند. اورسولا آب نبات‌های کوچک به شکل حیوانات می سازد و از این راه مخارج خانواده را تامین می کند. حاصل این ازدواج دو پسر به نام های آئورلیانو و خوزه آرکادیو ، و یک دختر ، آمارانتا ، هستند.

آئورلیانو بوئندیا : فرزند اورسلا و خوزه است . او به عنوان سرهنگ و رهبر آزادی خواهان به مبارزه با دولت محافظه کار می‌پردازد است . در طی سال‌های جنگ از زنهایی که با آنها در جبهه جنگ آشنا شده صاحب پسران بسیار می‌شود.

خوزه آرکادیو : فرزند اورسلا و خوزه است .

آمارانتا : فرزند اورسلا و خوزه است. بر خلاف دو برادر خود تا آخر عمر مجرد می‌ماند و سرپرستی بچه‌های دیگران را برعهده می‌گیرد.

ربکا : همسر خوزه آرکادیو .

آرکادیو : فرزند خوزه آرکادیو و ربکا.

پیلار ترنرا : خوزه آرکادیو و برادرش سرهنگ آئورلیانو بوئندیا با این زن نام که فال ورق برای اعضای خانواده می‌گیرد رابطه برقرار می‌کنند .

آئورلیانو خوزه : حاصل رابطه پسر سرهنگ آئورلیانو بوئندیا و پیلار ترنرا .

رمدیوس : همسر جوان سرهنگ که بدون آنکه برایش فرزندی بیاورد می‌میرد.

اسم دیگر پسرهای سرهنگ آئورلیانو بوئندیا را که از زنهای دیگر در جبهه جنگ به وجود آمده‌اند آئورلیانو می‌گذارند و اسم مادرهایشان را به اسم هرکدام اضافه می‌کنند تا مادر هریک از آنها مشخص باشد.

سانتا سوفیا دلا پیه داد : همسر آرکادیو از صاحب یک دختر به نام رمدیوس و دو پسر دو قلو به نام‌های خوزه آرکادیوی دوم و آئورلیانوی دوم می‌شود.

رمدیوس : فرزند سانتا سوفیا و آرکادیو

آئورلیانوی دوم : فرزند سانتا سوفیا و آرکادیو

خوزه آرکادیوی دوم : فرزند سانتا سوفیا و آرکادیو

فرناندا دل کارپیو : همسر آئورلیانوی دوم . حاصل این ازدواج دو دختر با نام‌های آمارانتا اورسولا و رناتا رمدیوس و یک پسر به اسم خوزه آرکادیو هستند

آمارانتا اورسولا : فرزند آئورلیانوی دوم و فرناندا دل کارپیو .

رناتا رمدیوس : فرزند آئورلیانوی دوم و فرناندا دل کارپیو .

خوزه آرکادیو : فرزند آئورلیانوی دوم و فرناندا دل کارپیو .

مائوریسیا بابیلونیا : شاگرد مکانیک است که رنتا از او صاحب فرزندی به اسم آئورلیانو می‌شود.

آئورلیانو : حاصل رابطه آمارانتا و آئورلیانو است . او آخرین نسل از این خانواده است .

ملکیادس : کولی است که قدرت پیش گویی دارد . او بار ها در جریان داستان مرد و باز زنده به ده بازگشت . او در خانه خانواده بوئندیا زندگی می کرد .
البته حجم بالای کارکترها و سختی اسامی به پای ادبیات روس و آثار داستایفسکی نمی رسه که مصغر شده ی اسمشون رو هم باید حفظ کنیم! مخصوصا با شجره نامه ای که ابتدای کتاب قرار داده شده.
به نظر من هم کسانی که کتاب رو نیمه رها کردند اغلب مجذوب شهرت اثر شدند و بدون ... دیدن ادامه » پیش زمینه ی قبلی و خرده اطلاعاتی راجع به رئالیسم جادویی،کتاب باعث دلزدگیشون شده و طبق معمول نظرشون این بوده که این کتاب کجاش خوب و مهمه؟!
۲۳ آبان ۱۳۹۴
بله یه موقع هایی آدم سرگردون میشه بین این همه اسم و شخصیتو.. ولی توضیحاتتون و معرفی شخصیت ها خیلی خوب بودن.. ممنون..
۰۲ آذر ۱۳۹۴
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
گذشته دروغی بیش نیست و خاطره بازگشتی ندارد،هر بهاری که میگذرد دیگر بر نمیگردد و حتی شدید ترین و دیوانه کننده ترین عشق ها هم حقیقتی ناپایدار است.
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
بیخود نیست که جز لیست رمانهای برتر دنیاست...
و من عاشق اورسولا هستم! زنی که چون یک مرد در تک تک خطوط کتاب حرکت کرد و حرکت کرد.

کتاب ... دیدن ادامه » دارای تخیلات خوبیه مثلن بیشتر از چهارسال بارش مداوم باران
چرخش اتفاقات در کتاب هم جالبه میسازند ویران میکنند و میسارند...
نرگس سینکی و ژاله صالحی این را خواندند
مریم محمدی وند این را دوست دارد
با این کتاب زندگی کردم.
۰۶ آبان ۱۳۹۴
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
ماهی طلایی های سرهنگو ببین! چه خوشگله نقاشیش
۲۳ آبان ۱۳۹۴
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
کتاب بسیار خوب و جذابی می باشد و توصیه می کنم که همه این کتاب را بخوانند
الحق و الانصاف باید جایزه نوبل را می گرفت من نه تنها از این کتابش لذت بردم بلکه از بقیه هم در حال لذت بردن هستن
بله این کتاب رو باید با احتیاط خوند به نظر من . چون دنیای آدمو تغییر میده یعنی واسه من این طور بود.
۱۵ تير ۱۳۹۴
داستان خیلی خیلی خوب شروع میشه، تا یه جایی از کتاب با یه داستان خیلی خوب سروکار داشتم ولی از یه جایی به بعدش احساس میکردم توی اون خونه ام یه گوشه نشستم و همه فراموشم کردن، و من تو دل ماجرا بودم و نمیتونستم کتاب رو زمین بذارم
۰۳ ارديبهشت ۱۳۹۶
ببینین چقد مملکت بدبختی داریم که حتی متن کتاب هم سانسور میکنن
بعد میگن چرا آمار مطالعه در ایران پایینه
فقط میتونم بگم کشورم متاسفم
۱۷ آذر
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید