:  ۴۴۳۰۷
:  داستان جهان
:  شازده کوچولو
:  داستان های فرانسوی
   محمد قاضی
:   امیرکبیر
:  رقعی
:  ۱۳۹۲
:  ۵۲
:  ۱۲.۳
:  ۲۰
:  نرم
:  ۱۱۲
:  ۶۰,۰۰۰ ریال


درباره کتاب:
 
شازده کوچولو اثری خیال انگیز و زیباست که در خلال آن عواطف بشری به ساده‌ترین شکل، تجزیه و تحلیل شده است و عناصری که بر اثر غوطه‌ور شدن در علایق مادی و پول‌پرستی از سجایای انسانی بدور افتاده‌اندتحت نام آدمهای بزرگ به باد مسخره گرفته شده است. شازده کوچولو شعری است منثور و نثری است شاعرانه که مشحون از یک دنیا لطف و معنی است. شازده کوچولو رویایی است راستین که در درون آدمی ریشه دوانده است. شازده کوچولو، آن‌قدر که رویایی می‌نماید، همان اندازه نیز آرزوها و آرمانهایش واقعی و لمس کردنی است و در کالبدی کوچک تمام پاکیها و زیباییها و حقیقتها و احساسهای راستین را در خود دارد و از دروغها، تظاهرها، فرومایگیها و نابخریهای به ظاهر خردمندانه بدور است. سخنان شازده کوچولو پرنده‌های سپیدی هستند که به هر سو می‌پرند و حقیقت و راستی را به آنهایی که شیفته زیباییهای درونند، هدیه می‌کنند و با صدای شازده کوچولو می‌خوانند آنچه اصل است، از دیده پنهان است. آنتوان دوسنت اگزوپری در سال 1900 در شهر لیون، زاده شد. در چهارده سالگی یتیم شد و مسئولیت تامین هزینه خانواده به دوش او افتاد. خدمت نظام را در نیروی هوایی گذراند و فن خلبانی و مکانیک آن را یاد گرفت و به یکباره به خدمت ارتش درآمد. زیباییهای طبیعت و مناظر متنوع جهان و آشنایی بیشتر با جامعه‌های مختلف،‌الهام بهش طبع حساس و نکته سنجش گردید. سنت اگزوپری بعد از تسلیم فرانسه به قوای آلمان، از آن کشور تبعید شد و به آمریکا رفت و در آن کشور سه کتاب نوشت که شازده کوچولو یکی از آن سه است. سنت اگزوپری در یکی از پروازهایش گم شد و هرگز بازنگشت و این شاید آرزوی او بود. آسمان قربانی فرزانه‌ای پذیرفت.
دیوار این محصول | کل دیوار
دیوار شهر کتاب، دیواری‌است برای گفت‌وگوی علاقمندان به کتاب و کتابخوانی و نوشتن درباره علاقه‌مندی های مشترک
برای نوشتن و فعالیت در دیوار شهر کتاب به سیستم وارد شوید
"آدمیزاد هیچوقت جایی که هست را خوش ندارد!"
آنتوان دوسنت اگزوپه ری- شازده کوچولو
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
قدرت قبل از هر چیز باید متکی به عقل باشد . من حق دارم که از همه اطاعت بخواهم ، چون فرمان های من عاقلانه است .
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
مفهوم دنیا برای پادشاهان خیلی ساده است : همه ی مردم رعیت هستند .
سعیده شفیعی این را خواند
نیلوفر ثانی ، روژیتا احمدی و یوسف نیک نژاد این را دوست دارند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
وه که چه اسرار آمیز است دنیای اشک.

من اگر بخواهم با پروانه آشنا بشم ناچار باید وجود دو سه کرم درخت را تحمل کنم.

پس ... دیدن ادامه » تو خودت را محاکمه خواهی کرد.این دشوارترین کار است.محاکمه خود از محاکمه دیگران مشکل تر است.

آنچه به گل تو چندان ارزش داده عمری است که تو به پای او صرف کرده ای.
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
تک تک جملات این کتاب درس انسانیت و زندگی است. شازده کوچولو در سفر به هر سیاره ای تلنگری به یکی از ما انسانها میزند.
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
آدم‌بزرگ‌ها عاشق عدد و رقم اند. وقتی با اونا از یک دوست تازه حرف بزنی، هیچوقت ازتون در مورد چیزهای اساسی سوال نمی‌کنن، هیچوقت نمی‌پرسن آهنگ صداش چطوره؟ چه بازی‌هایی رو دوست داره؟ پروانه جمع می‌کنه یا نه؟
می‌پرسن چندسالشه؟ چندتا برادر داره؟ وزنش چقدره؟ پدرش چقدر حقوق می‌گیره؟
و تازه بعد از این سوالاس که خیال می‌کنن طرف رو شناختن!

اگه ... دیدن ادامه » به آدم بزرگا بگی که یک خونه قشنگ دیدم از آجر قرمز که جلو پنجره‌هاش غرق گل شمعدونی و بومش پر از کبوتر بود، محاله بتونن مجسمش کنن. باید حتما بهشون گفت یک خونه چندمیلیون‌تومنی دیدم تا صداشون بلند بشه که وای چه قشنگ!

نباید ازشون دلخور شد.بچه ها باید نسبت به آدم بزرگها گذشت داشته باشند.
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
کتابی برای همه... برای آنها که هنوز در کوچه ها و در دلشان به دنبال حسهای کودکی میگردند...
و البته شاید این کتاب را کودکان نفهمند...
یوسف نیک نژاد این را خواند
روژیتا احمدی ، ثنا آذری و کیهان کیهان این را دوست دارند
کودکان همیشه می فهمند ...
۱۰ خرداد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
شازده کوچولو
آدمها این روزها خیلی بی مسئولیت شده اند...یادشان رفته وقتی ک دلی را اهلی میکنند مسئولش هستند
یادشان رفته آنچه گلشان را یگانه میکند عمریست ک ب پای آن صرف کرده اند
آدما ... دیدن ادامه » فراموشکارند
آنهادیگر وقت نمیخرند تا با آن هرکاری ک دلشان میخواهد بکنند. آنها پولهایشان را جمع میکنند،چیزی ک زیاد است وقت...آخر پول است نه جان ک آسان بتوان داد...
اینجا چشم دل همه کور است شازده،همه چیز را نه حتی از چشم سر که از بوی پول میشناسند.
کاش سیاره ات
برای من هم
جا داشت.
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
شازده کوچولو به سیاره دوم رفت. آنجا فقط یک پادشاه تنها زندگی میکرد.
بعد از ملاقاتی کوتاه، شازده کوچولو خواست که سیاره را ترک کند.
اما فرمانروا که دلش میخواست او را نگه دارد گفت:
نرو، ... دیدن ادامه » تو را وزیر دادگستری میکنیم.
شازده کوچولو گفت: اینجا کسی نیست که من او را محاکمه کنم
فروانروا گفت:
خب پس خودت را محاکمه کن! این سخت ترین کار دنیاست! اینکه بتونی درباره خودت قضاوت درستی داشته باشی و عادلانه خودت رو محاکمه کنی./.

شازده کوچولو/ "آنتوان دوسنت اگزوپری"
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
خیلی این کتابو مترجمشو دوست دارم
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
جدا از متن اصلی کتاب چیزی بیش از حد من و تحت تاثیر قرار داد این بخش از زندگی نامه ی نویسنده ی کتاب بود که در خلال مقدمه ی کتاب آمده بود:

«به هنگام گشایش جبهه ی دوم و پیاده شدن قوای متفقین در سواحل فرانسه،دیگر بار به زاد بوم خویش بازگشت و با درجه ی سرهنگی نیروی هوایی دوش به دوش سربازان و افسران متفق برای نجات میهن از یوغ فاشیسم جان بر کف ... دیدن ادامه » نهاد.در 21 ژوئیه ی 1944 که برای پرواز اکتشافی بر فراز فرانسه ی اشغال شده از جزیره ی "کرس" به پرواز در آمده بود شکار هواپیماهای شکاری آلمان شد و دیگر به فرودگاه خود باز نگشت.
می گویند چندی بعد،از گزارش افسر آلمانی به قسمت فرماندهی خود معلوم شد که یکی از افسران مقتول دشمن همان آنتوان دوسنت اگزوپری بوده است.از شگفتی های تصادف،افسر گزارش دهنده،خود یکی از علاقه مندان به آثار اگزوپری و از مترجمان آلمانی یکی دو نوشته ی او بود و آنقدر از آن ضایعه ی اسفناک اندوهگین شد که مدتی گریست.»
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
آدمها همه چیز رو همین طور حاضر و آماده از دکان ها میخرند. اما چون دکانی نیست که دوست معامله کند، آدمها مانده اند بی دوست.
تو اگر دوست میخواهی خوب مرا اهلی کن...!

شازده کوچولو | آنتوان دو سنت‌ اگزوپری
سلام

در رابطه با دیوار نوشته ی قبلی بنده:

انتشارات ... دیدن ادامه » معرفی شده، مورد علاقه ی بنده نیست

من ترجمه ی محمد قاضی رو نیاز دارم

تشکر
سبحان معصومی این را خواند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
موجودش کنید !
سبحان معصومی این را خواند
کاربر گرامی جناب آقای محمدهادی محمدی

کتاب شازده کوچولو انتشارات امیر کبیر موجود نمی باشد ولی انتشارات هرمس، نگاه، کوله پشتی و انتشارات نیلوفر می جود می باشد.

http://shahreketabonline.com/products/115/33979
http://shahreketabonline.com/products/115/36488
http://shahreketabonline.com/products/115/34250
http://shahreketabonline.com/products/1/36919
۱۴ مرداد ۱۳۹۴
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
به گزینه عاشقشم نیازمندیم :))
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
یکی از شاهکارهای جهان کتاب شازده کوچولو نوشته سن اگزو پری است. این کتاب دربردارنده عمیق ترین مفاهیم فلسفی و روانشناسی و اجتماعی است.
از این کتاب ترجمه های متعددی از جمله ترجمه احمد شاملو ، ترجمه محمد قاضی به چاپ رسیده است؛
در زیر بخشی از این کتاب که شاید بتوان گفت زیباترین بخش کتاب هست (گفتگوی روباه با شازده کوچولو) آمده است :

روباه ... دیدن ادامه » گفت : سلام

شازده کوچولو سر برگرداند و کسی را ندید ولی مودبانه جواب سلام داد.

صدا گفت : من اینجا هستم زیر درخت سیب...

شازده کوچولو پرسید : تو که هستی؟ چه خوشگلی!...

روباه گفت :من روباه هستم.

شازده کوچولو به او تکلیف کرد که بیا با من بازی کن . من آنقدر غصه به دل دارم که نگو...

روباه گفت : من نمی توانم با تو بازی کنم. مرا اهلی نکرده اند.

شازده کوچولو آهی کشید و گفت : ببخش! اما پس از کمی تامل باز گفت : اهلی کردن یعنی چه؟ روباه گفت : اهلی کردن چیز بسیار فراموش شده ای است. یعنی ایجاد علاقه کردن...

-ایجاد علاقه کردن؟

روباه گفت : البته. تو برای من هنوز پسر بچه ای بیش نیستی مثل صدها هزار پسر بچه دیگر و من نیازی به تو ندارم تو هم نیازی به من نداری. من نیز برای تو روباهی هستم شبیه به صدها هزار روباه دیگر.ولی تو اگر مرا اهلی کنی هر دو به هم نیازمند خواهیم شد. تو برای من در عالم همتا نخواهی داشت و من برای تو در دنیا یگانه خواهم بود.
شازده کوچولو گفت: کم کم دارم می فهمم...گلی هست... و من گمان می کنم آن گل مرا اهلی کرده است...
روباه گفت: تو اگر مرا اهلی کنی زندگی من همچون خورشید روشن خواهد شد.من با صدای پایی آشنا خواهم شدکه با صدای پاهای دیگر فرق خواهد داشت. صدای پاهای دیگر مرا به سوراخ فرو خواهد برد ولی صدای پای تو همچون نغمه موسیقی مرا از لانه بیرون خواهد کشید.بعلاوه خوب نگاه کن.آن گندم زارها را در آن پایین می بینی ؟من نان نمی خورم و گندم در نظرم چیز بیفایده ایست. گندم زارها مرا به یاد هیچ چیز نمی اندازند.اما تو موهای طلایی داری و چقدر خوب خواهد شد آنوقت که مرا اهلی کرده باشی .چون گندم که به رنگ طلاست مرا به یاد تو خواهد انداخت آنوقت من صدای وزیدن باد را در گندم زار دوست خواهم داشت...
بدین گونه شازده کوچولو روباه را اهلی کرد و همین که ساعت وداع نزدیک شد روباه گفت خداحافظ و اینک راز من که بسیار ساده است:بدان که جز با چشم دل نمی توان خوب دید. آنچه اصل است از دیده پنهان است. آنچه به گل تو چندان ارزش داده عمری است که تو به پای او صرف کرده ای.
روباه گفت : آدمها این حقیقت را فراموش کرده اند ولی تو نباید فراموش کنی. تو هرچه را اهلی کنی همیشه مسول آن خواهی بود. تو مسول گل خود هستی...

شازده کوچولو برای اینکه به خاطر بسپارد تکرار کرد: من مسئول گل خود هستم..
ترجمه آقای قاضی با احترام به استاد شاملو ،دلنشینتره