:  ۳۷۵۹۵
:  داستان جهان
:  شور زندگی
:  داستان های آمریکایی قرن 20
   ایروینگ استون
:   یزدان
:  رقعی
:  ۱۳۹۴
:  ۱۸
:  ۱۴.۶
:  ۲۱.۸
:  سخت
:  ۵۱۲
:  ۲۴۰,۰۰۰ ریال



دیوار این محصول | کل دیوار
دیوار شهر کتاب، دیواری‌است برای گفت‌وگوی علاقمندان به کتاب و کتابخوانی و نوشتن درباره علاقه‌مندی های مشترک
برای نوشتن و فعالیت در دیوار شهر کتاب به سیستم وارد شوید
کتابی که من مطالعه کردم چاپ نوزدهم، ۱۳۹۴، نشر یزدان و ترجمه دکتر اسلامی ندوشن بود.

واقعا تاسف می خورم برای این انتشارات که با انتشار این کتاب با ارزش به این نحو صرفا اعتبار دکتر اسلامی ندوشن را خدشه دار کرده است.
ظاهرا ... دیدن ادامه » هیچ گونه نظارت و توجه هنگام تایپ و چاپ کتاب انجام نشده، من ۲۵۰ صفحه از کتاب را مطالعه کردم، به جرات میگم صفحه ای در کتاب وجود ندارد که در آن اشتباه تایپی و نگارشی وجود نداشته باشد و امروز متوجه شدم که چند صفحه از داستان کم است!
صفحه ۲۲۵، خط یازدهم، از وسط جمله ناگهان به خط بعد می رود و داستان از وسط یک مکالمه دیگر در جایی دیگر ادامه پیدا می کند!
با بررسی نسخه انگلیسی کتاب متوجه شدم که چندین صفحه از داستان در این میان حذف شده است!
این چند صفحه هیچ نکته قابل سانسوری نداشته اما حاوی یکی از مهمترین اتفاقات داستان است!!!
تنها توجیه حذف شده آن این است که تایپیست خوابش برده باشد و جایی دیگر از داستان بیدار شده باشد!!!

خلاصه اینکه:
این کتاب را با این چاپ و از این انتشارات تهیه نکنید!
من در حالی که ترجمه و چاپ جدیدتر این کتاب در شهرکتاب موجود بود متاسفانه به خاطر اسم اسلامی ندوشن این چاپ را تهیه کردم، شما این اشتباه را نکنید!
۱۵ فروردين
نقد شما را کاملاً تأیید می‌کنم. کتاب بسیار بسیار زیبا و ترجمه عالی است. اما حیف که حداقل 2000 اشتباه تایپی و سجاوندی و املائی و ... دارد.(بنده در نسخه‌ی خویش در هر صفحه حداقل 3 تا 4 اشتباه با خودکار مشخص کرده‌ام و حقیقتاً این کتاب عالی را با زجر و تأسف بسیار ... دیدن ادامه » خواندم.) چنین تایپ ضعیفی و مهمتر از آن حتی دریغ از یک بررسی کوچک ناشر جهت چاپ مجدد، آن هم بعد از پنجاه سال و تجدید چاپ‌های متوالی بسیار جای تأسف دارد. بنده این موضوع را با ناشر در میان گذاشته‌ام. شما نیز پیگیر شوید. واقعاً این کتاب حیف شده است. البته ترجمه‌ی آقای دکتر اسلامی ندوشن مشکل خاصی ندارد و شیوا و جذاب است. ای کاش روزی این ترجمه به‌طور بنیادی ویراستاری و ویرایش و تایپ مجدد شود. در آن زمان، حتماً خواندن این کتاب را به همگان اکیداً و اکیداً و قطعاً توصیه می‌کنم. اکنون هم اگر بسیار سهل‌انگار باشید، می‌توانید از خواندن آن البته با تساهل و تسامح بسیار، نهایت لذت را ببرید و انگلیسی آن چند صفحه‌ی مفقود شده را نیز جداگانه مطالعه نمایید.
۱۵ فروردين
به نظرتون این کتاب از انتشارات نشانه هم خوندنیه؟
۲۹ فروردين
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید

چه علاقمند به خوندن بیوگرافی باشید و چه نباشید
چه هنر یکی از دلمشغولی هاتون باشه و چه نباشه
و ... دیدن ادامه » چه ونسان ونگوگ از نقاشان محبوبتون باشه و چه اصلا چیزی جز نامش نمی دونید
این کتاب رو بخونید

من خودم رو جز دسته ای قرار میدم که جز داستان گوش بریده ی ونسان ونگوگ و آشنایی با بعضی تابلوهای معروفش هیچ اطلاعات دیگه ای ندارند ولی باور کنید زندگی نقاش بینوا خیلی بیشتر از این ها بوده

نویسنده، فصل بندی جالبی رو برای کتابش انتخاب کرده. هر فصل با محل اقامت ونسان در هر دوره (مثل لندن، پاریس، لاهه، بوریناژ و ...) نامگذاری شده و به خوبی و دقیق به اتفاقات مهم و آدم های موثر هرکدوم از این ادوار و اماکن در سیر فکری ،دلمشغولی ها، باورها و علایق ونسان می پردازه

کل کتاب بسیار غم انگیزه . می تونم بگم حتی یک نقطه شادی بخش هم در سراسر زندگی نقاش معروف پیدا نخواهید کرد.شمای کلی که از ونسان در این کتاب به نمایش گذاشته میشه مردیست که تا بیست و دو سالگی هنوز مسیر خودش رو در زندگی نیافته و این سر در گمی و عدم موفقیت ، نارضایتی و مخالفت اعضای خانواده رو براش به همراه داشته. ونسان همیشه تنهاست چه از طرف خانواده و چه از طرف زنان...زندگی عشقی ونسان هم سراسر غمناک و ناموفق بوده عاملی که به افسردگی درونی ونگوگ دامن زد

از نکات عجیب زندگی ونگوگ اینه که شاید برخلاف تصور خیلی ها، ونسان خیلی دیر علاقه درونیش به نقاشی رو کشف کرد و با این وجود سال ها درگیر یادگیری اصول اولیه و سعی و خطا بود. فقر بیش از اندازه ای که ونسان در تمام طول عمرش همیشه درگیرش بود هم روند آموزش و یادگیری و وجود امکانات اولیه نقاشی رو براش کندتر کرد .فقری که گاها ونسان رو مجبور می کرد حتی روزها بدون غذا به سر ببره و در این بین بی رحمی و بی تفاوتی اطرافیان ونسان بود که انسانیت رو از بیخ و بن برام به شکل علامت سوال دراورد.

در این بین، به همون اندازه که زندگی فلاکت بار نقاش هلندی تعجب برانگیز و باورنکردنیه، وحود تئو برادر ونسان به عنوان تنها نقطه روشن زندگی ونسان در پاسخ به سوالم راجع به انسانیت" دلگرم کننده ست"

به هر حال برخلاف تصور و باور ما، ونگوگ نقاشی بود کهفقط یک دهه به نقاشی پرداخت وحدود نهصد تابلو از خودش بر جا گذاشت و تا آخر عمر تنها موفق به فروش یکی از آنها شد و تا روز مرگش بدون درآمد، زیر فشار نداری و تحت سرپرستی مالی برادر کوچکترش روزگار سپری کرد

کتاب کمی اسیر اطناب شده. باید حق داد که برای نقاشی که چهل سال هم عمر نکرده و کلا ده سال حرفه ای تو کارنامه هنریش داره، هفتصد صفحه ترجمه فارسی کمی طولانیه که می تونه در نهایت خسته کننده هم باشه ولی خوندن این کتاب و آشنایی با ونسان بهتر از نخوندن و نشناختنشه

دوست داشتنی ترین قسمت های کتاب برای من فصل "بوریناژ" و " پاریس" بودند.در بوریناژ ،ونسان-که هنوز استعداد نقاشیش رو کشف نکرده- به عنوان مبلغ مذهبی در منطقه مسکونی معدنچیان فعالیت می کنه. تماشای بدبختی افراد و ناتوانی ونسان در حل مشکلاتشون، اون رو از مذهب رویگردان میکنه و اینجاست که میشه تجلی "انسانیت" رو در قالب تلاش ها و فداکاری های ونسان به تماشا نشست. عملی که نهایتا منجر به اخراج ونسان از سیستم مذهبی میشه

و پاریس جاییه که ونسان برای اولین بار با سبک امپرسیونیسم آشنا میشه آشنایی با خیلی از نقاشان صاحب سبک از اونجا شکل می گیره. بخش دوست داشتنی پاریس برای من ملاقات امیل زولا و ونگوگ بود. زولا که خشنود از شهرت و محبوبیت شاهکارش "ژرمینال" به ثروتی بی بدیل هم رسیده و وقوع انقلاب معدنچیان رو در اثر کتابش نزدیک می بینه، خیلی اتفاقی به نقطه اشتراکی با ونسان می رسه: معدن چی های بوریناژ! که منبع اصلی اطلاعاتی زولا برای خلق شاهکارش بودند و در صحبت هاشون همیشه به مسیحی اشاره می کردند که ایثارگرانه لحظه ای از کمک به اونها دست برنداشت و اون مسیح چه کسی می تونست باشه جز ونسان ؟
مشتاق حسین غوردروازی این را خواند
هادی زارع زاده و سلما قشقایی این را دوست دارند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید