:  ۳۴۷۶۶
:  داستان جهان
:  شب های روشن
:  داستان های روسی قرن 19
   فئودور داستایفسکی
   سروش حبیبی
:   ماهی
:  جیبی
:  ۱۳۹۳
:  ۹
:  ۱۲
:  ۱۶.۵
:  نرم
:  ۱۱۲
:  ۷۰,۰۰۰ ریال


درباره کتاب:

 در میان آثار جوانی داستایفسکی، صورت «جوان رؤیاپرداز» از صورت‌های مهم است و در حقیقت صورت خود اوست. وجه مشترک او با جوان‌های رؤیاپرداز داستان‌هایش شکایت از بخت ناهمراه است. در شب‌های روشن هم شرح اشتیاق جوانی رؤیاپرداز را می‌خوانیم که زندگی را درتنهایی به‌سر می‌کند و به دنبال گمشده‌ای که با او همزبانی کند، هر سو می‌پوید. تا عاقبت در کنار آبراه با دوشیزه‌ای گریان، که او نیز عاشقی شیدا و تنهاست، آشنا می‌شود و خیال می‌کند که ایام تنهایی‌اش به سر آمده. در گفته‌های جوان، که شرح رؤیاهای شبانه‌ی اوست، صدای خود نویسنده محسوس است. از این‌روست که داستان به زبان اول‌شخص نوشته شده و رنگ حدیث نفس دارد.


دیوار این محصول | کل دیوار
دیوار شهر کتاب، دیواری‌است برای گفت‌وگوی علاقمندان به کتاب و کتابخوانی و نوشتن درباره علاقه‌مندی های مشترک
برای نوشتن و فعالیت در دیوار شهر کتاب به سیستم وارد شوید
- انسانها در زمان درماندگی، شوربختی دیگران را شدیدتر احساس می‌کنند.
- شادی و شیرین‌کامی، انسان را خوشرو و زیبا می‌کند، طوری که می‌خواهد هر چه در دل دارد در دل دیگران بریزد و همه را شادمان کند. اما اینک درباره کتاب:
- رمانی کوتاه از داستایفسکی، که جزئی‌ترین وجوه تنهایی‌های انسان‌ها را بسیار دقیق، شاعرانه و روانشناسانه به تصویر می‌‌کشد. از خواندنش لذت بردم.

- ... دیدن ادامه » داستان انسانهایی که به تنهای‌هایشان سنجاق شده‌اند تا شاید روزی یک نفر پیدا شود و زندگی ایشان را زیر و رو ‌کند.

- عمیق‌ترین پرسش این رمان: خدای من، یک دقیقه تمام شادکامی! آیا این نعمت برای سراسر زندگی یک انسان کافی نیست؟

- پاسخ به این پرسش، قدری تامل را می‌طلبد و به سادگی نمی‌توان از آن عبور کرد. یاد باد چنین دورانی در آوان جوانی زندگی هر کس، که تکرارش احتمالا محال است.
مشتاق حسین و ناصر یُلمه این را خواندند
روژیتا احمدی ، مژگان خراسانیان و مریم جمالی این را دوست دارند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
خدای من ،یک دقیقه ی تمام شادکامی !آیا این نعمت برای سراسر زندگی یک انسان کافی نیست؟
به کسانی که این داستان رو دوست دارن توصیه می کنم فیلم شب های روشن به کارگردانی اقای فرزاد موتمن رو هم ببینن.
۰۱ شهريور
البته فیلم اقتباسی از کتابه اما فوق العاده
یادمه اون زمان فیلمشو که دیدم دوباره همون لحظه دیدمش، یه حس عجیبی داشت، اون زمانها منم شب گردی میکردم و خیلی برام دلچسب بود.
۰۲ شهريور
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
آدم رویایی، خاکستر رویاهای گذشته اش را بیخودی بهم می زند، به این امید که در میانشان حداقل جرقهء کوچکی پیدا کرده و فوتش کند تا دوباره جان بگیرند، تا این آتش احیا شده قلب سرمازدهء او را گرم کند و همهء آنهایی که برایش عزیز بودند، برگردند...


شب ... دیدن ادامه » های روشن
فیودور داستایفسکی
ناستنکا .... آیا در دل تو تلخی ملامت و افسون افسوس می دمم و آن را از ندامت های پنهانی آزرده می خواهم و آرزو میکنم که لحظات شادکامی ات را با اندوه برآشوبم و آیا لطافت گل های مهری که تو جعد گیسوان سیاهت را با آن ها آراستی که با او به زیر تاج ازدواج بپیوندی پژمرده می خواهم؟ ...
نه، هرگز، هرگز و صدبار هرگز.
آرزو میکنم که آسمان سعادتت همیشه نورانی باشد و لبخند شیرینت همیشه روشن و مصفا باشد و تو را برای آن دقیقه شادی و سعادتی که به دلی تنها و قدرشناس بخشیدی دعا میکنم.

شب ... دیدن ادامه » های روشن
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
خدای من یک دقیقه ی تمام شادکامی ایا این نعمت برای سراسر زندگی کافی نیست؟
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
چرا آنچه را که در قلب خود داریم, دقیقا بر زبان نمی آوریم, اگر واقعا منظورمان همان است؟ با این وجود, همه سعی دارند نفرت انگیزتر از آنچه هستند, به نظر آیند. گویی هراس دارند اگر خود را براحتی به نمایش گذارند, این عمل توهینی به احساسات آنها تلقی گردد....خدای مهربان ! آیا یک لحظه شادی کامل برای یک عمر کافی نیست؟...!

شبهای روشن | فئودور داستایوسکی
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
کتاب بسیار خوب
ر ضمن فیلم Le Notti Bianche (1957) از روی این کتاب ساخته شده که عالی هست
حدیث مرادزاده ، Emile آژار و مشتاق حسین غوردروازی این را خواندند
سمیه امیری این را دوست دارد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
کیفیت اثر به لحاظ ترجمه و ظاهر آن به واقع عالی است. نشر ماهی مدت هاست در مسیر درستی قرار گرفته و کتاب هایش از لحاظ بصری چشم نواز هستند. اما به لحاظ محتوا با توجه به این که اولین کتابی بود که از داستایفسکی میخواندم یک داستان متوسط نسبتا خوب رو مشاهده کردم. با یک رمان عاشقانه در وصف دو شخصی که هر کدام به نوعی از اطرافیان و جامعه خود دور افتاده ... دیدن ادامه » اند رو به رو هستیم. در نگاه اول داستان در فضایی واقعی اما با اندکی تم وهم گونه اتفاق می افتد. زیرا ما در دنیای حقیقی شخصی که با سنجاق به مادربزرگ خود وصل شده باشد یا فردی که با این شدت در خیالات خود غوطه ور هست به ندرت رو به رو خواهیم شد. اما با نگاهی دقیق تر نویسنده به قصد این فضا را خلق کرده و این هنر خواننده است که بتواند عینیات این فضا و افراد را در اطراف خود تجسمم ببخشد و در ابعاد مختلف واقعه تفکر کند.
بعد از اتمام کتاب ، مهمترین پرسشی که این اثر در ذهن من به جود آورد، این سوال بود که ""ریشه عشق در کجاست؟"" ولی با اندکی تامل بلافاصله گفتم، ""اصلا این سوال درستی است؟"" جدای از صحیح یا نا صحیح بودن همچین سوالی، نباید فراموش کنیم که عشق همواره احساس شور انگیز ابتدای مسیر نخواهد ماند. سوا از این که باید این حس را به شدت جدی گرفت، ضرورت دارد به ابعاد مختلف قضیه، به آینده ای دور از این فضای شور انگیز ابتدایی فکر کرد. بارها و بارها قبل از این الحاق، عشق خود را بررسی کرد. در هویت، طرز تفکر و رفتار طرف مقابل به عنوان مهم ترین عناصر در ساختن آینده ای عاشقانه دقیق شد، و مشاهده کرد که آیا در یک اقلیم جای خواهید گرفت؟ شاید مشابه ناستنکا و مرد عاشق قصه را در اطراف خود زیاد ببینیم که سرگشته از دنیای خود هستند و به عشق پناه میبرند. ولی مهم ترین مطلب این است که فراموش نکنیم "عشق، راه حل نیست!"

و در انتها دیالوگ زیبایی از کلمنتاین در فیلم بی نطیر درخشش ابدی یک ذهن پاک ---> در انتهای فیلم کلمنتاین رو به جول میگه : "من راه کار نیستم جول، من یک دختر دیوانه ام که دنبال ذهنیت خودش میگرده. من کامل نیستم"
Emile آژار و فاطمه حبیبی این را خواندند
سمیه امیری این را دوست دارد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید