:  ۳۲۳۹۱
:  داستان جهان
:  گریز دلپذیر
:  داستان های فرانسه قرن 20
   آنا گاوالدا
:   قطره
:  رقعی
:  ۱۳۹۵
:  ۱۱
:  ۱۴
:  ۲۱
:  نرم
:  ۱۴۸
:  ۹۰,۰۰۰ ریال


درباره کتاب:

«گریزِ دلپذیر»، آخرین اثرِ گاوالدا، رُمانى کم‏ حجم اما بسیار گیرا است. سفرِ شادمان چهار خواهر و برادر به دنیاى کودکى‏شان تا چند ساعتى، زندگى روزمره و رنج‏هاى خود را فراموش کنند، تا شاید دوباره آن آرامش و دل‏خوشى را که زندگى‏شان در نقشِ آدم‏هاى بالغ و بزرگسال از آن‏ها ربوده، بازیابند. ...[چیزى شبیه یک روز مرخصى اضافىِ حین خدمت، کمى مهلت، فاصله‏ى بین دو پرانتز، یک لحظه لطافت. چند ساعتى که از دیگران ربوده بودیم...]...[زندگى هنوز چند روز مرخصى برایمان اندوخته بود؟ و نیز چند تا دماغ‏سوخته؟ چند تا دلخوشى کوچک؟ کِى همدیگر را از دست مى‏دادیم و رشته‏ها چگونه مى‏گسستند؟
دیوار این محصول | کل دیوار
دیوار شهر کتاب، دیواری‌است برای گفت‌وگوی علاقمندان به کتاب و کتابخوانی و نوشتن درباره علاقه‌مندی های مشترک
برای نوشتن و فعالیت در دیوار شهر کتاب به سیستم وارد شوید
کتابهای قبلی آنا گاوالدا رو خیلی بیشتر دوست داشتم
زهرا محمدزاده این را دوست دارد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
#هزار کتاب

گریز دلپذیر

تاریخ ... دیدن ادامه » شروع ۹۴/۰۱/۰۵

هنوز ننشسته بودم،یک طرف باسنم در هوا بود و دستم به دستگیره در ِ ماشین که زن برادرم هجوم آورد :
_ای بابا ...این همه بوق زدیم نشنیدی؟ ده دقیق هست اینجا هستیم!
جواب دادم.
_سلام

برادرم رو به من کرد. چشمک کوتاهی زد :
_اوضاع رو به راهه خوشگله؟
_خوبم.
روژیتا احمدی و ناردون شهسواری این را دوست دارند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
همیشه که صبر کردن ، بخشیدن ، ماندن و تحمل کردن به این معنا نیست که همه چیز درست می شود،
لازم است گاهی وقتها دست از این تظاهر کردن برداری،
باید دست بکشی از بخشیدن کسی که هیچ وقت بخشیدنت را نفهمید.
ﺗﺎ ... دیدن ادامه » ﺍﯾﻦ ﺑﺎﺭ ﺩﺭ ﺁﺭﺯﻭﯼ ﺑﺨﺸﺶ ﺗﻮ ﺑﺎﺷﺪ.
وقتی میمانی و می بخشی فکر می کنند رفتن را بلد نیستی ﺑﺎﯾﺪ ﺑﻪ ﺁﺩﻣﻬﺎ ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﺩﺍﺩﻥ ﺭﺍ ﻣﺘﺬﮐﺮ ﺷﺪ ﺁﺩﻣﻬﺎ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﻧﻤﯽﻣﺎﻧﻨﺪ،
ﯾﮑﺠﺎ ﺩﺭ ﺭﺍ ﺑﺎﺯ ﻣﯽ‌ﮐﻨﻨﺪ ﻭ ﺑﺮﺍﯼ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﻣﯽﺭﻭﻧﺪ!! ..
میشه صفحه ای که این متن قرار داره رو بگید؟
۱۴ خرداد ۱۳۹۵
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
همیشه که صبر کردن , بخشیدن , ماندن و تحمل کردن به این معنا نیست که همه چیز درست می شود ...
لازمه گاهی وقتها دست از این تظاهر کردن برداری ,

باید ... دیدن ادامه » دست بکشی از بخشیدن کسی که هیچ وقت بخشیدنت را نفهمید

ﺗﺎ ﺍﯾﻦ ﺑﺎﺭ ﺩﺭ ﺁﺭﺯﻭﯼ ﺑﺨﺸﺶ ﺗﻮ ﺑﺎﺷﺪ وقتی میمانی و می بخشی فکر می کنند رفتن را بلد نیستی ﺑﺎﯾﺪ ﺑﻪ ﺁﺩﻣﻬﺎ ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﺩﺍﺩﻥ ﺭﺍ ﻣﺘﺬﮐﺮ ﺷﺪ ﺁﺩﻣﻬﺎ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﻧﻤﯽ ﻣﺎﻧﻨﺪ ...

ﯾﮑﺠﺎ ﺩﺭ ﺭﺍ ﺑﺎﺯ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ ﻭ ﺑﺮﺍﯼ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﻣﯽ ﺭﻭﻧﺪ ...

گریز دلپذیر _ آنا گاوالدا
میشه صفحه ای که این متن قرار داره رو بگید؟
۱۴ خرداد ۱۳۹۵
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
داریوش ولیپور و پریسا آهنین این را خواندند
روژیتا احمدی و حسین دهقان این را دوست دارند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
گاهی بی هیچ بهانه یی کسی را دوست داری ،
اما گاهی با هزار دلیل هم نمی توانی یکی را دوست داشته باشی !

گریز دلپذیر / آنا گاوالدا
میشه صفحه ای که این متن قرار داره رو بگید؟
۱۴ خرداد ۱۳۹۵
این متن از کتاب من او را دوست داشتم هست که به اشتباه اینجا قرار دادم
شرمنده
۱۴ خرداد ۱۳۹۵
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
زمانی اسم کتاب و مسلما نویسنده اش جذبم کرد وقتی خواندمش فهمیدم نه نیرویی درون کتاب بوده است که جذبش شدم
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
چیزی شبیه یک روز مرخصی اضافی حین خدمت، کمی مهلت، فاصله ی بین دو پرانتز، یک لحظه لطافت، چند ساعتی که از دیگران ربوده بودیم...
گریز دلپذیر| آنا گاوالدا| نشر قطره
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
در خانه ای که آدم ها یکدیگر را دوست ندارند بچه ها نمی توانند بزرگ شوند..اینطور نیست؟
نه نمی توانند.. شاید قد بکشند امّا پر و بال نخواهند گرفت.
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید